به مناسبت سیزدهم فروردین؛ روز طبیعت

یک استاد دانشگاه: ما سپاسگزار خدا و طبیعت نیستیم/ آموزه های اسلام درباره حفظ محیط زیست

  • کد خبر : 700820
  • منبع : اختصاصی ابنا
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب اظهار داشت: ما سپاسگزار طبیعت نیستیم، سپاسگزار خداوند نیستیم که این طبیعت را در اختیار ما گذاشته و ما را بر آن مسیطر کرده است. ما از توان تسخیری خودمان خوب استفاده نمی‌کنیم.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

همزمان با فرارسیدن روز سیزدهم فروردین، ایرانیان به سنتی دیرین به دامن طبیعت می روند و روزی را همراه خانواده در دشت و دمن می گذرانند.

خبرنگار ابنا به این مناسبت، با حجت الاسلام والمسلمین دکتر «سید حسن اسلامی اردکانی» در مورد آموزه های حفظ محیط زیست در اسلام به گفتگو نشسته است.

اسلامی اردکانی، استاد تمام دانشگاه ادیان و مذاهب می باشد. او دانش آموخته حوزه علمیه بوده و مقطع دکتری را در دانشگاه قم گذرانده است. عمده پژوهش ها و تدریس های دکتر اسلامی در زمینه فلسفه اخلاق و فلسفه دین است. در سال های اخیر، در فلسفه اخلاق، در کنار اخلاق فضیلت، به اخلاق زیستی و مباحث کاربردی، به ویژه اخلاق محیط زیست، اخلاق پژوهش، و اخلاق جهانی، توجه زیادی داشته، مقالات و کتاب هایی نگاشته و در کنفرانس های علمی متعددی سخنرانی کرده است.

متن کامل گفتگو با استاد حسن اسلامی اردکانی به شرح ذیل است:



ابنا: از دیدگاه حضرتعالی اهمیت حفظ محیط زیست از دیدگاه ادیان چیست؟

ـــ دکتر حسن اسلامی: بسم الله الرحمن الرحیم.
خوشحالم که بحث حفظ محیط زیست جدی شده و از جهات مختلف به آن پرداخته می‌شود.
شکی نیست که آیات و روایات متعددی بر توجه به محیط زیست تأکید دارد. از نظر الهیاتی در اسلام،  کل طبیعت یک موجود زنده است. اصلاً چیزی به نام طبیعت بی‌جان که امروزه رایج شده و می‌گوییم "طبیعت بی‌جان" نداریم. کل هستی حیات دارد «وَ لكِنْ لاتَفْقَهُون َتَسْبيحَهُم‏» (اسرا / 44) این صریح قرآن است که کل حیات در همه هستی حضور دارد و طبیعت، تجلی و آیت خداوند است.
واقعیت این است که آن قدر بحث محیط زیست مغفول مانده که برخی سوال می‌کنند: "اصلاً اسلام به محیط زیست توجه کرده است؟" جالب است بدانید که بحث بحران محیط زیست در غرب، از نیمه دوم قرن بیستم طرح شد و در سال 1963 فیلسوفی به نام "لین وایت" مقاله‌ای نوشت به نام "ریشه‌های تاریخی بحران زیست بومی ما" و در این مقاله اشاره کرد که ادیان به خصوص ادیان مسیحیت و آیین یهود در بحث محیط زیست مقصر هستند؛ چون آموزه‌های این دو دین به گونه‌ای می باشند که انسان و مؤمنان را به طبیعت بی‌توجه می‌کند. پس از این مقاله بخشی از ادبیات حوزه محیط زیست ناظر به این بود که به این شبهه یا اشکال یا اعتراض جواب داده شود.



