سی شب؛ سی آموزه توحیدی

شب سی ام/ جمع بندی مطالب یک ماهه

  • کد خبر : 721911
  • منبع : اختصاصی ابنا
ماه مبارک رمضان به پایان رسید و دوباره این توفیق به ما داده شد که این روزها و شب های الهی را درک کنیم. به مناسبت این لیالی خوب و خاطره انگیز، هر شب آموزه ای از ارزشهای توحیدی اسلام را به مدد قرآن و سنت، یادآوری و به خوانندگان خبرگزاری ابنا تقدیم کردیم.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

ماه مبارک رمضان امسال هم به پایان رسید و دوباره این توفیق به ما داده شد که این روزها و شب های الهی را درک کنیم.

به مناسبت این لیالی خوب و خاطره انگیز، هر شب آموزه ای از ارزشهای توحیدی اسلام را به مدد قرآن و سنت، یادآوری و به خوانندگان خبرگزاری ابنا تقدیم کردیم.

امشب و در پایان این مجموعه، به جمع بندی مطالب هر شب در چند جمله می پردازیم.

   

                                                                                                                 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سی امین و آخرین شب /
جمع بندی مطالب یک ماهه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* اولین شب/ توحید؛ آزاد شدن انسان

پایه‌ای‌ترین اصل اعتقادی در ادیان الهی و مهم‌ترین آموزه همه انبیاء و اوصیاء توحید بوده و هست. آنها با ابلاغ توحید، به دنبال "آزادی انسان" از بندها و رهانیدن بشر از شرک و بت‌پرستی بودند؛ نه فقط بت های سنگی و چوبی، بلکه بت های انس و جن، و نیز بت های نفس و ثروت و همسر و فرزند و لذایذ دنیوی، که انسان را به پرستیدن خود فرا می خوانند. در مقابل توحید "شرک" قرار دارد. شرک به معنی شریک قرار دادن برای خداوند یکتاست؛ و تنها گناهی است که بخشوده نمی شود. ما مسلمانان نیز همه روزه بارها و بارها در اذان و نماز و دعا، به توحید شهادت می‌دهیم؛ اما در عمل، بسیار لنگ می زنیم.

* دومین شب/ توحید ذاتی

توحید ذاتی یعنی اینکه: ذات پروردگار یگانه است؛ مثل و مانند ندارد؛ بسیط است؛ جزء ندارد؛ یکى است و دومى براى او تصوّر نمى‌شود؛ همه چیز مخلوق اوست؛ پس هیچ چیز و هیچکس قابل مقایسه با او نیست. 

* سومین شب/ توحید صفاتی

توحيد صفاتى يعنى اینکه: صفات خداوند عين ذات او و عين يكديگرند و همان گونه كه ذات او ازلى و ابدى است، صفات ذاتى او ــ همچون علم و قدرت ــ نيز ازلى و ابدى هستند؛ پس اينچنين نيست كه صفاتش، زايد بر ذاتش باشند.

* چهارمین شب/ توحید اَفعالی

توحید افعالی یعنی اینکه: هیچ مؤثر مستقلی در عالم هستی به جز خداوند یگانه وجود ندارد و هرچه هست فعل الهی است. خداوند برای انجام دادن اَفعال و کارهایش، نیازی به یاری موجودی غیر از خود ندارد. همه اتفاقاتی که در جهان رخ می دهد ناشی از قدرت خداست و هیچ موجودی در جهان، قدرت تاثیرگذاری و انجام هیچ کاری را ندارد مگر به وسیله نیرویی که خداوند به او داده است. پس ما اگر از مشکلی نجات پیدا کردیم آن را از یاری فلانی و بهمانی بدانیم، گرفتار شرک پنهان شده ایم؛ زیرا همه عوامل، اسباب و وسایل خداوند هستند.

* پنجمین شب/ توحید عبادی

توحید عبادی یعنی اینکه: عبادت تنها شایسته کسی است که "خالق" است، "ربوبیت" دارد، "اله" است و "حيات و مرگ و معاد انسان" در دست اوست. و این موجود، فقط "الله" است.
حال، اگر زائر، خشوع و خضوع در مقابل قبر یک قدّیس را با اعتقاد به "خالقیت"، "ربوبیت"، "الوهیت" و یا هر یک از صفات اختصاصی خداوند انجام دهد، آن مخلوق را عبادت کرده و مشرک است؛ اما اگر آن خشوع، به دلیل محبت، تکریم و تعظیم شعائر باشد، نه تنها شرک نیست؛ بلکه امری نیکو و مورد تأکید عقل و شرع است. مانند خضوع در برابر پدر و مادر و اطاعت و دوست داشتن آنها که دستور خود خداوند متعال است. پس بین "عبادت" و "زیارت" مرز باریکی است که توحید و شرک را از هم جدا می کند؛ و آن "عقیده" و "نیت" است. 

* ششمین شب/ جلوه های توحید در دعای افتتاح

در همان دعای افتتاح، در قالب حمد و سپاس، "توحید ذاتی خداوند" اقرار می شود؛ اینکه "یگانه" است، "احد و واحد" است؛ و "شریک و "زن و فرزندی" ندارد.
سپس "توحید اَفعالی خداوند" بر شمرده می شود؛ اینکه "آفریدن"، "روزی دادن"؛ "تدبیر شب و روز" و "نعمت بخشیدن"، همه و همه کار اوست.
آنگاه به "خالقیت"، "رازقیت"، "ربوبیت" و "مبدأ و معاد بودن خداوند" اعتراف می کنیم.
آخرین جمله این دعای زیبا نیز دوباره "توحید ذاتی" است.

