محمدعلی تسخیری:

شهید صدر نظریه پردازی زبردست/ آرمان او تبدیل مرجعیت به یک نهاد بود

  • کد خبر : 718159
  • منبع : ماهنامه شاهد یاران
خلاصه

آیت الله تسخیری گفت: كل شخصیت و كل مسیر فكریم، به مقدار دریافتم، از روح و فكر بزرگ شهید صدر متأثر است و احساس می كنم هر چه تولید كرده ام و مسیرهای درسی و شخصی و فكری، همگی متأثر از هدایت ها و ارشادهای ایشان بوده است.

 
گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

آیت الله «محمدعلی تسخیری» از آن جمله شاگردان شهید صدر است كه فراوان از اندیشه های استاد، به ویژه اندیشه های اقتصادی وی وام گرفته است. تقریبا در تمام سخنرانی های او در اجلاسهای داخلی و خارجی می توان جلوه هائی از طرحهائی اصلاحی شهید صدر را مشاهده كرد. وی همچنین در احیای یاد و اندیشه استاد سعی بلیغ داشته است و نمونه بارز آن برگزاری كنگره بین المللی شهید صدر در زمستان 79 با حضور جمع كثیری از اندیشمندان خارجی و داخلی است. آیت الله تسخیری در این گفتگو، بازگوی خاطراتی شد كه برخی از آنها را برای نخستین بار می گفت.

ـ از نحوه آشنایی خود با شهید صدر چه خاطراتی دارید؟

آشنایی ما با مرحوم آقای صدر در مقطع ورود ما به درس خارج در نجف اشرف بود كه ایشان در مسجد كوچكی در نجف، عده ای از فضلای خوب را تربیت می كردند، هم اصول می گفتند و همه فقه، ما الحمدلله یك بخش خوبی از دروس فقهی و دروس اصولی را نزد مرحوم استاد خواندیم و وقتی كه به ایران تبعید شدیم، بقیه دروس اصل را بین خودمان به شیوه مرحوم صدر مباحثه می كردیم؛ تا وقتی كه یك دوره كامل اصول ایشان را فرا گرفتیم و انصافا خیلی هم از بحث های اصول فقه ایشان استفاده كردیم. البته از كتاب های فكری ایشان هم در كنار تحصیل و تدریس فقه و اصول بهره های زیادی بردیم. در همان اثنا كتاب اقتصادنا را برای طلبه ها تدریس می كردم و شاید پنج شش دوره، این كتاب و فلسفتنا را درس دادم. به هر حال از نوشته ها و مجالس ایشان تغذیه علمی جالبی داشتیم و می توانم عرض كنم كه بخش زیادی از مسیر فكری و روحی و شناخت ما از اسلام را ایشان موجب شدند. من احساس می كنم تا حالا هر چه نوشته ام ؛ متأثر از تفكر ایشان و دارای صبغه ای از اندیشه های استاد شهید است.

ـ درس ایشان در مقابل دروس فحول دیگر حوزه نجف كه از نظر سنی از ایشان بالاتر و از لحاظ زمان آغاز تدریس بر ایشان مقدم بودند، چه مزایایی داشت كه شما و دیگران را جذب كرد؟

