شیعه فوبیا ؛ بین خیال و واقعیت

  • کد خبر : 489247
  • منبع : اختصاصی ابنا
خلاصه

ترس شدید از یک موضوع ، مانند یک بیماری روانی است که نسل به نسل می‌چرخد، تاریخ اسلام نیز میراث‌هایی از کراهت و ترس متبادل میان مذاهب دارد که نسل به نسل در حال انتقال است‌؛ برخی از مسلمانان در قرن بیست و یکم زندگی می‌کنند اما پختگی فکری آنها در قرن های اول تاریخ اسلام مانده است.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:
 آن‌چه در پي مي‌آيد مقاله‌ای تحت عنوان شیعه فوبیا؛ بین خیال و واقعیت به قلم دکتر خالد علیوی العرداوی ـ مدیر مرکز توسعه و پژوهش های استراتژیکی الفرات با ترجمه زهره غلامی است که براي خوانندگان محترم مي‌آوريم:

یونانیان قدیم به شخصی که فرهنگ آنها و زبانشان  را نمی‌دانست به تمسخر لقب "بربر" می دادند. رومی ها این لغت را از یونانیان گرفتند و از سیاق یونانی‌اش خارج نمودند و برای دشمنانی که به خاکشان هجوم می‌آرود به کار بردند و به تدریج این لغت در ادبیات سیاسی با ترس شدید ازدیگری همراه شد و نشانه ای از انحطاط، عقب ماندگی ، وحشی گری و تهدید به حساب آمد و شعار "بربر" از هیچ درگیری سیاسی حذف نشد و هر طرف سعی می کرد نسبت شر و عقب ماندگی به طرف دیگر بدهد.

تا اینکه بعد از سقوط شوروی سابق، این اصطلاح به سازمان های سیاسی و فرهنگی غرب رسید کسانی که تلاش کردند این صفت را به مسلمانان و اسلام بچسپانند؛ نتیجه این امر افزایش ترس هر روزه از اسلام در جوامع غرب از یک سو و از سوی دیگر سیاست های غیر عادلانه غرب در برخورد با جوامع اسلامی بود؛ به این ترتیب خشونت و افراط گرایی فکری و عملی میان غرب و مسلمانان بالا گرفت و هر طرف فکر می کرد خودش صحیح مطلق است و دیگری عین خطاست به نحوی که بازگشت به مسیر درست جز با رجوع به اعتدال و احترام متبادل میان طرفین و اعتراف به تنوع فرهنگی، تمدنی و ارزشی ممکن نبود؛ این همان موضوعی است که نویسنده فرانسوی " تزوتان تودوروف" در کتابش تحت عنوان "ترس از بربرها" به آن رسیده است جائیکه غرب را به دست کشیدن از نسبت دادن صفت "بربر" به مسلمانان و اسلام دعوت می کند .

حقیقت ترس از شیعه چیست؟

اما در جهان اسلامی معاصر همچنان کسانی یافت می شوند که در تعامل با دیگران به این ادراک نرسیده اند و تلاش می کنند الفاظی مانند "رافضی، بنده‌های بت ، مشرک و ..." را به شیعیان نسبت دهند و از خلال این شعارها، تکفیر یک تشکیلات سیاسی –عقیدتی وسیع یعنی تشیع را دنبال می‌کنند و سپس صفت‌‌هایی مانند بربر، وحشی ، انحراف و ارتداد را به پیروان این مذهب نسبت می دهند تا ترسی شدید از شیعیان در میان پیروان مذاهب دیگر به وجود بیاورند و به این ترتیب است که "شیعه فوبیا" (شیعه ستیزی) خلق می شود. این دامنه ترس شدید نتیجه کار گروهی منبرهای فتواهای افراطی و جاهل، سیستم های رسانه ای و تبلیغاتی محرک و گمراه کننده، منبرهای آموزش و پرورش در سطوح مختلف، و نیز بخش های مربوط به تالیف و توزیع کتاب‌هاست. این دشمنی کورکورانه و سوء نیت درمورد شیعه، باعث خشونت و درگیری کشنده در میان اتباع مذاهب اسلامی شده است و امینت و آرامش را نه تنها در جهان اسلام بلکه در تمام دنیا تهدید می کند.

دشمنی و ترس نسبت به مذاهب دینی چند دلیل دارد از جمله:

1. اینکه با طرف مقابل مانند یک دشمن دینی برخورد کند به نحوی که پیروان ادیان و مذاهب دیگر را از حق وجود محروم کند و این امر در نزد شیعه دیده نمی شود.

2. اینکه طرف مقابل آزادی اندیشه و عقیده برای کسانی که پیرو مذهب و یا دین وی نیستند را ممنوع کند، و بخواهد به اجبار وی را به آیین خود درآورد.این کار علی رغم مشکل شرعی که دارد اما میان شیعه کسی نیست که خواستار شیعه شدن پیرون دیگر ادیان به زور و اجبار باشد بلکه اکثریت شیعه اعتقاد دارند باید به دیگر مذاهب  احترام گذاشت و آزادی بیان و عقیده و مساوات در حقوق برای انها قائل بود.

3. اینکه طرف مقابل از نظر زبان، و  فرهنگ متفاوت باشد و طرح‌های استعماری را دنبال و تلاش کند زبان و  فرهنگ خودش را بر دیگری تحمیل نماید و ثروتش را به تاراج برد و سیادت واستقلالش را بگیرد، موضوعی که در قرن های 19 و 20 از سوی غرب دیده شد؛ این مسئله نیز در نزد شیعه منتفی است آنها در جوامعی که زندگی می کنند ذوب می‌شوند و با زبان آنها سخن می گویند و پیوند های خویشاوندی می بندند.

