نگاهی به اخلاق فردی و اجتماعی پيامبر(ص)

  • کد خبر : 760662
  • منبع : روزنامه کیهان
خلاصه

در روايت آمده که رسول خدا(ص) کفش خود را پينه مى‏ زد، و لباسش را وصله مى‏ کرد، و خود در خانه را باز مى‏ کرد، و شير گوسفندان را مى‏ دوشيد، و شتر را مى‏ بست سپس شير آن را مى‏ دوشيد، و چون خادمش از آسياب کردن خسته مى‏ شد به او کمک مى‏ کرد و خود آسياب مى‏ نمود.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

بشر در زندگى خود همواره به يک سلسله آداب و رسوم پايبند بوده و شيوه‏اى را براى خويش برگزيده و زندگى خود را بر اساس همين آداب و رسوم ادامه مى‏دهد، خواه آنها را خود اختراع کرده و يا از ديگران اقتباس نموده باشد. اما از آن رو که انسان آفريده خداست، بى‏ترديد بهترين برنامه براى کمال جسم و روح او برنامه‏اى است که از سوى خداوند تنظيم يافته باشد، و اين برنامه در آداب و رسوم پيامبران بزرگ خدا و اوصياى گرامى ايشان متجلّى است، و کامل‏ترين آنها همان راه و روش پيامبر اسلام(ص) است، چنان که خداى سبحان فرموده: «لقد کان لکم فى رسول اللّه اسوهًْ حسنهًْ» (همانا براى شما در روش رسول خدا سرمشقى نيکوست). (احزاب-21)

از اين رو، هر مسلمانى شائق است که از رفتار پيامبر خويش آگاه باشد. نوشته حاضر در دو بخش اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی تنظیم شده که حاوی بخشی از آداب معاشرت پيامبر گرامى(ص) می‌باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به کوشش: علی قنبریان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

لازم به ذکر است که اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی دارای اقسامی است. اخلاق فردی در دو بخش رابطه با خود و رابطه با خدا می‌باشد و اخلاق اجتماعی نیز در دو بخش رابطه با مردم و رابطه با‌اشیا است. بسیاری از آداب پیامبر در

مقالۀ حاضر برگرفته از کتاب سنن النبى است که توسط علامه محمدحسين طباطبايى نگارش یافته است و با شیوه‌ای متفاوت و جدید طبقه‌بندی و پردازش شده است.

الف) اخلاق فردی

1. دوری از تکبر و غرور

الف. به روايت ديلمى، رسول خدا(ص) لباس خود را وصله مى ‏زد، کفش خود را مى‏دوخت، گوسفندان خود را مى‏دوشيد، حيا مانع نمى‏شد که شخصا نيازمنديهاى خود را از بازار تهيه کند و خود به خانه برد.

ب. در روايت آمده که رسول خدا(ص) کفش خود را پينه مى‏ زد، و لباسش را وصله مى‏ کرد، و خود در خانه را باز مى‏ کرد، و شير گوسفندان را مى‏ دوشيد، و شتر را مى‏ بست سپس شير آن را مى‏ دوشيد، و چون خادمش از آسياب کردن خسته مى‏ شد به او کمک مى‏ کرد و خود آسياب مى‏ نمود.

آب وضوى شبش را خود تهيه مى‏کرد؛ هيچ کس در شرم و حيا بر او پيشى نداشت؛ هنگام نشستن تکيه نمى‏کرد در کارها به اهل خانه کمک مى‏نمود و با دست خود گوشت خرد مى‏کرد. چون بر سر سفره غذا حاضر مى‏شد مانند بندگان مى‏نشست؛ بعد از غذا انگشتان خود را مى‏ليسيد، و هرگز در اثر پرخورى باد گلو نزد. دعوت هر کسى را- آزاد باشد يا بنده- مى‏پذيرفت... به چهره کسى خيره نمى‏شد. براى‏ خدا خشم مى‏گرفت اما براى خويش خشم نمى‏گرفت. گاهى از گرسنگى سنگ بر شکم مى‏بست. هر طعامى که حاضر مى‏شد ميل مى‏کرد، و هر غذايى که مى‏يافت رد نمى‏کرد.