ابنا: آموزه های دین اسلام راجع به حفظ محیط زیست چیست؟

ـــ یکی از نکات نخستین که قرآن کریم درباره موجودات روی زمین می‏گوید این است که: تمام موجودات،‌ تمام جنبدگان،‌ چرندگان، خزندگان، پرندگان حیات دارند، امت هستند، مقصد دارند و زندگی و مرگ و رستاخیز دارند. یعنی صریحاً قرآن در این باره می‌فرماید که «وَمامِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لاطائِرٍ يَطيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ» (انعام/38) تمام پرندگان و تمام خزندگان روی زمین، امت هستند. وقتی می‌گوییم "امت" یعنی مجموعه‌ای که با همدیگر ارتباط دارند. اجزاء و متفرق نیستند.
اگر عده‌ای مثلاً در یک سینما دور هم جمع شوند و فیلم نگاه کنند امت تشکیل نمی‌دهند؛ جامعه تشکیل نمی‌دهند؛ اجتماع نیستند. این عده فقط "جمعیت" هستند. ولی هنگامی که یک مجموعه با هم ارتباط پیدا می‌کنند، شهر تشکیل می‌دهند، دولت تشکیل می‌دهند، مجلس تشکیل می‌دهند، جامعه تشکیل می‌دهند، می‌شوند "امت". وقتی می‌گوییم امت یعنی مجموعه‌ای که یک قصدی دارد: «أمّ أی قَصدَ». یعنی مسیری را می‌خواهد تعقیب کند و به جایی برسد. وقتی می‌گوییم امت اسلامی، یعنی مجموعه آدم‌هایی که با هم ارتباط دارند، مقصد، آرمان، و هدفی دارند و به سمتی می‌روند. قرآن کریم می‌گوید حیوانات، پرندگان و خزندگان روی زمین هم مثل شما امت هستند. هیچ جنبنده‌ای روی زمین نیست مگر این که مانند شما امت است. یعنی مجموعه‌ای هستند که با هم ارتباط دارند، همکاری می‌کنند، به یک هدفی سیر پیدا می‌کنند. این آموزه بسیار بسیار اساسی در اسلام است.

نکته دیگر از آموزه‌های اساسی قرآن این است که انسان‏های خوب هنگامی که بر زمین گام برمی‌دارند، آرام و نرم گام برمی‌دارند، متکبرانه گام برنمی‌دارند. متواضعانه گام برمی‌دارند. از آن طرف در قرآن آمده است «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً» (فرقان/63) بندگان خدا و عبادُ الرحمان کسانی هستند که بر زمین آرام گام برمی‌دارند. از آن طرف لقمان به فرزندش وصیت می‌کند «وَ لاتَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً»‌ (اسراء/37) متکبرانه در زمین راه نرو. چرا متکبرانه راه نرویم؟ چون علت تکبر این است که ما فکر می‌کنیم برتر از دیگران هستیم. این دیگران، گاهی انسان‌های دیگر هستند، گاهی دیگران، طبیعت است؛ فرقی نمی‌کند. هیچ برتری برای نوع بشر در قرآن دیده نشده است. در قرآن تأکید شده که «وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى ‏كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً» (اسراء/70) خدا می‏فرماید: ما فضیلت بخشیدیم به شما. یعنی ما انسان‎ها قدرت‌هایی داریم، توانایی‌هایی داریم که این توانایی‌ها، ما را بر طبیعت مسلط و چیره می‌کند؛ ولی مسلط شدن ما بر طبیعت معنایش این نیست که ما در طبیعت بهتر هستیم؛ چنین معنایی ندارد. معنایش این است که ما مسئول‌تر هستیم.‌ می‌توانیم بهتر باشیم؛ ولی لزوماً بهتر نیستیم. بله؛ در قرآن آمده است که «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويمٍ» (تین/4) اما در ادامه می‌فرماید «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ» در بدترین وضعیت می‌گوید ما در یک دامنه‌ای سیر می‌کنیم و نوسان داریم. بستگی دارد بر اساس کارهایی که می‌کنیم در قبال خودمان، هم نوعان خودمان و طبیعت می‌شود داوری نهایی کرد که ما بالاخره برتر هستیم یا پست‌تر هستیم. این نکته درباره متواضعانه گام نهادن است.

