نگاه دینی به سیمرغ سی و هفتم ـ 20

انتقاد روزنامه کیهان به متن و حواشی سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر/ وقتی ساخت سیمرغ را به شیخ نشین‌ها سفارش می‌دهند!

  • کد خبر : 747181
  • منبع : روزنامه کیهان
خلاصه

ساخت نشان جشنواره فجر توسط شیخ‌نشین‌ها نشانه‌ای از بی‌هویتی و از خودبیگانگی این جشنواره و اغلب فیلم‌هایش هست. جشنواره‌ای که بیشتر ملجأ و محمل ترویج انگاره‌های ضدملی و خانواده‌ستیز و تعارض با فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی است.

به گزارش خبرگزای اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ در پی آغاز سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر و حواشی آن، روزنامه امروز کیهان به قلم «آرش فهیم» به نقد برخی فیلم ها و حواشی این جشنواره پرداخته است.

متن یادداشت «آرش فهیم» به شرح زیر است:

* نشانه‌ای از بی‌هویتی

سفارش ساخت تندیس‌های جشنواره فیلم فجر به یک کشور حاشیه خلیج فارس گرچه در نگاه اول عجیب به نظر برسد؛ چرا که نماد این جشنواره، یعنی سیمرغ، سمبلی ایرانی است که به عنوان جایزه به برترین‌های جشنواره فجر اعطا می‌شود. سپردن ساخت این نشان به یک دولت بدنام عربی که از قضا همواره رویکردی خصمانه با مردم، تاریخ و فرهنگ ایرانی دارد، یک تناقض وسیع و دردناک است. از طرفی، سیمرغ جشنواره، در شب 22 بهمن که سالگرد استقلال و آزادی ملت ایران از سلطه بیگانه است، برفراز دستان پیروزهای جشنواره پرواز می‌کند. باز هم سفارش ساخت این نشان به کشوری خارجی که برای شکست استقلال و آزادی وطن ما در تلاش است، یک نقض غرض دیگر است.

اما وقتی نیکو بنگریم، وارداتی شدن سیمرغ جشنواره فیلم فجر، چندان هم بیراه نیست. ساخت نشان جشنواره فجر توسط شیخ‌نشین‌ها نشانه‌ای از بی‌هویتی و از خودبیگانگی این جشنواره و اغلب فیلم‌هایش هست. جشنواره‌ای که بیشتر ملجأ و محمل ترویج انگاره‌های ضدملی و خانواده‌ستیز و تعارض با فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی است. طوری که در همان دو روز ابتدایی جشنواره، بیش از نیمی از فیلم‌های نمایش داده شده در مرکز جشنواره (پردیس ملت) مملو از مضامینی چون خیانت و فحشا و مهاجرت و قتل و خشونت بودند! وقتی وجه غالب جشنواره فیلم فجر را آثاری در برگرفته که نسبت چندانی با این مردم و فرهنگ سرزمین ما ندارند و مقصدشان فرنگ است، ساخت نشان آن توسط امارات هم، شگفت‌انگیز نیست.

* دروازه شکست‌های جشنواره

یکی از عجایب این دوره از جشنواره فجر که البته در دوران قبل نیز دیده می‌شد، حضور افرادی با تراز پایین در بخش هیئت انتخاب بود. طبق اصول برگزاری یک جشنواره استاندارد، افرادی در بخش‌های انتخاب و داوری یک جشنواره دعوت به کار می‌شوند که حداقل در یکی دو سال قبل از برگزاری آن جشنواره، موفقیت‌ها یا دستاوردهایی را کسب کرده باشند. این در حالی است که اکثر افراد عضو هیئت انتخاب سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، نه تنها موفق نیستند بلکه در سال‌های اخیر، دوران کاری چندان خوبی هم نداشته‌اند. نتیجه انتصاب هیئت انتخاب ضعیف، راهیابی آثاری زیر صفر به بخش مسابقه است. برخی از فیلم‌های این جشنواره هم از نظر ساختاری و هم از لحاظ محتوایی، به حدی نازل هستند که برای همه جای پرسش است که هیئت انتخاب، چگونه و بر چه اساسی به آن‌ها رأی به راهیابی به این رقابت داده است؟ پس با ترمیم و اعتبار بخشی به هیئت انتخاب جشنواره، می‌توان بخش مسابقه جشنواره را چابک و قوی کرد. راه حل این مسئله نیز بسیار ساده است. دبیر محترم جشنواره فجر، کار را به دست گروهی بدهد که در تخصص و تعهد آن‌ها شک و تردیدی وجود نداشته باشد.

