روضه شب هفتم محرم ــ علی اصغر(س) ؛ داغی بر دل اهل‌بيت

  • کد خبر : 130968
  • منبع : اختصاصي ابنا
خلاصه

تلخ‌ترين لحظات تاريخ نزديك مي‌شد؛ تمامي ياران و اصحاب امام حسين (ع) به ميدان رفته و كشته شده بودند. در اردوگاه حق تنها دو مرد باقي مانده بود: اباعبدالله الحسين(ع) و امام سجاد(ع) كه آن روز به اراده الهي بيمار بود تا زنده بماند و رهبري امت را پس از امام حسين (ع) به دست بگيرد.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا/ سرویس صفحات فرهنگی:

امشب و فرداشب را میهمان دو فرزند حضرت امام حسین علیه السلام هستیم که در واقعه کربلا، به شکل جانسوزی به شهادت رسیدند: حضرت علی اکبر و حضرت علی اصغر علیهما السلام.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: ع. حسینی عارف
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرسوم است كه شب هفتم محرم، به در خانه "باب الحوائج كوچك كربلا" حضرت علی اصغر(س) مي روند و روضه آن طفل شهيد را می خوانند؛ شهيدی كه بظاهر، كودك است؛ ولی به واقع پير عشق است.

حوريان محو رخ مه‌پاره‌ات/
كعبه‌ خيل ملک، گهواره‌ات

گردش چشمان تو عشق‌آفرين/
رشته‌ قنداقه‌ات حبل‌المتين

زينت آغوش و دامان رباب/
آينه‌گردان رويت آفتاب

عالم و آدم همه محتاج تو/
بر سر دوش پدر معراج تو

بسته بر هر تار موی تو نجات/
تشنه‌ لب‌های تو آب حيات

كودكی، اما به معنا پير عشق/
روي دستان پدر، تفسيرِ عشق

تلخ‌ترين لحظات تاريخ نزديک می شد؛ تمامی ياران و اصحاب امام حسين(ع) به ميدان رفته و به شهادت رسیده بودند. در اردوگاه حق، تنها دو مرد باقی مانده بود: اباعبدالله الحسين(ع) و امام سجاد(ع) كه آن روز به اراده الهی بشدت بيمار بود تا زنده بماند و رهبری امت را پس از امام حسين(ع) به دست بگيرد.

امام(ع) چون خويشتن را تنها و بي ياور ديد آخرين حجت را بر مردم تمام كرد و بانگ برآورد: "هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله؟ هل من موحد يخاف الله فينا؟ هل من مغيث يرجو الله بإغاثتنا؟ هل من معين يرجو ما عندالله في إعانتنا؟..." يعني: "آيا مدافعی هست كه از حريم رسول خدا دفاع كند؟ آيا يكتاپرستی هست كه از خدا بترسد و ما را ياری دهد؟ آيا فريادرسی هست كه به خاطر خدا ما را ياری رساند؟ آيا كسی هست كه به خاطر روضه و رضوان الهی به نصرت ما بشتابد؟...".

صدای اين كمک خواهی امام كه به خيمه‌ها رسيد و بانوان دريافتند كه حسين(ع) ديگر ياوری ندارد، صدايشان به شيون و گريه بلند شد. امام روی به خيمه‌ها كرد، شايد كه زنان با ديدن او اندكی آرام گيرند؛ كه ناگاه صدای فرزند شش ماهه‌اش «عبدالله بن الحسين» ــ كه به علی اصغر معروف بود ــ را شنيد كه از شدت تشنگی می گريست.

علی اصغر طفلی شيرخواره بود؛ كه نه آبی در خيمه‌ها بود تا وی را سيراب كنند، و نه مادرش «رباب» شيری در سينه داشت كه به وی دهد.

امام(ع) قنداقه علی اصغر را در دست گرفت و به سوی دشمن رفت؛ در مقابل لشكر يزيد ايستاد و فرمود: "ای مردم! اگر به من رحم نمی كنيد بر اين طفل ترحم نماييد"...