* هفتمین شب/ جلوه های توحید در دعای سحر

دعای سحر مشتمل بر عالی‌ترین مقامات توحید، خداشناسی، معرفت ربوبی، اسماء حسنا و صفات الهی است. از برخی فرازهای آن، "توحید اَفعالی" استفاده می شود؛ اینکه اراده خداوند برتر از تمام اراده هاست و خواسته ای وجود ندارد مگر اینکه خواسته خداوند بر آن نفوذ دارد.
برخی جملات آن بر مراتب قدرت خداوند دلالت دارد؛ و وقتی می گوییم خداوند قادر مطلق است و قدرت او بر همه موجودات احاطه دارد، این امر شامل همه صفات اوست و این، همان "توحید صفاتی" است که خاص ذات خداوند متعال است و تمایزی بین صفات او ــ اعم از قدرت، علم، سمع و ...ــ نبست؛ و همه این صفات اشاره به یک حقیقت دارد که همان ذات خداوند است.
از آخرین فرازهای دعای سحر است نیز می توان "توحید ذاتی" را استفاده نمود. اینکه: ذات پروردگار یگانه است؛ مثل و مانند ندارد؛ همه چیز مخلوق اوست؛ هیچ چیز و هیچکس قابل مقایسه با او نیست؛ و در شأت و جبروت با او برابری نمی کند.

* هشتمین و نهمین شب/ جلوه های توحید در دعای ابوحمزه

دعای ابوحمزه ثمالی از بالاترین مظاهر عبودیت است و دعایی بدین مثابه در لسان عبودیت و ادبِ بَین یدی الله، در بین بشر نیست. 
در همان جملات اولیه دعا، خضوع خود در برابر قدرت لایتناهی خداوند را می بینیم و به توحید او در "فعل" و "اثر" اعتراف می کنیم. در حیات روزمره ما خیر و نیکی فراوانی به ما می رسد که اگر ضعفِ ایمان داشته باشیم، ممکن است آن خیرات را اثر آدمیان بدانیم؛ حال آنکه امام سجاد(ع) در این دعا تمام خیر و خوبی را منحصراً از مزد خداوند می داند.
سپس به بی فایده بودنِ عبادت خدا توجه داده شده است؛ و آنگاه به فرمانروای بلا منازع او اقرار می کند.
در مجموع، توجه به مفاهیم بلند جملات حضرت سید الساجدین(ع) در این دعا ما را از اوهام "شرک خفی" خارج می کند.

* دهمین شب ؛ جلوه های توحید در دعای دیگر سحر ماه مبارک رمضان

دعای دیگری که برای سحرهای ماه مبارک رمضان نقل کرده اند، دعایی است که با "يَا عُدَّتِي فِي كُرْبَتِي وَ يَا صَاحِبِي فِي شِدَّتِي..." آغاز می شود.
این نیایش نیز با توحید آغاز می شود؛ اى يگانه، ای يكتا، اى تكيه گاه حاجات، اى كه نزاده و زاده نشده و هيچ همتايى ندارد.
سپس آن را به اوج می رساند  و از "غیر او" آزاد و رها می شود: سپاس خداى را كه او را می خوانم، و جز او را نمی خواهم، اگر جز او را می خواندم، خواندنم بى پاسخ می ماند؛ سپاس خدای را كه به او اميد مى بندم و به غيرش اميد ندارم، اگر به جز او اميد مى بستم، امیدم نااميد مى شد.
آخرین فراز این دعا، جمله ای شیرین دارد. در این جمله به خداوند عرض می کنیم که: ما مهمان تو هستیم و خودت، حق پذیرایی را بر گردن میزبان گذاشته ای. پس، از تو می خواهیم که از ما پذیرایی کنی؛ و چه چیزی برای پذیرایی بهتر از "بهشت"؟

* یازدهمین شب ؛ ثواب اهل توحید در کلام معصومان(ع)

بهترین عبادت، گفتن لا اله الا الله است؛ زیرا توحید، شالوه تمام اعمال است و احسان و عبادات بدون آن قبول نمی شود. معصومین ـ علیهم السلام ـ در پاداش اهل توحید بیانات فراوان دارند؛ از جمله:
ــ "خداوند، بدن انسان های معترف به یگانگی خداوند را بر آتش جهنم حرام کرده است".
ــ "کسی که در هر ساعتی از شب یا روز بگوید «لا اله الا الله» آن چه در دفتر اعمال او از گناه نوشته شده است، از بین می رود".
ــ "خداوند گفت: لا اله الا الله (اقرار به وحدانیت خداوند است) قلعه من است؛ پس هر کس در قلعه من داخل شود، از عذاب من در امان است".
ــ "کسی که روزه خود را با سخن یا عمل شایسته به پایان برساند، خداوند، روزه او را قبول می کند... سخن شایسته، شهادت دادن به این است که خدایی جز خدای یگانه نیست و عمل شایسته، دادن فطریه (در پایان ماه مبارک رمضان) است".

* دوازدهمین شب ؛ هفت معنای توحیدی جمله "الله اکبر" در کلام امیرالمؤمنین علی(ع)

1. توحید ذاتی خداوند  2. علم بی نهایت خداوند  3. قدرت خداوند  4. صبر و گذشت خداوند (گویی بندگان اصلاً گناهی انجام نداده اند)  5. بذل و بخشش خداوند  6. خارج از توصیف بودن خداوند  7. بی نیاز بودن خداوند.

* سیزدهمین شب ؛ معنای "اشهد أن لا اله الا الله" در کلام امیرالمؤمنین علی(ع)

