قطاری از دیالوگ های جنسی و ریشخند یکی از شریف ترین اقشار جامعه/ نقد فیلم "هزارپا"

  • کد خبر : 740792
  • منبع : اختصاصی ابنا
عبور از خط قرمز ها برای دیده شدن این بار گریبان یکی از شریف ترین اقشار جامعه که جانبازان دفاع مقدس هستند را گرفته است. انسان های ارزشمندی که در زمان جنگ، برای نجات کشور کوشیدند. داستان ریزعلی فداکار را حتما به یاد دارید، او برای نجات مسافران قطار پیراهن خود را به آتش کشید تا قطار را از مرگ نجات دهد. ولی هیچ گاه تمسخر نمایش ریزعلی فداکار را در هیچ فیلمی به یاد ندارید...

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا/ سرویس هنر اسلامی:

فروش گیشه فیلم سینمایی "هـزارپا" ــ ساخته نازل «ابوالحسن داوودی» ــ در میان شگفتی همگان از مرز 34 میلیارد تومان گذشت و با فاصله، به عنوان پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران دست یافت!

آنچه در پی می‌آید نقدی بر این فیلم کمدی است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: سوده موحدی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* مشخصات فیلم سینمایی "هـزارپا"

کارگردان: ابوالحسن داوودی ـ تهیه‌کننده رضا رخشان ـ نویسنده: امیر برادران، پیمان جزینی و مصطفی زندی ـ موسیقی: محمدرضا علیقلی ـ فیلم‌برداری: علیرضا برازنده ـ تدوین: بهرام دهقانی ـ  بازیگران: رضا عطاران، جواد عزتی، سارا بهرامی، مهران احمدی، سپند امیرسلیمانی، نعیمه نظام دوست، امیرمهدی ژوله، شهره لرستانی، لاله اسكندرى، امید روحانی، سينا رازانى، محمد نادری، حسین سلیمانی، شهين تسليمى، حمید رضا فلاحی و بهرام ابراهيمى.

* داستان فیلم سینمایی "هـزارپا"

«رضا» و دوستش «منصور» که به کیف‌قاپی مشغول هستند از طریق مادرش متوجه می‌شود که دختر فردی پولدار نذر کرده‌است که با یک جانباز ازدواج کند به همین دلیل رضا تصمیم می‌گیرد خود را به دختر نزدیک کند تا بتواند با وی ازدواج کند.

* نقد  فیلم سینمایی "هـزارپا"

 "هـزارپا" فیلمی در ژانر کمدی، به تهیه کنندگی رضا رخشان و کارگردانی ابوالحسن داودی است. داودی بعد از گذشت 18 سال که در عرصه سینمای اجتماعی مشغول به فعالیت بوده است، با ساخت فیلم جدیدش به ژانر کمدی که موفقیت بیشتری در گیشه دارد برگشته است. هزارپا روایت دو جوان (رضا و منصور) کیف قاپ و ساقی مشروبات الکلی است. رضا که به طور اتفاقی متوجه راز یک دختر پولدار می شود، سعی می کند خودش را به او نزدیک کند که روایت فیلم رقم می خورد.

نقطه اتکای آثار خوب، قصه قوی و شخصیت پردازی مناسب است. اما در هزارپا نه شخصیت پردازی خوبی صورت گرفته و نه با فیلمنامه ای با ساختار اصولی روبرو هستیم. مسلما وقتی هسته شکل گیری آثار نمایشی در جایگاه خودش قرار نگیرد، بقیه حلقه ها هم به درستی کنار هم چیده نمی شود و در نهایت سطح کیفی فیلم کاهش پیدا می کند و همین باعث ریزش مخاطب می شود. اما در  "هـزارپا" چه اتفاقی می افتد که با وجود فیلمنامه ضعیف و شخصیت پردازی نامناسب نه تنها برگشت سرمایه اتفاق می افتد و حاصل کار اثری دیدنی می شود بلکه نام سینمایی هزارپا به صدر جدول فروش می رسد؟!!