حال این سوال مطرح است: چرا ترس از شیعه؟

تغذیه توهم ترس از شیعه در حال حاضر به چند انگیزه صورت می گیرد از جمله:

1. تحکیم حکومت‌های فاسد و مستبد، بیشترحکومت ها در جهان اسلامی معاصر ما حکومت‌هایی فاسد و مستبد هستند که برای بقای خود از راه‌های مختلف در حال تلاشند مسئله‌ای که از مقوله رشد اقتصادی و مسائل عربی- صهیونیستی آغاز شد و اخیرا  با مسئله ترس از شیعه تغذیه شد.

2. وجود میراث فرهنگی ـ تاریخی: ترس شدید از یک موضوع ، مانند یک بیماری روانی است که نسل به نسل می‌چرخد، تاریخ اسلام نیز میراث‌هایی از کراهت و ترس متبادل میان مذاهب دارد که نسل به نسل در حال انتقال است‌؛ برخی از مسلمانان در قرن بیست و یکم زندگی می‌کنند اما پختگی فکری آنها در قرن های اول تاریخ اسلام مانده است.

3. کاهش سطح بیداری سیاسی ـ اجتماعی در بیشتر کشورهای اسلامی مانع از تصویب یک طرح سیاسی واضح که دولت‌ها به آن پایبند باشند شده است، ملت این کشورها همچنان میان وابستگی‌های مذهبی و دینی؛ قومی و قبیله‌ای؛ منطقه‌ای ؛ و ضعف بیداری سیاسی به سر می برند و مترددند.

4. وجود طرف‌های بیگانه ای مانند اسراییل و غرب به علاوه سازمان‌های پر نفوذ منطقه‌ای که از درگیری و جنگ اسلامی ـ عربی سود می‌برند زیرا این جهات از خلال آن، طرح‌های سیاسی و منافع کوتاه و بلند مدت خود را دنبال می کنند مسئله‌ای که سردمداران این دولت‌ها خود با آن معترف هستند.

درمان توهم ترس از شیعه

پیشتر گفتیم که ترس، یک حالت روانی است که دلایلی دارد، راه درمان این حالت، انکارکامل آن نیست زیرا انکار تنها باعث عود بیماری می شود ، درمان توهم شیعه ستیزی راه های حقیقی خود را می طلبد از جمله:

1. ملت‌های عربی و اسلامی باید راه حل اول و آخر خود یعنی تغییر حکومت های فاسد و مستبد برای رسیدن به حقوق و آزادی و کرامتش را عملی کند بدون اینکه به دین یا مذهب توجهی داشته باشد زیرا استبداد در زندگی میان ملت‌ها خطری ریشه ای به حساب می‌آید که افراد و گروه‌ها را تهدید می‌کند‌، اما حکومت‌های فاسد به این گفته ها توجهی نمی‌کنند و برای وحدت با هدف ساختن یک نظام سالم و قدرتمند قدم بر نمی دارند.

2. اینکه ملت‌ها در عصر فعلی زندگی کنند و تمام تلاش خود را در جهت سازندگی، و پیشرفت جنبه های مختلف زندگی به کار گیرند و اجازه ندهند که وابسته به قرن گذشته باشند وبه این وسیله ، حال و گذشته خود را باطل کند.

3. جامعه ای که پیشرفت ندارد شایسته زندگی کردن نیست. می گویند هر کس دو روزش مانند هم باشد زیان دیده و هر کس دیروزش بهتر از امروز باشد ملعون است و منظور از لعن، محرومیت از رحمت الهی در اشکال مختلف آن است؛ جوامع عربی و اسلامی ما باید تلاش کنند خود را از اسباب عقب ماندگی به خصوص عقب ماندگی فکری برهانند و بیداری سیاسی خود را به حدی بالا ببرند که سلطه ها و افکار ویرانگر نتوانند فریبش دهند و این امر تلاشی همه جانبه از سوی سازمان های دینی عادل، تربیتی ـ آموزشی ، مدنی، دولتی و ... را می‌طلبد.

4. بازسازی ارزش های اخلاقی حسنه: بیشتر فیلسوفان و حکیمان از زمان ارسطو تا به حال اذعان داشته اند که عرش استبداد بر پایه تخریب ارزش‌های انسانی در جامعه بنا شده است و جامعه شناسان اعتراف می‌کنند که کوتاه ترین راه برای شکستن انسان، تخریب اخلاق و ارزش‌هاست پس بر دست اندرکاران جامعه است که وقت و تلاش بسیاری را به بازسازی نظام خوب اخلاقی بنا شده بر پایه راستگویی، محبت، اعتدال، تسامح، التزام، مسئولیت پذیری، همکاری و... اختصاصی دهند ، شنیدن این جمله که " در غرب اسلام است اما مسلمان نیست؛ و در شرق مسلمان است اما اسلام نیست" از سوی خود ملت هایمان یک عیب است؛ گوینده این جمله به این موضوع اشاره دارد که در برخی از کشورهای غربی علی رغم اینکه دین رسمی، اسلام نیست یک نظام خوب اخلاقی دیده می‌شود در حالیکه شاهد این نظام در بسیاری از کشورهای اسلامی نیستیم.

5. باید یک دولت مدنی جدید که پذیرای همه شهروندان صرف نظر از اختلافات آنها باشد بنا شود‌؛ هیچ جایگزین مناسبی برای این مهم وجود ندارد، نه دولت دینی و مذهبی و نه دولت قومی و قبیله ای...

....................

پایان پیام/ 101


All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License