تحلیل سیاسی؛

«نتانیاهو» از سوی آمریكا و سعودی‌ها مأموریت جنگ دارد اما ...

  • کد خبر : 732624
  • منبع : روزنامه اطلاعات
خلاصه

رژیم صهیونیستی امنیت درونی خود را در ادامه و تشدید بحران پیرامونی در كشورهای مرزی خود، سوریه، لبنان و اردن تا فراتر از آن در حوزه خلیج فارس در تقابل با قدرت برتر ایران جستجو می‌كند.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ سال‌های سال بسیاری از صاحب‌نظران سیاسی معتقد بودند تا نفت در خاورمیانه است «بحران» نیز همزاد و همراه آن خواهد بود.

اما اكنون اغلب كارشناسان سیاسی خاورمیانه در بررسی ریشه‌های بحران در خاورمیانه بر دو محور تمركز دارند و آن را موتور تخریبی بحران و جنگ در خاورمیانه می‌شمارند. اول، دلارهای انباشته شده از درآمدهای نفتی و گازی كه در اصطلاح سیاسی «دلارهای نفتی» نامیده می‌شود و در انحصار و در اختیار حاكمیت قبیله‌ای چند شیوخ عرب است. دوم، حاكمیت رژیم صهیونیستی در اسرائیل كه قدرتمندترین نفوذ سیاسی ـ اقتصادی (سرمایه مالی) را در غرب، بخصوص در آمریكا دارد. این نفوذ را در آمریكا لابی صهیونیست‌ها در نیویورك و واشنگتن مدیریت می‌كند كه سازمان «اِپك» در آمریكا مركزیت سیاست‌گذاری آن را به عهده دارد. قدرت و نفوذ سازمان «اِپك» ارگان اصلی صهیونیست‌ها چنان شده است كه نامزدهای ریاست جمهوری آمریكا از هر دو حزب حاكم (جمهوری‌خواه و دمكرات) قبل و بعد از انتخاب باید در نشست‌های سالانه و یا ادواری آن شركت و حضور یابند. برنامه‌ها و سوگندنامه تعهد خود به حفظ كیان رژیم صهیونیستی (اسرائیل) را اعلام كنند. این مسیر را اغلب سران دو حزب در كنگره آمریكا نیز انجام می‌دهند.

اكنون بعد از شكست طرح مخوف جنگ‌های تروریستی با رهبری داعش و النصره در مركزیت و ده‌ها تشكل تروریستی كوچك و بزرگ دیگر برای سرنگونی حاكمیت در سوریه و عراق و فراهم آوردن «زمین» یا كشور سوخته، از دو كشور مهم عربی، معادله سیاسی‌ ـ نظامی آمریكا ـ اسرائیل در منطقه به هم خورده است. با ریاست جمهوری «ترامپ» و استقرار آن در كاخ سفید و ادامه نخست‌وزیری نتانیاهو طراحی جدید به صورت میدانی در حوزه خلیج‌فارس و خاورمیانه ظهور و بروز پیدا كرد. «ترامپ» به عربستان رفت و در دو روز اقامت خود در ریاض، 120میلیارد دلار به صورت نقدی و فوری، همچنین420میلیارد دلار قرارداد دوجانبه واشنگتن ـ ریاض را با سران سعودی امضاء كرد تا مجموعه‌ای از پیشرفته‌ترین تسلیحات نظامی و تهاجمی را در اختیار آنها قرار دهد. مشابه چنین قرارداد نظامی را با «امارات» و قطر نیز ترتیب داد.

