مقابله با تهدیدهای دشمن از دیدگاه قرآن

  • کد خبر : 715760
  • منبع : روزنامه کیهان
خلاصه

پایداری و استقامت در برابر تهدیدهای دشمن وظیفه نظام سیاسی ولایی و امت اسلام است. از نظر قرآن، بسیاری از تهدیدها، عملی نمی‌شود و تنها یک جنگ روانی است.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا/ سرویس صفحات فرهنگی:

سیاست خارجی نظام ولایی، دارای اصولی تغییرناپذیر و ثابتی است که از جمله آنها اصل تهدید و ارعاب دشمن است که از آن به اصل بازدارندگی نیز تعبیر می‌شود. اصل بازدارندگی یا تهدید از آن رو در سیاست خارجی بسیار مهم و اساسی است که نظام و امت اسلامی بدون پرداخت کم‌ترین هزینه جانی، با رعب و تهدید می‌توانند دشمن را در سر جای خود بنشاند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: منصور خلیل‌پور
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازدارندگی و نصرت با رعب و تهدید

تهديد، به معناى ترسانيدن(الصّحاح، ج‌2، ص‌556، «هدد».) و به لرزه درآوردن با وعيد است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص‌834‌، «هدد».) واژه «هدد» در اصل به معنای صدای وحشت‌زا همچون صدای ریختن دیوار و صدای گام‌های شدید محکم لرزه افکن است. کسی که تهدید می‌کند، ترس و وحشت را در جان مخاطب می‌افکند و شنونده را به لرزه در می‌آورد.

در زبان عربی و فرهنگ قرآنی، واژگان دیگری چون انذار برای ترساندن به کار رفته است؛ اما فرق ظریفی میان این واژگان است و آن اینکه در انذار، اخبار و ابلاغ همراه با بيم و ترسانيدن از چيزى است كه فرصت براى پرهيز و احتراز از آن وجود دارد، (مجمع‌البيان، ج‌1‌-‌2، ص‌126)، ولى  تهديد اعمّ از آن است؛ پس ممکن است که شخص فرصتی برای پرهیز و یا فرار نداشته باشد.

پس تهدید در لغت «قصد ابراز شده برای صدمه، یا آسیب‌رسانی یا دیگر اقدامات خصمانه علیه کسی یا گروه یا ملتی است.»

تهدید در اصطلاح سیاسی عبارت است از وضعیتی که در آن، خطر یا آسیب جدی، ارزش‌های اساسی و حیاتی ملتی را مورد هدف قرار می‌دهد.

خداوند نسبت به دشمنان خویش هم وعید می‌دهد و هم انذار می‌کند و هم تهدید. پیامبران و اولیای الهی و رهبران نظام اسلامی نیز، از این ابزارها برای بازدارندگی و تغییر رویه و شیوه دشمن بهره می‌گیرند.

در آیات قرآن از واژه‌هاى «تربّص»، «مرصاد»، «وعيد» و جمله‌هايى همانند «لئن لم‌تنته لأرجمنّك»، «ويل لكلّ أفّاك»، «لأقعدنّ لهم صراطك»، «فبشّرهم بعذاب أليم» و «لهم سوء الدّار» برای این مفهوم از تهدید استفاده شده است.

انواع و اقسام تهدید

تهدید همانند هر حرکت و فعلی از نظر شدت و شیوه‌های اجرایی در اشکال و انواع گوناگونی و از نظر فراگیری و عدم آن، دارای اقسامی است. از این رو، تهدید محدود به یک نوع یا قسم نیست، بلکه دارای اقسام و انواع چندی است. از جمله مهمترین آنها عبارت است:

1- تهدید عمومی: تهدید عمومی عبارت است از وضعیتی که در آن مناسبات اجتماعی بین افراد، نهادهای مدنی و بوروکراسی دولتی، از ظهور، توسعه و نهادینه شدن فسادهای مختلف احتمالی صیانت نشده، در نتیجه شاهد کاهش ضریب امنیت افراد جامعه از ناحیه عملکرد سایر بازیگران درون جامعه هستیم؛