پ. به روايت ديلمى، رسول خدا(ص) با بردگان غذا مى‏ خورد، بر زمين مى ‏نشست، بر درازگوش سوار مى‏ شد و ديگرى را نيز ترک خود سوار مى‏ کرد.

ت. رسول خدا(ص) فرمود: پنج چيز است که تا دم مرگ از آنها دست بر نمى‏دارم: روى زمين با بردگان غذا خوردن، بر الاغ پالاندار سوار شدن، شير بز را با دست خود دوشيدن، لباس پشمينه پوشيدن و به کودکان سلام کردن، تا آنکه پس از من سنّت شود.

ث. به روايت عبد العظيم حسنى رحمه اللَّه، رسول خدا(ص) سه گونه مى‏نشست: گاه [کف پاها را زمين نهاده‏] ساقهاى پاها را بلند مى‏کرد و دو دست خود را جلو آن قرار مى‏داد و ساق دست را در کف دست ديگر مى‏گرفت (چنبک مى‏زد)، و گاه دو زانو مى‏نشست، و گاه يک پا را تا کرده زير ران مى‏نهاد و پاى ديگر را روى آن مى‏خواباند، و هرگز ديده نشد که آن حضرت [مانند متکبران‏] چهار زانو بنشيند.

ج. و نيز گويد: رسول خدا(ص) هنگامى که سواره بود نمى‏گذاشت کسى پياده همراه او حرکت کند، يا او را با خود سوار مى‏کرد، و اگر وى نمى‏پذيرفت حضرت مى‏فرمود: جلوتر برو و هر جا در نظر دارى منتظر من بمان.

چ. هر گاه کسى بر آن حضرت وارد مى‏شد حضرت تشکچه‏اش را به او مى‏داد، و اگر شخص تازه وارد نمى ‏خواست قبول کند او را سوگند مى‏ داد تا بپذيرد.

ح. در کتاب «عوالى اللئالى» گويد: نقل است که رسول خدا(ص) خوش نمى‏ داشت کسى پيش پاى وى برخيزد، و مردم نيز از اين جهت پيش پاى حضرتش بر نمى ‏خاستند، ولى هنگامى که حضرت براى رفتن بر مى‏خاست آنان نيز با او بر مى‏ خاستند و تا در منزل بدرقه‏ اش مى‏ کردند.

خ. رسول خدا(ص) فرمود: پروردگارم مرا دستور داده که مسلمانان فقير را دوست بدارم.

ذ. ابوذر رحمه‌اللَّه گويد: رسول خدا(ص) بدون امتياز در ميان اصحاب خود مى‏نشست به گونه‏ اى که هر گاه شخص غريبى وارد مى‏شد نمى‏دانست پيامبر کدام است تا آنکه بپرسد.

ذ. ... بيشترين لباسهاى حضرتش سفيد بود. پيراهن را از سمت راست آن مى‏پوشيد. عبايى داشت که هر جا مى‏رفت آن را برايش دو تا مى‏کردند و بر روى آن مى‏نشست. انگشترى نقره در انگشت کوچک دست راست مى‏کرد. هنگام وضو گرفتن مسواک مى‏ کرد. موقع سوار شدن، غلام خود و يا کس ديگرى را رديف خود سوار مى‏کرد، هر حيوانى که برايش ميسّر بود سوار مى‏شد: اسب، استر، الاغ. تشييع جنازه مى‏کرد، و در دورترين نقاط شهر از بيماران عيادت مى‏فرمود. با فقرا مى‏نشست، و با تهيدستان هم‏غذا مى‏شد و با دست خود براى آنان لقمه مى‏گرفت. به اهل فضيلت احترام مى‏گذاشت، و با نيکويى کردن به‌اشخاص آبرومند با آنان انس مى‏ گرفت. با خويشاوندان خود صله رحم مى‏کرد بدون آنکه آنان را بر ديگران مقدم دارد مگر به آنچه خدا امر فرموده باشد.

بر کسى ستم و درشتى نمى‏ کرد. پوزش عذرخواهان را مى‏پذيرفت. بيش از همه کس لبخند بر لب داشت مگر زمانى که قرآن بر او نازل مى‏شد و يا مردم را موعظه مى‏کرد. و خنده‏اش بدون قهقهه بود.