اولین و بارزترین مشخصه که می توان به آن اشاره کرد، استفاده از بازیگر مطرح و چهره است. با حضور رضا عطاران که از بازیگران شاخص و موفق کمدی و پولساز سینما است مسئله فروش بالای فیلم تضمین شده است. هوش و طنازی ذاتی عطاران که تبدیل به برگ برنده ای برای فیلمسازان شده، در کنار نام جواد عزتی که درخشش خوبی در ژانر کمدی دارد از جمله دلایل اصلی حضور هزارپا در صدر جدول است.

اصولا در سینمای ما، ژانر کمدی کم ارزش ترین سبک به لحاظ اعتبار است و فیلمسازان ما به لحاظ کیفیت کمترین پیشرفت رو در طول این سال ها داشته اند. فیلمسازان ما برای موفقیت بیشتر در گیشه روی جو غالب بر جامعه و کف سلیقه مردم سرمایه گذاری کرده اند. داودی نیز از این قاعده مستثنا نیست و به تکرار کلیشه ها بسنده کرده، بدین ترتیب مخاطب عام را نسبتا راضی از سالن های سینما به بیرون هدایت می کند. کارگردان فضای کمدی جدیدی را برای فیلمش انتخاب نکرده و همانند کمدی سازان موفق در گیشه در سال های اخیر، یک از چند راه پیشرو را برگزیده است ...وی یا باید به دهه 60 ورود پیدا می کرد و یا به ساخت فیلمی با هیاهوی امروزی در خارج از مرزهای ایران تن می داد و یا در بهترین و کامل ترین حالت از هر دو گزینه استفاده می کرد. که او با انتخاب گزینه اول به دهه شصت و نوستالژی های آن دوران ورود پیدا کرده است. او با ورود به نوستالژیک های آن دوران و شوخی با خط قرمز ها، سعی در جذب مخاطب داشته است که رقم های بالای فروش، گواه اقبال مخاطبان به آن است.

حضور عطاران در فیلم های کمدی یادآور دیالوگ هایی از جنس کوچه بازاری و جنسی است. آن دسته از فیلمسازانی که موافق حضور این قبیل شوخی ها هستند در مقابل تمام اعتراضات ایستاده و مشغول تغییر ذائقه مردم هستند، پس برای بهتر دیده شدن از این شوخی ها کمک می گیرند و با اکران موفقی هم روبرو می شوند!! به نظر می رسد فیلمسازان این عرصه، سعی دارند تا حدود زیادی خلأ روایتگری و شخصیت پردازی را زیر چتر دیالوگ ها و شوخی های جنسی پنهان کنند.

در کمال تاسف، سینمای کمدی و مردم پسند ما هم اکنون تشکیل شده است از یک قطار دیالوگ های جنسی و تمسخرآمیز، به میزان لازم لودگی به همراه تمسخر و زیرپا گذاشتن عقاید تا بدین ترتیب فروش فیلم و برگشت سرمایه تهیه کننده تضمین شود. امروزه، روند ساخت فیلم کمدی که یکی از سخت ترین گونه های سینمایی است و هر کسی توان پرداختن به آن را ندارد تبدیل به یکی از ساده ترین نوع فیلم سازی ها شده است، از اینرو یک فیلمنامه متوسط و حتی ضعیف و سطحی می تواند خود را در صدر جدول فروش بالا ببرد.