نکته دیگری که در قرآن کریم وجود دارد این است که تمام عالَم تسبیح‌گوی و عبادت‌کننده خداوند است، بنده و عبد خداوند است. تمام عالم آفریده و آیت خداوند است. در آیات متعدد آمده است: به کوه‌ها نگاه کنید،‌ به شتر نگاه کنید، به ابرها نگاه کنید، این‌ها آیات خداوند هستند. انسانی که در این منظومه زندگی کند به آیات خداوند احترام می‌گذارد. یعنی وقتی شما به جنگل بی‌اعتنایی و بی ‏توجهی کنی، یعنی به آیات خداوند بی‌اعتنایی کرده‏ ای. یعنی فقط بحث محیط زیست نیست.

ابنا: یعنی منظور شما این است که فقط از جهت "زیست محیطی" نباید به حفظ طبیعت اهمیت داد.

ـــ بله؛ ما متأسفانه در فضای فعلی، بحث را برده‏ ایم روی منابع، ثروت و ذخائر ملی و این که نسل‌های آینده باید از آنها استفاده کنند. در درجه اول، اصلاً این بحث‌ها نیست، فراتر از این‌هاست؛ بحث آیات خداوند است.
شما الان وقتی می‌بینید نام خداوند روی یک کاغذ بر زمین افتاده، این را برمی‌دارید و کنار می‌گذارید؛ زیرا به عنوان یک مسلمان مجاز نمی‌دانید که به نام خداوند بی‌احترامی شود. کسی که این نگاه را درباره طبیعت پیدا کرده باشد و طبیعت را هم آیت خداوند ببیند همان نگاه را به طبیعت خواهد داشت. بحث طبیعت‌پرستی نیست، طبیعت محضر خداوند است. خداوند خودش را در تمام عالَم متجلی کرده، گل و گیاه و دریا و ماهی و همه چیز تجلی خداوند هستند. یا این که بگوییم اگر اعتقاد داشته باشیم که این‌ها تجلی خداوند نیستند شرک است. این‌ها از کجا آمده‏اند؟ به طبیعت به هر شکلی که شما نگاه کنید، آفریده خداوند است. یعنی خداوند در این فرآیند دست دارد. دست خداوند در این‌ها دیده می‌شود و در واقع شکستن یک درخت یعنی بریدن دست خداوند. 


آموزه دیگری که در قرآن بسیار بر آن تأکید شده و همگانی می‏باشد بحث اسراف است. برخورد ما باید با طبیعت هم محترمانه باشد، و هم باید مقتصدانه باشد. اصلاً‌ اقتصاد به معنای دقیقش در سنت دینی ما معنای دیگری دارد. حضرت علی(ع) در خطبه همام در مورد اوصاف متقین می‌فرماید: مشی‌شان،‌ روش‌شان، شیوه‌شان و راه رفتن‌شان مقتصدانه است. اقتصاد یعنی پرهیز از افراط و تفریط، پرهیز از اسراف و بخل. یعنی سنجیده عمل کردن، یعنی حکیمانه رفتار کردن. یعنی من اگر به یک لیوان آب نیاز دارم یک لیوان بنوشم. دو لیوان حرام نکنم، این اقتصاد است. اصلاً صرفه‌جویی هم شاید تعبیر دقیقی برای اقتصاد نباشد. صرفه‌جویی یعنی ما یک جوری نگه داریم. اصلاً بحث نگه داشتن نیست. طریق اقتصاد یعنی آدم قصد داشته باشد در باره آن، کارش هدفمند باشد. اقتصاد یعنی هدفمندی. اگر هدف من نوشیدن یک لیوان آب است من حق دارم اخلاقاً و شرعاً یک لیوان آب بنوشم و مصرف کنم نه دو لیوان. دو لیوان مصرف کردن یعنی حرام کردن و این اسراف است. در مصرف اضافی آب، اضافی به معنای زاید، به معنای غیرضروری و غیر نیازمند است. البته اسراف در همه چیز است.
 