ترامپ در بازگشت به واشنگتن و در اولین مصاحبه رسانه‌ای خود گفت: «این سفر موفق‌ترین سفر مالی ـ تجاری یك رئیس جمهور آمریكا است كه با درآمد آن هزاران شغل در كشورش ایجاد خواهد كرد!» از این مسیر ائتلاف جدید منطقه‌ای و بین‌المللی در حوزه خلیج فارس و خاورمیانه شكل گرفت كه در مركزیت آن آمریكا، اسرائیل، عربستان و امارات قرار دارند. با ظهور و بروز این ائتلاف، ترامپ رئیس جمهورآمریكا اعلام كرد، جهان در شرق و غرب آسیا با دو بحران سیاسی ـ نظامی مواجه است. در شرق آسیا، كره شمالی با قدرت اتمی در حال ساخت آن و در غرب آسیا با جمهوری اسلامی ایران كه با ایدئولوژی «مقاومت»، مردم و كشورهای منطقه را علیه منافع آمریكا ـ اسرائیل متحد و بسیج می‌كند. آنچه در یكسال گذشته ریاست ترامپ و متحد استراتژیكی او «نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی انجام گرفت، شرح و تفسیر رویدادهای سیاسی ‌ـ نظامی است كه خوانندگان از آن مطلع‌اند و به بازنویسی آن در این نوشته احتیاجی نیست. اما اكنون از گذر این سیاست دو ائتلاف در منطقه شكل گرفته است. ائتلاف متحدان آمریكا از جمله اسرائیل، عربستان و امارات. در مقابل ائتلاف جبهه روسیه، ایران، عراق، سوریه، حزب‌الله (لبنان) و نیروهای مقاومت در سراسر منطقه تركیه اردوغان اگرچه در جبهه ائتلاف روسیه و ایران سیاست‌ورزی می‌كند اما عضو برجسته سازمان نظامی غرب (ناتو) و دارای روابط رسمی سیاسی با اسرائیل است.

ائتلاف اول بنابر نظر اغلب كارشناسان مستقل بخصوص در اروپا و آمریكا به‌دنبال تثبیت مجدد سلطه آمریكا‌ ـ اسرائیل بر منطقه است. در حالی كه شعار ائتلاف دوم، تأمین استقلال پایدار و امنیت جمعی از طریق شكل‌گیری نظم چندقطبی در منطقه است. مركزیت و بقول معروف «گرانیكای» این هر دو ائتلاف هنوز سوریه و البته تا حدودی چگونگی شكل‌گیری آینده عراق است با این تفاوت كه هنوز در سوریه برتری نظامی تعیین‌كننده است و در عراق آینده‌نگری سیاسی و اقتصادی محوریت دارد.

استراتژی اصلی رژیم صهیونیستی در آنچه كه «بحران پیرامونی» خوانده می‌شود، هنوز تغییر نكرده است. رژیم صهیونیستی امنیت درونی خود را در ادامه و تشدید بحران پیرامونی در كشورهای مرزی خود، سوریه، لبنان و اردن تا فراتر از آن در حوزه خلیج فارس در تقابل با قدرت برتر ایران جستجو می‌كند. سیاست ترامپ كلید زدن جنگ جدید و مستقیم از سوی آمریكا در منطقه نیست. مأموریت آن به دلارهای نفتی سعودی‌ها و قدرت تخریبی نظامی اسرائیل محول شده است. در راستای همین سیاست است كه ترامپ به یكباره قدس را پایتخت اسرائیل و انتقال سفارت آمریكا به بیت‌المقدس را اعلام كرد. كمك‌های مالی به فلسطینیان را قطع كرد و با بستن دفتر دولت خودگردان فلسطینی در واشنگتن در عمل و به‌صورت تهاجمی هرگونه حمایت سیاسی یا مالی از فلسطینیان را پایان داد. مجموعه سازمان‌های مقاومت فلسطینی در مدت زمان كوتاهی با بایكوت همه‌جانبه ترامپ و آمریكا مواجه شدند و در كنار آن دست نتانیاهو برای ادامه شهرك‌سازی‌های صهیونیستی در كرانه باختری و اسكان 600 هزار نفر از شهروندان اسرائیلی باز گذاشته شد.