2- تهدید امنیتی: به وضعیت‌هایی اطلاق می‌شود که موجودیت یک سیستم و نظام سیاسی را نشانه رفته باشد. در واقع تفاوت آن با تهدیدات عمومی در این نکته نهفته است که تهدیدات امنیتی با موجودیت و بقای یک نظام سیاسی مرتبط است؛ در حالی که تهدیدات عمومی از چنین ویژگی برخوردار نیست؛

3- تهدید سخت: تهدید سخت با دو مؤلفه خشونت‎آمیز بودن در روش اقدام و سخت‌افزاری در پیامد اقدام، شناخته و تعریف می‌شود. تهدیدات سخت اغلب با ابزارها و تجهیزات مرگبار انجام شده و نتیجه آن تخریب، انهدام، کشتار و وحشت‌آفرینی است؛  

4- تهدید نرم: تهدید نرم بر خلاف تهدید سخت فاقد رفتار خشونت‌آمیز در روش و نرم‌افزاری بودن در پیامد است.

البته همانگونه که ملاحظه می‌شود تعریف تهدید سخت و نرم معطوف به جنس تهدید نیست، بلکه با ملاک قراردادن منبع، روش، ابزار و پیامد اقدام،  به تفکیک تهدید سخت از نرم پرداخته است. ازهمین رو، چنین تفسیر و تقسیم‌بندی  از تهدید از ناحیه محققان دیگر مورد نقد قرار گرفته است؛ اما باید توجه داشت که می‌توان تهدید را براساس هر یک از ملاک‌ها یعنی منبع، روش، ابزار، پیامد وسعت و مانند آنها دسته‌بندی کرد.

به سخن دیگر، حقیقت تهدید، ماهیتی از جنس نرم دارد و تاثیر تهدید بر احساسات، عواطف، ذهن و قلوب مخاطب، شنونده و تهدیده شونده است. پس اگر از تهدید سخت سخن به میان می‌آید، فراهم‌آوری ابزارهای فیزیکی همچون جنگ‌افزارها و به نمایش گذاشتن آنها در قالب جنگ نرم روانی است؛ چنان که بهره‌گیری از دیگر شیوه‌ها و ابزارها نیز به همین هدف انجام می‌شود. توضیح بیشتر این مطلب در ادامه می‌آید.

تهدید

ابزار برتر در جنگ نرم

با نگاهی به عناصر اصلی تهدید، باید توجه داشت که تهدید، در حوزه جنگ سخت معنا نمی‌یابد، بلکه در ساختار جنگ نرم تعریف و تبیین می‌شود؛ زیرا اگر ابزارهای جنگی از هر نوعی فراهم می‌آید، هدف از آن استفاده از آنها به شکل واقعی نیست، بلکه ایجاد رعب و ارهاب در دل دشمنان است که خود عامل بازدارندگی است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «و هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد تا با اين تداركات دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان ديگرى را جز ايشان كه شما نمى‌‏شناسيدشان و خدا آنان را مى ‏شناسد بترسانيد؛ و هر چيزى در راه خدا خرج كنيد، پاداشش به خود شما بازگردانيده مى ‏شود؛ و بر شما ستم نخواهد رفت.» (انفال، آیه۶۰)

در این آیه فراهم آوری تجهیزات و نفرات کارآمد در سطح استطاعت و فراهم‌آوری نیروی نیازمند در راستای «ارهاب» و ایجاد ترس در دشمنان مطرح شده است و لزوما به معنای به کارگیری آن نیست؛ در حقیقت نقش بازدارندگی در ایجاد قوت و نیروی نظامی مثلا بیشتر مد نظر قرار گرفته است که در حوزه جنگ نرم تعریف می‌شود.