مرحوم شهید هم در درس های فقهی و اصولی و هم در سخنرانی های عمومی و كتاب هایشان، امتیازات جالبی داشتند كه من حیث المجموع، ویژگی خاصی به ایشان می داد. ایشان به تمام معنای كلمه ایدئولوگ بود، یعنی وقتی مسئله ای را بررسی می كرد، به نظریه عام آن و ایدئولوژی جامع آن فكر می كرد و حتی هنگامی كه در مسئله ای فقهی، در باره فرعی بحث می كرد، به عمومات فوقانی آن مسئله فرعی توجه می كرد و سلسله مراتب را به ترتیب می پیمود تا جان تئوری را كه حاكم بر این مسئله فرعی و سایر امور فرعی است، به دست آورد. این روش را در اصول هم ایشان، تجدید نظر اساسی انجام داد. در كتاب اقتصادنا وقتی كه می خواهد تئوری اقتصاد اسلامی و مكتب اقتصادی را به دست آورد، جزئیات منسجم را در كنار مفاهیم و برداشت های اسلام گرد می آورد و از مجموع اینها یك خط مكتبی و مذهبی را به دست می آورد. این مسئله را به وضوح در بحثهای اقتصادی، قرآنی و منطقی خود به كار می گیرد. به نظر من یكی از ویژگیهای مهم ایشان این است كه نظریه پرداز زبردستی بود. دیگر ویژگی ایشان عمقشان بود. ایشان تعمق زیادی در ادله و ترابط بین ادله به دست می آورد و تأمل زیادی را مبذول می كرد. یكی از نكاتی كه می توان به این دو ضمیمه كرد، دید اجتماعی آن بزرگوار بود. دید اجتماعی برای ایشان، سازنده نتیجه است و یكی از انتقاداتی كه به برخی از ادله فقهای بزرگ داشت این بود كه اینها ملاحظه نمی كنند كه اسلام برای همه جوامع آمده است. این طور نیست كه این آیین برای یك فرد گوشه گیر بیكار آمده باشد كه هر چه از محتملات در ذهنش می آید، به جا بیاورد و این نوع استدلال با یك دید و برداشت فردی سازگار است، ولی اگر ما آن دید جهانی و دید باز اجتماعی را در نظر بگیریم، نباید به این نوع استدلال بپردازیم. بعد اجتماعی، ویژگی دیگری از مرحوم آقای صدر بود كه به همراه نكته بینی و نكته سنجی، به ایشان مقام خاصی می داد. فكرشان ویژگی عمیقی داشت و تفكرشان سازنده بود و لذا به همین ویژگی ها، شاگردان مرحوم آقای صدر، ساخته می شدند. مرحوم آقای صدر نه تنها به شاگردان اطلاعات می داد، بلكه این اطلاعات، سازنده شخصیت شاگرد بود و در تمام مسیر فكرش، با او باقی می ماند.

ـ درس مرحوم آقای صدر چقدر در نجف رونق داشت ؟ آیا شما جزو اولین گروهی بودید كه از ایشان درس گرفتید؟

خیر، قبل از ما گروه دیگری بودند كه در میان آنها آقای سید نورالدین اشكوری، آقای سید كاظم حائری، آقای سید محمود هاشمی شاهرودی، آقای سید محمد باقر حكیم، آقای عرفانیان و عده دیگری هم بودند. ما تقریبا نسل دوم شاگردان آقای صدر بودیم.

ـ این درس چقدر رونق داشت؟

در آغاز، در آن مسجد، شاید هشتاد تا صد نفر بودیم، ولی وقتی كه به مسجد مرحوم شیخ طوسی كه از مساجد بزرگ نجف است، منتقل شدیم، تعداد شاگردان زیاد شد و فضلای بیشتری ملحق شدند.

ـ شواهد نشان می دهند كه ایشان با اندیشمندان و مراكز اسلامی به ویژه اهل سنت، ارتباطات خوبی داشتند و این هم یكی از ویژگی های منحصر به فرد ایشان به عنوان یك مرجع تقلید بود. به نظر شما چه عاملی موجب شده بود كه اولا ایشان این قدر راحت با آنها ارتباط داشته باشند و ثانیا از تعاملات ایشان با مراكز علمی و فرهنگی خارج از عراق، اعم از شیعه و سنی چه خاطره ای دارید؟

