توطئه هارون در به شهادت رساندن امام موسی کاظم(ع) در بیان آیت‌الله ضیاءآبادی

  • کد خبر : 749627
  • منبع : ابنا
خلاصه

آیت الله ضیاء آبادی از علمای شهر تهران در پایان یکی از جلسات تفسیرشان به مناسبت سالروز شهادت امام کاظم(ع) به ماجرای توطئه هارون در شهادت رساندن امام هفتم پرداختند.

خبرگزاری اهل بیت(ع) – ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

امام موسی کاظم (علیه السلام) ملقب به «کاظم» و «باب الحوائج» هفتمین امام شیعیان است. ایشان در سال ۱۲۸ق، همزمان با انتقال قدرت از امویان به عباسیان متولد شدند و در سال ۱۴۸ق پس از شهادت پدرش، امام صادق(ع)، به امامت رسید. دوران ۳۵ ساله امامت هفتم امام شیعیان با خلافت منصور، هادی، مهدی و هارون عباسی همزمان بود. که چندین بار از سوی مهدی و هارون عباسی حضرت زندانی شد و عاقبت در بیست و پنجم ماه صفر سال ۱۸۳ق حضرت را در زندان سندی بن شاهک به شهادت رساندند.

آیت الله «سید محمد ضیاءآبادی» از اساتید اخلاق شهر تهران و مفسر قرآن کریم در پایان یکی از جلسات تفسیر سوره توبه که مقارن با سالروز شهادت امام کاظم(ع) بود، به بیان مختصری از ماجرای شهادت حضرت و توطئه هارون پرداختند. از این رو بدین مناسبت، گزیده ای از بیانات این استاد اخلاق و مفسر قرآن شهر تهران که در مجموعه کتاب هایی تفسیری ایشان با عنوان «کلام النور نور الکلام» از انتشارات بنیاد خیریه الزهرا(س) در جلد اول تفسیر توبه منتشر شده است را از نظر می گذارنیم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

25 رجب، روز شهادت حضرت امام كاظم (ع) است. مناسب است مطالبي را نيز در مورد آن حضرت ذكر كنيم و به محضر مقدّسشان عرض ادب نماييم؛

توطئه ي هارون براي شهادت امام كاظم (ع)

هارون از طرق مختلف مي كوشيد آن حضرت را به شهادت برساند، به هر كدام از فرماندهان لشكرش پيشنهاد قتل امام(ع) را مي كرد اجابت نمي كردند تا اينكه به نقل مرحوم علاّمه ي مجلسي (ره) از يك كشور غير اسلامي افرادي را خواست، پنجاه نفر براي او فرستادند كه به شرارت شناخته شده بودند. اوّل امتحانشان كرد و پرسيد: خداي شما كيست؟ دين شما چيست؟ گفتند: ما خدايي نمي شناسيم و ديني نداريم! حتّي زبانِ عربي هم نمي دانستند. گفت: اينها براي اين كار خوبند.

قاتلانی که شمشیر از دستشان افتاد

همه را به زندان فرستاد كه امام موسی کاظم(ع) را به قتل برسانند. خودش هم از دريچه ي مشرف به زندان تماشا مي كرد كه چه مي كنند. ديد وقتي وارد زندان شدند در حالي كه شمشيرها به دستشان بود تا چشمشان به امام(ع) افتاد بدنشان شروع به لرزيدن كرد و شمشيرها از دستشان افتاد و نتوانستند بايستند و در مقابل امام موسی کاظم(ع) به زمين افتادند؛ امام دست بر سرشان مي كشيد و ابراز ملاطفت مي فرمود.

هارون ديد بدتر شد. اگر اين جريان در ميان مردم منتشر شود رسوايي او بيشتر خواهد شد. دستور داد آنها را بي سر و صدا از بغداد بيرونشان كنند. آنها هم بدون اجازه خواستن از هارون سوار شدند و رفتند.

شهادت امام موسی کاظم(ع) در زندان هارون

حضرت را چهار يا هفت يا چهارده سال از اين زندان به آن زندان منتقلش كردند. دوستانش شنيده بودند كه همين روزها امام(ع) را آزاد مي كنند. مي آمدند پشت ديوار زندان مي ايستادند و در كوچه ها مي نشستند و انتظار مي كشيدند تا كي شود امامشان را زيارت كنند.

ناگهان روز 25 رجب ديدند درِ زندان باز شد و يك جنازه بيرون آمد، در حالي كه چهار نفر آن را روي دوش گرفته اند. وقتي سليمان، عموي هارون باخبر شد ديد اين كار حتّي براي سياستِ هارون نيز صحيح نيست. دستور داد پسرانش رفتند و جنازه را گرفته و اعلام كردند تا اينكه مردم براي تشييع آمده و با جلالت تمام امام هفتم (ع) را دفن كردند.

..................

پایان پیام /184


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*