نکته دیگر اینکه در متون دینی ما کسانی که بی‌جهت شاخه سبزی را می‌شکنند، لعنت شده‏اند. در عربستان درخت "سدر" زیاد بود. سدر درختی است که میوه ندارد و محصولش مصرف عمومی ندارد. روایات متعددی داریم که خداوند لعنت کند کسی را که درخت سدری را بی‌جهت قطع کند. نگویید میوه ندارد، خب نداشته باشد. درخت حیات دارد و ارزشمند است. مگر این که آدم نیاز داشته باشد بخواهد واقعاً یک نیازی را رفع کند. از آن طرف تأکید شده که بکوشید کشتزارها را زیاد کنید،‌ از نابودی حرث و کِشت‌ها پرهیز کنید، دوری و ممانعت کنید.

باز آموزه دیگری که در این زمینه وجود دارد آموزه شفقت و رأفت و مهربانی به همه جانداران و به خصوص حیوانات است. در روایتی آمده است که زن بدکاره‏ای سگ تشنه‏ای می‌بیند که کنار چاه له‌له می‌زند. دلش برای این سگ می‌سوزد. داخل چاه می‌رود و با کفش خود آب می‏آورد و به این سگ می‌دهد. خداوند به خاطر همین رفتار مشفقانه‌ این زن، او را بهشتی کرد و به بهشت برد. از آن طرف روایت داریم که عابدی در بنی‌اسرائیل نماز می‌خواند و غرق عبادت بود. دو پسربچه آمدند و از جلوی او رد شدند در حالی که یک خروسی گرفته بودند و پرهای او را می‌کَندند. این عابد دید ولی به روی خود نیاورد. خداوند به زمین فرمان داد که این شخص را در خودت فرو ببر؛ این ارزش ماندن روی زمین ندارد. یا این که شخصی به خاطر مزاحمت گربه‌ای، او را گرفت و زندانی کرد تا این که مُرد. خداوند به خاطر قصاص رفتار وحشیانه‌ای که با این گربه داشت، او را به جهنم برد. لذا خوشبختانه در بعضی از فتواها شاهد این هستیم که تأکید می‌شود کشتن گربه‌ها حرام است حتی اگر مزاحمت ایجاد کنند.

ما متأسفانه از این تعلیمات دینی بسیار فاصله گرفته‏ایم و آموزه‌های دینی را به مناسبات بین انسان و خدا و نهایتاً انسان و انسان محدود و محصور کرده‎ایم. ولی تعلیمات دینی ما تعلیات گسترده‌ای هستند که یک عرض عریضی را پوشش می‌دهد از رابطه انسان با خدا، با هم نوع، با خودش و با طبیعت؛ با پرندگان و غیره. شما قرآن را ببینید همه‌اش سخن از سخن گفتن و منطق حیوانات است. از امتیازاتی که خداوند به سلیمان داده، منطق الطیر است: «و علمناه منطق الطیر».  ما به سلیمان منطق الطیر را آموزش دادیم تا بتواند با حیوانات مفاهمه کند، سخن بشنود و گفتگو کند. معنایش این است که این کار ارزشمندی است. یعنی حیوانات هم منطقی دارند، سخنی دارند و ما باید با آن‌ها هم سخن بشویم و اگر آن‌ها را لایق سخن گفتن ندانیم یعنی در واقع منکر این شده‏ایم که این‌ها آیات خداوند و حامل بخشی از تجلیات الهی هستند.



ابنا: آیاتی وجود دارد که خداوند بشر را بر زمین مسخر کرده و انسان می‏تواند در زمین تصرفاتی انجام دهد. سوال این است که حد و حدود تصرف انسان در محیط زیست خود، چه قدر باید باشد؟

