رسانه ملی و قبح زدایی از ارتباط آزاد محرم و نامحرم / نقد سریال "برادر"

  • کد خبر : 705664
  • منبع : اختصاصی ابنا
خلاصه

در گذشته در رسانه ملی رابطه دختر و پسر نامحرم به رد و بدل کردن جزوه در دانشگاه خلاصه می شد و دانشجوی پسر با چهره ای محجوب و در حد سلام و علیک، چند کلمه ای با دختر مورد علاقه اش سخن می گفت، اما مدتی است حتی در سریال های مناسبتی مذهبی، گفتگو و دوستی دختر و پسر کاملا عادی شده و قبح آن شکسته شده است.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

در ماه مبارک رمضان امسال، که چند روزی از پایان آن گذشته است، مردم ایران پس از افطار میهمان شبکه دوی سیما بودند تا تماشاگر سریال تلویزیونی "برادر" باشند.

ضمن قدردانی از تلاش های کارگردان، تهیه کننده و عوامل این مجموعه و صرف نظر از هدف اصلی آن ــ که بر حمایت از تولید ملی تأکید داشت ــ این یادداشت، به اشکالی اساسی در این سریال که "عدم توجه به حرمت رابطه محرم و نامحرم" بود می پردازد.

در این سریال، «نازی» دختر تاجری که برنج های قاچاق وارد می کند و سابقه خوبی در بازار ندارد، با «ناصر» پسر «حاج کاظم پهلوان» از بازاری های معتقد و متدین که فقط برنج ایرانی خرید و فروش می کند، دوستی خود را پس از مدتی از سر می گیرد. این دو در گذشته تمایل داشتند با هم ازدواج کنند ولی به عللی موفق به این وصلت نشده بودند. ناصر که همچون مجنون به عشق نازی گرفتار شده و به هر قیمتی می خواهد با او ازدواج کند، همگان را به خاموشی دعوت می کند غافل از اینکه نازی نقش بازی کرده، هدف او از دوستی با ناصر، انتقام از پدر اوست.

از پخش اولین قسمت های این سریال مناسبتی، دوستی این دو جوان آغاز می شود و صداوسیما تا چند هفته با هم بودن این دو را نشان می دهد؛ با هم به گردش، پارک و خرید می روند؛ برای همدیگر هدیه می خرند؛ و در رستوران ها با هم شام می خورند... در حالی که از نظر شرعی مَحرم همدیگر نیستند، بلکه نسبت به هم نامحرمند و به گمانم برخی از صحنه ها مصداق "خلوتِ حرام" است.

این گونه عادی سازی دوستی و روابط بین محرم و نامحرم عواقب بدی برای جامعه دارد؛ مخصوصاً برای نوجوانان و جوانانی که بیشترین بیننده این برنامه ها هستند و با دیدن این صحنه ها از تلویزیون جمهوری اسلامی، آن را نوعی چراغ سبز برای اینگونه روابط ــ که مقدمه مفاسد و گناهان بزرگتری است ــ تلقی می کنند. 

گرچه ظاهراً این مجموعه می خواست از این رهگذر، به مخاطبان خود پیامدهای ازدواج عجولانه، بدون مشورت و از روی هوس و احساسات را گوشزد کند ولی در واقع، به عادی سازی روابط بین محرم و نامحرم در رسانه عمومی دست زد! اگر در گذشته رابطه دختر و پسر نامحرم در سینما و تلویزیون، به رد و بدل کردن جزوه در دانشگاه خلاصه می شد و دانشجوی پسر با چهره ای محجوب و در حد سلام و علیک، چند کلمه ای با دختر مورد علاقه اش سخن می گفت، اما مدتی است حتی در سریال های مناسبتی و مذهبی(!!) گفتگو و دوستی دختر و پسر کاملا عادی شده و قبح آن شکسته است!!

با رویه ای که رسانه ملی در پیش گرفته است بیم آن می رود که حرمت ارتباط، دوستی و گفتگوی آزاد و بدون چارچوب بین محرم و نامحرم، جزء "احکام متروک اسلام شده و اگر روحانی یا طلبه ای بر منبر وعظ در مورد حرمت آن سخن بگوید به عقب ماندگی و تحجر متهم گردد.

هم اکنون جوان ایرانی در دوراهی عجیبی گرفتار است؛ از یک سو مراجع عظام و روحانیت معزز به مؤمنین تعلیم داده و یادآوری می کنند که این نوع ارتباط و دوستی ها اشکال دارد؛ و از سوی دیگر صدا و سیما علناً خلاف این دستورات دینی را تبلیغ می کند. درواقع اینگونه فیلم ها، آن هم در ماه مبارک رمضان، آنچه را که روحانیت در بیان احکام رشته اند را پنبه کرده و زحمات دلسوزان جامعه را از بین می برد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با مسئولان صدا و سیما در 11 آذرماه 1383 به مسئولان رسانه ملی هشدار دادند که نباید برنامه های آنان آثار سوئی بر جامعه داشته باشد. ایشان فرمودند:

"مرحوم سیدقطب جریانى را در یکى از کتابهایش مى ‏نویسد، که من پیش از انقلاب آن کتاب را ترجمه کردم. مى‏ گوید به یکى از شهرهاى امریکا رفتم و دیدم دم درِ یک کلیسا اطلاعیه ایى نصب کرده‏ اند: «امشب یک برنامه‏ رقص و شادى و شام سبک و موسیقى اجرا مى ‏شود!» تعجب کردم که کلیسا به چه مناسبت اینها را اعلام کرده!