دید وسیع و جهانی مرحوم آقای صدر، تأمل اجتماعی و شناخت آینده امت اسلامی و طراحی برای این آینده، ایشان را وادار می كرد كه با متفكرین جهان اسلام رابطه برقرار كند. او طبق طراحی خود، زمینه های برپایی جامعه اسلامی نمونه را فراهم می كرد و معتقد بود اولا زیربنای فلسفی و اعتقادی این جامعه اسلامی باید به طور جامع و شامل تأمین شود. ایشان معتقد بود كه اگر بناست نظام اسلامی برپا شود، باید زمینه های آن را فراهم كرد و بر این اساس، با نوشتن، «فلسفتنا» این زمینه اعتقادی را فراهم كرد و بدیهی است كه وقتی زمینه های اعتقادی، محكم و صحیح پایه ریزی شوند؛ برداشت ها و مفاهیم اسلام بر اساس آن، درست تنظیم می شوند و پس از آن، مرحله ساختن عواطف و احساسات پیش می آید و رهبران جامعه باید این احساسات را بر اساس آن زیربنای اعتقادی و مفهومی، تربیت كنند، یعنی برداشتهای اسلام از زندگی، مفهوم تقوا، مفهوم شرافت و امثالهم باید تبیین شوند. پس از ساختن عواطف، رفتار به طور طبیعی ساخته می شود، زیرا رفتار انسانها محصول اراده آنهاست و در اراده انسان، شوق و احساسات قوی، كاملا مؤثرند و احساسات هم هنگامی كه از عقیده برخاسته باشد، شخصیت و مسیر زندگی انسان كلا ساخته می شود. ایشان برای بنای چنین جامعه ای «فلسفتنا» را و سپس «اقتصادنا» را برای تنظیم مكتب اقتصادی اسلامی و شناخت این مكتب، نوشت و بنا داشت و پس از آن، كتاب «مجتعمنا» را بنویسد و روابط اجتماعی را تبیین كند، ولی دشمن مهلت نداد و منقول است كه ایشان در این اواخر فرموده بودند، «تالیف كتاب مجتمعنا را به دیگران موكول كردیم.» پس ملاحظه می كنید كه ایشان امید داشت كه بتواند در بیداری اسلامی اثر بگذارد. ایشان در تبیین جایگاه بسیاری از نهادها و مؤسسات اجتماعی دنیای امروز تلاش با ارزشی كرد. به یاد دارم در جریان یكی از سفرهای تبلیغیم به كویت، جمعی از تجار كویتی اعلام كردند كه تصمیم دارند یك بانك اسلامی تأسیس كنند و از من خواستند درخواست آنها مبنی بر ارائه طرح یك بانك اسلامی توسط آقای صدر را به ایشان ابلاغ كنم. ایشان به سرعت این طرح را نوشت. در مقطعی كه این طرح ارائه شد، ما در كویت بودیم و به چاپ آن كمك می كردیم.

ـ یعنی این طرح بانك غیر ربوی كه ایشان نوشته اند، معلول این درخواست بود؟

بله، برای تاسیس همان بانك در كویت نوشته شد و جالب اینجاست كه قبل از این، طرح بانك اسلامی در جهان اسلام نبود.

ـ پژوهشی هم نبود؟

نه پژوهشی بود و نه تجربه علمی. طرح بسیار ساده ای بود كه مهندسی مصری آن را از عمان گرفته بود و در دهی در مصر به نام «بیت خمر» آزمایش كرد كه خیلی هم موفق نبود، ولی بعد از طرح آقای صدر و پژوهش های اقتصادی، امروز ما شاهد 168 بانك اسلامی در دنیا هستیم كه چرخش پولی آنها به سطح چهارصد میلیارد دلار در سال می رسد و شاهد رسیدن به طرحهای پخته تری هستیم. به نظر من طرح بانكداری اسلامی بدون ربا در ایران، تا حد زیادی از آقای صدر گرفته شده است و با آنكه این حركت در مجموعه تفكرات آقای صدر، حركتی جزئی بود، ولی بسیار در سطح بانكداری اسلامی بدون ربا، پربركت بود، پس نتیجه می گیریم هنگامی كه ایشان به فكر جامعه اسلامی بود، به طور طبیعی با متفكران عالم ارتباط داشت و یادم هست پس از دریافت كتابهای آقای صدر: «فلسفتنا»، «اقتصادنا» و «الاسس المنطقیه» كه در آنجا نظریه منطقی بسیار پیشرفته ای مطرح شده است، یكی از متفكران و فیلسوفان بزرگ و معروف مصری می گفت، «من سه ستاره بزرگ آسمان تفكر اسلامی را یافته ام كه یكی از آنها سید محمد باقر صدر است.» و تشكر كرد. یك روز من با استاد روژه كار ودی كه یك متفكر بزرگ ماركسیستی بود و اتفاقا مرحوم آقای صدر در یكی از كتابهایش با او مناقشه كرده بود، صحبت كردم و گفتم، «ماركسیستها مدعی هستند كه مرحوم آقای صدر ماركسیست را خوب نفهمیده بود. شما نظرتان چیست؟» ایشان به من گفت كه، «اتفاقا یكی از معدود كسانی كه در جهان اسلام، عمق ماركسیسم را درك كرده اند، مرحوم آقای صدر بود.» گمان می كنم آقای صدر با متفكرین جهان اسلام ارتباطاتی داشت و نامه هایی بین آنها رد و بدل می شد. این نكته را هم اضافه می كنم كه وقتی مرحوم امام قدس سره، انقلاب اسلامی را به ثمر رساندند و حكومت اسلامی را بر پا كردند، مرحوم آقای صدر احساس كرد كل امیدهایش در اینجا محقق شده است. ایشان واقعا پس از این رویداد، از خود بی خود شد و نامه ای خدمت حضرت امام (ره) نوشت كه ما و مرجعیت ما در خدمت شما قرار دارد و از تمام شاگردان و پیروانش خواست كه در خط امام ذوب شوند و در كلا در خدمت این حركت باشند، همچنان كه خود امام در خط اسلام ذوب شده است.

