به قلم آیت‌الله معرفت(ره)؛

اهل‌بیت(ع) و تفسیر / قسمت اول

  • کد خبر : 752863
  • منبع : روزنامه اطلاعات، 18 خرداد 1398
اهل‌بیت راسخان در علم و مصداق كامل صفت «اهل الذكر»ند كه تفسیر و تأویل قرآن را یكجا مى‌دانند؛ لذا فقط اینانند كه براى همیشه شایستگى مرجعیت امت در فهم معانى قرآن و آموزش آیات آن را دارند.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

آیت الله «محمدهادی معرفت» در سال ۱۳۰۹ ش. در خانواده روحانی در شهر کربلا متولد شد. پس از تحصیل مقدمات و سطح، در سال ۱۳۴۰ ش. و پس از فوت پدرش، برای تکمیل تحصیلات خود به نجف اشرف مهاجرت نمود و از دروس فرهیختگان علم و فقاهت آن دوران همچون آیت الله سید محسن حکیم، آیت الله سید ابوالقاسم خوئی و امام خمینی(ره) استفاده کرد.

در این هنگام بود که انگیزه پرداختن به مسائل قرآنی در کنار فقه و اصول، ایشان را به موضوع علوم قرآنی سوق داده، بیشتر اوقات خود را برای این کار مصروف داشت؛ تا بدانجا که پس از مدتی توانست کتاب ارزشمند "التمهید" را در شش مجلد و نیز کتاب "التفسیر و المفسرون" را در دو مجلد تالیف نماید.

در سال ۱۳۵۱ که حکومت بعث عراق ایرانیان اصیل را اخراج کرد، به اتفاق خانواده رهسپار ایران شد و در حوزه علمیه قم به فعالیت‌های علمی خود همچون تدریس و تألیف ادامه داد که محصول آن تالیف کتاب ارزشمند "صیانة القرآن من التحریف" و ترجمه کتاب "التفسیر و المفسرون" می‌باشد. کتاب های "ولایت فقیه"، "حدیث لا تعاد" و "التفسیر الجامع الاثری" که در آن روایات تفسیری فریقین جمع‌آوری و مورد نقد و بررسی قرار گرفته از دیگر آثار اوست.

آیت الله معرفت در سال ۱۳۸۶ شمسی در شهر مقدس قم به ملکوت اعلی پیوست.

آنچه در پی می آید قسمت دوم مقاله "اهل‌بیت(ع) و تفسیر" به قلم مرحوم آیت الله محمدهادی معرفت است:

       

                          

**   اهل‌بیت(ع) و تفسیر / قسمت اول    **

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: آیت الله محمدهادی معرفت (ره) 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیامبر اكرم(ص) درباره عترت طاهره، در كنار قرآن سفارش نمود و آن دو را یادگارهاى ماندنى و جاودانة خود در میان امت قرار داد و از آن دو به «ثقلین» تعبیر كرد كه تا زمان رستاخیز و حضور در كنار حوض كوثر از یكدیگر جدا نمی‌شوند. این تعبیر كنایه از استمرار خط این دو، تا فرجام جهان است و به سان دو پرچم هدایت براى امت با هم دوام خواهند یافت و تا هنگامى كه بدان دو چنگ بزنند، هرگز گمراه نخواهند شد.

این حدیث گاه با الفاظ «كتاب الله و عترتى» و گاه با تعبیر «كتاب الله و اهل بیتى» و گاهى با جمع بین هر دو تعبیر «عترتى اهل بیتى» وارد شده است تا یكى از آن دو بیانگر و روشنگر دیگرى باشد. همگان بر صحت این حدیث و اتقان طرق و اسانید آن با تمام تعابیر اتفاق نظر دارند. علامه ‌امینى مى‌گوید: «این حدیثى است كه همه ‌امت و حافظان حدیث بر درستى آن اتفاق نظر دارند.» ابن حجر هیثمى مى‌گوید: «این حدیث داراى طرق فراوانى است كه از حدود بیست و اندى نفر از صحابه نقل شده است»

* نكات حدیث ثقلین

از حدیث ثقلین چند نكته استفاده مى‌شود:

نخست: لزوم مودّت اهل بیت(ع): ابن حجر هیثمى مى‌گوید: «در این احادیث به ویژه عبارت‌هاى «انظروا كیف تخلّفونى فیهما، اوصیكم بعترتى خیراً و اذكركم الله فى اهل بیتى» (بنگرید پس از من چگونه با ایشان رفتار می‌كنید. شما را به نیكی در باره خاندانم سفارش می‌كنم و در باره اهل بیتم خدا را به یادتان می‌آورم) قویاً بر مودت و مزید احسان نسبت به آنان و احترام و بزرگداشت و اداى حقوق واجب و مستحب آنان تأكید شده است. چگونه چنین نباشد در حالى كه از نظر افتخار و نسب، شریف‌ترین خاندانى هستند كه بر روى كره خاكى قدم گذاشته‌اند. او همچنین مى‌گوید: عبارت پیامبر(ص) كه فرمود: «لا تُقدّموهما فتهلكوا، و لا تقصرّوا عنهما فتهلكوا، و لا تعلّموهم فانّهم اعلم منكم» (از این دو پیش میفتید كه نابود می‌شوید، و در باره این دو كوتاهی مكنید كه نابود می‌شوید، و به ایشان میاموزید كه آنها از شما داناترند) دلالت دارد بر این كه هر كس از این خاندان براى تصدى مراتب عالیه و وظایف دینى شایستگى داشته باشد، بر دیگران مقدم است؛ چون در این باره نسبت به قریش تصریح شده است. بنابراین اهل‌بیت پیامبر(ص) كه سرآمد قریش در فضل و مایه فخر ایشان و سبب ترجیح آنان بر دیگران هستند، البته سزاوارتر و شایسته‌ترند. ابن حجر در پایان مى‌گوید: در حدیث صحیح از خلیفه اول روایت شده است كه: «احترام محمد را در رفتار با اهل‌بیت او رعایت كنید؛ یعنى پیمان و دوستى با او را درباره اهل بیتش پاس دارید».

ابن حجر به هنگام تأویل آیه «وقفوهم انّهم مسئولون» از ابوسعید خدرى روایت مى‌كند كه گفت: پیامبر(ص) فرمود: «آنان را نگهدارید، تا از مسئولیت خود درباره ولایت على پاسخ دهند.» ابن حجر مى‌گوید: «گویا مراد واحدى همین بوده كه درباره آیه روایت شده است كه از آنان درباره ولایت على و اهل‌بیت سؤال خواهد شد؛ زیرا خداوند به پیامبر امر كرد تا به مردم اعلام كند كه او براى تبلیغ رسالت، پاداشى جز دوستى خویشانش نمى‌خواهد؛ در نتیجه معناى روایت این مى‌شود كه از آنان سؤال خواهد شد كه آیا چنان كه باید و مطابق وصیت پیامبر(ص)، اهل‌بیت را دوست داشته‌اند یا آنان را كنار گذاشته، حقشان را پایمال كرده‌اند؟ كه در نتیجه باید مورد بازخواست و پیگرد قرار گیرند.»

هیثمى مى‌گوید: «واحدى با عبارت «كما اوصاهم» چنان كه پیامبر(ص) سفارش كرده است، به احادیث رسیده در این باره اشاره دارد كه تعدادشان فراوان است؛ آنگاه بخشى از آنها ـ از جمله ثقلین ـ را نقل كرده و اَشكال گوناگون این حدیث را آورده و گفته: در یك روایت «كتاب الله و سنتى» آمده است كه مى‌توان گفت مقصود آن بخش از روایات كه تنها بر تمسك به كتاب تكیه كرده‌اند همین است؛ زیرا سنت، تنها بیانگر كتاب است و با آمدن كتاب نیازى به ذكر سنت نیست.

هیثمى مى‌گوید: «جان كلام اینكه بر تمسك به كتاب و سنت و چنگ‌زدن به دامان عالمان به این دو، تأكید و تشویق شده است... از مجموع آنها چنین به دست مى‌آید كه این سه (كتاب، سنت و عالمان به كتاب و سنت) تا روز رستاخیز باقى خواهند ماند» .

هیثمى مى‌گوید: «این حدیث داراى طرق گوناگونى است و از بیست و اندى نفر از صحابه روایت شده است؛ در بعضى از آن طرق آمده است كه پیامبر(ص) این حدیث را به هنگام حجة‌الوداع در عرفات ایراد كرد و در طریق دیگر آمده است كه حضرت این حدیث را در مدینه و به هنگام مرض موت و زمانى كه مدینه انبوهى از صحابه را فرا گرفته بود، فرمود. در طریق سوم این گونه‌ آمده است كه این حدیث را در غدیر خم فرمود؛ و در چهارمى چنین آمده است: حضرت پس از بازگشت از طائف در خطبه‌اى كه ایراد فرمود، به آن اشاره كرد. هیثمى مى‌گوید: «تنافیى در كار نیست؛ زیرا امكان دارد حضرت این حدیث را در همه این مكان‌ها و حتى جاهاى دیگر به منظور اهمیت بخشیدن به كتاب خدا و خاندان پاكش تكرار كرده باشد.»

دوم: تداوم امامت اهل بیت(ع) به طور جاودانه در طول حیات امت و اثبات مرجعیت بعد از پیامبر(ص) در فهم امور دینى و معانى قرآن، آن هم مرجعیتى خطاناپذیر و مصون، به سان مرجعیت قرآن. سید امین عاملى ابتدا اَشكال مختلف حدیث ثقلین را كه علماى برجسته و محدثان بزرگ اهل سنت با اسانید متعددشان در صحاح خود آورده‌اند و مورد اتفاق شیعه و سنى است بیان كرده، آنگاه مى‌گوید: «این احادیث بیانگر عصمت اهل‌بیت از گناه و خطاست؛ چون اهل‌بیت را با قرآن كه عصمتش معلوم است، در چند چیز یكسان قرار داده است:

1. اینكه اینان همچون قرآن، یكى از دو شئ باارزش به یادگار مانده در بین مردمند.

