درس اخلاق (139)

طبیعت حیوانی انسان او را به گناه می کشد/ رسیدن به حیات طیبه با کسب ایمان

  • کد خبر : 750446
  • منبع : اختصاصی ابنا
خلاصه

یک استاد اخلاق گفت: طبیعت انسان با گناه همراه است و کسی نمی تواند به خودی خود گناه را ترک کند، چون طبیعت و ذات او حیوانی است و این طبیعت انسان باعث می شود که آدمی میل به گناه داشته باشد.

خبرگزاری اهل بیت(ع) – ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

جلسه هفتگی سخنرانی آیت الله «محمدعلی جاودان» از اساتید اخلاق شهر تهران و از شاگردان خاص مرحوم آیت الله «حق شناس» عصر چهارشنبه 28 فروردین ماه 1398 در حسینیه مرحوم شیخ مرتضی زاهد برگزار شد.

آیت الله جاودان در این جلسه درباره علت گناه کردن و راه رسیدن به حیات طیبه نکاتی بیان نمودند.

گزیده بیانات ایشان به شرح زیر است:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* گناه، نتیجه طبیعت حیوانی انسان

طبیعت انسان با گناه همراه است و کسی نمی تواند به خودی خود گناه را ترک کند، چون طبیعت و ذات او حیوانی است و این طبیعت انسان باعث می شود که آدمی میل به گناه داشته باشد.

فرض کنید یک مجموعه گوسفند از راهی عبور می کند، و این گوسفندان این طرف جاده هستند و آن طرف جاده هم مزرعه گندم سرسبزی است؛ حالا اگر جلوی این گوسفندان را نگیرید، به طور طبیعی آنها به سوی مزرعه خواهند رفت و ما انسان ها نیز چنین طبیعتی داریم.

قرآن در آیه 122 سوره انعام می فرماید: «أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ...»،مرده اند و زنده می شوند. منظور قرآن از این زنده شدن یعنی اینکه ایمان می آورند و اگر آدمی ایمان بیاورد، زنده می شود. آن زنده بودن اولی یک زندگی طبیعی بود ولی وقتی ایمان آورد دیگر در این زندگی جدید آدمی دغدغه آخرت دارد و هر کاری که می کند می داند فردای قیامت باید جواب دهد و حساب و کتابی در کار است. و این ایمان آوردن به معنی دغدغه آخرت داشتن است.

* کسب حیات تازه با ایمان و رسیدن به درک و فهم

و اگر این ایمانی که آورده زیاد باشد و با این ایمان قوت بگیرد، دیگر آدمی احساس وجود یک حیات تازه می کند، این حس کردن او نیز مانند حس کردن لمس دو انگشت است، همانگونه که انسان دو تا انگشت را می تواند لمس کند این حیات تازه را هم لمس می کند.

حالا ثمره این حیات تازه، فهم و ادراک است. قبلا خیلی چیزها را نمی فهمید اما حالا که ایمان کسب کرده و به حیات تازه رسیده، درک و فهم نیز کسب کرده است و یک مجموعه ادراکات تازه پیدا نموده است. نشانه این حیات همین حس و حرکت است و در این حیات دیگر انسان ترسی ندارد، مثلا ترس مال وقتی کسی دارد این ترس از حیات طبیعی او است.

در ادامه آیه 122 سوره انعام قرآن می فرماید: «وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ...»،کسی که این حیات تازه را کسب کرد و از مردگی با ایمان درآمد، به او یک چراغ هم می دهند تا دستش بگیرد و همه اش با چراغ راه را طی می کند. کسانی که در زندگی اشتباه می کنند به خاطر این است که این چراغ را ندارند و راه صحیح را نمی توانند ببینند و اشتباه می روند. این ایمان آوردن به معنای چراغ به دست داشتن است، پس شما هر چه ایمانت قوی تر باشد، چراغ شما نیز قوی تر است و تا جایی می رسید که از اینجا قیامت را هم می بینید.