معنای بار اول "اشهد أن لا إله الا الله" در اذان، یعنی اعلام کردن به این که شهادت دادن به جز به شناخت قلبی جایز نیست؛ مثل این که می گوید: بدان که هیچ عبادت شونده ای به جز خداوند نیست و هر عبادت شونده ای به جز خداوند باطل است؛ و با زبان خود به آن چه در قلبم از علم نسبت به این که "خدایی جز خدای یگانه نیست" وجود دارد اعتراف می کنم؛ و شهادت می دهم که هیچ پناهگاهی از سوی خداوند به جز به سوی خودش وجود ندارد و هیچ نجات دهنده ای از بدی هر صاحب کارهای بد و فتنه هر صاحب فتنه به جز خداوند نیست. (از این روست که بنا بر فتوای مراجع، "اصول دین" باید از روی شناخت شخصی باشد و بر خلاف احکام شرعی، نمی تواند تقلیدی باشد.)
بار دوم "اشهد أن لا اله الا الله" در اذان نیز یعنی شهادت می دهم که به جز خداوند هدایت کننده ای وجود ندارد و هیچ راهنمایی برای من به جز خداوند نیست؛ و خدا را شاهد می گیرم به این که، من شهادت می دهم خدایی جز خداوند یکتا وجود ندارد؛ و نزد همه ساکنان آسمان ها، زمین ها و آن چه میان آسمان و زمین است و تمام مردم، کوه ها، درختان، حیوانات اهلی، حیوانات وحشی، هر خیسی (تری) و خشکی گواهی می دهم که هیچ آفریدگاری به جز خداوند نیست و هیچ روزی دهنده، عبادت شونده، ضرر زننده، سود دهنده، گیرنده، دهنده، بخشنده، منع کننده، دفع کننده، نصیحت گر، کافی، شفا دهنده، اولی و آخری جز خدا نیست. آفریدن و دستور دادن مخصوص او و خوبی به دست او است؛ مبارک است خدایی که پروردگار جهانیان است.

* چهاردهمین شب ؛ جلوه های توحید در سیره امام حسن مجتبی(ع)

در سیره آن حضرت آورده اند که: "حسن بن علی چنان بود که چون از وضو فارغ می شد رنگش تغییر می کرد و می فرمود: حق است بر کسی که می خواهد به محضر خداوند وارد شود، این که رنگ چهره اش تغییر کند... و چون به نماز می ایستاد بند های بدنش می لرزید".
"امام حسن (ع) وقتی یاد مرگ می کرد می گریست؛ و چون یاد قبر می افتاد می گریست؛ و چون ازقیامت و بعث و نشور یاد می کرد می گریست؛ و چون متذکر عبور از صراط می شد می گریست... و هرگاه به یاد توقف در پیشگاه خدای تعالی در محشر می افتاد، فریادی می زد و روی زمین می افتاد".
"حسن بن علی - عليهما السلام - چنين به حج رفت در حالي که جهاز و محملها در کنار او در حرکت بودند. یعنی پياده رفتن حضرت مجتبی - عليه ‏السلام - به حج به خاطر نداشتن وسيله نبوده، بلکه از روي خضوع و تواضع در برابر حق تعالی بوده است".
دومین امام اهل بیت(ع) "اخلاص و توحید عبادی" را عامل مستجاب شدن دعا می داند و خود نیز آن را "ضمانت" می کند: "كسى كه در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نكند، چون خدا را بخواند، من ضامن اجابت دعاى او هستم".

* پانزدهمین شب ؛ خداوند و داشتن فرزند!

نسبت "فرزند داشتن" به خداوند سبحان، سخنی شايع بين مشرکان، دوگانه‌پرستان است که مثلاً فرشتگان را دختران خدا مي پنداشتند. حتی پیروان دو دین بزرگ الهیِ یهودیت و مسیحیت که از مسیر خود منحرف شده اند نیز گرفتار این شرک شدند و برخی يهودیان «عُزير» و بسیاری از مسیحیان «عيسی مسیح» را پسر خدا می دانستند و می دانند. اسلام، اين مسئله را با قاطعیت رد مي کند و خداوند را از داشتن همسر و فرزند بری می داند: "أَلَا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ لَيَقُولُونَ * وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَکَاذِبُون ــ آگاه باشيد که آنان قطعاً بر اثر دروغ بزرگشان مي گويند: «خداوند فرزند آورده» در حالي که آنان مسلماً دروغ‌گو هستند".
لازمه فرزند داشتن این است که خداوند "جسم" باشد؛ "تجزيه پذير" باشد و "شبيه و نظير" داشته باشد. همه اين موارد نشانه نيازمندی است و در شب های گذشته گفتیم که خداوند "قادر مطلق" است و نیازی ندارد.
همچنین فرزند داشتن از روی "نیاز" است؛ اما خداوندی که واجب الوجود است بايد خود منشأ و تکيه‌گاه همه موجودات باشد و اقتضای این، منزه بودن از هر نقص و نیازی است.
از سوی دیگر، هدف از فرزند داشتن، بقاي نوع و نسل است؛ در حالي که در خداوند موت و فنا تصور نمي شود؛ پس نیازی به توالد و فرزندآوری ندارد.
ممکن است برخی از مشرکان بگویند: "می دانیم که فرزند داشتن خداوند محال است؛ اما این که او به خاطر تکریم یک شخص با برای کمک گرفتن يا انس داشتن، شخصی را فرزند خود قرار دهد وجود دارد!" ؛ چنانکه اغلب نسبت‌ها و تصورات در مورد فرزند داشتن خداوند (از جمله درباره جناب عُزیر و حضرت عیسی) به اين نوع برمي گردد. اين فرض نیز به مسأله قبل و نيازمندی مادی و معنوی بر می گردد. خداوند نیاز به "کمک" ندارد و هر چه بخواهد با قدرت لایزال خود انجام می دهد. همچنین نقص معنوی نیز ندارد تا بخواهد با گرفتن انیس و مونس، آن را برطرف سازد.

* شانزدهمین شب ؛ توحید و شرک در "اطاعت"

