به مناسبت ولادت با سعادت امام نهم؛

امام جواد علیه السلام مولودی پر خیر و برکت

  • کد خبر : 718172
  • منبع : makarem.ir
خلاصه

تولد حضرت جواد در شرائطى صورت گرفت که خیر و برکت خاصّى براى شیعیان به ارمغان آورد، بدین معنا که عصر امام رضا(ع) عصر ویژه اى بوده و حضرت در تعیین جانشین خود و معرفى امام بعدى، با مشکلاتى روبرو بوده که در عصر امامان قبلى، بى سابقه بوده است.

گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

پرسش: چرا در میان ائمه(علیهم السلام) از امام جواد(علیه السلام) به مولود پر خیر و برکت تعبیر می شود؟

پاسخ اجمالی: از امام رضا(ع) روایات متعددی نقل شده که فرزند خود امام جواد(ع) را به عنوان پرخیر و برکت ترین مولود برای شیعه معرفی کرده است؛ این نامگذاری به این دلیل بود که گروهی به نام واقفیه، امامت امام رضا(ع) را انکار کردند و چون امام رضا(ع) تا حدود چهل و هفت سالگى داراى فرزند نشده بود، فقدان فرزند براى امام رضا(ع) بهانه ای برای واقفیه در جهت انکار امامت امام رضا(ع) بود. اما این فشارها از سوی واقفیه با تولد حضرت جواد(ع) خاتمه پیدا کرد و موضع امام و شيعيان كه از اين نظر در تنگنا بودند، تقويت گرديد.

پاسخ تفصیلی: در خانواده امام رضا(علیه السلام) و در محافل شیعه، از حضرت جواد(علیه السلام)، به عنوان مولودى پرخیر و برکت یاد مى شد. چنانکه «ابو یحیاى صنعانى» مى گوید: روزى در محضر امام رضا(علیه السلام)، فرزندش ابو جعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود: «این مولودى است که براى شیعیان ما، با برکت تر از او زاده نشده است».(1)

گویا امام، به مناسبت هاى مختلف، از فرزند ارجمند خود با این عنوان یاد مى کرده و این موضوع در میان شیعیان و یاران امام رضا(علیه السلام) معروف بوده است، به گواه اینکه دو تن از شیعیان بنام «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعیل» مى گویند: در محضر امام رضا(علیه السلام) بودیم که ابو جعفر را آوردند، عرض کردیم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ حضرت فرمود: «آرى، این همان مولودى است که در اسلام بابرکت تر از او زاده نشده است».(2)

باز «ابو یحیاى صنعانى» مى گوید: در مکه به حضور امام رضا(علیه السلام) شرفیاب شدم، دیدم حضرت موز را پوست مى کند و به فرزندش ابو جعفر مى دهد. عرض کردم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ فرمود:«آرى، این مولودى است که در اسلام مانند او، و براى شیعیان ما، با برکت تر از او زاده نشده است».(3)

شاید در بدو نظر تصور شود که مقصود از این حدیث این است که امام جواد(علیه السلام) از همه امامان قبلى براى شیعیان، با برکت تر بوده است، در حالى که چنین مطلبى قابل قبول نیست، بلکه بررسى موضوع و ملاحظه شواهد و قرائن، نشان مى دهد که ظاهراً مقصود از این حدیث این است که تولد حضرت جواد در شرائطى صورت گرفت که خیر و برکت خاصّى براى شیعیان به ارمغان آورد، بدین معنا که عصر امام رضا(علیه السلام) عصر ویژه اى بوده و حضرت در تعیین جانشین خود و معرفى امام بعدى، با مشکلاتى روبرو بوده که در عصر امامان قبلى، بى سابقه بوده است؛ زیرا از یک سو پس از شهادت امام کاظم(علیه السلام) گروهى که به «واقفیّه» معروف شدند، براساس انگیزه هاى مادى، امامت حضرت رضا(علیه السلام) را انکار کردند و از سوى دیگر امام رضا(علیه السلام) تا حدود چهل و هفت سالگى داراى فرزند نشده بود و چون احادیث رسیده از پیامبر(صلی الله علیه و اله) حاکى از آن بود که امامان دوازده نفرند که نُه نفر آنان از نسل امام حسین(علیه السلام) خواهند بود، فقدان فرزند براى امام رضا(علیه السلام)، هم امامت خود آن حضرت، و هم تداوم امامت را زیر سوال مى برد و واقفیه این موضوع را دستاویز قرار داده امامت حضرت رضا(علیه السلام) را انکار مى کردند.