تا دیر نشده و موهایتان سفید نشده فکری به حال خود کنید، بدانید که اگر آدم بکوشد به آن حیات تازه می رسد. قرآن در آیه 16 سوره نحل می فرماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثي‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً....هر کس از مرد یا زن ، عمل نیک انجام دهد در حالی که ایمان داشته باشد پس او را بی تردید ( در دنیا ) به زندگی پاکیزه ای زنده خواهیم داشت».

با کسب این حیات طیبه انسان دیگر حرص نمی خورد، اصلا در او حرص نیست، مثلا در ماشین نشسته حرص نمی خورد و این طرف و آن طرف را نگاه نمی کند، بعضی ها این قدر حرص دارند که سیرناپذیر هستند؛ مثلا در نگاه حرام حریص هستند، آن قدر حریص که نگاه های آنها سیرناپذیر است، اما وقتی این حیات طیبه و تازه را کسب کردید دیگر این سیرناپذیری حرام از بین می رود.

* پرهیز آیت الله حق شناس از نگاه کردن های بی دلیل

مرحوم حاج آقا حق شناس 70 سال سرشان پایین بود. حتی وقتی در ماشین هم می نشستند باز سرشان پایین بود و حتی اگر با کسی هم صحبت می کردند باز سرشان پایین بود و به صورت کسی نگاه نمی کردند. بنابراین اگر آدمی چشمش را اینجا ببندد، جای دیگر چشمش را باز می کنند و زیبایی هایی را خواهد دید که هرگز اینجا نیست.

آدمی باید مراقب نگاه کردن و چشمش باشد، دقت کنید، نگاه بی خود نکیند، نگاه بی خود یعنی این دیدن و نگاه کردن دلیل دیدن نداشت. مثلا دلیل ندارد که وقتی من با شما صحبت می کنم حتما به صورت شما هم نگاه کنم.

* دیدن زیبایی های واقعی با چشم بستن بر زیبایی های خیالی دنیا

اگر آدم از زیبایی های این دنیا بگذرد، یک زیبایی هایی را خواهد دید که با این دنیا قابل مقایسه نیست، اصلا حتی فرض مقایسه هم ندارد و بی نهایت است. اصلا این دنیا برترین چیزی ندارد و همه آنها خیالات است، حتی همین زیبایی ها هم خیالات است.

این که شیطان می خواهد در این دنیا بر ما سلطنت کند، لذا برای سلطنت کردنش دنیا را برای ما زینت می کند و ما فکر می کنیم دنیا زیباست در صورتی که واقعیت ندارد و این زیبایی رنگ آمیزی است. اما اگر آدمی از این رنگ آمیزی ها بگذرد و چشمش را ببندد، رنگ آمیزی واقعی را به او نشان خواهند داد و از این زیبایی های این عالم به یک زیبایی هایی فوق حد و مرز می رسد.

دوستی داشتیم که یک دوره خیلی زحمت کشیده بود و شب ها 6 ساعت به اذان صبح بیدار می شود ومشغول عبادت بود. وی می گفت دیگر ترس از دل من رفته است و من ترسی ندارم. ترس یک نقص است که برای این دوست ما این نقص برطرف شده بود.

حرص، کینه، غیبت و امثال اینها هم نقص است که در برخی از ما وجود دارد.

یک اصل از وجود ما نقص دارد که باعث شده در ما ترس، حرص، تکبر، حسد و .... باشد. اما وقتی این کمبودها و نقص ها برطرف شود، دیگر ترسی ندارید که از آن بترسید، آن چه عقلت می گوید عمل می کنید، اما اگر ترس باشد، ترس جلوی عقل را می گیرد و یا اگر حرص باشد، حرص جلوی مصلحت اندیشی را میگیرد و نمی گذارد.

.................

پایان پیام/184


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

نه به معامله قرن
رمضان
کنگره شعر ابوطالب
کشتار شیعیان نیجریه