توحيد در اطاعت یعنی اینکه: تنها موجود «واجب الإطاعة» در جهان، ذات پاک خداوند است؛ و اطاعت از هیچکس غیر از او صحیح نیست، مگر آنکه اطاعتِ او اطاعت خدا محسوب شود.
اطاعت از آنِ "حاکم" است؛ و وقتى حاکميت مخصوص خداوند باشد، مطاع بودن هم مخصوص او خواهد بود. همچنین، به حکم عقل سلیم، باید از کسی اطاعت شود که مصالح و مفاسد بشر را بداند و از خوبی و بدی آگاه باشد؛ و هیچکس جز خداوند که "خالق" انسان است از این امور مطلع نیست.
مشروعيت اطاعت از هر شخص و مقام ديگرى ــ از جمله پیامبر(ص)، امام، والدین و... ــ نیز بايد از همين جا سرچشمه گيرد؛ مانند آن که می فرماید: "مَن يطِعِ الرَّسُولَ فَقَد أطاعَ الله ــ هر کس رسول خدا را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است". (سوره نساء، 80)
ممکن است تصور شود که "توحید در اطاعت" و منحصر کردن حاکمیت در خداوند، موجب هرج و مرج خواهد گردید. امیر مؤمنان علیه السلام هرج و مرج در جامعه را نفی کردند و فرمودند: "مردم نیازمند فرمانروا هستند خواه بدکردار و خواه نیکوکار". بنابراین انسان باید برای حفظ نظم و منظام جامعه، از مدیر آن اطاعت کند؛ مگر وقتی که مدیر جامعه انسان را به گناه فراخواند که در این صورت باید اطاعت خدا را در نظر گرفت و دانست که فرمان به گناه در راستای اطاعت الهی نیست؛ که فرمود: "لا طاعَهَ لِمَخلوق فى مَعصیَهِ الخالِق" ــ هرگز اطاعت از مخلوق در معصیت خالق جایز نیست". (نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 165).

* هفدهمین شب/ ریاکاری؛ شرک اصغر

شرک ممکن است بسیار مخفی باشد و بسیاری از مؤمنان، ناخواسته گرفتار آن باشند. حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: "شرک در امت من از راه رفتن مورچه بر سنگ سیاه در شب تار پنهان تر است".
در بین انواع شرک خفی، "ریا" شرکی است که علاوه بر آثار فردی و عذاب اخروی، دارای تأثیرات مخرب اجتماعی و دنیوی نیز هست. پیامبر اکرم(ص) فرمود "خطرناک ترين چيزى که از آن بر شما مى ترسم، شرک اصغر است". اصحاب گفتند: شرک اصغر چيست اى رسول خدا؟ فرمود: "ريا کارى". و اضافه کرد: "روز قيامت هنگامى که مردم با اعمال خود در پيشگاه خدا حاضر مى شوند، پروردگار به آنهایی که در دنيا «ريا» مى کردند مى فرمايد: به سراغ کسانى که به خاطر آنها ريا مى کرديد، برويد، ببينيد پاداشى نزد آنها مى يابيد؟".
ريا بمعنى تظاهر و نشان دادن به غير است. ریاکار انسانی است که بخواهد با نشان دادن اعمال و كارهاي نيك خود به ديگران در پيش آنان اعتبار و منزلت كسب كند. به عبارت دیگر ریا این است كار خوبى به قصد نشان دادن به مردم و نه براى تقرّب به خداوند انجام شود.

*هجدهمین شب؛ رابطه "توحید" و "امام"

وهابیت و سلفیت خود را "سردمدار توحید" می دانند. آنان ــ از «ابن عبدالوهاب» گرفته تا «بن باز» ــ کتابها و رساله های متعددی در باب توحید نگاشته اند و به مدد دلارهای نفتی به زبانهای گوناگون ترجمه و در تیراژهای میلیونی منتشر کرده اند. آنها که خود را تنها موحدان جهان می شمارند و همه ــ اعم از یهودیان و مسیحیان و مذاهب مختلف شیعه و سنی ــ را کافر و مشرک می دانند، همتی عالی در تبلیغ و ترویج توحید دارند. پس چرا توحید آنان، این "اسلامِ منحرف ترسناک" را آفریده که دنیا را ویران و آخرت پیروانش را جهنمی ساخته است؟
پاسخ را در این باید جستجو کرد: توحید بدون امام.
در مطالب یازدهمین شب حدیث معروف سلسلة الذهب از امام رضا(ع) را آوردیم که فرمود: "... الله جل جلاله یقول: لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی ــ ... خداوند گفت: لا اله الا الله (اقرار به وحدانیت خداوند است) قلعه من است؛ پس هر کس در قلعه من داخل شود، از عذاب من در امان است".
حديث ديگری مشابه آن حديث، با اسناد معتبر از همان امام(ع) نقل شده است که خداوند فرمود: "... ولَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصنِي فَمَن دَخَلَ حِصنِي أَمِنَ مِن عَذَابِي ــ ... ولایت علی بن ابی طالب قلعه من است؛ پس هر کس در قلعه من داخل شود، از عذاب من در امان است".
اینجاست که پاسخ سؤال ابتدای بحث ــ در تفاوت توحید اسلامی یا توحید داعشی ــ معلوم شد: توحید اسلامی را علی(ع) بیان می کند که به «مالک اشتر»، مهربانی با مسلمان و غیرمسلمان را امر می کند و می نویسد: "دل خود را نسبت به مردم، آكنده از مهر و محبّت و لطف گردان؛ و مبادا براى آنان چون جانور درنده‌‏اى باشى كه خوردنشان را غنيمت دانى؛ زيرا كه مردم دو دسته‏‌اند: يا برادر دينى تو هستند و يا همنوع تو"؛ و توحید داعشی را مفتی تکفیری تفسیر می کنند که فرمان قتل عام انسانها را در عربستان و بحرین و یمن و ایران و عراق و اروپا و آمریکا صادر می کند.

