به مناسبت چهلم آیت الله تسخیری ـ ۳۰

آیت الله یوسفی غروی: آیت الله تسخیری در مناصب مختلف خدمات شایانی ارائه کرد/ جریان بازداشت و شکنجه او توسط عناصر حزب بعث

  • کد خبر : 776670
  • منبع : اختصاصی ابنا
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اظهار داشت: آیت الله تسخیری از نظر علمی و دینی ملتزم بود، بسیار شخصیت وزینی داشت و مسلمانِ مؤمنِ متدینِ متقیِ متعهدی بود.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا / سرویس گفتگو:

حدود سی سال پیش، پس از آنکه جمعی از نخبگان شیعه جهان از رهبر معظم انقلاب اسلامی درخواست کردند که سازمانی برای حمایت فکری و فرهنگی از پیروان اهل بیت(ع) تأسیس شود، "مجمع جهانی اهل بیت(ع)" بنیان نهاده شد.

آیت الله «محمدعلی تسخیری» از مؤسسان مجمع جهانی اهل ‌بیت (علیهم ‌السلام) بود که از بدو تأسیس در سال ۱۳۶۹ تا مرداد ۱۳۷۸ دبیرکلی این سازمان مهم و مبارک را بر عهده داشت و خدمات گسترده ای به پیروان اهل بیت(ع) در سراسر دنیا ارائه کرد

وی همچنین سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را تأسیس کرد و علاوه بر آن در قامت مشاور عالی مقام معظم رهبری در امور جهان اسلام، معاون بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، نماینده مجلس خبرگان رهبری، دبیرکلی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و... اقدامات مؤثری در زمینه ترویج معارف دینی، وحدت جهان اسلام و خنثی‌سازی توطئه های دشمنان برای ایجاد تفرقه و درگیری بین ابناء امت اسلامی انجام داد.

آیت الله تسخیری که ۲۷ مهر ۱۳۲۳ در نجف متولد شده بود روز ۲۸ مرداد ۱۳۹۹ در تهران دار فانی را وداع گفت. ششم مهرماه چهلم درگذشت آن عزیز است و خبرگزاری ابنا به مناسبت فرارسیدن این روز، سلسله گفتگوهایی با علماء و مسئولانی که همراه و همکار ایشان بودند، انجام داده است که به تدریج منتشر می گردد.

متن زیر، حاصل گفتگو با آیت الله «محمدهادی یوسفی غروی» از اساتید سطح عالی حوزه و دانشگاه درباره فعالیت های علمی و اجتماعی مرحوم آیت الله تسخیری در ایران و عراق است:

         

       

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به کوشش: عباس جعفری فراهانی
◀️ 10 مـهـر 1399
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ابنا: حضرت عالی چه زمانی با آیت‌الله تسخیری آشنا شدید؟ درباره شخصیت و آشنایی خودتان با ایشان بفرمایید.

ـــ بسم الله الرحمن الرحیم

مرحوم آقای حاج شیخ محمدعلی تسخیری تنکابنی مازندرانی نجفی فرزند آقا شیخ «علی‌اکبر تنکابنی» از فضلای شمالی نجف اشرف بود که بیشتر در درس و نماز مرحوم آیت‌ الله شاهرودی بزرگ (آیت الله العظمی «سید محمود حسینی شاهرودی») حاضر می‌شد. البته خیلی از کسانی که بحث مرحوم آیت ‌الله شاهرودی حاضر می‌شدند در درس مرحوم آیت‌ الله حکیم، مرحوم آمیرزا عبدالهادی شیرازی، مرحوم آیت‌الله خویی نیز حضور پیدا می کردند.

آیت الله محمدعلی تسخیری از جوانان نجف اشرف بود که چند کلاس در دبستان علوی ایرانیان در نجف اشرف تحصیل کرد، اما از زمانی که مرحوم حاج شیخ محمدرضا مظفر دبیرستان، هنرستان و ابتدایی و دانشکده فقه‌ را تأسیس کرد، آقای تسخیری از آقازاده‌های اهل علم بودند که تمایل پیدا کرد در مدارس غیر دولتی درس بخواند و در این مدارس ثبت‌نام کرد. ایشان در دانشکده فقه نجف که مرحوم شیخ «محمدرضا مظفر» تأسیس کرده بود، ادامه تحصیل دادند و از آن زمان بود که من هم با پدر ایشان و هم با خودشان در مجالس و محافل نجف آشنا شدم.