ـ بعد از رحلت مرحوم آیت الله العظمی حكیم، مراجع بزرگی در نجف بودند كه بعضا از اساتید مرحوم صدر هم بودند. چه شد كه ایشان به رغم احترامی كه برای اساتیدشان قائل بودند به عرصه مرجعیت وارد شدند؟ آیا احساس می كردند آن مرجعیت رشیدی كه می گفتند، وجود ندارد یا می خواستند به مرجعیت موجود كمك كنند یا اساسا طرح نوئی برای مرجعیت داشتند و احساس می كردند وضعیت كنونی جوابگوی دنیای تشیع نیست؟
مرحوم آقای صدر پس از فوت آقای حكیم، مرجعیت آیت الله العظمی آقای خوئی را تأیید كرد و مطمئن بود كه خیر الموجودین در آن زمان‌، مرجعیت ایشان است. پس از پیشرفت كار، احساس كرد موج بیداری عظیمی به وجود آمده است كه البته خودش و آثارش و حزبی كه زیر نظر ایشان تشكیل شد، یعنی همان حزب الدعوه، تأثیر زیادی در ایجاد این موج داشت. ایشان احساس كرد كه عده زیادی از جوانان مایل اند ایشان را به مرجعیت برسانند و احساس ضرورت كردند و پس از تأملات زیادی، این مسئله را پذیرفتند تا مقدمات مرجعیت درست شود و اصلاحات مورد نظر خود را انجام دهند. یكی از ویژگی های ایشان تجدید نظر در ساختار مرجعیت است از طریق طرح مرجعیت رشیده ، بدین معنا كه می خواست مرجعیت را بنیادین كند، یعنی این طور فردی نباشد. نهادینه كردن مرجعیت یعنی به جای اینكه یك فرد، خودش را تربیت كند و به كمال برسد و بعد مرجع شود و یك سال و دو سال مرجع باشد و به رحمت خدا برود و دوباره كار از صفر شروع شود، مرجعیت نهادینه شود و بر اساس این مرجعیت نهادینه شده، خدمت بیشتری به رهبریت جامعه بشود. ایشان برای تحقق این طرح وارد عمل شد و تا حد زیادی هم موفق بود كه متأسفانه دشمن مهلت نداد.

ـ طرح مرجعیت آقای صدر چه در داخل و چه در خارج عراق، چقدر مورد استقبال قرار گرفت؟

به اعتقاد من در داخل عراق، مرجعیت مرحوم آقای خوئی بود و آینده بیشتری برای ایشان پیش بینی می شد و می توانست به مراحل بالایی برسد، ولی به نظرم آقای صدر در زمینه تفكر اسلامی، اثرات عظیم تر و بیشتری از مرجعیتش باقی گذاشت. دكتر احمد محمد علی به من می گفت وقتی كه كتاب «اقتصادنا» ی مرحوم شهید صدر منتشر شد، در تفكر اسلامی انقلابی به وجود آمد. ایشان طراح و مجدد بود و اقتصادی مكتب اسلام مطرح و روشی را طی كرد و در كتابش فرمود كه این روش اجتهادی است از من مایلیم كه دیگران این راه را طی كنند و شاید به نتایجی بهتر و كامل تر و حتی غیر از این برسند و مایل بود در این زمینه بابی باز شود، ولی من طبق مطالعاتم در تفكر اقتصاد اسلامی، به رغم توسعه ای كه در این تفكرات به وجود آمده است، كتابی یا اثری ندیده ام كه در این زمینه نظریه بهتری را ارائه كرده باشد. بحثهای اقتصادی جنبی بوده و در زمینه هایی، مسائلی مطرح شده اند، ولی ارائه یك طرح جدید ی، با این روشی كه ایشان طرح كرد، در خلال مطالعاتم و با آنكه اطلاع نسبتا وسیعی از تفكر شیعه و تفكر سنی دارم، چیز جدیدی ندیده ام.