*نوزدهمین شب؛ توحید در بیان امیر بیان ــ 1

در جریان جنگ جمل، مردی بادیه نشین از امیرمؤمنان علیه السلام پرسید: "آیا خداوند واحد است؟" اصحاب بر او تاختند و گفتند: "اکنون چه جای این پرسش است؟ مگر نمی بینی که امیرالمؤمنین به دلیل جنگ نگران است؟!" حضرت(ع) فرمود: "بگذارید بپرسد که جنگ ما با این قوم نیز بر سر همین است". حضرت آنگاه فرمود: "این سخن که خداوند، واحد (یکی) است، بر چهار قسم می باشد: دو قسم از آن چهار قسم بر خداوند، جایز نیست، دو قسم در مورد خداوند صحیح است. اما آن دو قسمی که صحیح نیست، سخن کسی است که با گفتن یک، عدد را در نظر گرفته باشد، زیرا چیزی که یک بوده و دومی ندارد، جزء عدد نیست مگر نمی بینی که هر کس بگوید، خداوند، یکی از سه نفر است، کافر است و کسی که بگوید: او یکی از مردم است و قصدش نوعی از جنس باشد، در مورد خداوند صحیح نیست، زیرا این شباهت دادن است و پروردگار ما، از این سخن بالاتر است. اما آن دو قسمی که صحیح است، سخن کسی است که می گوید: او، یگانه ای است که در میان پیامبران، شباهتی برای او وجود ندارد. پروردگار ما، این چنین است و سخن کسی که می گوید: او، در معنا و حقیقت یگانه است به این معنا که در وجودی که دارد و در عقل و خیال، تقسیم پذیر نیست. پروردگار ما، این چنین است".
نفی واحد عددی: "واحد عددی" آن واحدی است که تکثر و تعددپذیر است، هرچند این کثرات با یکدیگر مجانس نباشند. چون برای موجودی عدد "یک" را به کار می بریم، این موجود قابلیت "دو"، "سه" و... شدن را نیز دارا است. واحد عددی را نمی توان برای خداوند متعال به کار برد؛ زیرا ذات مقدس حضرت حق تعددبردار نیست. لذا این سخن مسیحیان که می گویند: "ان الله ثالث ثلاثة" کفرآمیز است.
* نفی واحد نوعی: "واحد نوعی" نیز آن واحدی است که تعدد بردار است و با افراد دیگر مجانس است. مثلا می گوییم: "این چیز مشابه آن چیز است" یا "این دو شیء از جنس یکدیگر هستند". بنابراین، در وحدت نوعی، تعدد و تشابه هست و واحد نوعی با افراد دیگر نوع هم جنس و مشابه است. پس نمی توان گفت خدا را واحد نوعی داست، زیرا لازمه آن تشابه خدا با دیگر موجودات است؛ و در شب های گذشته گفتیم که "لیس کمثله شیء ــ هیچ چیز شبیه او نیست".
* واحد به معنای بی شبیه بودن و تجزیه ناپذیر: حضرت علی علیه السلام پس از نفی وحدت عددی و وحدت نوعی، دو معنای دیگر را برای خدای تعالی اثبات می کند که یکی عبارت است از: واحد به معنای بی شبیه: "واحد لیس له فی الاشیاء شبیه"؛ و دیگری واحد به معنای نفی هر گونه تجزیه و تقسیم از ذات اقدس الهی.

* بیستمین شب؛ توحید در بیان امیر بیان ــ 2

1. توحید ذاتی: از دیدگاه حضرت علی علیه السلام توحید ذاتی به معنای "نفی شریک، شبیه و جزء از ذات مقدس ربوبی" است؛ و توحید عددی و توحید نوعی درباره خداوند درست نیست.
2. توحید صفاتی: حضرت علی بن ابی طالب این توحید را اینگونه بیان فرمود: "کمال اعتقاد به یکتایى پروردگار، پرستش خالص اوست؛ و پرستش او زمانى خالص است که هر صفتی از ذات او نفى شود، زیرا هر صفتى گواه بر این است که غیر از موصوف خود است و هر موصوفى ، گواه بر این است که غیر از صفت خود است؛ پس هرکس خداوند سبحان را به صفتى زاید بر ذات وصف کند، او را به چیزى مقرون ساخته، و هر که او را به چیزى مقرون دارد او را دو چیز پنداشته، و هر که خدا را دو چیز پندارد او را به اجزایش تقسیم کرده، و هر که به اجزایی تقسیم کند او را نشناخته است...". 
3. توحید افعالی: امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: "هر غیر او ذلیل است و هر نیرومندی جز او ناتوان است و هر مالکی جز او مملوک است و هر عالمی جز او نوآموز است و هر توانایی جز او گاه توانا و گاه ناتوان است".
4. توحید عبادی: امیرالمؤمنین علی علیه السلام یکی از اهداف مهم بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را سوق دادن مردم به عبادت خدای تعالی و "آزادی آنان از عبادت غیر" دانسته و می فرماید: "همانا خدای تعالی محمد صلی الله علیه و آله را به حق مبعوث کرد تا بندگانش را از پرستش بندگان به پرستش خود درآورد".

* بیست و یکمین شب/ توحید در بیان امیر بیان ــ 3 ؛ دلایل توحید

1. فطرت آدمیان: "همانا بهترين چيزى كه انسان ها مى توانند با آن به خداى سبحان نزديك شوند، ايمان به خدا و پيامبر، و جهاد در راه خداست كه قله بلند اسلام است، و يكتا دانستن خدا بر اساس فطرت است". (نهج البلاغه، خطبه 110)
2 . هماهنگی تدبیر جهان: "اگر مردم در عظمت قدرت خدا، و بزرگى نعمت‏هاى او مى‏ اندیشیدند، به راه راست باز مى‏ گشتند... همه موجودات سنگین و سبک، بزرگ و کوچک، نیرومند و ضعیف، در اصول حیات و هستى یکسانند، و خلقت آسمان و هوا و بادها و آب یکى است. پس اندیشه کن در آفتاب و ماه، و درخت و گیاه، و آب و سنگ ، و اختلاف شب و روز، و جوشش دریاها، و فراوانى کوه ‏ها، و بلنداى قلّه ‏ها، و گوناگونى لغت ها، و تفاوت زبان ‏ها، که نشانه ‏هاى روشن پروردگارند؛ پس واى بر آن کس که تقدیرکننده را نپذیرد، و تدبیرکننده را انکار نماید...". (نهج البلاغه، خطبه 185)
3 . نبودن نشانه های شریکان: "بدان که اگر براى پروردگارت شريكى بود پيامبران آن شريك به سويت مى آمدند، و آثار مُلك و سلطنت او را ديده، و به افعال و صفاتش آشنا مى شدى؛ اما او خدايى يگانه است همان گونه كه خود را وصف نموده، كسى در حكمرانيش با او ضديّت نمى كند، هرگز از بين نمى رود، و هميشه وجود داشته، اوّل است پيش از همه اشياء و او را اوليّتى نيست، و آخر است بعد از همه اشياء و او را نهايتى نمى باشد...". (نهج البلاغه، نامه 31)

* بیست و دومین شب: اقسام توحید در "دعای جوشن کبیر"

یکی از دعاهایی که معمولاً در شب‌های قدر خوانده می‌شود "دعای جوشن کبیر" است. در این دعا هزار اسم و صفت از اسماء و صفات خداوند متعال مطرح شده است و ما او را با این فرازها می خوانیم تا ما را از آتش خشم خود نجات دهد. این دعای دلنشین، بیان کننده تمام مراتب توحید و مشتمل بر توحید ذاتی، افعالی و دیگر اقسام توحید است. سومین شب قدر و در ادامه مباحث توحیدی، به بیان برخی از این اقسام در این دعا پرداختیم.