مشاوران آمریكایی‌ ـ اسرائیلی با مدیریت داماد صهیونیست ترامپ «گشنر» برای سعودی‌ها برنامه تأمین هزینه‌های دلاری در مسیر تهاجم نظامی «نتانیاهو» به سوریه و درصورت امكان به لبنان و در نهایت به ایران را ترسیم كرده‌اند. دیپلمات پیشین ایران كه در یكی از دانشگاه‌های آمریكا تدریس می‌كند، با نگاهی به چنین زمینه‌ای درباره نقش آمریكا و قدرت‌های منطقه‌ای می‌نویسد: «ائتلاف‌های جدید منطقه‌‌‌ای و بین‌‌‌المللی در خلیج فارس و خاورمیانه در حال شکل‌‌گیری است، متحدین آمریکا از جمله اسراییل، عربستان و امارات در مقابل جبهه روسیه، ایران، عراق، سوریه، حزب‌‌‌الله و نیروهای مقاومت مردمی همچون الحشدالشعبی عراق، ائتلاف اول برای امنیت منطقه و به دنبال تثبیت سلطه آمریکا بر منطقه است در حالی که ائتلاف دوم برای تامین استقلال خود، درصدد شکل‌‌گیری نظم چندقطبی در منطقه است. ایران و عربستان، نقش محوری درتحقق اهداف ائتلاف «هژمونی آمریکا» یا «نظم چند‌قطبی»، ایفاء می‌کنند.

تغییرات معادلات سیاسی و اقتصادی در جهان، موجب شده که آمریکا برای مهار قدرت‌های نوظهور مثل چین و هند، حضور خود در خارج از خاورمیانه را تقویت کند. این مهم موجب ایجاد خلاء و تشدید رقابت عربستان و ایران در منطقه شده است. گسترش نفوذ منطقه‌ای ایران و ترس از پر کردن این خلاء توسط ایران، ائتلاف آمریکا را به وحشت انداخته است به ویژه در دوران فعلی که جهان عرب در افول بسر می‌برد.

در این راستا سیاست عربستان بر سه محور متمرکز شده:

1ـ تثبیت اقتدار و سلطه آمریکا بر خلیج فارس.
2ـ اتحاد با اسرائیل برای بهره‌‌مندی از لابی قدرتمند جهانی صهیونیست.
3ـ مقابله با ایران و متحدان منطقه‌ای‌اش.

متقابلاً گفته می‌شود كه ایران نیز استراتژی منطقه‌ای خود را بر چهار محور متمرکز کرده:

1ـ مقابله با هژمونی آمریکا.
2ـ حمایت از نیروهای مقاومت مثل حماس و حزب‌‌الله و حوثی‌های یمن.
3ـ مقابله با گروه‌های تروریستی تکفیری - وهابی مثل داعش و القاعده.
4ـ ممانعت از سلطه عربستان بر کشورهای کوچک عربی خلیج فارس.

شكست فاجعه‌بار نتانیاهو در حمله هوایی به دمشق با سقوط جنگنده اسرائیلی در آتش پدافند هوایی ارتش سوریه، اعتراض علیه او در داخل اسرائیل، روسیه، غرب و در منطقه ایجاد كرده است. اگرچه نتانیاهو بر بحران‌های اقتصادی ـ اجتماعی داخلی (اسرائیل) ناشی از سیاست‌های دولت خودش، سرپوش می‌گذارد. اما این شكست نشان داد كه «نتانیاهو» مأموریت جنگی از سوی آمریكا و سعودیها دارد، اما تاب پرداختن هزینه‌های سنگین آن را ندارد.

به قلم: ابوالقاسم قاسم زاده

...........................
پایان پیام/ 167


نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

کاریکاتور روز قدس
کنگره نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی
هفته فرهنگی قم در لبنان
پادکست
پیام رهبر برای حج 1438
نامه دوم
نام رهبر به جوانان غربی
کشتار شیعیان نیجریه