سی شب؛ سی آموزه توحیدی

شب دوم/ توحید ذاتی؛ یکی بود "یکی" نبود

  • کد خبر : 720463
  • منبع : اختصاصی ابنا
توحید ذاتی یعنی اینکه: ذات پروردگار یگانه است؛ مثل و مانند ندارد؛ بسیط است؛ جزء ندارد؛ یکى است و دومى براى او تصوّر نمى‌شود؛ همه چیز مخلوق اوست و قابل مقایسه با او نیست؛ "لَیسَ کَمِثلِهِ شَىْء؛ هیچ چیز همانند او نیست".

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

ماه مبارک رمضان از راه رسید و دوباره این توفیق به ما داده شد که این روزها و شب های الهی را درک کنیم؛ باشد که آن را قدر بدانیم و در قیام و صیام آن بکوشیم.

به مناسبت این لیالی خوب و خاطره انگیز، هر شب آموزه ای از ارزشهای دینی و اسلامی را به مدد قرآن و سنت، یادآوری و به خوانندگان خبرگزاری ابنا تقدیم می کنیم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شب دوم /
 توحید ذاتی؛ یکی بود «یکی» نبود
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دیشب از توحید نوشتیم؛ و اینکه توحید به معنای "یگانه دانستن خداوند" است؛ او همه چیز را او به وجود آورده؛ و هیچ همتا و شریکی ندارد.

حدود یک سوم آیات قرآن کریم در ارتباط با توحید است و پیام تمامی پیامبران عقیده به توحید بوده است. در مقابل توحید "شرک" قرار دارد. شرک به معنی شریک قرار دادن برای خداوند یکتا است؛ و تنها گناهی است که بخشوده نمی شود. پس باید توحید و اقسام آن ــ توحید ذاتی، توحید صفاتی، توحید افعالی و توحید عبادی ــ را بشناسیم تا به "شرک آشکار" یا "شرک مخفی" آلوده نگردیم.

* توحید ذاتی

همه ما در نماز، در مجالس ختم، در زیارت اهل قبور، قبل از خوابیدن و در شرایط مختلف، سوره "توحید" یا "اخلاص" یا همان "قل هو الله" را می خوانیم. بر دیوارهای اتاق منازل خیلی از ما نیز تابلوی "چهار قل" خودنمایی می کند.

از همه اینها جالب تر، جمله ای است که از کودکی برای ما نجوا کرده اند: "یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود...".

آیات سوره "قل هو الله"، و معنای جملاتی که در ابتدای قصه ها برای ما گفته اند و ما هم آن را برای کودکانمان می گوییم، بی آن که بدانیم، بر "توحید ذاتی" دلالت دارد.

توحيد ذاتي دو شاخه دارد:
اول) خداوند مثل و مانندی ندارد؛ يگانه است؛ و بي همتاست. آیه آخر سوره اخلاص ــ "ولم يكن له كفواً أحد" همين مفهوم را می رساند. (به این شاخه، توحيد واحدی می گویند). 
دوم) خداوند جزء ندارد؛ بسيط است؛ و غير مركب است. ابتدای سوره اخلاص ــ "قل هو الله أحد ــ همین معنا را تأکید می کند. (از این شاخه، به توحيد احدی تعبير می شود).

پس توحید ذاتی یعنی اینکه: ذات پروردگار یگانه است؛ مثل و مانند ندارد؛ بسیط است؛ جزء ندارد؛ یکى است و دومى براى او تصوّر نمى‌شود؛ همه چیز مخلوق اوست؛ پس هیچ چیز و هیچکس قابل مقایسه با او نیست؛ "لَیسَ کَمِثلِهِ شَىْء؛ هیچ چیز همانند او نیست". (سوره شوری، آیه 11)
شاید از همین روست که معصومین(ع) در مناجات عرضه داشته اند: "ما عَرَفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِک؛ هرگز تو را آنچنانکه حق معرفت تو است نشناختیم" زیرا هیچ‌گاه نمی توان به حقیقت آن وجودى که بى‌همتا و بى‌نهایت است، و شبیه هیچ چیز نیست، و او را به غیر او نمى‌توان قیاس کرد، دسترسی پیدا نمود.

* یکی بود، «یکی» نبود ...

اما حکایت این جمله معروف چیست که همه ما از کودکی آن را در اول قصه ها شنیده ایم و حفظ کرده ایم؟ بالاخره یکی بود یا یکی نبود؟! اگر غیر از خدا هیچکس نبود، پس قهرمانان قصه چه بودند و که بودند؟ آیا این جمله پر از تناقض نیست؟

خیر! اگر بدانیم که چه می گوییم، و اگر عبارت "یکی بود، یکی نبود" را درست تلفظ کنیم، نه تنها تناقضی ندارد، بلکه سرشار از درس های توحیدی است.

"یکی بود" یعنی خدا بود؛ و "یکی نبود" یعنی آن یک که بود یکِ عددی نبود بلکه یکِ احدی بود.

به عبارت ساده تر، یکِ خداوند در برابر دو، سه و چهار نیست؛ چرا که او "احد" است و احد، یکِ حقیقی است نه یکِ عددی. یعنی خداوند آن "یکی" است که در برابر آن هیچ عدد دیگری، معنا و مفهوم ندارد و قابل تصور نیست. به قول معروف، هیچ چیز و هیچکس در برابر او، عددی نیست.

سپس تأکید می کنیم که "غیر از خدا هیچ کس نبود" ؛ یعنی او "واجب الوجود" است و هستی اش عاریه ای نیست؛ بلکه ذاتیِ او و از خود اوست.

گذشتگان ما، حکیمانه و آگاهانه، برای آغاز قصه های کودکی ما طرحی را پایه گذاری کردند که با سوره توحید آغاز شود؛ ولی افسوس که اکثر ما نه تنها معنی آن جملات را نمی دانیم، بلکه حتی نماز را هم سلام می دهیم بی آنکه بدانیم چه گفتیم و چه خواندیم!

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی/ نروم جز به همان ره که توام راه نمایی
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی/ نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی
نَبُد این خلق و تو بودی، نَبُوَد خلق و تو باشی/ نه بجنبی نه بگردی، نه بکاهی نه فزایی
احدٌ لیس کمثله، صمدٌ لیس له ضد/ لمن الملک تو گویی که مر آن را تو سزایی
لب و دندان «سنایی» همه توحید تو گوید/ مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

فردا شب به دومین قسم از توحید خواهیم پرداخت.

..........................
پایان پیام/ 101

یادداشت های معنوی رمضان:
ــ یادداشت اول/ ماه مبارک رمضان و "یاد والدین از دست رفته"
ــ یادداشت دوم/ ماه مبارک رمضان و "بازگشت به قرآن کریم"
ــ یادداشت سوم/ "آشتی کنان و آشتی دادن" ؛ برتر از نماز و روزه مستحبی

سی شب ؛ سی آموزه (به مناسبت ماه مبارک رمضان):
ــ شب اول/ توحید؛ آزاد شدن انسان
ــ شب دوم/ توحید ذاتی؛ یکی بود «یکی» نبود
ــ شب سوم/ توحید صفاتی؛ ذات و صفت از هم جدا نیستند


نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

کاریکاتور روز قدس
کنگره نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی
هفته فرهنگی قم در لبنان
پادکست
پیام رهبر برای حج 1438
نامه دوم
نام رهبر به جوانان غربی
کشتار شیعیان نیجریه