مى ‏نویسد: کنجکاو شدم در آن ساعتِ معین بروم ببینم چه خبر است. دیدم بله، یک سالن رقص در کنار سالن کلیساست؛ زوج هاى جوان مى‏ آیند و مى ‏رقصند؛ موسیقى‏ هاى محرک و شهوانى هم پخش مى ‏شود! افرادِ یک ‏خرده مسن‏ تر هم کنار نشسته‏ اند و تماشا مى ‏کنند و از نگاه کردن لذت مى ‏برند! کشیش هم اواخر شب روى سن ظاهر شد و با رفتار خیلى آرام و ملایم رفت و نور چراغها را تنظیم کرد!

مى ‏گوید فردا رفتم سراغ کشیش و گفتم: شما کشیش هستید یا کاباره ‏دار؟! این‏جا کلیساست یا سالن رقص؟! کشیش گفت: من به این وسیله مى‏ خواهم جوانها را به کلیسا جذب کنم!

این‏طورى مى‏ شود جوانها را به کلیسا جذب کرد؟! جوانها به کلیسا جذب نشدند، بلکه به سالن رقصِ متعلق به کلیسا جذب شدند! سالن رقصِ متعلق به کلیسا مگر امتیازى دارد؟

اگر بناست فیلم یا برنامه اى پخش شود و تأثیر سوئى بگذارد، چه فرقى مى‏ کند که من پخش کنم یا رقیب من؟ در هر دو صورت بد است؛ پس چرا من پخش کنم؟ به نظر من این منطق مهمى است و باید به آن توجه داشت."(1)

فقها حتی سوار شدن زن با مرد نامحرم در اتومبیل جهت آموزش رانندگی را بدون وجود شخص ثالث جایز نمی دانند.

یا در کتب فقهی آمده است: «خلوت كردن با زن اجنبى و نيز نگاه كردن به وى در موارد جواز مانند وجه و كفّين، در صورت ايمن نبودن از وقوع در حرام، جايز نيست.»(2)

پس چگونه است که در سریال برادر از سیمای جمهوری اسلامی، ناصر دنبال نازی می رود؛ ساعت ها باهم گفتگو می کنند؛ با هم در رستوران شام می خورند؛ و جملاتی مثل «دوستت دارم» که دیالوگ زن و شوهر شرعی است را مکرر به هم نثار می کنند؟! این صحنه ها بدون شک بر روح و روان بینندگان مجرد تأثیر سوء می گذارد و یقیناً بدآموزی دارد.

از امیرمؤمنان على(ع) نقل شده است که آن حضرت به زنان جوان ابتدا سلام نمى ‏کرد و مى ‏فرمود: مى‏ ترسم از شنیدن پاسخ سلام آنها در دلم چیزى وارد شود که ضررش از ثواب سلام دادن بیشتر باشد. در سرگذشت حضرت موسى(ع) نیز آمده است: هنگامى که دختر حضرت شعیب، موسى(ع) را به سوى خانه خودشان راهنمایى مى ‏کرد. از پیش ‏رو حرکت مى ‏کرد و موسى به دنبال او حرکت مى‏کرد، ولى چون باد بر لباس دختر مى‏ وزید، حضرت موسى(ع) به دختر گفت: من جلو حرکت مى‏ کنم و بر سر دو راهى ‏ها مرا راهنمایى ‏کن. این‏گونه حضرت موسى(ع) عفت و حیای خویش را به نمایش گذاشت. بنابراین در جایى که اولیاى دین چنین احتیاط هایى مى‏ کنند وظیفه افراد عادی روشن است؛ چرا که حتى شنیدن صداى نامحرم ممکن است در دل انسان تأثیر منفى بگذارد.(3)

جامعه اسلامی انتظار دارند که صدا و سیما به عنوان "دانشگاهی عمومی برای هدایت و تربیت مردم"(4) در ماه مبارک رمضان، فیلم های مناسبتی فاخر و آموزنده ای تولید کرده و سبک زندگی اسلامی را به آنان یاد دهد؛ نه اینکه خدای نکرده مردم و جوانان در اثر نگاه به برنامه های این رسانه، راه و رسم اشتباهی در پیش گیرند و یا احیاناً منحرف گردند.

نکته پایانی اینکه در این فیلم، حاج کاظم پهلوان و پسرانش که نقش خانواده مذهبی و مثبت را بازی می کردند در اکثر رویدادها به جای گفتگوی منطقی و آرامش، "دست بزن" داشتند! و کمتر کسی بود که با آنها دست به گریبان نشده یا از آنان کتک نخورده باشد!! ولی در مقابل "کلایی" و همفکران او که نقش منفی را داشتند، افرادی اتوکشیده، باتدبیر و زیرک بودند و اساساً با کسی گلاویز نمی شدند.

نشان دادن خانواده های متدین مذهبی در صدا و سیما به عنوان افرادی تابع احساسات، تند، خشن و بی منطق، امری پسندیده نیست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
(1): بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان صدا و سیما به آدرس: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3262
(2): فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام؛ ج‌1، ص: 665
(3) سایت اسلام کوئست به آدرس: http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa6745
(4): از بیانات امام خمینی(ره) در مورد صدا و سیما

.................
پایان پیام/ 167


نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

مرجعیت شیعه در طول تاریخ، جامع بین علم و عمل بوده است/ می خواستند حوزه های ایران و عراق را ریشه کن کنند؛ اما علماء نه تنها حوزه را نگه داشتند، بلکه ابعاد معرفتی آن را گسترش دادند/ آیت الله حسینی شاهرودی حامی انقلاب، امام(ره) و رهبری بود