گواه این معنا، اعتراض «حسین بن قیاما واسطى» به امام هشتم در این مورد، و پاسخ آن حضرت است. «ابن قیاما» که از سران «واقفیه» بوده است(4)، طى نامه اى به امام رضا(علیه السلام) او را متهم به عقیمى کرد و نوشت: چگونه ممکن است امام باشى در صورتى که فرزندى ندارى؟! امام در پاسخ نوشت: از کجا مى دانى که من داراى فرزندى نخواهم بود، سوگند به خدا بیش از چند روز نمى گذرد که خداوند پسرى به من عطا مى کند که حق را از باطل جدا مى کند.(5)

این شگرد تبلیغى از طرف «حسین بن قیاما» (و دیگر پیروان واقفیه) منحصر به این مورد نبوده است، بلکه این معنا به مناسبت هاى مختلف و در موارد گوناگون تکرار مى شده و امام رضا(علیه السلام) همواره سخنان و دلائل آنان را رد مى کرده است(6)، تا آنکه تولد حضرت جواد به این سم پاشی ها خاتمه داد و موضع امام و شیعیان که از این نظر در تنگنا قرار گرفته بودند، تقویت گردید و اعتبار و وجهه تشیّع بالا رفت.(7)

وسوسه هاى واقفیه و دشمنان خاندان امامت در این مورد، به حدى بود که حتى پس از ولادت حضرت جواد(علیه السلام) که واقفیه را خلع سلاح کرد، گروهى از خویشان امام رضا(علیه السلام) طبعاً بر اساس حسدورزی ها و تنگ نظری ها گستاخى را به جایى رساندند که ادعا کردند که حضرت جواد، فرزند على بن موسى نیست!!

آنان در این تهمت ناجوانمردانه و دور از اسلام، براى مطرح کردن اندیشه هاى پنهانى خویش، جز شبهه عوام فریبانه عدم شباهت میان پدر و فرزند از نظر رنگ چهره! چیزى نیافتند و گندمگونى صورت حضرت جواد(علیه السلام) را بهانه قرار داده گفتند: در میان ما، امامى که گندمگون باشد وجود نداشته است! امام هشتم فرمود: او فرزند من است. آنان گفتند: پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) با قیافه شناسى داورى کرده است(8)، باید بین ما و تو قیافه شناسان داورى کنند. حضرت ناگزیر فرمود: شما در پى آنان بفرستید ولى من این کار را نمى کنم، اما به آنان نگویید براى چه دعوتشان کرده اید...

یک روز بر اساس قرار قبلى، عموها، برادران و خواهران حضرت رضا(علیه السلام) در باغى نشستند و آن حضرت، در حالى که جامه اى گشاده و پشمین بر تن و کلاهى بر سر و بیلى بر دوش داشت، در میان باغ به بیل زدن مشغول شد، گویى که باغبان است و ارتباطى با حاضران ندارد.

آنگاه حضرت جواد(علیه السلام) را حاضر کردند و از قیافه شناسان درخواست نمودند که پدر وى را از میان آن جمع شناسایى کنند. آنان به اتفاق گفتند: پدر این کودک در این جمع حضور ندارد، اما این شخص عموى پدرش، و این عموى خود او، و این هم عمه اوست، اگر پدرش نیز در اینجا باشد باید آن شخص باشد که در میان باغ بیل بر دوش گذارده است؛ زیرا ساق پاهاى این دو، به یک گونه است! در این هنگام امام رضا(علیه السلام) به آنان پیوست. قیافه شناسان به اتفاق گفتند: پدر او، این است!

در این هنگام على بن جعفر، عموى حضرت رضا(علیه السلام) از جا برخاست و بوسه برلب هاى حضرت جواد(علیه السلام) زد و عرض کرد: گواهى مى دهم که تو در پیشگاه خدا امام من هستى(9). بدین ترتیب بک بار دیگر توطئه و دسیسه مخالفان امامت براى خاموش ساختن نور خدا، با شکست روبرو شد و خداوند آنان را رسوا ساخت.(10)

پی نوشت:

(1). شيخ مفيد، الارشاد، قم مكتبه بصيرتى، ص 319 - طبرسى، اعلام الورى، الطبعه الثالثه، المكتبه الاسلاميه، ص 347؛ فتّال نيشابورى، روضه الواعظين، الطبعه الأولى، بيروت، مؤسسه الأعلمى للمطبوعات، 1406 ه.ق، ص 261؛ كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبه الصدوق، 1381 ه.ق، ج 1، ص 321؛ على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّه، تبريز، مكتبه بنى هاشمى، 1381 ه.ق، ج 3، ص 143.
(2). مجلسى، بحار الانوار، الطبعه الثانيه، تهران، المكتبه الاسلاميه، 1395 ه.ق، ج 50، ص 20.
(3). كلينى، فروع كافى، الطبعه الثانيه، تهران دارالكتب الاسلاميه، 1362 ه.ش، ج 6، ص 361؛ قزوينى، سيد كاظم، الامام الجواد من المهد اًّلى اللحد، الطبعه الأولى، بيروت، مؤسسه البلاغ، 1408 ه.ق، ص 337.
(4). شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبه بصيرتى، ص 318؛ على بن عيسى الأربلى، كشف الغمّه، تبريز، مكتبه بنى هاشمى، 1381 ه.ق، ج 3، ص 142؛ تسترى، محمد تقى قاموس الرجال، تهران مركز نشر الكتاب، ج 3، ص 37.
(5). كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبه الصدوق، 1381 ه.ق، ج 1، ص 320؛ طبرسى، اعلام الورى، الطبعه الثالثه، المكتبه الاسلاميه، ص 346؛ على بن عيسى الاربلى، همان كتاب، ص 142؛ شيخ مفيد، همان كتاب، ص 318.
(6). على بن عيسى الاربلى، همان كتاب، ص 142؛ تسترى، همان كتاب، ص 316؛ كلينى، همان كتاب، ص 321؛ طوسى، اختيار معرفه الرجال (معروف به رجال كشّى)، تصحيح و تعليق: حسن المصطفوى، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348ه.ق، ص 553، حديث شماره 1045.
(7). قزوينى، سيد كاظم، الامام الجواد من المهد اًّلى اللحد، الطبعه الأولى، بيروت، مؤسسه البلاغ، 1408 ه.ق، ص 337.
(8). معتبر شناخته شدن قيافه  شناسى از طرف پيامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) ادعائى بود كه صرفاً از طرف آنان مطرح شد و هرگز به معناى تأييد آن از طرف امام رضا(عليه السلام) نبود، و اگر حضرت به اين پيشنهاد تن در داد، يا از روى ناگزيرى به اين دليل كه مى دانست اين كار در نهايت، به روشن شدن واقعيت، و اثبات پوچى ادعاى آنان تمام مى شود. قيافه شناسان كسانى بودند كه از روى شباهت اندام، نسب اشخاص را تعيين مى كردند. قيافه  شناسى نزد اعراب جايگاه مهمى داشت. علماى اماميه تعليم و تعلّم و گرفتن مزد در قبال انجام دادن اين عمل را حرام مى دانند. برخى از علماى اماميه اين عمل را مطلقاً حرام شمرده اند و برخى در صورتى آن را حرام مى دانند كه موجب فعل حرام يا منجر به اظهار نظر قطعى گردد. هر كس كه از فقه اسلامى آگاهى داشته باشد، عدم جواز اين عمل و استفاده از آن را مسلّم مى داند، چه رسد به اين كه به استناد آن، مسائل مربوط به ارث و نكاح و امثال اينها حل گردد! (ر.ك به مقّرم، سيد عبدالرزاق، نكاهى گذرا بر زندگانى امام جواد(عليه السلام)، ترجمه دكتر پرويز لولاور، مشهد، بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1370ه.ش، ص 35).
(9). كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبه الصدوق، 1381 ه.ق، ج 1، ص 322؛ مقرّم، سيد عبدالرزّاق، نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد(عليه السلام)، ترجمه دكتر پرويز لولاور، مشهد، بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس دضوى، 1370 ه.ش. ص 36؛ به همين جهت بود كه امام رضا(عليه السلام) خود را به رسول خدا، و فرزندش جواد را به ابراهيم فرزند پيامبر تشبيه مى كرد، زيرا پس از تولد ابراهيم از ماريه قبطيه برخى از همسران رسول خدا از روى حسد، چنين تهمتى به وى زدند و گفتند: اين نوزاد از «جريح» خادم رسول اكرم است!! ولى پس از تحقيق و كاوش روشن شد كه اصولاً «جريح» فاقد عضو تناسلى است! و به اين ترتيب خداوند دروغ آنان را آشكار ساخت و ماريه را از اين تهمت تبرئه كرد (ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم المطبعه العلميه، ج 4، ص 387؛ الطبرى، محمد بن جرير بن رستم، دلائل الامامه، الطبعه الثالثه، قم منشورات الرضى، 1363 ه.ق، ص 201 - 204).
(10). گردآوری از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1390 ش، چاپ بیست و سوم، ص 530.

..........................
پایان پیام/ 167


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

اخبار زیارت اربعین
هشدارهای اربعینی
اخبار عزای حسینی در جهان
پیام رهبر برای حج 1438
نامه دوم
نام رهبر به جوانان غربی
کشتار شیعیان نیجریه