* بیست و سومین شب: توحید و "مردم سالاری دینی"

اولاً) جامعه و مردم نیاز به حکومت و فرمانروا دارند؛ ثانیاً) حکومت و اطاعت از نظر اسلام، فقط مخصوص خداوند و کسانی است که اطاعتِ آنها اطاعت خدا محسوب شود؛ نتیجه: آن حکومتی توحیدی است و اسلامی محسوب می شود که "قانون خداوند" را اجرا کند، تا اطاعت از آن، اطاعت از خدا محسوب شود. 
در طول تاریخ بشر، بیش از صدهزار پیامبر از سوی خداوند برای انسان ها فرستاده شد. این پیامبران، همه "انسان" بوند و از "قوم خود مردم" بر آنها مبعوث شدند؛ اما هیچکدام را مردم برنگزیدند. کما اینکه در کتاب تاریخی مشاهده نمی کنید که نقل شده باشد: "انتخابات برگزار شد و مردم، پیامبر را انتخاب کردند!". در رابطه با اوصیاء پیامبران نیز اینگونه بوده است و آنان از جانب خداوند انتخاب و از سوی پیامبر به مردم معرفی شدند؛ همانگونه که پیامبر اکرم(ص) در حجة الوداع مکلف شد که «علی بن ابی طالب(ع)» را به عنوان جانشین خود و امام مسلمین معرفی کند (سوره مائده، 67) و این کار را در غدیر خم انجام داد. به دلیلِ همین نصب الهی است که اطاعت از پیامبر و امام، اطاعت از خداوند محسوب می شود: "مَن يطِعِ الرَّسُولَ فَقَد أطاعَ الله ــ هر کس رسول خدا را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است". (سوره نساء، 80)
توحید در اطاعت، به معنی سر باز زدن از حکم کسانی است که دستوراتی غیر از دستور خداوند می دهند. اما اطاعت از کسانی که "قانون خداوند" را اجرا می کنند، در راستای اطاعت خداوند است. لذا خداوند می فرماید: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمرِ مِنكُم فَإِن تَنَازَعتُم فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّـهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِر... ــ ی کسانی که ایمان آورده‌اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را؛ و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید...". (سوره نساء، 59)
پس در عصر غیبت امام معصوم(عج)، از آنجا که حکم فقیه جامع الشرایط، "حکم  خدا و پیامبر" است، وجوب اطاعت دارد و هر حکمی، غیر از حکم خداوند، حکم طاغوت محسوب می شود.

*بیست و چهارمین شب/ "حق خدا" در رساله حقوق امام سجاد(ع)

"رسالة الحقوق" عنوان حدیثی طولانی از امام علی بن الحسین السجاد ــ علیهم السلام ــ است. این حدیث حاوی 51 تکلیف و وظیفه انسان مؤمن نسبت خداوند، خود و ديگران است. این رساله، یک منشور اخلاقی و اجتماعی است که روابط مسلمانان را با خالق و مخلوق تنظیم می کند.
بعد از مقدمه ای که امام زین العابدین(ع) قبل از شمردن این حقوق و در ابتدای حدیث فرموده اند، اولین حقی که بیان می کنند "حق خداوند متعال" است: "اما بزرگترين حق خدا اين است كه او را بپرستى و چيزى را با او شريك ندانى؛ پس چون با اخلاص چنين كردى، خدا بر عهده گرفته است كه كار دنيا و آخرتت را خود كفايت كند و آنچه از آن بخواهى برايت تأمين كند".
این بیان کوتاه حاوی سه آموزه مهم توحیدی است: 1. توحید ذاتی: اینکه او را یکتا و بی همتا بدانی و چيزى را با او شريك نکنى؛ 2. توحید عبادی: اين است كه فقط او را بپرستى؛ 3. توحید افعالی: اینکه ایمان داشته باشی که اگر توحید خود را خالص کنی، خداوند دنيا و آخرت تو كفايت می كند.

* بیست و پنجمین شب:  رفتارهای توحیدی؛ 1. دوری از تملق و چاپلوسی

معروف است که دین سه بخش دارد: "عقاید"، "احکام" و "اخلاق". عقاید، ریشه و تنه دین است؛ احکام، شاخ و برگ آن است؛ و دیندار واقعی کسی است که ثمره ریشه و شاخه اش، میوه ای به نام "اخلاق" باشد.
ایمان به توحید، که اساس اعتقادات است نیز باید در رفتارهای شخص موحد نمود داشته باشد. یکی از نمودهای ایمان واقعی به توحید، "دوری از تملق و چاپلوسی" است. چاپلوسی، مدح مبالغه آمیز از انسان های دیگر برای جلب منافع، دریافت امتیاز یا کسب منزلتی است که از راه های عادی و شرافتمندانه به دست نمی آید.
بر اساس توحید اَفعالی: هیچ مؤثر مستقلی در عالم هستی به جز خداوند یگانه وجود ندارد و هرچه هست فعل الهی است. همه اتفاقاتی که در جهان رخ می دهد ناشی از قدرت خداست و هیچ موجودی در جهان، قدرت تأثیرگذاری و انجام هیچ کاری را ندارد مگر به وسیله نیرویی که خداوند به او داده است.
امام صادق(ع) فرمود: "کسی که می گوید: اگر فلانی نبود هلاک می شدم، و اگر فلانی نبود چنین و چنان بر سرم می آمد، و اگر فلانی نبود خانواده ام از دست رفته بود، کار او از مصادیق شرک است؛ زیرا که این سخنان به معنی شریک قرار دادن در فرمانروایی و ملک خداوندی است".
بنابراین انسانی که برای رسیدن به ارزشهای مادی، منزلت مفقوده و کسب جایگاه و پایگاه، خود را زبون ساخته و به چاپلوسی یک مخلوق می پردازد، گرفتار شرک شده و از توحید دور شده است.
به عکس، انسانی که دارای کرامت نفس باشد و با وجود نیاز، دست خود را فقط به سوی خداوند دراز کند و تن به تملق دیگران نهد، "رفتاری توحیدی" از خود بروز داده است.