ـــ بله؛ انسان بر زمین مسیطر است. چرا مسیطر است؟ چون "خلیفة الله" است. البته اگر باشد، این جای بحث مفصل دارد و من وارد آن نمی‌شوم. قرآن می‌فرماید «و جعلکم خلفاء الارض» شما را جانشینان روی زمین قرار دادیم. جانشین یعنی چی؟ یعنی کسی که در غیاب مالک،‌ صاحب یا مدیر یک جایی آن جا را اداره کند. شما وقتی مدیر یک مجموعه باشید و مرخصی بروید یا می‌خواهید یک کار دیگر انجام دهید یک نفر را تعیین می‌کنید که جای شما آن کار را انجام دهد. این شخص نماینده و جانشین شما می‌شود. جانشین شما حق ندارد هر کاری بکند. دامنه اختیارات جانشین شما نهایتاً آن چیزی است که شما تعیین می‏کنید. لذا ما آن قدر مجازیم در عالَم عمل کنیم که خداوند به ما اجازه داده است. اجازه خداوند چه مقدار است؟ همان رفتاری که خودش در طبیعت دارد. نظامی که در طبیعت حاکم است، آن چیزی که امروزه تحت عنوان "سیستم‌های اکولوژیک" می‌گویند. نظامی است که هیچ چیزی حرام نمی‌شود؛ یعنی در این چرخه طبیعت تمام درندگان، چرندگان، خزندگان و گیاهان در نهایت با هم تعامل می‌کنند. پنج آهو از بین می‌رود پنجاه آهو زاده می‌شود. چیزی به نام انقراض نسل نداریم و هیچ نسلی منقرض نمی‌شود. در طول تاریخ، انقراض‌ها خیلی خیلی محدود بوده است. مجموعه‌ انقراض‌های حیوانی که در این صد سال اخیر در دنیا صورت گرفته در تاریخ تکامل بشری بی‌سابقه است.

ابنا: یعنی به خاطر رعایت نکردن مباحث محیط زیست این انقراض‏ ها صورت گرفت است؟

ـــ بله. واقعاً بی‌سابقه است. شما در افسانه‌ها، قصه‌ها و تواریخ می‌خوانید در ایران ما شیر بوده، ببر بوده، انواع پلنگ‌ها بوده، همه این‌ها منقرض می‌شوند. تا چند وقت پیش در همین قم، خیلی از پرندگان شکاری بودند، لاشخور بوده،‌ شاهین بوده، اما امروزه دیگر نیستند. اقتصاد و توسعه کلاسیک متأسفانه الگوی خیلی بدی بوده؛ تمام الگوهای زیست محیطی خودمان را خراب کردیم و عملاً به آن هم نرسیدیم. لذا الان بحث توسعه پایدار که می‌گویند یعنی همین، یعنی جوری جلو برویم،‌ جوری این جاده را احداث کنیم که صد سال بعد هم این جنگل بماند. ولی الان هر جاده‌ای که ما می‌کشیم جنگلی نابود می‌شود. طبق آمارها چهل سال قبل در ایران چیزی حدود بیست میلیون هکتار جنگل داشتیم و جمعیت ما سی میلیون بوده است. الان جمعیت ما نزدیک هشتاد میلیون است ولی مساحت جنگلی ما شانزده میلیون هکتار شده است. یعنی چهار میلیون در چهل سال کم شده است. پس یک جای قضیه می‌لنگد. یعنی خداوند راضی نیست از این کاری که ما می‌کنیم. ما نتوانستیم جانشینی خودمان را خوب انجام دهیم. مثل این که شما رئیس بانک باشید، بانک را ترک کنید و یک نفر جانشین بگذارید. شما سه هزار مشتری داشته باشید،‌ در طول این چهار یا سه سال که شما نیستید جانشین به گونه‌ای عمل کند که مشتری‌ها کم شوند. معلوم می‌شود که او جانشین خوبی نبوده است. ما جانشینان خوبی ظاهراً نیستیم؛ اگر بودیم این اتفاقات نمی‌افتاد. آلودگی هوا، خشکسالی‌ها. قرآن صریحاً می‌فرماید: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِماكَسَبَتْ اَيْدِي النَّاس‏» (روم/41). تغییرات ناگهانی هوا بی‌خود رخ نمی‌دهد ما انسان‌ها در آن دخیل هستیم. ریزگردها اتفاقی در هوا معلق نیستند؛ ما انسان‌ها در آن مقصر هستیم. دریاچه‌ها همین جور خشک نمی‌شوند ما انسان‌ها مقصریم. فقط گناه به آن معنای شرعی نیست، هر رفتاری که من و شما می‌کنیم، قطره آبی که اضافی مصرف می‌کنیم. گیاهی که بی‌دلیل لگد می‌زنیم‌، درختی که بی‌جهت قطع می‌کنیم. همه در دراز مدت در یک مقیاس عظیم می‏شود: خشک سالی، قحطی، از بین رفتن دریاچه‌ها، خشک شدن دریاچه ارومیه.