زمان آشنایی من در اوایل تحصیل‌شان در دانشکده فقه بود و ضمن تحصیل در دانشکده فقه، ملبس شد. چون مرحوم حاج شیخ محمدرضا مظفر صاحب دانشکده فقه برای محصلینی که معمم می‌شدند، امتیازی قرار داده بود و از همان وقت من آیت الله تسخیری را به عنوان شخص ادیب و شاعر شناختم. قصیده شعری به مناسبت میلاد حضرت زهرا(س) سروده بودم‌، ایشان را در وضوخانه مسجد خضراء متصل به صحن امیرالمؤمنین(ع) که محل تدریس و نماز جماعت مرحوم آیت‌الله خویی بود، نزدیک نماز ظهر دیدم و اظهار تمایل کرد که قصیده را بشنود؛ مقداری شنید و ملاحظات و اظهار نظرهایی نسبت به قصیده داشت. دیگر گذشت تا دولت بعث عراق در صدد ضدیت با جوانان مؤمن و متدین برآمد و معلوم شد مرحوم شهید صدر با عده‌ای از مؤمنین، یک حزب اسلامی به نام حزب الدعوة الإسلامیة تشکیل داده‌اند.

ابنا: مرحوم شهید صدر چرا نام این حزب را حزب الدعوة الإسلامیة گذاشت؟

ـــ در عراق حکومت پادشاهی حاکم بود و عده‌ای از ارتشیان با کودتا علیه پادشاه، حکومت را جمهوری کردند. این کودتا علیه حکومت پادشاهِ دست نشانده انگلیس و ضد بلوک غرب بود. طبعاً اولین احزابی که در کشورهای عربی به عنوان احزاب سیاسی معترض به حکومت‌های موجود تشکیل می‌شدند، احزاب کمونیست، مارکسیست بودند که عرب‌ها از آن به حزب شیوعی تعبیر می‌کردند. شیوعی یعنی همان کمونیستی و توده‌ای. وقتی در این فضا کودتایی می‌شد علیه بلوک غرب و به طرفداری از بلوک شرق یعنی شوروی و احیاناً چین بود. چین البته در شماره بعد یا به تبع بود، در درجه اول شوروی بود. پس از کودتا یا انقلاب، درب زندان‌ها باز می‌شد و کمونیست‌ها از زندان‌ها بیرون می‌آمدند. در عراق این طور شد و با تأیید و دل‌گرمی شوروی تمام زمینه حرکت سیاسی جوانان عراق را کمونیست‌ها گرفتند و پر کردند؛ به گونه‌ای که عنوان دین و دیانت در اقلیت قرار گرفت. حزب الدعوة الإسلامیة به این انگیزه اسم خود را الدعوة گذاشت که ما درصدد دعوت جوانان هستیم، جوانان مسلمان و مخصوصاً شیعه‌ای که فریفته احزاب مارکسیست، کمونیست عراق شده‌اند، درصدد هستیم آنها را به دامان اسلام و دین اصلی‌شان برگردانیم. بعدها معلوم شد که برادر محترم‌مان جناب آقای تسخیری جزء کسانی بود که این دعوت را اجابت کرده بود. مرحوم شهید صدر، مرحوم علامه سید مرتضی عسکری و حاج سید محمدمهدی حکیم (آقازاده آیت‌الله حکیم)، سیدی به نام آسید حسن شُبّر از سادات شبر که ظاهراً هنوز هم حیات داشته باشد، مرحوم آیت‌الله حاج شیخ محمدمهدی آصفی در ردیف مؤسسین اولیه این حزب بودند. بعد تحولاتی حاصل شد که بعضی‌ها از جمله مرحوم آیت‌الله آصفی و مرحوم آیت‌الله شیخ محمدعلی تسخیری از حزب استعفا دادند و خارج شدند، اما این تحولات به بعد از انتقال‌شان به ایران و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفت.