2. همچون قرآن، مردم مأمور به تمسك به اینان شده‌اند؛ اگر امكان صدور خطا بر ایشان مى‌رفت، امر به تمسك به آنان درست نبود، چه اینكه ‌امر به تمسك، به معناى حجت قرار دادن گفتار و كردار ایشان است.

3. چنگ‌زننده به دامن عنایت اینان گمراه نخواهد شد، همچون متمسك به قرآن كه بیراهه نمى‌رود و اگر ایشان گناه یا خطایى سر بزند، متمسك به ایشان نیز گمراه خواهد شد.

4. پیروى از ایشان هم مانند پیروى از قرآن موجب راهیابى و نورانیت است؛ و اگر معصوم نبودند پیروى از ایشان منجر به گمراهى مى‌شد.

5. اینان به سان قرآن، ریسمانى ناگسستنى از جانب خداوند به سوى مردمند و این عبارت، كنایه از این است كه این بزرگواران واسطه فیض بین خداى تعالى و بندگان هستند و گفتارشان از جانب خداست و اگر معصوم نباشند، نباید چنین ویژگی‌اى داشته باشند.

6. اینان براى همیشه از قرآن جدایى ناپذیرند؛ كما اینكه قرآن هم از آنان جدا نخواهد شد. اگر آنان اشتباه كنند یا مرتكب گناهى شوند، از قرآن جدا خواهند شد و قرآن به ایشان پشت خواهد كرد.

7. جدایى از ایشان یا پیشى گرفتن بر آنان و خود را امام ایشان قرار دادن و یا عقب ماندن از ایشان و پیروى كردن از دیگران جایز نیست. همان طور كه پیشى گرفتن بر قرآن به وسیله فتوا دادن بر اساس آنچه در قرآن نیست و عقب ماندن از آن ـ به واسطه پیروى از گفتار مخالفان قرآن ـ روا نیست .

8. از تعلیم دادن ایشان و نپذیرفتن گفتارشان نهى شده است؛ در حالى كه اگر چیزى را نمى‌دانستند، باید آموزش ببینند و نباید از نپذیرفتن گفتارشان نهى شود. عاملى ادامه مى‌دهد: همچنین این احادیث دلالت مى‌كنند بر اینكه این صفت براى برخى از آنان همیشه و در تمام زمان‌ها ثابت است. چون آن حضرت فرمود: «انّهما لن یفترقا حتى یردا علىّ الحوض» و خداى نكته‌سنج و آگاه به همه چیز، آن حضرت را از این مطلب آگاه ساخته است. ورود به حوض كنایه از پایان عمر دنیاست؛ در نتیجه اگر زمانى فرا برسد كه خالى از یكى از این دو باشد، دیگر جملة انهما لن یفترقا حتى... صادق نخواهد بود.»

سوم: اهل‌بیت راسخان در علم و مصداق كامل صفت «اهل الذكر»ند كه تفسیر و تأویل قرآن را یكجا مى‌دانند؛ لذا فقط اینانند كه براى همیشه شایستگى مرجعیت امت در فهم معانى قرآن و آموزش آیات آن را دارند. اینان دروازه‌هاى هدایت و چراغ‌هاى فرا روى ظلمت و كشتیبان نجات امت هستند. هیثمى در مقایسه‌اى دقیق بین كتاب و عترت مى‌گوید: «پیامبر(ص) قرآن و اهل‌بیت را از آن رو ثقلین نامید كه ثقل به هر شئ ارزشمند و گرانبها و مصون اطلاق مى‌گردد؛ و این دو چنین هستند؛ زیرا هر یك از آنان، معدن دانش‌هاى لدنّى و رازها و حكمت‌هاى عالى و احكام شریعت هستند؛ از این روست كه پیامبر خدا بر پیروى از ایشان و تمسك به آنان و دانش‌اندوزى در محضرشان تأكید كرده و مى‌فرماید: «ستایش، خدایى را سزد كه حكمت را در (میان) ما اهل‌بیت قرار داد.» نیز گفته شده است: آن دو «ثقلین» نامیده شده‌اند، چون رعایت حقوق آن دو بسیار سنگین است. در بین ایشان تنها بر پیروى كسانى تأكید شده است كه به كتاب خدا و سنت پیامبر(ص) آگاهى دارند؛ زیرا فقط اینانند كه تا پایان عمر دنیا از قرآن جدایى‌ناپذیرند. حدیث «لا تعلّموهم فانهم اعلم منكم: چیزى به آنان میاموزید چون ایشان از شما داناترند»، نیز این مطلب را تأیید مى‌كند. اهل‌بیت با این صفت (عدم جدایى از قرآن) از دیگر دانشوران ممتاز گردیده‌اند؛ زیرا خداوند آلودگى را از این خاندان زدوده و آنان را پاك و پاكیزه گردانده و با كرامات چشمگیر و ویژگى‌هاى بى‌شمار عزت بخشیده است.

ادامه دارد ...

................................
پایان پیام/ 167 ـ 101


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*