2. آراستن ظاهر

به روايت طبرسى، رسول خدا(ص) نه تنها براى خانواده خود که براى يارانش نيز خود را مى‏آراست، و مى‏فرمود: خداوند دوست دارد که بنده‏اش هنگامى که براى ديدن برادران از خانه بيرون مى‏رود خود را آماده و آراسته نمايد.

3. آداب غذا خوردن

الف. على(ع) فرمود: رسول خدا(ص) چون با ديگران بر سر يک سفره مى‏نشست اول کسى بود که شروع به غذا خوردن مى‏کرد و آخرين کسى بود که از غذا دست مى‏کشيد، و هنگام غذا خوردن از جلو خود ميل مى‏فرمود.

ب. آشاميدنى را با سه نفس مى‏آشاميد، و آب را مى‏مکيد و يکباره سر نمى‏کشيد. دست راستش به خوردن و آشاميدن و گرفتن و دادن اختصاص داشت.

پ. على(ع) فرمود رسول خدا(ص) هرگز در حال تکيه دادن چيزى نخورد تا از دنيا رحلت فرمود.

4. آداب انفاق و صدقه

الف. نقل است که جبرئيل(ع) گفت: در روى زمين خانواده‏اى نماند جز اينکه آنها را زير و رو و بررسى نمودم و کسى را بخشنده‏ تر از رسول خدا(ص) نسبت به مال دنيا نيافتم.

ب. امام صادق(ع) فرمود: چهار چيز از اخلاق پيامبران است: نيکى، بخشش، صبر بر پيشامد ناگوار، و اقدام به اداى حق مؤمن.

پ. رسول خدا(ص) فرمود: من تربيت‏شده خدا هستم، و على تربيت‏شده من است؛ پروردگارم مرا به بخشش و نيکى کردن دستور داده، و از بخل و جفا کردن نهى فرموده است.

ت. به روايتى ديگر: رسول خدا(ص) هرگز سائلى را رد نکرد، اگر چيزى داشت، مى‏داد، وگرنه مى‏فرمود: خدا برساند.

ث. رسول خدا(ص) در ماه مبارک رمضان مانند باد تند و سريع بود که چيزى در دستش قرار نمى‏ گرفت و هر چه داشت انفاق مى‏ کرد.

ج. عجلان گويد: خدمت امام صادق(ع) بودم که سائلى آمد، امام برخاست و از سبدى که در آن خرما بود دست خود را پر کرد و به سائل داد. سائلى ديگر آمد، امام دوباره برخاست و مشتى خرما برداشت و به او داد. سائل سومى آمد، باز برخاست و مشتى خرما برداشت و به او داد. بار چهارم سائل ديگر آمد، امام فرمود:

خداوند روزى‏رسان ما و شماست! سپس فرمود: کسى از رسول خدا(ص) چيزى از دنيا نمى‏خواست مگر اينکه عطا مى‏فرمود، تا آنکه زنى پسر خود را نزد آن حضرت فرستاد و به او گفت: نزد حضرت برو و از او چيزى بخواه، اگر فرمود: فعلا چيزى نداريم، بگو: پيراهن خود را به من بده. امام فرمود: آن حضرت پيراهن خويش را در آورد و نزد پسر افکند (و به او عطا فرمود)، آن‏گاه خداوند آن حضرت را به ميانه‏روى ادب فرمود و اين آيه را فرستاد «و لا تجعل يدک مغلولة الى عنقک‏» (دست خود را به گردنت مبند بخل مورز و نيز به طور کلى باز مکن هر چه دارى مده که در غير اين صورت ملول و دلتنگ خواهى نشست).(اسراء-29)

چ. امير مؤمنان عليه السّلام مى‏فرمود: ما خاندان پيامبر دستور داريم بينوايان را طعام دهيم، گرفتاران را در سختى‏ها پناه دهيم و آن‏گاه که مردم در خوابند به نماز برخيزيم.

