مستبصر آلمانی:

با حدیث خیبر به عظمت امیرالمومنین(ع) پی بردم و شیعه شدم

  • کد خبر : 739260
  • منبع : خبرگزاری حوزه
خلاصه

مستبصر آلمانی گفت: روایات نشان می دهد که مولا علی(ع) جایگاه خاصی نزد پیامبر(ص) داشتند و این جایگاه، جایگاه الهی بود، یعنی فردی که خدا امتحانش کرده و قبول شده است.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

"اشتیفان فردریک شفر" اندیشمند پنجاه و شش ساله آلمانی است که با تحقیق و بررسی عالمانه، هجده سال است که به دین منطق، عشق و جهاد اسلام، گرویده؛ او ابتدا به خاطر عدالتی که از امام علی علیه السلام در کتابی از علمای اهل سنت آشنا می شود، به مکتب اهل سنت گرایش پیدا می کند و سپس با حدیث خیبر، به عظمت امیرالمومنین(ع) پی می برد و شیعه می شود.

متن گفتگو با این دانشمند برجسته و در ضمن معرفی اجمالی وی در پی می آید:

"اشتیفان فردریک شفر" دانشمند پنجاه و شش ساله آلمانی است که با تحقیق و بررسی عالمانه هجده سال است که به دین منطق و عشق و جهاد اسلام گرویده، این مرد آلمانی در کشور آلمان در رشته اینفورماتیک و علوم اطلاعات کامپیوتر تحصیل داشته و تقریبا بیست سال یک برنامه کامپیوتری برای پژوهش در مورد آزمایشات قلبی یکی از محققین بزرگ کشور آلمان نوشته و در کارنامه علمی خود به ثبت رسانده است.

برای اطلاع از چرائی گرایش او به اسلام و تشیع و اطلاع از فضای عمومی حاکم بر کشورهای غربی و بیان راه حل های علمی برای تعامل اسلام و غرب و همچنین اطلاع از وضعیت مسلمانان در کشور آلمان و برای بهره مندی از عمق نگاه سیاسی و فقاهتی و تجربیات فراوان این مرد پاک نهاد گفتگویی بسیار صمیمی با ایشان ترتیب دادیم که در محضر شما قرار می گیرد:

ـ در مورد خودتان یک معرفی اجمالی برای مخاطبین ما بیان فرمایید؟

من "اشتیفان فردریک شفر" هستم که البته نام جدید من «عبدالله» می باشد، ولی چون در شناسنامه ثبت نشده، همه مرا به همین نام آلمانیم می‌شناسند، من پنجاه و شش سال دارم و اصالتا آلمانی هستم تا سن سی و هشت سالگی مثل اکثر مردم آلمان لائیک و بی دین بودم، بنده با تحقیق و بررسی عالمانه هجده سال پیش ابتدا مسلمان شدم و مدتی سنی مذهب بودم، بعد از سه سال به مذهب حقه تشیع گرایش پیدا کردم.

ـ رشته تحصیلی شما در آلمان چه بود و وضع مادی شما چطور بود؟

رشته تحصیلی من درکشور آلمان در رشته اینفورماتیک و علوم اطلاعات کامپیوتر بود و وضع مادی متوسطی دارم و تقریبا در رشته علمی خود بیست سال یک برنامه کامپیوتری برای پژوهش در مورد آزمایشات قلبی یکی از محققین بزرگ کشور آلمان نوشته و در کارنامه علمی خود به ثبت رسانده ام.

ـ تحقیق شما چه فایده ای داشت؟

فایده اش این بود که اطلاعات بسیار ضروری در مورد ساختار قلب به مخاطبین می داد. اینکه ضربان قلب در دقیقه چقدر است و خون قلب چگونه است.

ـ گفتید شما قبل از اسلام آوردن مثل اکثر مردم آلمان لائیک بودید ولی در آمار بین المللی مردم آلمان اکثرا مسیحی هستند!؟

نه این درست نیست، آنها آتئیست و لائیک هستند، اینکه شما فکر می‌کنید آلمانی ها مسیحی هستند، اشتباه است در شناسنامه مسیحی هستند ولی در عمل لائیک‌اند.

ـ یعنی اکثریت مردم آلمان به خدا اعتقاد ندارد!؟

نخیر آنها اعتقادی به خدا ندارد.