اما گويي كه بذر رحم بر دل سنگ آنان پاشیده نشده و تمامی رذائل دنيا در اعماق وجودشان ریشه دوانده بود؛ زیرا به جای آنکه فرزند رسول خدا(ص) را به جرعه ای آب میهمان کنند، تيراندازی از بنی اسد (كه گفته شده است «حرملة بن كاهل» بود) تيری در كمان نهاد و گلوی طفل را نشانه گرفت...

ناگاه دستان و سينه امام(ع) به خون رنگين شد... سر كوچك و گردن ظريف طفل شيرخواره را از بدن جدا شده بود...

آتش عشق تو در من شعله‌ور بود ای پدر/
پيش تير عشق تو، قلبم سپر بود ای پدر

شد گلويم روی دستت ذبح، می دانی چرا؟/
حجم تير از گردن من بيشتر بود ای پدر

امام(ع) دستان خود را از خون علی اصغر پر كرد و به آسمان پاشيد و گفت: "هون عليّ ما نزل بي انه بعين الله ــ تحمل اين مصيبت بر من آسان است چرا كه خداوند آن را مي‌بيند"... در همين حال، «حصين بن تميم» تير ديگری افكند كه بر لبان مبارك امام(ع) نشست و خون از دهان حضرت جاری شد. امام بار دیگر روی به آسمان كرد و اینگونه نیایش نمود: "خدايا! سوی تو شكايت می كنم از آنچه با من و برادران و فرزندان و خويشانم می كنند"...

اصغر كه به چهره ز عطش رنگ نداشت/
ياراي سخن با من دلتنگ نداشت

يا رب! تو گواه باش، شش‌ماهه‌ من/
شد كشته‌ ظلم و با كسی جنگ نداشت

آنگاه از سپاه دشمن دور شد؛ با شمشيرش قبر كوچكي كند؛ بدن علی اصغر را به خون گلوی او آغشته نمود؛ بر او نماز گزارد و جنازه كوچك را دفن كرد...

به روايت منابع تاريخی، شهادت علی اصغر(ع) از سخت‌ترين و جانگدازترين مصيبت‌ها در نزد ائمه بوده است. «عقبة بن بشير اسدی» میگويد امام باقر(ع) به من فرمود: "ما از شما بنی اسد خونی طلب داريم!" و سپس داستان ذبح شدن علي اصغر را بر من خواند...

همچنين آورده‌اند كه پس از قيام «مختار بن ابی عبيده ثقفی» هنگامي كه خبر انتقام از قاتلان كربلا را به امام سجاد(ع) رساندند آن حضرت سؤال كرد: "بر سر حرمله چه آمد؟"...

اين نمونه‌ها، نشان می دهده كه اين داغ جگرسوز، چگونه بر دل اهل بيت(ع) مانده است...

و اين داغ بر دل ما هم هست؛ و بر دل انسانيت نيز؛ تا زماني كه مهدی آل‌محمد (عج) قيام كند و انتقام از ظالمان بستاند...

الا لعنة الله علی القوم الظالمین؛
و سیعلم الذین ظلموا أي منقلب ینقلبون.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع اصلی : 
1. شيخ عباس قمی؛ نفس المهموم ؛ ترجمه و تحقيق علامه ابوالحسن شعرانی؛ قم: انتشارات ذوي‌القربی، 1378 .
2. سيد بن طاووس؛ اللهوف في قتلی الطفوف؛ قم: منشورات الرضی، 1364 .
3. شيخ عباس قمی؛ سفينة البحار؛ مشهد: بنياد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، 1418 ق. ؛ ج 1 .
4. اشعار، زبان حال هستند و سنديت قطعي ندارند. (و برگرفته‌اند از جزوه آموزشي آداب مرثيه‌خوانی با عنوان طنين عشق ؛ تهيه و تنظيم مرتضی وافی؛ قم: انتشارات شفق، 1380).

……..............…
پایان پیام/ م 222


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

هشدارهای اربعینی
عزای حسینی در عالم
پیام رهبر برای حج 1438
نامه دوم
نام رهبر به جوانان غربی
کشتار شیعیان نیجریه