«تهدید نرم مجموعه اقداماتی است که باعث دگرگونی هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول یک نظام سیاسی شود.» «تهدید نرم» نوعی سلطه در ابعاد سه گانه حکومت، اقتصاد و فرهنگ است، که از طریق استحاله و تغییر الگوهای رفتاری ایجاد شده در این حوزه‌ها، نمادها و الگوهای نظام سلطه جایگزین آن می‌شود. با این نگرش، تمامی تحولاتی که موجب شود تا اهداف و ارزش‌های حیاتی یک نظام سیاسی به خطر افتد، یا باعث ایجاد تغییر و دگرگونی اساسی در عوامل تعیین‌کننده هویت ملی و دینی کشور شود، «تهدید نرم» به شمار می‌آید. در تهدید نرم،  دشمن بدون هیچ منازعه و لشکرکشی فیزیکی، اراده خود را بر ملتی دیگر تحمیل و آن را در ابعاد گوناگون با روش‌های نرم‌افزاری اجرا می‌کند.
تغییرات حاصل از تهدید نرم، درونی، آرام، ذهنی و تدریجی است و ملت هدف، خود به اختیار و اراده، مسیری را انتخاب می‌کند که دشمن خواسته است. همدلی و همراهی مورد هدف با دشمن نهایت سلطه نرم است. این تهدید همراه با آرامش و خالی از روش‌های فیزیکی و با استفاده از ابزارهای تبلیغات، رسانه، احزاب، تشکل‌های صنفی و قشری و شیوه القا و اقناع انجام می‌پذیرد.

از مجموع مباحث مربوط به مفهوم شناسی تهدید چند نتیجه می‌توان استنباط کرد:

الف. گاهی اوقات در مطالعات امنیتی میان تهدید یا منبع تهدید اختلاط صورت می‌گیرد؛ در حالی که تهدیدات فی‌نفسه از یک جنس است. بر این اساس همه تهدیدات اعم از آنچه که نرم یا سخت خوانده می‌شود، دارای هویتی اجتماعی و در نتیجه تهدید نرم محسوب می‌شود و نرم بودن یک تهدید یک تلقی از حیات تهدید است، نه یک گونه از تهدید.

ب. تهدیدات با توانایی یک بازیگر مرتبط است. قوت و توانایی، جوهره اصلی یک تهدید را شکل می‌دهد. به این دلیل که بر حسب تعریف ارائه شده، تهدید زمانی ادراک می‌شود، که منافع تهدید شونده مورد مخاطره قرار گیرد. از همین‌رو جنس تهدید، قابلیت انفکاک به سخت و نرم را ندارد، بلکه همه تهدیدات چه با ابزار سخت یا نرم، تنها با ادراکات و احساسات سروکار داشته و دارای ماهیتی نرم است.

ج. همان طوری که قدرت چه با منابع سخت و چه نرم اعمال شود، به معنای تأثیرگذاری بر اندیشه، عواطف و اراده و سرانجام به تسلیم کشاندن حریف است. لذا نقطه مشترک همه تهدیدات، تحمیل اراده به نیروی مقابل است. تفاوت‌های تهدیدات، در به‌کارگیری روش‌ها، ابزارها و منابع است. تهدید می‌تواند با تأکید بر توان فیزیکی همچون لشکرکشی، اشغال خاکریز و سرزمین، نابودی و کشتن انسان‌ها و ویران کردن مراکز اقتصادی اجرا شود؛ یا می‌تواند با تکیه بر روش‌های سیاسی، روانی و شیوه‌های غیرخشونت‌آمیز و با به کارگیری قدرت نرم برای تأثیرگذاری بر اراده حریف و نیروی مقابل انجام گیرد.

بی‌تردید اگر فکر، اراده و قدرت روحی حریف تسخیر شود، کاربرد قدرت سخت و لشکرکشی ضرورتی نخواهد داشت. از همین رو، توجه در دنیای معاصر بیش از گذشته به تهدید نرم معطوف شده، زیرا کاربرد تهدید نرم به راحتی قابلیت شکستن مقاومت ملت‌ها و نظام‌های سیاسی را پیش از عملیات نظامی دارد یا برای سرعت بخشیدن در اهداف عملیات نظامی، اقتصادی و سیاسی از تهدید نرم به منظور سلب اراده و انگیزه نبرد در نخبگان یک کشور، مردم و نیروهای مسلح بهره می‌گیرند و عملاً خاکریزهای دفاعی کشور بدون خونریزی سقوط می‌کند.

با نگاهی گذرا به مفهوم تهدید به سادگی و آسانی می‌توان دریافت که تهدید اصولا در ذات خویش در قالب جنگ نرم و جنگ روانی شکل می‌گیرد؛ زیرا تهدید ایجاد رعب و ترس در روان دشمن است تا در شرایط انفعالی قرار گرفته و بدون هزینه جانی و مالی سنگین، عقب نشینی کرده یا حتی سرزمین و اهداف مورد نظر را واگذارد یا به عنوان بازدارنده از هر گونه عمل نظامی از سوی دشمن جلوگیری کند.