ابنا: قضیه استعفای آیت الله تسخیری چه بود؟

ـ پس از پیروزی انقلاب وقتی که بنا شد آیت الله تسخیری با انقلاب و خط امام همکاری کنند، با اشاره مرحوم شهید صدر از حزب الدعوه استعفا دادند. چون از طرف امام هم اشاره می‌شد که با قطع نظر از ارتباطات حزبی آقایان مشغول به کار شوند. همین طور که امام به طور صریح به مرحوم بازرگان نخست‌وزیر دولت موقت این شرط را قرار دادند و شامل دیگران هم بود از جمله آقای تسخیری و رفقایی که با ایشان بودند.



ابنا: حضرتعالی پیش از انقلاب در نشر مجله الهادی به زبان عربی با آیت الله تسخیری همکاری داشتید. در این باره توضیح دهید.

ـــ چون بعثی‌ها در عراق تمام مجلات اسلامی و از جمله مجلات شیعی را تعطیل کرده بودند، یکی از توفیقات مرحوم آقای تسخیری بعد از ورود به ایران این بود که تنها مجله عربی، اسلامی به عنوان شعبه و فرع مکتب اسلام به نام "الهادی" را چاپ می‌کرد. این مجله هر سه ماه یک بار منتشر می‌شد و مدیر مجله برادرمان جناب آقای آشیخ محمدعلی تسخیری بود که از من هم خواسته بودند تا در این مجله مشارکت کنم. من برخی از مقالاتی که به زبان فارسی منتشر شده بود، از جمله مقالات استاد شهید مطهری را ترجمه می‌کردم و در مجله الهادی چاپ می‌شد. من اوائل، مقالات مرحوم استاد شهید مطهری مانند سیری در نهج‌البلاغه و بعد مقالاتی از کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران ایشان را گزینش و به عربی ترجمه می‌کردم و در آن جا منتشر می‌شد که در نهایت مرحوم شهید مطهری اظهار تمایل کردند، همان طور که خودشان مجموعه این مقالات را جمع و به صورت کتاب منتشر کردند، ما هم مجموعه کتاب را ترجمه کنیم که مجموعه هر دو کتاب را ترجمه کردم و منتشر شد. اتفاقاً ترجمه یکی از کتاب‌های خدمات متقابل به زبان عربی به عنوان «الإسلام و ایران عطاء و امتنان» چاپ مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام است.

مرحوم آقای تسخیری رحمت الله علیه در این فعالیت‌ها بودند البته برخی از کتاب‌های مرحوم شهید مطهری را هم پسندیدند و به عربی ترجمه کردند. مثلاً علل گرایش به مادیگری با عنوان عربی «الإتجاه نحو المادیة» و چند کتاب دیگر را ترجمه کردند. به طور ضمنی روابط‌ آیت الله تسخیری با مرحوم استاد شهید مطهری این گونه بسته شد و این‌ها زمینه آشنایی برای بعد از پیروزی انقلاب هم شد. اما خب همکاری بین این دو زیاد طول نکشید؛ مرحوم شهید مطهری به عنوان عضو یا حتی رئیس شورای انقلاب مدتی معرفی شد و بعد هم دشمنان ایشان را شهید کردند.

من نام عربیِ کتاب سیری در نهج‌البلاغه را به نام «جولة فی ربوع نهج‌البلاغه» ترجمه کرده بودم که مطابق با همان اسم فارسی مد نظر استاد مطهری باشد. اما مرحوم آقای تسخیری در راه چاپخانه ترجیح داده بود که به «فی رحاب نهج‌البلاغه» تغییر دهد، پس از تغییر نام، به بیروت فرستاده بود و پس از چاپ در بیروت نمونه چاپ عربی کتاب به ایران رسید. آیت الله تسخیری گفت که من یک نسخه از چاپ عربی کتاب با خود به تهران می‌بردم تا به مرحوم مطهری نشان دهم اما در راه از رادیوی ماشین شنیدم که ایشان به شهادت رسیده است؛ مردد شدم که بروم یا برگردم. به نظرم آمد که بروم و در تشییع‌جنازه به آقازاده‌های مرحوم مطهری، بشارت دهم و به آن‌ها نشان دهم که این کتاب چاپ شده است.