ح. رسول خدا(ص) فرمود: خداى تبارک و تعالى شش خصلت را براى من خوش نداشت و من نيز آنها را براى جانشينان پس از خود از فرزندانم و پيروانشان خوش نمى‏دارم: بازى کردن در نماز [با اعضاى بدن يا لباس‏]، بدزبانى در حال روزه، منّت نهادن پس از صدقه دادن، با جنابت به مسجد رفتن، سرکشى در خانه‏هاى مردم، و خنديدن در گورستان.

5. رو به قبله بودن

الف. امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) بيشتر اوقات رو به قبله مى‏نشست.

6. کار و تلاش

الف. ابن عبّاس گويد: هر گاه رسول خدا(ص) به مردى مى‏نگريست و از او خوشش مى‏آمد، مى‏پرسيد: آيا او شغلى دارد؟ اگر مى‏گفتند: نه، مى‏فرمود: از چشمم افتاد! مى‏گفتند: يا رسول‌الله، چرا از چشمتان افتاد؟ مى‏فرمود: زيرا وقتى مؤمن بيکار بود دين خود را سرمايه زندگانيش قرار مى‏ دهد.

7. دوری از حقد و کینه

الف. رسول خدا(ص) فرمود: اگر توانستى که در تمام روز و شب خود حقد و کينه‏اى از کسى به دل نداشته باشى چنين کن، زيرا اين از سنّت من است، و هر که سنّت مرا زنده کند مرا زنده کرده، و هر که مرا زنده کند در بهشت با من خواهد بود.

ب. ... هرگز به کسى فحش و ناسزا نگفت، و هيچ گاه زن يا خادمى را لعن و نفرين نکرد، و هيچ گاه کسى را در حضور آن حضرت سرزنش نکردند جز آنکه مى‏فرمود: رهايش کنيد و به او کار نداشته باشيد. کسى نزد او نمى‏آمد- آزاد باشد يا غلام يا کنيز- جز آنکه در پى حاجت او بر مى‏خاست. خشن و درشتخو نبود...در مقابل بدى ديگران بدى نمى‏ کرد، بلکه بدى آنان را ناديده مى‏گرفت و از آنان در مى‏گذشت. به هر کس مى‏رسيد آغاز به سلام مى‏ کرد.

هر کس براى کارى نزد او مى‏آمد با وى همکارى مى‏کرد تا آنکه خود آن شخص منصرف گردد. هرگز نشد کسى دست آن حضرت را بگيرد و ايشان پيش از وى دستش را از دست او بيرون کشد. و چون به مرد مسلمانى مى‏رسيد نخست با او دست مى‏داد. رسول خدا(ص) بر نمى‏خاست و نمى‏نشست جز به ياد خدا. و هنگامى که در نماز بود کسى نزد او نمى‏نشست جز آنکه نمازش را کوتاه مى‏کرد و به وى رو نموده مى‏فرمود: آيا حاجتى دارى؟

8. عبادت و بندگی

الف. روايت شده که رسول خدا(ص) چون از چيزى ناراحت و غمگين مى‏شد به نماز و عبادت خدا پناه مى‏برد.

ب. و نيز روايت است که رسول خدا(ص) تنهايى و خلوت با خدا را دوست می‌داشت.

پ. امّ سلمه گويد: رسول خدا(ص) در اواخر عمر همواره در حال برخاستن و نشستن و رفتن و آمدن مى ‏گفت: «سبحان‌الله و بحمده، استغفرالله و اتوب اليه» چون علت آن را پرسيديم، فرمود: از سوى خداوند دستور دارم؛ سپس سوره‏ «إذا جاء نصر اللّه»‏ را مى‏ خواند.

ب) اخلاق اجتماعی

1. خوش خلقی

الف. روايت شده که رسول خدا(ص) با خوى خوش خود با مردم معاشرت مى‏کرد ولى دلش از آنان جدا بود؛ ظاهرش با خلق خدا و باطنش با حق تعالى بود.

ب. امام صادق عليه السّلام به بحر سقّاء فرمود: اى بحر، خوش خلقى مايه آسانى امور و شادى‏زاست... سپس حديثى نقل فرمود که مى‏رساند رسول خدا(ص) خوش خلق بود.