عبور از خط قرمز ها برای دیده شدن این بار گریبان یکی از شریف ترین اقشار جامعه که جانبازان دفاع مقدس هستند را گرفته است. انسان های ارزشمندی که در زمان جنگ، برای نجات کشور کوشیدند. داستان «ریزعلی خواجوی» یا همان "دهقان فداکار" را حتماً به یاد دارید. او برای نجات مسافران قطار پیراهن خود را به آتش کشید تا قطار را از مرگ نجات دهد. ولی هیچ گاه تمسخر نمایش ریزعلی فداکار را در هیچ فیلمی به یاد ندارید همانطور که نباید هم به یاد داشته باشید. در حقیقت هیچ فیلمسازی به خودش چنین اجازه ای نمی دهد ولی متاسفانه هستند عده ای که در نمایش تمسخر جانبازان که در زمان جنگ از جان و خانواده و مال خود برای نجات کشور گذشتند ابایی ندارد!! نمایش آسایشگاه جانبازان به عنوان جماعتی که مشغول سیگار کشیدن و موسیقی گوش دادن هستند و به حرف کارمند آسایشگاه گوش نمی کنند و ... اما با ورود خانم مدیر همه یا روی تخت های خود خوابیده اند و یا به خواندن دعا مشغول می شوند دال بر چیست؟ اینکه سرایدار آسایشگاه در چند جای فیلم صدا می زند که: "چندتا از دست و پا دارهایشان بیایند کمک من..." نشانه چیست؟!

کارگردان در "هـزارپا" دختران و زنان را نیز به سخره گرفته و حتی برای جذب بیشتر مخاطب عام، وارد "جنسیت زدگی" شده است. نمایش دختران خنگ، ساده و در جستجوی شوهر که عملا جنبه شوخی دارد و کارگردان به خاطر فروش بیشتر به این شوخی های دم دستی و سخیف روی آورده است، تضعیف روحیه قشری ظریف و زنانه نیست؟!

فیلم، دو روایت را موازی با هم جلو می برد اما در اواسط فیلم یک روایت رها می شود و توجه بیننده به بخشی دیگر از روایت جلب می شود تا اینکه در آخر داستان مجدد روایت نیمه رها شده به جریان می افتد. همچنین حضور بی رمق گروهک تروریستی در طول مسیر فیلم و خرده داستان هایی به نظر می رسد بعضا فقط برای پوشش مدت زمان فیلم است و کوچکترین کارایی در پیشبرد روایت ندارند مثل عاشق شدن مادر منصور، حضور سپند امیرسلیمانی به عنوان خواستگار سمج و ... از جمله دلایل اصلی است که میزان قوت فیلم را کاهش داده است. هزارپا در تدوین هم نمره قابل قبولی نمی گیرد همچنان که در سکانس های زیادی از فیلم لنگ می زند.

و اما بازی بازیگران؛ از رضا عطاران و جواد عزتی دو بازیگر اصلی  "هـزارپا"، بازی جدید و متفاوتی را ندیدیم اما خروجی شان بازی بسیار زیبا و تحسین برانگیزی بود که به نمایش گذاشتند. سارا بهرامی گزینه خوبی برای بازی در نقش مدیر آسایشگاه نبود همانطور که این نقش چندان خوب از آب در نیامد، سارا بهرامی برای نقش های اجتماعی گزینه بهتری است تا نقش در زمینه طنز. امیر مهدی ژوله در نقش نیروی خدمات آسایشگاه بازی خوب و قابل قبولی ارائه می دهد. نعیمه نظام دوست هم به خوبی از پس نقشش برآمده بود.

یکی از مهم ترین مسائلی که طیفی از فیلمسازان به آن بی توجه هستند این است که یک فیمساز کمدی موفق قبل از هرچیز باید یک هنرمند باشد و به این حرفه نگاهی انسانی و غیر مادی داشته باشد و همواره سعی داشته باشد با ساخت فیلم خوب با مردم و مخاطبان میلیونی ارتباط برقرار کند.

......................
پایان پیام/ 101


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

بروشورهای اربعین
هشدارهای اربعینی
اخبار زیارت اربعین
اخبار عزای حسینی در جهان
پیام رهبر برای حج 1349
نامه دوم
نام رهبر به جوانان غربی
کشتار شیعیان نیجریه