آیت الله تسخیری به عنوان دستیار آیت‌الله جنتی در سازمان تبلیغات اسلامی انتخاب شد. سازمان تبلیغات یکی از ارگان‌هایی است که پس از انقلاب در تهران تأسیس شد و مرحوم آقای تسخیری به عنوان دستیار زبان عربی در کنار آقای جنتی مشغول به فعالیت شد. آن جا بود که از توفیقاتی که ایشان یافت این بود که دیوان شعر آیت‌الله سید محمدجمال هاشمی گلپایگانی را به اسم «مع النبیِ و آله» چاپ و منتشر کرد.


ابنا: درباره فعالیت‌های علمی و ویژگی‌های رفتاری ایشان بگویید.

ـــ اجمالاً می‌دانستم که جناب آقای تسخیری از کسانی بود که در نجف اشرف بعد از این که از دانشکده فقه مرحوم آشیخ محمدرضا مظفر فارغ‌التخصیل شده بود، در دروس حوزوی بیشتر به بحث‌های مرحوم شهید صدر مایل بود. البته اطلاع دقیقی از مدت حضور مرحوم تسخیری در بحث‌های مرحوم شهید صدر خبر ندارم. اما همین اندازه اجمالاً می‌دانم که بعد از این که شاگرد شماره یک مرحوم شهید صدر از نظر علمیت، دوره‌هایی از بحث‌های مرحوم آیت‌الله سید محمود شاهرودی مرجع بزرگ را درک کرده و حتی تقریر کرده بود، به حضور در بحث‌های مرحوم شهید صدر تشویق شده بود و حضور در درس او را ادامه داد. بعد از این که آیت الله تسخیری به ایران آمد به اتفاق رفقا به آسید کاظم حسینی حائری اظهار تمایل کردند که بر اساس تقریراتی که از بحث‌های شهید صدر دارد، در قم درس خارج را شروع کند و ایشان درس خارج را شروع کردند و از همان زمان من هم دعوت شدم و اجابت کردم. آیت الله تسخیری بحث‌های آقای آسید کاظم حائری را تقریر می‌کرد. لذا بعد از فوت آیت الله تسخیری، آقای آسید کاظم حائری در پیام تسلیت، تعبیر اجتهاد را به کار برد و تعظیم به سزا و به جایی از فضل علمی مرحوم تسخیری کرد.

سلسله مقالات عربی که برادرمان جناب آقای تسخیری در مجله الهادی منتشر می‌کردند چون مجله فصلی بود و هر سه ماه یک بار  منتشر می‌شد بنابراین در یک شماره بسا می‌شد سه مقاله از مرحوم شهید مطهری داشته باشد. مرحوم آیت‌الله تسخیری در یکی از مقالات به اسم اصلی محمدعلی تسخیری، در دیگری محمدعلی ریحانی و در سومی به محمدعلی، علی‌اکبر یعنی نام پدر را اضافه می‌کرد. سلسله مقالات اصلی ایشان تحت عنوان «اهل البیت(ع) انسانیة فضة و عطاء الخالد» منتشر می شد. یعنی اهل بیت علیهم السلام انسانیت یگانه و بخشش‌های جاودانه هستند. انصافاً مقالات ادبی به قلم روز بسیار قوی و به جایی بود؛ مخصوصاً بنا بود مجله از یک طرف حاکی از مذهب رسمی تشیع و حوزه علمی قم باشد و از طرف دیگر برای بیشتر جهان عرب اهل سنت ارسال می شد. دکتر محمد محمود فحام شیخ ازهر نیز تقاضای نشر و رساندن این مجله به ازهر، مصر و جهان عرب سنی را داشت.