پ. به روايت ديلمى، رسول خدا(ص) آن حضرت کم خرج، بلند طبع، خوش معاشرت و خوشرو بود. هميشه لبخند بر لب داشت ولى بلند نمى‏خنديد، و غمگين به نظر مى‏رسيد اما عبوس و دژم نبود. فروتن بود اما خود را کوچک نمى‏نمود، بخشنده بود اما اسراف نمى‏ورزيد، و نازک‌دل و مهربان با همه مسلمانان بود.

ت. به روايت طبرسى: رسول خدا(ص) به هنگام سخن گفتن لبخند مى‏ زد.

ث. امام صادق عليه السّلام فرمود: صبر، راستگويى، بردبارى و خوش‏خلقى از اخلاق پيامبران عليهم‌السّلام است.

ج. رسول خدا(ص) بسيار به درگاه خدا تضرّع و زارى مى‏نمود و هميشه از خداوند درخواست مى‏ کرد که او را به آداب پسنديده و اخلاق نيک زينت بخشد، از اين رو در دعاى خود مى‏گفت: خدايا اخلاق مرا نيکو ساز... خدايا مرا از اخلاق‏ ناپسند دور ساز.

چ. رسول خدا(ص) فرمود: فرشته روح الامين- جبرئيل- از سوى پروردگار جهانيان بر من نازل شد و گفت: «اى محمّد، بر تو باد به اخلاق خوش، زيرا- بدخلقى خير دنيا و آخرت را از بين مى‏برد.» آگاه باشيد که شبيه‏ترين شما به من کسانى هستند که اخلاقشان از همه نيکوتر باشد.

ح. رسول خدا(ص) فرمود: از اخلاق پيامبران و راستان، خوشرويى به هنگام ديدار و دست دادن به هنگام ملاقات است.

2. برخورد مساوی با مردم

الف. به روايت ديلمى، رسول خدا(ص) با ثروتمند و فقير دست مى‏داد و دست خود را نمى‏کشيد تا طرف مقابل دست خود را بکشد. با هر کس روبرو مى‏شد از ثروتمند و فقير و بزرگ و کوچک سلام مى‏کرد. چيزى را که به آن دعوت مى‏شد کوچک نمى‏ شمرد گرچه پست‏ترين نوع خرما بود.

ب. به روايت قطب راوندى، رسول خدا(ص) بر کوچک و بزرگ سلام مى ‏کرد.

3. مزاح و شوخی

الف. يونس شيبانى گويد: امام صادق عليه السّلام به من فرمود: شما با يکديگر چگونه شوخى مى‏کنيد؟ گفتم: خيلى کم! فرمود: چرا شوخى نمى‏ کنيد؟! شوخى از خوشخويى است. و با شوخى مى‏توانى برادر دينى خود را شاد سازى. همانا رسول خدا(ص) با مردم شوخى مى‏کرد و مى‏ خواست بدين وسيله آنان را شاد سازد.

ب. امام صادق عليه السّلام فرمود: مؤمنى نيست مگر آنکه از شوخى بهره‏اى دارد. رسول خدا(ص) نيز شوخى مى‏کرد ولى جز سخن حق چيزى نمى‏گفت.

پ. حسين بن زيد گويد: به امام صادق عليه السّلام گفتم: فدايت شوم، آيا رسول خدا(ص) هرگز با کسى شوخى مى‏کرد؟ فرمود: خداوند او را به داشتن خلقى بزرگ ستوده است، در همه پيامبرانى که خداوند برانگيخت نوعى خشونت و گرفتگى وجود داشت، ولى محمّد(ص) را با مهر، و رأفت آن حضرت به امتش اين بود که با آنان شوخى مى‏کرد تا مبادا عظمتش چندان در آنان تأثير کند که نتوانند به او نگاه کنند! جدّم على عليه السّلام فرمود: هر گاه رسول خدا(ص) يکى از يارانش را غمگين مى ‏ديد با شوخى کردن دل او را شاد مى‏ساخت. آن حضرت مى‏فرمود: خداوند کسى را که با ترشرويى با برادرانش ديدار کند دشمن مى‏دارد.

4. عفو و گذشت

الف. رسول خدا(ص) فرمود: پروردگارم مرا به هفت چيز دستور فرموده است: مرا سفارش کرده که در تمام کارهاى پنهان و آشکارم اخلاص ورزم، و از کسى که بر من ستم نمايد درگذرم، و به هر که مرا محروم سازد بخشش کنم، و با هر که با من قطع رابطه کرد رابطه برقرار سازم، و سکوتم براى تفکر، و نگاهم براى پند و عبرت باشد.