ـ از روابط شخصی خودتان با آقای صدر و اموری كه ایشان به شما محول كردند، خاطراتی را نقل كنید.

ارتباط شخصی من با ایشان در حد عشق بود. مرحوم آقای صدر، تمام مسیر تكاملی ما را اعم از فكری و عملی می ساخت. زهد ایشان و ارشادات ایشان، تأثیرات زیادی در عمق و روح ما به جا گذاشت. طرحهایی راهم به ما سپرد كه ما در مقابل لطف ایشان، ارزشش را نداشتیم. مثلا یك روز به من و برادری دیگر دستور داد كه بیایند یك تفسیر جامع جیبی بر اساس دیدگاه اهل بیت و بر اساس یك دید اجتماعی، برای قرآن كریم بنویسید كه هم جیبی باشد، یعنی قابل حمل باشد و هم كسی كه آن را می خواند، دید جامع اجتماعی اسلامی را به دست بیاورد. از آن زمان شروع كردم، ولی متأسفانه به علت كم كاری و مشغله های زیادی كه خصوصا بعد از انقلاب داشتم و مسئولیت هایی كه به من سپردند، نتوانستم كار را به خاتمه برسانم، گو اینكه تقریبا به جزو بیست و پنجم رسیده ام و امیدوارم خداوند یاری بفرماید كه پنج جزو باقیمانده را هم تكمیل و به روح پاك مرحوم شهید تقدیم كنم. طرح های كوچك تر دیگری هم به ما دادند كه انجام دادیم، اما مهم ترین طرحی كه به ما سپردند، همین بود كه عرض كردم. البته مأموریتهای تبلیغی به ما می دادند. مأموریتی به قطیف عربستان برای چند سال، مأموریتی برای لندن كه انجام نگرفت و مأموریتهای دیگری هم بود كه موفق نشدیم.

ـ از اخلاق علمی ایشان چه نكات بارزی را به خاطر دارید؟

مسائل و خاطرات فراوانی از شهید صدر وجود دارند كه فرصت بیان همه آنها نیست و فقط به پاره ای از آنها اكتفا می كنم. شهید صدر عادت داشتند در مسیر خانه و مسجدی كه در آن درس می گفتند، مباحث آن روز و نیز چگونگی عرضه و بیان آن را در ذهن خود مرور می كردند ؛ به همین جهت گاهی می آمدند از جلوی در مسجد عبور می كردند و دور دیگری می زدند و بعد وارد مسجد می شدند. معلوم می شد كه هنوز مطلب را به طور كامل مرور نكرده اند. برخی از دوستان كه با ایشان بودند تعریف می كردند كه گاهی این طرف و آن طرف را نگاه می كردیم و شهید صدر اعتراض می كردند كه چرا قدر لحظاتی را كه در هنگام راه رفتن در اختیار شماست نمی دانید؟ از این فرصت برای حل یك معضل اجتماعی، فكری و یا فقهی استفاده كنید. نكته دیگر اینكه شهید صدر به هیچ شاگردی حتی اگر سئوال نا مناسبی می پرسید، تندی نمی كرد و فقط اگر می دید اشكال وارد نیست، درس خود را ادامه می داد. من در دوره ای كه شاگرد ایشان بودم، هرگز تندی یا برخورد توهین آمیزی از ایشان ندیدم و این حاكی از روحیه والای ایشان بود. نكته دیگر زندگی ساده ایشان بود. تا آخر عمر با آنكه پیوسته امكانش برای ایشان فراهم بود كه خانه بخرند، ولی پیوسته اجاره نشین بودند. در مورد تربیت فرزندان نیز شیوه های جالبی داشتند، از جمله به همسرشان گفته بودند كه اگر من یك وقت با بچه ها تندی كردم، شمابا آنها رئوف باشید. شهیدصدر اهل برنامه ریزی بود، چه در فكرش، چه در رفتار سیاسی و اجتماعیش و چه در رفتار فردی با خانواده.