آیت الله تسخیری از نظر علمی و دینی ملتزم بود، بسیار شخصیت وزینی داشت و مسلمانِ مؤمنِ متدینِ متقیِ متعهدی بود.

وقتی که قیام مردم مسلمان ایران به رهبری امام خمینی(ره) بعد از شهادت فرزندشان حاج آقا مصطفی خمینی بالا گرفت. رفقای نجفی از جمله آیت الله تسخیری که در درس آقای آسید کاظم حائری حاضر می‌شدند، تقاضا کردند ایشان نامه کسب تکلیفی درباره حرکت امام خمینی به شهید صدر بنویسد و نظر ایشان را بخواهد. مرحوم شهید صدر دستور به هماهنگی با حرکت مرحوم امام را دادند. لذا می‌شود گفت که آیت الله تسخیری و اغلب کسانی که آن درس حاضر می‌شدند، بنا به توصیه شهید صدر در خط امام و انقلاب حرکت کردند.

ابنا: آیت الله تسخیری چه ویژگی‌هایی داشت که مقام معظم رهبری مسئولیت‌ مجمعین و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را به ایشان سپردند؟

ـــ بله؛ اصولاً وقتی که آیت الله تسخیری به عنوان فرهیخته خط مرحوم شهید صدر و مؤید حرکت امام خمینی و حرکت اسلامی معرفی شده بود، رهبر عزیز انقلاب هم به ایشان اعتماد کردند. البته ایشان صلاحیت‌های خود را نشان داده بود که در این جهت مخلص و بی‌غل و غش است و خالصاً و مخلصاً در جهت خدمت به اسلام فعالیت و تلاش می‌کند. به همین خاطر رهبر معظم انقلاب برای راه‌اندازی مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) از آیت الله تسخیری کمک خواست. همچنین مجله علمی رسالة الثقلین از سوی مجمع جهانی اهل بیت(ع) راه‌اندازی شد و مرحوم تسخیری اشراف و نظارتی بر راه‌اندازی این مجله داشتند.

حضرت امام پس از اینکه از دنیا رفتند و وصیت الهی، سیاسی‌ ایشان منتشر شد، عده‌ای ادعا کردند که این انقلاب، انقلاب اسلامی نیست، انقلاب به جای این که فراگیر باشد، شیعی است. چون مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در جهت تأیید خط تشیع اهل‌بیت علیهم السلام بود، به همین دلیل مناسب دیده شد که توازنی در عِدل و ردیف آن ایجاد شود و مجمع دیگری برای جنبه جامعیت انقلاب اسلامی که اختصاص انحصاری به تشیع نداشته و جامعیت اسلام را نشان دهد، تأسیس شود. لذا مقام معظم رهبری مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی را راه‌اندازی کردند و از آقای تسخیری خواستند تا مسئولیت آن را قبول کند؛ چون سرو کار آنجا با جهان خارج است که اکثریت فرهیختگان‌ آن اظهار تمایل به زبان عربی دارند؛ یا عرب هستند و یا لااقل فارغ التحصیل الازهر هستند و درس‌های‌ خود را به عربی خوانده‌اند و با فرهنگ عربی اسلامی آشنا هستند، طبعاً کسی که از جهان عرب و زبان آنان آشنایی داشت، مناسب این کار بود. به همین خاطر آقای تسخیری برای مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی مأموریت پیدا کرد و پس از مرحوم آشیخ محمد واعظ‌زاده ریاست مجمع جهانی تقریب مذاهب به آقای تسخیری سپرده شد.

آیت الله تسخیری در این مناصب خدمات شایانی داشته است و خیلی از کتاب‌ها زیر نظر ایشان برای نشر گزینش و چاپ شد.

از سوی دیگر مرحوم آیت الله تسخیری در اداره مبلغین و زبان‌دانان عرب در بعثه رهبری در ایام حج نیز فعالیت‌های زیادی داشت. می‌شود گفت که فعالیت‌های ایشان منحصر به فرد بود؛ البته دیگرانی هم بودند که در کنار ایشان ایفای نقش می‌کردند مخصوصاً برای زبان‌های دیگر، اما در زبان عربی بیشتر مرحوم آقای تسخیری بود. همکاری با بخش عربی دفتر مقام معظم رهبری در تهران نیز به عهده آیت الله تسخیری بود. بنابراین سه یا چهار مرکز را ایشان اداره می‌کرد.