ابنا: آیا اسلام برای این که مومنان سفر کرده و به طبیعت روند آموزه‌هایی دارد؟

ـــ خیلی تأکید شده، نگاه کردن به زیبایی‌ها، به طبیعت، به سبزه‌ها، توجه به درختان، گلکاری، درختکاری. حتی روایت معروفی وجود دارد که اگر دست یکی از شما نهالی باشد و همان موقع در صور اسرافیل دمیده شود و قیامت شود نهالش را بکارد. این توصیه و تأکیداتی که "دیگران کاشتند و ما خوردیم" در ادبیات توصیه زیادی شده است. توجه به طبیعت، رفتن به طبیعت و دیدن طبیعت اصولاً نوعی قدردانی و اجرگذاری به طبیعت است که به نحوی مادر ما محسوب می‌شود. حداقل هزار سال است که در متون اخلاقی و روایی ما آمده که پیامبر فرمود به درخت خرما احترام بگذارید چون عمه شماست «اکرموا عمتکم النخلة» به عمه خودتان احترام بگذارید. یعنی درخت خرما در عربستان عمه انسان به شمار می‌آید. این روایت رابطه خویشاوندی را می‌خواهد برقرار کند. می‌خواهد بگوید وجود ما از این درختان نشأت گرفته این درختان اگر نباشند ما نیستیم و اگر این طبیعت، این درخت‌ها و این رودها نباشند ما وجود نداریم. ما واقعاً ناسپاسی می‌کنیم کفور هستیم. آموزه قرآن این است که «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي‏ لَشَديدٌ» (ابراهیم/7) ما سپاسگزار طبیعت نیستیم، سپاسگزار خداوند نیستیم که این طبیعت را در اختیار ما گذاشته و ما را بر آن مسیطر کرده است. ما از توان تسخیری خودمان خوب استفاده نمی‌کنیم. مثل پسربچه، دختر بچه یا دوستی که برای او یک اسباب‌بازی گران‌قیمت می‌خرند ولی او آن را از بین می‌برد. رفتار مالکانه موجب می‌شود که این را از بین ببرد به جای این که خوب از آن استفاده کند.



ابنا: سیزدهم فروردین در پیش است و با توجه به سنتی که از قدیم بوده مردم ایران به دل طبیعت می‎روند، برخی متدینین اینگونه فکر می کنند که مومنان واقعی نباید در سیزده‌به‌در به طبیعت بروند، به همین خاطر نه خودشان به طبیعت می روند و نه اجازه می دهند خانواده هایشان برود. دیدگاه حضرتعالی در این زمینه چیست؟