ـ پس از بازگشت به ایران، رابطه خود را با ایشان چگونه ادامه دادید؟

از راه مكاتبه و از راه مباحثه درسهای ایشان، از راه تواصل و داشتن تماس نزدیك با همه شاگردان ایشان. ارتباط روحی و فكری ما با آقای صدر ادامه داشت و الحمدلله آن فتره برای ما فتره سازندگی شخصیتمان به حساب می آید.

ـ پس از پیروزی انقلاب اسلامی و زمانی كه دوران فشار و حصر رژیم بعث بر ایشان آغاز شد، آیا شما تلاشی برای تسهیل وضعیتشان كردید ؟ آیا با ایشان تماسی داشتید؟

نه، من نتوانستم با ایشان تماس برقرار كنم. فقط مكاتبه داشتیم و از ایشان نامه هایی دریافت می كردم كه برایم تقویت روحی و بسیار روح بخش بود، اما پس از آمدن، تماس مستقیم با ایشان نداشتیم.

ـ اینك شخصیت فكری و معنوی خود را تا چه حد مرهون آموزه های شهید صدر می دانید؟

كل شخصیت و كل مسیر فكریم، به مقدار دریافتم، از روح و فكر بزرگ ایشان متأثر است و احساس می كنم هر چه تولید كرده ام، اگر چیز صالحی باشد و هر مسیری كه طی و هر خدمتی كه به انقلاب اسلامی و به اهداف بزرگ مرحوم حضرت امام (ره) كرده ام و حتی مسیرم در ارتباط با مرحوم آیت الله مطهری و مسیرهای درسی و شخصی و فكری، همگی متأثر از هدایت ها و ارشادهای ایشان بوده است.

ـ در مقامی كه هستید، چقدر برای اشاعه افكار شهید صدر تلاش كرده اید؟

به مقدار توانم سعی كرده ام اولاً در ارتباط با فعالیت های سیاسی، خط سیاسی ایشان را دنبال و منویات سیاسی ایشان را محقق كنم. حركت در خط انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را مرهون هدایت های ایشان می دانم. تفكر ایشان را در محافل بین المللی و خصوصا در مجمع جهانی فقه اسلامی مكررا مطرح كرده ام، به طوری كه بعضی می گفتند مگر شما چیزی ندارید ؟ اما من معتقدم خط سالم و سازنده، همین خط است. همچنین سعی كردم اجلاس بزرگی با حضور متفكرین جهانی از جمله همین آقای احمد محمدعلی، رئیس بانك اسلامی و متفكرین دیگر بر پا شود و آن نحوی كه دیگران آقای صدر را فراموش كردند، ما سعی كردیم این كنفرانس یادآور این شخصیت باشد و كنفرانس بسیار جالبی بود و كتابهای ایشان احیا و مقاله های زیادی در این زمینه نوشته شد و موجی فكری به وجود آمد، ولی وقتی كه مسئولتیهای دیگر بر عهده ام قرار گرفتند، نتوانستم آن كنفرانس را دنبال كنم. من معتقدم كل حركت اسلامی در عراق، انعكاسی از شخصیت آقای صدر است. منظورم آن حركت اصیل است و نه حركت غوغایی و شلوغی و بی برنامه. حركت با برنامه اسلامی و منطقی بیداری اسلامی در جهان اسلام، تا حد زیادی معلول افكار ایشان است. من نمی خواهم نقش دیگران را نفی كنم. امام رهبر بیداری اسلام در جهان هستند و هنر بزرگشان هدایت حركت اسلامی به سوی افقهای منوری بود كه آقای صدر در تبیین آنها نقش بزرگی داشت.

.............................
پایان پیام/ 167


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

نه به معامله قرن
رمضان
کنگره شعر ابوطالب
کشتار شیعیان نیجریه