* تجلیل‌های بی‌جا

یکی دیگر از مسائل جشنواره فیلم فجر، بی‌جا بودن برخی از بزرگداشت‌هاست. دست‌اندرکاران جشنواره فجر، در این بخش نیز مثل گزینش هیئت انتخاب، بد عمل کردند. یعنی برای تجلیل از افراد، کمترین توجه را به شخصیت و نسبتشان با جشنواره و همچنین مناسبات روز را داشتند.

به طور مثال، یکی از چهره‌هایی که بزرگداشت وی جنجال‌برانگیز شد، فاطمه معتمد‌آریا بود. خانم معتمد‌آریا سال‌هاست که بازی قابل توجهی نداشته است. برخلاف ادعایی که در این مراسم داشته و گفت که 40 سال است مانع فعالیت او شده‌اند اما واقعیت این است که وی از جمله بازیگرانی بود که همیشه مورد توجه بوده و فضای پیشرفت داشته است. اما در سال‌های اخیر، خودش بزرگترین مانع خودش شد؛ یعنی بیش از آنکه روی کار هنری و بازیگری متمرکز شود، به حاشیه افتاد؛ هیچ منکر نقد و انتقاد از سیستم و حاکمیت نیست، اما باید از خانم معتمدآریا پرسید که چرا اشتباهات در زندگی شخصی خود را گردن انقلاب می‌اندازد؟ سوال دیگر این است که با چنین دیدگاهی، چرا با هزینه حکومت به سفر خارجی می‌رود و چرا تجلیل در دولتی‌ترین جشنواره سینمایی ایران را پذیرفته است؟ هنوز فراموش نکرده‌ایم که خانم معتمدآریا در سال 96 با هزینه نهادهای نظامی به هیروشیما سفر کرد.

به طور طبیعی، انتظار این است که در جشن سینمایی 40 سالگی انقلاب، افرادی بر صدر بنشینند و تجلیل شوند، که خودشان را برای این انقلاب هزینه کرده باشند نه اینکه فقط مصرف‌کننده امکانات بوده باشند.

عجیب اینکه در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر، به کارگردانی اجازه اجرای نمایش می‌دهند که هنوز مدتی از بازداشت او نگذشته و از قضا همیشه نگاهی منفی به انقلاب اسلامی داشته است! مجری مراسم نیز در صفحه شخصی خودش در فضای مجازی، اقدام به پخش زنده افتتاحیه نمود تا نشان دهد مدیریت افتتاحیه جشنواره، چقدر به هم ریخته و باری به هر جهت بود. در مجموع، مراسم افتتاحیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر که همزمان با 40 سالگی پیروزی انقلاب برگزار شد، یکی از بدترین آئین‌های افتتاحیه جشنواره از ابتدا تاکنون محسوب می‌شود.

* سازندگان یک فیلم نامحترم در جشنواره!

حضور دو نفر از سازندگان یک فیلم «ضدایرانی» در جشنواره امسال، یک اتفاق نمادین بود. سازندگان فیلم مذکور، یکی با فیلمش در بخش مسابقه فیلم‌های اول (نگاه نو) حضور دارد و دیگری به عنوان داور همین بخش منصوب شده است. شاید از نظر قانونی نتوان ایرادی به این مسئله گرفت، اما وقتی دو سینماگر که «آخرین فیلم» آن‌ها نه تنها بیانیه‌ای علیه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، بلکه ضد ملت، هویت و فرهنگ ایرانی است، حضورشان در جشن سینمایی 40 سالگی انقلاب اسلامی، به جز بدسلیقگی و دهن‌کجی معنای دیگری ندارد. البته خیلی از فیلمسازها، آثار بدی می‌سازند، اما مهم این است که در آثار بعدی خود جبران کنند. کار اصولی این بود که تهیه‌کننده و کارگردان «یک خانواده محترم» ابتدا آثاری در جبران تلخی و زشتی این فیلم می‌ساختند، بعد به عنوان گل‌های سرسبد جشنواره، بر صدر می‌نشستند. الان با کاری که جشنواره فیلم فجر کرده، تفاوت بین فیلمسازهایی که خود را برای مردم و کشورشان فدا می‌کنند، با آن‌هایی که از راه توهین کردن به ملت و خانواده شهدا در پی نام و نان بودند چیست؟

........................
پایان پیام/ 167


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

نه به معامله قرن
رمضان
کنگره شعر ابوطالب
کشتار شیعیان نیجریه