* بیست و ششمین شب: رفتارهای توحیدی؛ 2. دوری از تکبر و خودپرستی

یکی از رذایل اخلاقی بزرگ "تکبر است؛ که خود سرچشمه انواع گناهان دیگر می شود. "تکبّر" به معنای خودبرتر‌بینى و بزرگی فروختن به دیگران است. یعنی انسان خود را بالاتر از دیگران ببیند و آنها را کوچک شمارد و معتقد شود که بر غیر، برترى و رجحان دارد.
خداوند پس از خلقت حضرت آدم(ع) از فرشتگان خواست که بر او سجده کنند. همه اطاعت کردند غیر از «ابلیس». او که از اجنه بود، اما به دلیل طاعات و عبادات فراوان به مقام قُرب رسیده و جزء فرشتگان شده بود، "تکبّر" ورزید و گفت: "من از آدم برتر هستم" و از دستور خدا سرپیچی کرد. این ترکِ "توحید در اطاعت"، سبب کفر ابلیس شد و او را مطرود کرد. همچنین تکبر نوعی از "پرستش نفس" است؛ و در "توحید عبادی" دیدیم که پرستشِ هر چیز غیر از خداوند متعال، شرک است.
امیر مؤمنان(ع) در خطبه جاودانه "قاصعه" تکبر ابلیس را مایه کفر او دانست و فرمود: "از کاری که خداوند با ابلیس کرد عبرت گیرید. آن همه اعمال نیکویش را باطل گردانید و آن همه سعی و کوشش او را بی ثمر ساخت. ابلیس شش هزار سال خدا را عبادت کرد ــ حال از سالهای دنیا بود یا سالهای آخرت کس نداند ــ ولی یک ساعت تکبر ورزید. بعد از ابلیس چه کسی ممکن است که از اینگونه نافرمانیها در برابر ذات احدیت در امان ماند؟".

* بیست و هفتمین شب: رفتارهای توحیدی؛ 3. اجتناب از "افتادن به حرام از ترس معیشت"

"ترس از تنگی معیشت" یکی از نگرانی های دائمی ماست. اینکه: وضع زندگی ما چه خواهد شد؟ فردای فرزندانمان چه می شود؟ جهیزیه دختر و خانه پسر ما را چه کسی تأمین می کند؟ و اگر به فکر روز مبادا نباشیم، "بدبخت" خواهیم بود!
این ترس و نگرانی از بدبختی است که ما را به چاره‌اندیشی می اندازد، و همین جاست که اگر "موحّد" نباشیم، چاه برایمان راه خواهد شد.
رسول خدا(ص) در سفر حجة الوداع به مسلمانان فرمود: "هیچ کس نمی میرد، مگر وقتی که تمام روزی مقدّرش به او رسیده باشد. پس، از خدا بترسید و در طلب روزی حریص نباشید و دیر رسیدن رزق حلالتان، شما را وادار نکند که عجله کنید و رزق خود را از راه حرام بخواهید".
در بیست و شش شب گذشته مکرراً گفتیم که "همه نیروها و تأثیرات در دنیا از خداوند است". مسأله رزق و معیشت نیز از این قاعده خارج نیست. پس ترس ما از معیشت، اگر به جای تلاش در راههای مشروع، ما را به سوی حرام سوق دهد، هم "توحید اَفعالی" را نادیده گرفته ایم، و هم از "توحید در اطاعت" خارج شده ایم.
ترس از تنگی معیشتی که انسان را به مسیر حرام بکشاند، یکی از دامهای مهم «ابلیس» ــ این دشمن دیرینه ما ــ محسوب می شود که با القاء این واهمه، بشر را از طاعت خداوند خارج نموده و به اطاعت خود وادارد. خداوند می فرماید: "شیطان به شما وعده فقر و تهیدستی می‌دهد؛ و به کارهای زشت امر می‌کند؛ ولی خداوند وعده «آمرزش» و «فزونی» به شما می‌دهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و به هر چیز داناست. (سوره بقره، 268)

* بیست و هشتمین شب: رفتارهای توحیدی؛ 4. لذت از عبادت

به اعمال نیکی که با خضوع و قصد قربت به خداوند انجام شود و همراه با تقدیس و عقیده به خالقیت و الوهيت و ربوبيت معبود باشد، عبادت گفته می شود. نماز، روزه، علم آموزی، پرداخت صدقات واجب و مستحب، نیکی به والدین و بستگان، صله رحم، حج، زیارت، کمک به بیماران و درماندگان، خدمت به خلق، قرائت قرآن، نیایش و... اگر با قصد قربت و بدون ریا و انگیزه های غیرالهی انجام شود، عبادت محسوب می گردد.
رسيدن انسان به کمال و نزديک شدن او به خداوند، بالاترين هدف آفرينش است. انسان كامل، کسی است كه به آستان قرب الهي راه يافته و در نتيجه، از رحمت بی پايان او بهره‌مند شده است: "و لا يَزالُونَ مُختَلِفِينَ إِلاَّ مَن رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ ــ ولی آن‌ها همواره مختلفند، مگر كسي كه مورد رحمت الهي قرار گيرد، و برای همين (پذيرش رحمت) خداوند آن‌ها را آفريد". (سوره هود، 119)
اين بهره‌مندی از رحمت الهي، نتيجه عبوديت و کارهای نیکی است که در فرصت کوتاه دنیا باید آنها را انجام داد: "و ما خَلَقتُ الجنَّ وَ الإِنسَ إِلاَّ لِيَعبُدُون ــ من جنس و انس را نيافريدم جز برای اينكه عبادتم كنند"(سوره ذاريات، 56) زیرا این عبادت است که آنها را به قلّه كمالات رهنمون می گردد.
بنا بر آنچه گفتیم، انسان موحّد باید "عاشق عبادت" باشد؛ چرا که این، تنها وسیله ای است که او را به هدف آفرینش ــ که همان کمال و قرب الهی است ــ می رساند.