ـ گفتید 56 سال دارید! ماشاءالله خیلی جوان مانده‌اید!؟

(با لبخند طولانی) بلی من از خیلی ها سنم کمتر است.

ـ شما چند سال است که به مکتب تشیع گرایش پیدا کردید؟

من حدود سال 2000 میلادی یعنی 18 سال قبل مسلمان  شدم و بعد سه سال شیعه شدم.

ـ چه شد مسلمان شدید؟

خب، یکی از دوستان من که اصالتا اهل کشور مراکش بود، ولی آلمان زندگی می کرد مسلمان بود، او به من گفت اسلام دین حق است و من هم گفتم که جنگ ها در مورد دین اتفاق افتاده و من جنگ را دوست ندارم و ما مدام با هم بحث می کردیم.

ـ جنگ جهانی دوم که بیشترین کشته را در تاریخ بشریت به خود اختصاص داده است یعنی بین 50 تا 150 ملیون به دین هیچ ربطی نداشت؟

بلی ولی در آن زمان در این فکرها نبودم و فضای کشور آلمان طوری بود که حتی هیتلر را نیز که دنبال نژاد پرستی بود دیندار جلوه می دادند تا به دین ضربه بزنند.

ـ بحث های شما با دوست مسلمانتان به کجا رسید؟

خب جر و بحث های زیادی بود این مرحله فاصله من از دین بود بعد دوستم به من کتاب هایی در مورد اسلام داد که یکی از آن کتابها به من نشان داد که حکومت اسلامی حکومت عادلانه ای است که این کتاب به زبان آلمانی نوشته شده بنام "طریق اسلام" در حقیقت این کتاب و یک حدیثی که در آن از امیرالمومنین علی علیه السلام نقل شده بود سبب گرایش من به اسلام و مکتب اهل سنت شد.

ـ چقدرجالب! چه کسی آن کتاب را نوشته بود و آن مطلبش را که باعث شد مسلمان و سنی شوید برای ما توضیح بدهید؟

فکر کنم اسم نویسنده آن کتاب "محمد حمید الله" بود؛ این کتاب بخشی داشت در مورد خلفای اربعه اهل سنت که در مورد خلیفه چهارم آنها مولا علی علیه السلام یک داستانی نقل کرده بود که سبب گرایش اولیه من به دین اسلام شد در این داستان مولا علی علیه السلام بین دو مسیحی قضاوتی کرده اند و آنچه برای من جلب توجه کرد این بود که حضرت می فرمایند ابتدا یک انجیل از نوع خودتان به من بدهید تا با آن بین شما قضاوت کنم.

ـ  انجیل از نوع خودتان!! مگر مسیحی ها انجیل های گوناگونی دارند!؟

مولا فرمود یک انجیل بدهید تا بین شما قضاوت کنم در آن زمان 72 گروه مسیحی بودند و  مولا می فرماید یک انجیل خودتان را بدهید، این نکته اشاره می کند که امام علی علیه السلام عادل است  و می داند که باید برای هر مکتبی براساس اعتقادات همان مذهب و مکتب قضاوت کند و این آن زمان برای من نکته تازه ای بود چیزی که هیچ جا در هیچ سیاست مدار یا دانشمند یا مکتبی مثل آن را ندیده بودم.

من البته وقتی شیعه شدم فهمیدم که مولا علیه علیه السلام همه 72 طریق مسیحی ها را بلد بود و حضرت آن را گفتند تا روش حق حکمیت و قضاوت را به آنها نشان دهند. و من بعدها تحقیقات زیادی در مورد اسلام داشتم و به این دین گرایش پیدا کردم.

ـ از کجا جرقه شیعه شدن  در شما زده شد شما البته با یک حدیث از امیرالمومنین سنی شده بودید و این خودش عنایت آن حضرت را بر شما نشان می دهد ولی دوست دارم بدانم از نگاه شما کدام حدیث یا آیه یا برهان عقلی باعث شد بدانید مکتب تشیع حق است؟

یک حدیثی وجود دارد به نام "حدیث خیبر" من این حدیث  را خواندم که خیلی نکات دقیقی دارد. اول باید تفکیکی ذهنی در ذهن باشد خب در اصل باید ببینی حق با خلفاء اهل سنت است یا حق با امیر المومنین علی علیه السلام؛ در میان سنی ها یک حدیثی هست که زیاد تبلیغ می شود که میزان ایمان ابوبکر است. اما حدیث خیبر چیز دیگری به ما می گوید در حدیث خیبر که در کتب متعدد اهل سنت از جمله صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده و در کتاب ریاض الصالحین نوشته امام نووی نیز مکتوب است، آمده است که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در جریان جنگ خیبر می فرمایند: من فردا پرچم را به کسی بدهم که خدا از او امتحان ایمان گرفته و او قبول شده است و حضرت رسول پرچم را به ابوبکر نمی دهد به عمر ابن خطاب نمی دهد و به مولا علی علیه السلام می دهند.

