پاسخ یک مرجع تقلید و متکلم اسلامی به طرح «نواندیشی دینی در تعالیم اسلامی»

  • کد خبر : 749726
  • منبع : ابنا
اخیراً طرح جدیدی با نام "نو­اندیشی دینی در تعالیم اسلامی" را درباره اصول و فروع دین مطرح شده که قرار است ضروریاتی مانند "نماز"، "روزه"، "منع ارتداد" و "قوانین ارث" در آن مورد بحث و دگرگونی قرار بگیرد!

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

اخیراً عده ای بظاهر مؤمن، برای آنچه که به زعم خود متناسب کردن دین اسلام با قوانین بشری معاصر فرض کرده اند، طرح جدیدی با نام "نو­اندیشی دینی در تعالیم اسلامی" را درباره اصول و فروع دین مطرح کرده اند.

در این طرح، ظاهراً قرار است ضروریاتی مانند "نماز"، "روزه"، "منع ارتداد" و "قوانین ارث" مورد بحث و دگرگونی قرار بگیرد!!

آیت الله العظمی استاد «جعفر سبحانی» در پاسخی درباره این طرح، نظر خود را بیان کردند.

متن نوشته این مرجع تقلید و متکلم بزرگ اسلامی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

نامه­ ای از گروهی از مؤمنان ساکن خارج کشور به دست ما رسید حاکی از آنکه جمعی تحت عنوان «نو­اندیشی دینی در تعالیم اسلامی» طرح جدیدی در مورد اصول و فروع دین ریخته­ اند که به برخی از عناوین آن اشاره می­ شود:

1. ارتداد به خاطر انتقال از سختگیری های دینی به دین دیگر که پیام آور محبت است اشکال ندارد.

2. باید در مورد نماز و روزه و حج مطابق مقتضای زمان دگرگونی ایجاد شود.

3. ارث زن و دیه و شهادت او باید با مرد یکسان باشد.

4. برای تکلیف سن خاصی منظور نیست میزان آمادگی شخصی هر مرد و زن است و...

* * *

پیش از آنکه به پاسخ اجمالی این طرح داده شود از مَثل معروفی بهره می گیریم و آن این که قهرمانی علاقمند بود تا تمثال شیری بر بدن او نقش بندد، اما وقتی خالکوب سوزن را به بدن او فرو برد تا عضوی از شیر بر بدن او نقش گیرد داد قهرمان بلند شد و گفت من این عضو را نمی خواهم و کار به این منوال تا آخرین عضو شیر پیش رفت. آن خالکوب بسیار نارحت شد و "مولوی" مضمون گفته او را در قالب شعر ریخته و می گوید:

شیر بی یال و دم اشکم که دید / یک چنین شیری خداوند نآفرید

آیینی که به خاطر سختگیری های آن مثل نماز و روزه می توان آن را ترک گفت و یا احکام نورانی او با اندیشه های این گروه دگرگون می­ گردد دیگر آئین آسمانی نیست.

لذا باید بگوییم این گروه خواهان آئین الهی نبوده و لفظ آن را یدک می کشند. اینها مادیگرایانی هستند که فریفته شرائط حاکم بر زندگی می‌باشند و می­خواهند محترمانه عذر دین را بخواهند و مانند دیگر ماتریالست ها زندگی کنند.

بنابر این نباید به این نوع گروه ها توجه کرد یا بد­اندیشی­های آنان را مطلبی علمی نیازمند به پاسخ، تلقی نمود.

ولی چون عزیزان علاقمندند پاسخی به این شبهات داده شود، اجمالاً می ­گوییم:

مؤمن واقعی کسی است که اگر خدا و رسول او در موردی حکم کرد از صمیم دل آن را بپذیرد و حق دگرگونی ندارد. چنانکه می فرماید: « وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِم‏؛ هیچ مرد و زن مؤمنی را چنین حقی نیست هنگامی که خدا و پیامبرش چیزی را حکم کنند برای آنان در کارشان اختیاری باشد...»[1]

قرآن از روز نخست، هیچ نوع اجازۀ دستکاری در اصول و فروع آن نداده است تا این گروه در این مورد بیاندیشند.

شگفت اینجاست که این گروه فکر جدیدی نیاورده اند و همان اندیشه مشرکان عصر رسول خدا را مطرح می­­کنند. آنها هم به پیامبر(ص) می­ گفتند برو قرآن دیگر بیاور یا احکام آن را عوض کن؛ و قرآن به این اندیشه مشرکین چنین اشاره می­ کند: «قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْه‏ یعنی کسانی که به دیدار ما (قیامت) امید ندارند می گویند قرآنی غیر از این بیاور یا آن را تغییر بده.»

خدا به پیامبر امر کرد به آنان بگو من چنین کاری انجام نمی دهم من پیرو وحی الهی هستم. و هر نوع ایجاد تغییر در احکام خدا مایه عذاب عظیم است. چنانکه می فرماید: « قُلْ ما يَكُونُ لي‏ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسي‏ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‏ إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيم‏؛ بگو من حق ندارم كه از پيش خود آن را تغيير دهم، فقط از چيزى كه بر من وحى می‌شود، پيروى می‌کنم! من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم، از مجازات روز بزرگ (قيامت) می‌ترسم!»[2]

در بند نخست می گویند «چون آیین اسلام آیین سختگیری است پس سراغ آئینی برویم که آیین محبت است.» از آنجا که قوانین اسلام با شهوترانی لجام گسیخته و فرورفتگی در میگساری و قمار­بازی مخالف است برای این که دست این گروه در این موارد باز باشد می خواهند به آئینی بروند که این نوع لجام گسیختگی را تجویز ­می­ کنند. باید گفت اگر وحی الهی تابع خواسته های مردم باشد باید سفره وحی چیده شود و مردم را به حال خود واگذار کنند.