* بیست و نهمین شب: رفتارهای توحیدی؛ 5. آرامش روانی و رفتاری

در جهان امروز، اضطراب و استرس به جزئی جدایی ناپذیر زندگی تبدیل شده است. عجیب اینکه این اضطراب ــ بر خلاف بسیاری از آسیب های اجتماعی دیگر ــ رابطه معناداری با "فقر و محرومیت" نیز ندارد؛ بلکه در بین ثروتمندان، افراد قدرتمند، جوامع مرفه و کشورهای توسعه یافته نیز در مقیاس بالایی دیده می شود.

یکی از نتایج عملی توحید واقعی، آرامش انسان و رهایی از این استرس هاست. اگر ارزش‌ها و اعتقادات توحیدی، درونی و نهادینه شود و همان‌گونه که غذا جذب ارگانهای بدن می‌شود، عقیده توحید نیز جزء خُلُق و شخصیت‌ انسان گردد، او هیچ دلیلی برای اضطراب نخواهد داشت؛ همانگونه که پیامبر(ص) و اهل بیت او "نفس مطمئنه" بودند و سخت ترین مشکلات و مهیب ترین مصیبت ها، در روح و روان آنان خللی ایجاد نمی کرد.

ايمان"، "زندگی برای خدا"، "ناامید نشدن از شکست های ظاهری"، "قناعت و دوری از زیاده خواهی"، "گذشت و فداکاری"، "ذکر و یاد خداوند" و "رضایت به قضای الهی" از عوامل توحیدی است که موجب آرامش روحی و رفتاری انسان می گردد.

* سی امین و آخرین شب: جمع بندی مطالب یک ماهه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای دیدن تفصیل مطالب هر شب، از لینک های پایین صفحه استفاده کنید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

#توحید
#رمضان
#سی_شب_سی_آموزه

...........................
پایان پیام/101

یادداشت های معنوی رمضان:
ــ یادداشت اول/ ماه مبارک رمضان و "یاد والدین از دست رفته"
ــ یادداشت دوم/ ماه مبارک رمضان و "بازگشت به قرآن کریم"
ــ یادداشت سوم/ "آشتی کنان و آشتی دادن" ؛ برتر از نماز و روزه مستحبی

سی شب ؛ سی آموزه توحیدی (به مناسبت ماه مبارک رمضان):
ــ اولین شب/ توحید؛ آزاد شدن انسان
ــ دومین شب/ توحید ذاتی؛ یکی بود «یکی» نبود
ــ سومین شب/ توحید صفاتی؛ ذات و صفت از هم جدا نیستند
ــ چهارمین شب/ توحید افعالی؛ هشدار شرک پنهان
ــ پنجمین شب/ توحید عبادی؛ مرز باریک عبادت و زیارت
ــ ششمین شب/ جلوه های توحید در دعای افتتاح
ــ هفتمین شب/ جلوه های توحید در دعای سحر
ــ هشتمین شب/ جلوه های توحید در دعای ابوحمزه ثمالی ـ 1
ــ نهمین شب/ جلوه های توحید در دعای ابوحمزه ثمالی ـ 2
ــ دهمین شب/ جلوه های توحید در دعای دیگر سحر ماه مبارک رمضان
ــ یازدهمین شب/ ثواب اهل توحید در کلام معصومان(ع)
ــ دوازدهمین شب/ هفت معنای توحیدی "الله اکبر" در کلام امیرالمؤمنین علی(ع)
ــ سیزدهمین شب/ معنای "اشهد أن لا اله الا الله" در کلام امیرالمؤمنین علی(ع)
ــ چهاردهمین شب/ جلوه های توحید در سیره امام حسن مجتبی(ع)
ــ پانزدهمین شب/ خداوند و داشتن فرزند!
ــ شانزدهمین شب/ توحید و شرک در "اطاعت"
ــ هفدهمین شب/ ریاکاری؛ شرک اصغر
ــ هجدهمین شب/ رابطه "توحید" و "امام"
ــ نوزدهمین شب/ توحید در بیان امیر بیان ــ 1
ــ بیستمین شب/ توحید در بیان امیر بیان ــ 2
ــ بیست و یکمین شب/ توحید در بیان امیر بیان ــ 3 ؛ دلایل توحید
ــ بیست و دومین شب/ اقسام توحید در "دعای جوشن کبیر"
ــ بیست و سومین شب/ توحید و "مردم سالاری دینی"
ــ بیست و چهارمین شب/ "حق خدا" در رساله حقوق امام سجاد(ع)
ــ بیست و پنجمین شب/ رفتارهای توحیدی؛ 1. دوری از تملق و چاپلوسی
ــ بیست و ششمین شب/ رفتارهای توحیدی؛ 2. دوری از تکبر و خودپرستی
ــ بیست و هفتمین شب/ رفتارهای توحیدی؛ 3. اجتناب از "افتادن به حرام از ترس معیشت"
ــ بیست و هشتمین شب/ رفتارهای توحیدی؛ 4. لذت از عبادت
ــ بیست و نهمین شب/ رفتارهای توحیدی؛ 5. آرامش روانی و رفتاری
ــ سی امین و آخرین شب/ جمع بندی مطالب یک ماهه


نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

کاریکاتور روز قدس
پادکست
پیام رهبر برای حج 1438
نامه دوم
نام رهبر به جوانان غربی
کشتار شیعیان نیجریه