اهل سنت امام علی علیه السلام را یک شخصی در عداد این افراد و به انتخاب مردم دانسته اند، ولی روایات نشان می دهد که مولا علی علیه السلام جایگاه خاصی نزد پیامبر داشتند و این جایگاه، جایگاه الهی بود، یعنی فردی که خدا امتحانش کرده و قبول شده است.

این حدیث نه در متن و لفظ مشکل دارد و در دلالت و سندش هم بسیار قوی است و اینجای حدیث هم آمده است که برخی صحابه از همین اشخاص گفتند، ما به مولا علی علیه السلام حسد کردیم، به خاطر این مقام، یعنی مقامی بود که یک سری نکاتی داشت. من بالاخره شیعه را به مسیر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نزدیک تر دیدم و این راه را انتخاب کردم.

ـ چه شد که خواستید به ایران بیایید و طلبه شوید؟

اولین بار برای زیارت محضر امام رضا و خانم معصومه علیهما السلام مشرف شدم و تصمیم داشتم بروم و در نجف ادامه تحصیل دهم  همانطور که اهل سنت می گویند که مرکز علم مدینه نیست و الازهر مصر است و شیعه ها می گویند مرکز علم  نجف نیست و قم است لذا تصمیم گرفتم قم بیام و با این مکتب نورانی از نزدیک آشنا شوم، ولی خب در این زمان من 45 سال داشتم و شرط اینها برای تحصیل حداکثر 25 سال بود ولی یک سید بزرگواری به من کمک کردند که در ایران تحصیل کنم.

ـ اسم دختر شما فاطمه است و فارسی حرف می زند همسر شما ایرانی است؟

بلی همسر من ایرانی است ایران که آمدم یکی از دوستانم واسطه شدند و به ایشان شرایط بنده را  گفته بودند و خوشبختانه ایشان هم پذیرفتند.

ـ مشکلاتی که در ایران دارید در چه زمینه ای است؟

از جهت زندگی نسبتا راحت هستم ولی مشکل اقتصادی زیادی وجود دارد و آب هوای قم هم برای من کمی داغ است.

ـ برای ما هم آب هوای قم همینطوره چون اهل اهل تبریز هستیم!

(خنده همه حضار) پس شما هم این مساله را خوب می فهمید ...

ـ خانواده شما در آلمان نگفتند که چرا مسلمان می شوید؟؟ و چرا ایران می روید؟

خصلت من این بود که آزاداندیشی داشتم اول که به خانواده گفتم، دیدم کمی ژست گرفتند ولی این طبیعی بود چون آلمانی ها از اسلام بدشان می آید و این به خاطر تبلیغات بسیار زیاد رسانه ها و رفتار برخی مسلمانان مهاجر وهابی است؛ ولی کم کم عادت کردند و مادرم به من گفت پسرم تو هر راهی را که حق میدانی باید انتخاب کنی.

ـ مسلمانان آلمانی چه مشکلی داشتند و کدام رفتار آنها در کنار تبلیغات رسانه های کفر در نفرت آلمانی ها از اسلام موثر بوده است؟

ببینید وقتی از اسلام در آلمان صحبت می کنیم، یعنی اسلام وهابی، آنها راحت دروغ می گویند و کارهای بد انجام می دهند، چرا که برای تجارت به آلمان آمده اند و انسانهای خیلی معتقدی نیستند!!