ـــ حضرت امیر علیه السلام در عهدنامه‌ معروف به مالک اشتر می‌فرماید که هیچ سنت صالح موجودی را از بین نبر. سنت‌های بسیاری قبل از اسلام در جامعه عربی وجود داشته است. مثلاً "إخاء" به معنای‌ پیوند برادری، رسم جاهلی و متعلق به‌ قبل از اسلام بود. اسلام نیامد بگوید این إخاء مال جاهلیت است پس ما قبول نداریم و یک سیستم جدید احداث می‌کنیم. نه همان را احیاء کرد و به آن روح دینی داد. فرموده «إنّما المؤمنون إخوة». قدیم رابطه اخوت و برادری قبیلگی بود، قرآن آن را اسلامی و دینی‌ کرد. سنت نوروز هم همین است؛ به هر دلیل سنت قبل از اسلام بوده است. ریشه تاریخی آن هرچه می‌خواهد باشد، این سنت، سنت خوبی است و ما باید کمک کنیم این سنت زمینه‌ای باشد برای آشنایی با طبیعت، سپاسگزاری از طبیعت، سپاسگزاری از خداوند و آموختن و دیدن تجلیات خداوند در طبیعت. شما به میزانی که به طبیعت بروید، بگردید و ببینید حشرات چگونه زندگی می‌کنند، چگونه اکولوژی کار می‌کند،‌ چگونه یک عنکبوت دارد تار می‌تند، این‌ها تماماً درس خداشناسی است. لذا تمام کسانی که امروزه به خصوص در مورد عرفان بحث می‌کنند یکی از راه‌های رشد معنویت انسان را رفتن به طبیعت می‌دانند. پیامبر(ص) به غار حرا می‌رفت، طبیعت یعنی همین دیگر. طبیعت فقط جنگل نیست، آن هم طبیعت است. رفتن در دل طبیعت و گسستن از این مناسبات روزمره، ذهن ما را آزاد می‌کند و‌ ما را متوجه مقصود اصلی از زندگی و حیات‌مان می‌کند، ما را متوجه آن دست و آن ناپیدایی که همه چیز را پدید آورده، می‌کند.

از دیدگاه بسیاری از آموزه‌های دینی رفتن به طبیعت خوبی‏هایی دارد و متأسفم که اگر کسانی چنین فکری بکنند. گاهی وقت‌ها ما می‌گوییم در سیزده بدر اتفاقات بدی می‌افتد، رفتارهای بدی رخ می‏دهد، این‌ها را باید اصلاح کرد و اصل این برنامه، برنامه خیلی خوبی است. این روز، روز‌ استفاده از طبیعت، اصلاً روز آشتی با طبیعت باشد، روز طبیعت باشد، فهم طبیعت باشد و در دین هیچ دلیلی بر منع این رفتار وجود ندارد.

ابنا: آیا در روایات منعی در مورد رفتن به طبیعت در روز 13 فروردین (یا اصطلاحاً سیزده بدر) وجود دارد؟

ـــ اصلاً، هیچ روایتی در این زمینه وجود ندارد. اما برعکس آن از برخی روایات استفاده می شود. مثلاً آمده است که شخصی ایرانی به حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در منطقه "الانبار" فالوذج ـ همان فالوده خودمان ـ تقدیم کرد. البته آن موقع فالوده را ظاهراً‌ یک جور دیگر درست می‌کردند و نوعی شیرینی محسوب می شده است. حضرت فرمود این چیست؟ ‌یعنی مناسبت آوردن این شیرینی چیست؟ گفتند: به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: "اصنعوا لنا کل یوم نیروز". یعنی به طنز و مزاح فرمود هر روز برای ما نوروز درست کنید و هر روزمان را با آوردن هدیه، نوروزی کنید. بنابراین اگر مى توانیم خوب است که هر روز را نوروز قرار دهیم و به یکدیگر هدیه بدهیم و صله رحم بنماییم.
چه اشکالی دارد؟ نوروز یک سنت است و هر سنتی که به آموزه‌های دینی آسیب نزند، در تقابل با آموزه‌های دینی نباشد محترم و ارزشمند است. لذا به نام دین به هیچ وجه نمی‌شود با نوروز مخالفت کرد، با سیزده بدر مخالفت کرد. با این رفتارهای طبیعت دوستانه مخالفت کرد.

ابنا: از اینکه وقت ارزشمند خود را در اختیار ما گذاشتید ممنون و متشکرم.

..................
پایان پیام/ 167


نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

بروشورهای اربعین
هشدارهای اربعینی
اخبار زیارت اربعین
اخبار عزای حسینی در جهان
پیام رهبر برای حج 1349
نامه دوم
نام رهبر به جوانان غربی
کشتار شیعیان نیجریه