آئین اسلام همان آئین مسیح به صورت کاملتر است و هر دو آئین پیرو وحی الهی بوده نه خواسته های مردم. لذا حضرت مسیح در همان دوران شیرخوارگی چنین گفت «وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيّا؛ و تا زمانى كه زنده‌ام، مرا به نماز و زكات توصيه كرده است.»[3]

امروز رسانه های مسیحی، جوانان ما را به آیین محبت دعوت می کنند. پشت سر این رسانه ها، دولت های ستمکاری است که پیوسته با سلاح های مرگبار مسلمانان را می کشند و تخم نفاق در میان آنان می پاشند.

جوانان ما نباید فریب چهره های بشاش و خندان گروه های تبشیری مسیحی را بخورند. این نوع گشاده­ رویی نوعی بازیگری است تا بر مسلمانان مسلط شوند و مواهب آنان را به غارت ببرند.

در بند دوم "خواهان دگرگونی در نیایش ها و اعمال حج" هستند. یاد­آور می­ شویم که این نوع درخواست با هیچ منطقی صحیح نیست، زیرا حد و حدود نیایش از جانب خدا تعیین شده است. چگونه می توان در آن ها دگرگونی ایجاد کرد؟!

بند سوم که "خواهان تساوی زن با مرد در همه احکام" هستند، حاکی از آن است که از آفرینش زن نا آگاهند. قضاوت درباره قوانین اسلام در مورد زن در گرو این است که احکام اسلام با فطرت و آفرینش سنجیده شود. از آنجا که زن مسئولیت درون خانه را دارد و مرد مسئولیت بیرون خانه را، لذا هزینه خانواده بر عهده مرد است. بر این اساس چگونه می توانند در همه جهات یکسان باشند؟

این گروه نا آگاه خیال می­ کند که دیه جبران حیات انسان است؛ در حالی که این اندیشه بسیار بی ­پایه است. مقام انسان - چه مرد و چه زن - بالاتر از آن است که با ریال و دلار سنجیده شود. بلکه دیه جبران خسارت مالی است که به خانواده وارد می شود و مسلماً مرگ مرد، مایه خسارت اقتصادی بیشتر است تا مرگ زن.

در بند چهارم می گویند "برای تکلیف سن خاصی منظور نیست؛ بلکه میزان آمادگی شخصی است". باید توجه کرد که این مایه بی برنامگی و هرج و مرج می ­شود. بنابراین یکی در سن هیجده سالگی مدعی آمادگی می شود، در حالی که دیگری مدعی عکس آن است!

در پایان، از محضر علمای بزرگ درخواست می شود که در این مورد روشنگری کنند و اجازه ندهند که جوانان پاک، تحت تأثیر این نوع تبلیغات مادیگری قرار گیرند. ما در گذشته در مورد این نوع شبهات رساله هایی را نوشتیم که برخی از آن ها به زبان های دیگر نیز ترجمه شده است.

باطل گرایان در هر عصری به صورت های مختلف ظهور کرده اند و پیوسته خواهان تحریف حقایق اسلامی بوده و اعوان ابلیس در اغواء مردم بوده اند؛ ولی در مقابل آنان گروه مبارز و آگاه قد علم کرده و اندیشه های خام و بی پایه آنان را به زباله دان تاریخ ریخته اند.

امام صادق علیه السلام در این مورد می فرماید: «علماء شیعتنا مرابطون فی الثغر الذی یلی ابلیس و عفاریته یمنعونهم عن الخروج علی ضعفاء شیعتنا؛ عالمان شیعیان ما، مرزبانانی هستند که پیوسته مراقب نقاطی هستند که ابلیس و یاران او از آنجا رخنه می کنند و آن ها را از تسلط بر شیعیان ضعیف ما باز می دارند.»[4]

ونیز پیامبر گرامی(ص) می فرماید: «یحمل هذا العلم من کل خلف عدول ینفون عنه تحریف الجاهلین و انتحال المبطلین و تأویل الغالین؛ دانش اسلامی را در هر عصری عالمان عادل حافظ بوده و اجازه رخنه نمی­ دهند تا تحریف جاهلان و باطل باطل­گرایان و تأویل تأویل­گرایان به آن راه یابد.»[5]

شما نگران این گروه اغواگر نباشید و در هر قطری دانشمندان آگاه با بیان و قلم، ترهات آنان را پاسخ گفته و اثری از آنان جز رسوایی نخواهد ماند.

در پایان یادآور می­ شویم که قبلاً به بسیاری از موضوعاتی که این گروه به تحریف آن پرداخته اند پاسخ های متناسب از سوی اینجانب داده شده است. علاقمندان می­ توانند آنان را تهیه و در منطقه منتشر کنند.

سر انجام این که این گروه یا جاهل و نادانند و یا مأمور بیگانگان؛ و الا یک انسان وارسته و آگاه از مبانی اسلامی اینگونه سخن نمی­ گوید.

با تقدیم احترام

جعفر سبحانی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت ها:

[1] سوره احزاب، آیه 36
[2] سوره یونس، آیه 15
[3] سوره مریم، آیه 31
[4] الاحتجاج، ج‌1، ص 17
[5] بحار الأنوار، ج‌89، ص 254

...............................
پایان پیام/ 101


نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*