حتما مطلعید که برخی مسلمانان آلمانی مثل سائر کشورهای اروپائی به گروهک تروریستی ضد انسانی و وحشی داعش می پیوندند، چرا؟ یعنی این طور سوالم را کامل کنم به ما در ایران می گویند که وضعیت مسلمانان در غرب خیلی عالی است،  خب اگر چنین است پس چرا به داعش می گروند؟

دلائل مختلفی وجود دارد آنها که می روند وهابی هستند؛ مشکلی که در آلمان هم وجود دارد به خاطر فقر مسلمانان آلمانی حاضرند به این کارها بپیوندند و از طرفی فشار رسانه ای که علیه آنها در جریان است یعنی هم فقر فکری دارند و هم فقر مالی و هم برخورد غربی ها با مسلمانان خوب نیست. یعنی یک بخش این است که آلمان کشور مسلمان نیست و آنها بالاخره مشکلاتی دارند و البته یک عده هم مشکلات اقتصادی دارند و بالاخره باز هم تاکید می کنم که اکثریت آلمانی ها لائیک هستند دین حق به آنها عرضه نشده و آنچه عرضه شده، وهابی است و این هم مشکلی است که ما امروز با آن دست و پنجه نرم می کنیم.

ـ بلی اشاره داشتید به ضعف ما در تبلیغ دین اسلام، ما خیلی ضعف داریم در تبلیغ دین تشیع در غرب و من این را می پذیرم که میدان را خالی کرده ایم!

ببینید باید یک شخص اصیل آلمانی را پیدا کرد و به او دین حق را ارائه داد و یک آلمانی را به کشور آلمان فرستاد. این مزایای بی شماری دارد حتما اطلاع دارید که زبان آلمانی هم سخت است و آلمانی بهتر از غیر آلمانی می تواند ترجمه ای درست برای کلمات آلمانی داشته باشد.

ـ  شما شخصی هستید که هم در غرب و به اصطلاح "دنیای لوکس" زندگی کردید و هم در دنیای اسلام سکنی گزیده اید؛ کلا مشکلات جامعه مسلمین و مزایایش در چه می دانید و مشکلات و مزایای جامعه غربی در چیست؟

مشکل اصلی آلمان این است که کنترل کشور به هیچ وجه آلمانی نیست، کنترل آنها دست آمریکا و دست یک عده مافیای یهودی است شما در آلمان حق داری به مرکل توهین کنی ولی حق نداری به اسرائیل و نتانیاهو چیزی بگوئی. شما حق داری اقتصاد آلمان را زیر سوال ببری، ولی حق نداری بگویی که کشته های یهودی به دست هیتلر شش میلیون نبوده، بلکه یک نفر کمتر بود. می گیرند و می برند و زندانی می کنند. اقتصاد آلمان هم بدهی زیاد دارد؛ کشور آلمان دو بیلیون یورو(با دوازده صفر) بدهکار است و 20 درصد بیکار در این کشور موجود است، ولی خب مشکلات اقتصادی ایران بیشتر از آلمان است، ولی چیزی که اینجا وجود دارد یک عقیده پاک و زندگی الهی است صرفا همه چیز که پیشرفت مادی نیست و چیزی به نام خدا اینجا است و این را می شود مایه آرامش ایرانی ها در این بحبوحه های فشار اقتصادی دانست.

ـ‌ راه حل شما به مشکلات اقتصادی ایران چیست؟

اگر ایرانیان به واقع کلمات امام خامنه ای توجه کنند ایران جنت فردوس می شود، الان ما حمایت از کالاهای ایرانی داریم، ولی باید روی کیفیت کالای ایرانی کار کنیم و از تولید باید شروع کرد.

ـ شما کالای ایرانی می‌خرید؟

برخی کالاها که خوبند را می خریم مثلا کمد هایی که داریم کالای ایرانی هستند مثلا در خوردنی ها ایرانی ها بهترین هستند. ما رفته بودیم اصفهان در نقش جهان یک بستنی فروش وجود دارد که فوق العاده است، من در طول عمرم چنین بستنی نخورده بودم، چون خوشمزه است، طبیعتا مشتری هم خواهد داشت.

ـ حالا شما بستنی تبریز را میل نکردید بستنی تبریز خیلی عالی است!

(خنده ما و ایشان) چون تبریز نیامده ام ولی حتما می آیم، همین که شما هم وقتی ببینید یک جنسی عالی است، ناخودآگاه آن را بیان می کنید، این باید در کل تولید ایران دیده شود.