خداوند به مومنان یادآور می‌شود دشمنان با همه قوت و توانی که دارند، در برابر تهدید الهی و ایجاد رعبی که می‌کند، ناتوان هستند و می‌توان به سادگی بزرگترین دشمنان را با ارعاب الهی و ارهاب نظامی و قوای ممکنه به زانو در آورد و فتح جان و سرزمین کرد بی‌آنکه هزینه‌ای پرداخت شود. خداوند می‌فرماید: اوست كسى كه از ميان اهل كتاب كسانى را كه كفر ورزيدند در نخستين اخراج از مدينه بيرون كرد. گمان نمی‌کرديد كه بيرون روند؛ و خودشان گمان داشتند كه دژهايشان در برابر خدا مانع آنها خواهد بود؛ ولى خدا از آن جايى كه تصور نمی‌کردند، بر آنان درآمد و در دلهايشان رعب افكند، به طورى كه خود به دست ‏خود و دست مؤمنان خانه ‏هاى خود را خراب می‌کردند. پس اى صاحبان بصیرت، عبرت گيريد. (حشر، آیه 2)

ابزارهای تهدید، ارعاب و ارهاب

خداوند از مومنان می‌خواهد غیر از امدادهای غیبی و حمایت‌های الهی،برای ایجاد رعب در دل دشمنان، از همه قوا و ابزارهای تهدید، ارعاب و ارهاب استفاده کنند تا در مقام بازدارندگی عمل شود  و امنیت حفظ گردد. اگر تهدید موجب زوال امنیت و بحران و خطرافکنی در آن می‌شود، تهدید دشمن می‌تواند افزون بر زائل کردن امنیت، موجب‌گریز و عقب نشینی و حتی واگذاری امتیازات بسیار شود. البته در طول تاریخ دشمنان از این حربه به خوبی استفاده کرده‌اند و بزدلان از مسلمانان را همراه خود ساخته و تحت ولایت خویش در آورده‌اند تا جایی که امتیازات سنگینی را برای رهایی از تهدید به دشمنان پرداخت کردند که نمونه آن در تعاملات با استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جهان‌خوار دیده شده است. ترس موهوم یا واقعی، مجوزی برای واگذاری امتیازات از سوی مسلمانان و نظام سیاسی اسلامی نیست که اعتمادش بر خدا است.

نظام سیاسی ولایی موظف است تا قوای خود را چنان بسیج کند تا نه تنها تهدیدزدا باشد، بلکه خود عامل تهدید برای دشمنان شود.(انفال، آیه 60)

در تهدید باید همه ابزارهایی که موجب ناامنی در حوزه جغرافیایی سیاسی، فکری و فرهنگی دشمن می‌شود، مورد استفاده قرار گیرد. تهدید می‌تواند نسبت به اموری باشد که امنیت دشمن را به خطر اندازد. تهدید به آوارگی، اسارت، قتل، تبعید، جنگ، زندان، طرد اجتماعی و مانند آنها می‌تواند دشمن را از هر گونه اقدامی بازدارد. تهدید می‌تواند عملی شود و می‌تواند در همان مقام ارعاب و ترس و ارهاب باقی بماند. همواره «بلند کردن سنگ بهتر از پرتاب آن است؛ زیرا ممکن است به هدف نخورد».

واکنش نظام ولایی

نسبت به تهدید دشمنان

همان طوری که نظام سیاسی ولایی باید دشمنان را تهدید کند و در جنگ نرم و روانی، آنان را زمین‌گیر کرده و از حرکت و تحرکات ضد امنیتی بازدارد، همچنین باید کاری کند تا رفتارهای تهدید‌آمیز آنان را پاسخی درخور دهد. این واکنش‌ها می‌تواند شامل اموری چند باشد که در قرآن بیان شده:

1. استقامت: پایداری و  استقامت در برابر تهدیدهای دشمن وظیفه نظام سیاسی ولایی و امت اسلام است. از نظر قرآن، بسیاری از این تهدیدها، عملی نمی‌شود و تنها یک جنگ روانی است؛ اگر امت مقاومت کند و استقامت ورزد، به طور طبیعی سایه تهدید از سر آنان برداشته می‌شود. خداوند بیان می‌کند، استقامت بر ايمان، موجب بى‌تأثير بودن تهديدهاى دشمنان است، چنانکه تهدیدهای فرعونی این گونه بی‌تاثیر شد.(اعراف، آیات 122 تا 126) البته باید توجه داشت که ممکن است در این میان برخی هزینه‌ها داده شود، ولی نسبت به وازدگی و هزینه‌های آن خیلی کمتر است.(همان؛ طه، آیات 71 تا 73؛ شعراء، آیات 49 و 51)

2. بی اعتنایی: از دیگر واکنش‌های مفید و سازنده در برابر تهدید دشمنان، بی‌اعتنایی نسبت به آن است.(انعام، آیات 80 و 81)

3. تبری : ابزار تنفر و بیزاری و اعلان انزجار نسبت به تهدیدهای دشمن و حتی برخی از رفتارهای برخاسته از تهدید یعنی تهدیدات عملی شده، خود بهترین واکنش است که باید مردم و نظام سیاسی ولایی نسبت به دشمنان در سیاست خارجی در پیش گیرند.(شعراء، آیات 167 و168)

4. توکل : انسان مومن بر توحید فعل است و بر این اساس فکر و رفتار می‌کند. بنابراین، امت و نظام سیاسی ولایی باید در برابر تهدید دشمن بر اساس اصل توکل رفتار کرده و با حفظ قوت و شوکت خود امید به خدا داشته و امور خویش را به خدا واگذار کنند و از او یاری جویند.(آل عمران، آیه 173)

5. ذکر و یاد خدا: مردم باید همواره یاد خدا را در دل داشته باشند که موجب اطمینان و آرامش است و هر گونه اضطراب و ترس را از دل‌ها می‌زداید. از آنجا که تهدید، به حوزه جنگ نرم و جنگ روانی مربوط است و بر احساسات و عواطف تاثیر دارد و اذهان و قلوب را درگیر می‌کند، یاد خداوند بهترین عامل آرامش و سکونت و اطمینان بخش است.(یوسف، آیات 32 و 33) خداوند می‌فرماید: الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ همان كسانى كه ايمان آورده‏‌اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى‏گيرد. آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏ يابد.(رعد، آیه ۲۸)

6. مهرورزی: انسان مومن، عاقل و موقعیت‌شناس است. حق‌گرایی در کنار واقع بینی به او این امکان را می‌دهد تا در شرایط مختلف  راهکارهای متفاوتی را در پیش گیرد. از جمله راهکارها در برابر دشمنانی که تهدید می‌کنند، مهرورزی است؛ زیرا گاهی تالیف قلوب می‌تواند تهدید را به فرصت تبدیل کند. البته این راهکار در هر شرایطی کارایی ندارد به کار گرفته نمی‌شود، بلکه بر اساس دشمن شناسی و بررسی امکان تغییر در رفتار انجام می‌گیرد.(مریم، آیات 46 و 47)

7. اقدام متقابل: از جمله واکنش‌ها نسبت به تهدید دشمنان، اقدام متقابل  ومقابله مثل است که در آیات قرآن به آن توجه داده شده است. البته گاه می‌توان دشمن را به سرنوشت گذشتگان و تکرار آن تهدید کرد و از سابقه برای لاحقه بهره برد. تهدید به گرفتار شدن دوباره و مجازات و مانند آن‌ها، یک راه برون رفت از تهدید دشمنان است.(انفال، آیات 70 و 71)

در قرآن واکنش‌های دیگری در برابر تهدیدهای دشمنان بیان شده که اهم آنها موارد پیش گفته است و موارد دیگر نیز در همین چارچوب قابل تبیین و دسته بندی است.

.......................
پایان پیام/ 167
 


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

مرجعیت شیعه در طول تاریخ، جامع بین علم و عمل بوده است/ می خواستند حوزه های ایران و عراق را ریشه کن کنند؛ اما علماء نه تنها حوزه را نگه داشتند، بلکه ابعاد معرفتی آن را گسترش دادند/ آیت الله حسینی شاهرودی حامی انقلاب، امام(ره) و رهبری بود