ب. رسول خدا(ص) هيچ گاه براى خود از کسى انتقام نگرفت، بلکه آزار دهندگان را مى‏ بخشيد و از آنان گذشت مى‏ فرمود.

پ. پيامبر(ص) فرمود: مردانگى و جوانمردى ما خاندان، در گذشتن از کسانى است که به ما ستم کرده‏اند و بخشش به کسانى است که ما را محروم ساخته‏ اند.

ت. على عليه السّلام فرمود رسول خدا(ص) در ستمى که به او مى‏شد در صدد انتقام بر نمى‏آمد مگر آنکه محارم خدا هتک شود، که در اين صورت به خاطر خدا خشم مى‏ گرفت.

ث. رسول خدا(ص) فرمود: من برانگيخته شده‏ ام تا مرکز حلم و معدن علم و مسکن صبر باشم.

5. آداب دوستی

الف. رسول خدا(ص) اگر يکى از يارانش را سه روز پياپى نمى‏ديد از حال وى جويا مى‏شد، اگر در سفر بود برايش دعا مى‏کرد، اگر در شهر بود به ديدارش مى‏رفت، و اگر بيمار بود از او عيادت مى‏فرمود.

ب. رسول خدا(ص) فرمود: بهترين و گرامى‏ترين خوى پيامبران و راستان و شهدا و صالحان، به ديدار يکديگر رفتن براى خداست.

پ. امام صادق عليه السّلام به يارانش مى‏فرمود: کسى که به شما اظهار دوستى مى‏کند با ذکر عيبهايش به او طعنه نزنيد و خوى زشتى را که گرفتار آن است به رخ او نکشيد، زيرا اين کار نه از اخلاق رسول خدا(ص) و نه از اخلاق اولياى خداست.

ت. رسول خدا(ص) مى‏فرمود: هيچ يک از شما يارانم از ديگرى نزد من بدگويى نکند، زيرا من دوست دارم که با دلى صاف و پاک نزد شما بيايم (و از کسى دلگير نباشم).

6. آداب برخورد با زیردستان

الف. انس گويد: به خدايى که پيامبر را به حق مبعوث کرد، هرگز نشد که آن حضرت در کارى که خوشايندش نبود به من فرموده باشد: چرا چنين کردى؟! و هيچ گاه همسرانش مرا ملامت نکردند جز آنکه مى‏فرمود: کارى به او نداشته باشيد، تقدير و سرنوشت چنين بوده است.

ب. انس گويد: نه سال خدمتگزارى پيامبر(ص) کردم، هرگز ياد ندارم که در اين مدت به من فرموده باشد: چرا فلان کار را نکردى؟! و هرگز در کارى بر من ايراد نگرفت.

پ. و نيز روايت شده که رسول خدا(ص) هرگز غلام و کنيز و غير آنان را نزد مگر در راه خدا، و هرگز براى شخص خود از کسى انتقام نگرفت و انتقام او تنها براى آن بود که خواسته باشد يکى از مجازاتهاى الهى را در‌باره کسى اجرا کند.

7. آداب مهمانی

الف. امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا(ص) هر گاه داخل منزلى (يا مجلسى) مى‏شد در نزديکترين جا به محل ورود خود مى‏نشست.

ب. موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود: هنگامى که براى رسول خدا(ص) مهمان مى‏رسيد حضرت با او هم غذا مى ‏شد، و تا مهمان از غذا خوردن دست نمى‏کشيد آن حضرت نيز دست نمى کشيد.

پ. از سنن پيامبر(ص) در‌باره مهمان آن است که او را تا دم درب خانه مشايعت کنند.

ت. هنگام ورود به مجلس در نزديکترين جايى که خالى بود مى‏نشست، و بيشتر اوقات رو به قبله مى‏ نشست.

8. مدارا با مردم

الف. در کتاب «عوالى اللئالى» گويد: ما گروه پيامبران همان گونه که مأموريم واجبات را بر پا داريم مأموريم با مردم به مدارا رفتار کنيم.