ـ بلی دقیقا، تعامل میان اسلام و غرب مانع اصلیش چیست؟

نگاه کنید به یوتیوب مانع های اصلی را بشناسید!! از القاعده و وهابی هزاران ویدئو هست، ولی از شیعیان و مکتب صدرا و بوعلی و علامه طباطبائی و مطهری خیلی کم وجود دارد، تاکید می کنم خیلی کم است؛ لذا تا آلمانی ها اطلاع نداشته باشند از فضای این کشور و فضای علمی قم چطور ممکن است تعامل صورت بگیرد!!

ـ‌ مشکل غرب را در این تعامل در چه می بینید؟

یک بخش هست که معمای حل نشده‌ای نیست، ولی شخص دوست ندار به حق گرایش پیدا کند چون سختی هایی دارد و آن لذت الهی هم برای یک ماتریالیست خیلی محسوس نیست و وقتی کسی میداند در حال خطا است و طوری تبلیغات شده که گویا اسلام می خواهد این لذات را از دست ما بگیرد او دیگر نمی خواهد حق را بشنود، لذا بحث گرایش به اسلام و ماندن در راه اهل بیت(علیهم السلام) سختی هایی دارد هر چند بعد از باز شدن دل آدمی انسان به لذات بی نهایتی می رسد که بسیار مغتنم است.

ـ‌ شما برای تبلیغ آلمان می روید؟

نه با اینترنت در خدمت مردم آلمان هستم.

ـ تا حالا واسطه شده اید که کسی شیعه شود؟

یک مراکشی را شیعه کرده ام البته وسیله هدایت دست خداست واسطه شده ام. من به او تفکر امام علی علیه السلام را در خطبه شقشقیه نشان دادم که این برای برخی که به نهج البلاغه اعتقاد دارند خطبه خوبی است.

ـ‌ چند درصد آلمان شیعه هستند؟

آلمان 82 میلیون جمعیت دارد و الان 4 و نیم میلیون مسلمان هستند و 7 درصد این مسلمانان شیعه هستند.

ـ‌ آلمانی ها معمولا اهل منطق هستند فوتبال شان هم همینطور منطقی است! انتظار ما از شما زیاد است!

در مورد اسلام در آلمان اکثرمسلمانانش که وهابی هستند بد رفتار هستند، لذا اینها مانع تبلیغ دین اسلام شده اند و بعد از جنگ جهانی دوم مراکشی ها و ترکیه ای ها برای کار به آلمان آمده اند برای درامد آمده بودند اینها هدفشان یک زندگی مادی بود نه یک زندگی دینی لذا اینها مشکلاتی به بار آورده اند.

ـ‌ اشاره داشتید به جنگ جهانی دوم تقریر شما از این جنگ چیست؟

این جنگ ابتدا یک فشار اقتصادی بود که آلمانی ها بعد  از جنگ جهانی اول داشتند بعد از جنگ جهانی اول که آلمانی ها تحریم شدند، این تحریم کار را به جنگ کشید، من نمی گویم هیتلر آدم خوبی بود نه؛ ولی تحریم ها بود که باعث جنگ شد.

ـ‌ در غرب و کشور شما آیا عکسی از رهبر ایران یا خبری از ایشان پخش می شود؟

خیر، سانسور رسانه ای بسیار عظیمی وجود دارد و من این را قبول دارم، به طوری که در آلمان عکس و سخنرانی رهبر ایران را هرگز نشان نمی دهند.

ـ چرا؟

چون ایشان حقیقت را می گویند. گفتم که اگر در آلمان بگویی یک نفر کمتر از شش میلیون یهودی توسط هیتلر کشته شده این منع می شود و همه می گویند این دروغ گوست. لابی یهودی در حکومت آلمان هم نفوذ دارد به طوری که اگر در آلمان بگویی مرکل احمق است اشکال ندارد ولی اگر بگویی نتانیاهو احمق است اسرائیل بد است اذیتت می کنند...

ـ‌ خیلی ممنون خیلی خوشحال شدم از آشنائی با شما در پایان سخن خاصی دارید بفرمائید؟

اگر ایران بخواهد پیشرفت کند باید در اداره کشور به فرمایش امام خمینی و امام خامنه ای عمل کند که هردو اینها به کار جهادی اشاره داشته‌اند.

ـ من هم از شما تشکر می کنم.

..................................
پایان پیام/ 167


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

ویدئو مستند
کاریکاتور روز قدس
پادکست
نامه دوم
نام رهبر به جوانان غربی
کشتار شیعیان نیجریه