ب. پيامبر اکرم(ص) فرمود: از نخستين چيزهايى که خداوند مرا از آنها نهى کرد نزاع و کشمکش با مردم بود.

پ. به روايت طبرسى: رسول خدا(ص) چنان بود که کودک را براى دعاى برکت يا نامگذارى حضور انورش مى‏آوردند و آن حضرت به احترام کسانش او را در دامن خود مى‏نشانيد، و گاه مى‏شد که کودک در دامان آن حضرت ادرار مى‏کرد، برخى از کسانى که ناظر بودند به روى کودک فرياد مى‏زدند، پيامبر(ص) مى‏فرمود: با تندى از ادرار کودک جلوگيرى نکنيد، او را رها کنيد تا کاملا ادرار کند. آن‏گاه به دعا و نامگذارى وى مى‏پرداخت و کسان کودک نيز خوشحال مى‏شدند و آزردگى و ملالت خاطرى از اين حادثه در پيامبر(ص) نمى‏ديدند، و چون از نزد آن حضرت بازمى‏گشتند ايشان لباس خود را آب مى‏کشيد.

9. ادای امانت

الف. امام صادق عليه السّلام فرمود: خداى متعال هيچ پيامبرى را مبعوث نکرد مگر به راستگويى و اداى امانت به صاحبش، نيکوکار باشد يا بدکار.

ب. امام صادق عليه السّلام فرمود: امانت را به صاحبش بازگردانيد، زيرا رسول خدا(ص) حتى نخ و سوزنى را که به او سپرده بودند به صاحبش باز مى‏گرداند.

10. عمل به وعده

الف. امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا(ص) با مردى وعده نهاد که در کنار فلان صخره در انتظار او بماند تا بيايد. پيامبر در آنجا ماند و شدت گرمى آفتاب در آن مکان حضرت را رنج مى‏داد، يارانش گفتند: يا رسول اللَّه، خوب است زير سايه برويد! فرمود: من در اينجا با او وعده نهاده‏ام، و اگر نيامد خلف وعده از او خواهد بود.

11. پیوند با خویشاوندان

الف. رسول خدا(ص) فرمود: پروردگارم مرا به هفت خصلت دستور فرموده: دوست داشتن مساکين و تهيدستان و نزديک شدن به آنان، و اينکه فراوان ذکر «لا حول و لا قوّهًْ الّا باللَّه» بگويم، و با خويشان خود صله رحم کنم اگر چه آنان با من قطع رابطه کرده باشند، و [در امور مادى‏] به کسانى که پايين‏تر از من قرار دارند بنگرم و به بالاتر از خود نگاه نکنم، و در راه خدا سرزنش سرزنش‏کننده مرا دلسرد نکند، و حق را بگويم اگر چه تلخ باشد، و از کسى چيزى درخواست نکنم.

12. دوری از ظلم و ستم

الف. امام صادق عليه السّلام فرمود: هر گاه رسول خدا(ص) فرماندهى را با لشکرى گسيل مى‏داشت، نخست او را به رعايت تقواى الهى در‌باره خود و عموم يارانش سفارش مى‏ کرد، سپس مى‏فرمود: به نام خدا و در راه خدا پيکار کن، با منکران خدا بجنگيد، مکر نکنيد، خيانت نکنيد، کشتگان را مثله نکنيد (گوش و بينى و انگشتان آنان را نبريد) کودکان و کسانى را که در سر کوهى به عبادت مشغولند (راهبان را) نکشيد، درختان خرما را آتش نزنيد و در آب غرق نسازيد، هيچ درخت ميوه‏دارى را نبريد و زراعتى را آتش نزنيد، زيرا شما نمى‏دانيد، شايد به آن نيازمند شويد. و از چهارپايان حلال گوشت غير آن را که ناچار از خوردن آنيد پى نکنيد، و چون با دشمن مسلمانان روبرو شديد آنان را به يکى از سه چيز (مسلمان شدن، جزيه دادن، ترک جنگ) فراخوانيد، پس اگر در مورد هر يک از آنها پاسخ مثبت دادند از آنان بپذيريد و دست از سر آنان برداريد.

.................................
پایان پیام/ 167
 


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License