ابنا: آیت الله تسخیری طبع شعر داشت و شعر می گفت.

ـــ بله، آیت الله تسخیری به مناسبت‌های اسلامی شیعی شعر می‌گفت. قصیده‌ ی شاعر معروفی از بیت آل جواهر به نام محمدمهدی جواهری در میان عراق و عرب شهرت زیادی پیدا کرده بود. قصیده درباره ضریح امام حسین(ع) یعنی خطاب به امام حسین(ع) است که معروف‌ترین شعر محمدمهدی نجفی است. به استقبال از آن شعر، آقای تسخیری قصیده‌ای خطاب به امام حسین(ع)‌ و ضریح‌شان دارد که در مجله الهادی چاپ شد که یکی از قصیده‌های شعری، ادبی و عالی ایشان است. مصرع اول شعر با «یممت قبرک و الأسی موار» شروع می‌شود که من قصد ضریح تو کردم و حزن و غم و اندوه من موّاج است، تا آخر قصیده که بقیه‌اش را حفظ نیستم.

ابنا:  به دلیل اینکه آیت الله تسخیری چهره تقریبی بودند، برخی از خودی ها ایشان را مورد هجمه و حتی اهانت قرار می دادند. این را چگونه تحلیل می‌کنید؟

ـــ خط تقریب را عده زیادی از علمای ما که هیچ شبهه‌ای در اخلاص‌، تقوا، دیانت‌ و ولایت‌ آنها نیست، تأسیس و ادامه دادند. تقریب جای انکار ندارد، مگر کسی خدای نکرده غل و غش، غرض و یا مرضی درباره اصل تقریب داشته باشد که آن را انکار کند و الا کسی که با حوزه و مرجعیت، مخصوصاً‌ مرحوم آقای بروجردی آشنا باشد دیگر جای انکار نیست. عالمی که هیچ جهت تقریبی نداشته باشد، شاید نداشته باشیم. پیش از مرحوم آقای بروجردی، آیت‌الله شیخ محمدحسین کاشف الغطاء هم از علمای تقریبی شمرده می‌شود که تلاش و کوشش تقریبی فراوانی برای معرفی مذهب اهل‌بیت علیهم السلام در میان مسلمانان انجام داد و از این راه بسیاری از تبعیض‌ها و بدبینی‌هایی که درباره شیعیان در اذهان در اثر دوری ایجاد شده بود را رفع کرد و آشیخ محمدحسین کاشف الغطاء در این زمینه حتی کتاب و نوشته‌هایی دارد.

وقتی مرحوم آقای تسخیری ریاست و اداره مجمع جهانی تقریب مذاهب را پذیرفت، در هر گوشه‌ای از جهان و ممالک اسلامی جشن‌ها، جشنواره‌ها و کنگره‌هایی تشکیل می‌شد، ایشان را دعوت می‌کردند و متقابلاً‌ کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی که سالیانه در ایران به مناسبت‌ هفته وحدت برپا می‌شد، ایشان شخصیت اول سخن‌گوی آن جلسات بود. کتاب‌هایی که در زمینه وحدت اسلامی در مجمع جهانی تقریب منتشر شده، معرفی ولایت و خدمت به اسلام و تشیع است. حال کدام یک از این فعالیت‌ها جای گله‌گذاری دارد که کسی بخواهد چیزی بگوید؟

شیخ یوسف قرضاوی به همراه آقای تسخیری مدتی به عنوان منادیان تقریب مشهور شدند. اما برای تحریک میان مسلمانان و دامن زدن به تفرقه، بهانه‌ای به دست عده‌ای افتاد و افرادی که خوش‌شان نمی‌آمد از این که شیخ یوسف قرضاوی در کنار آقای تسخیری نقش تقریبی داشته باشد، به قرضاوی گفتند: "این چه رفاقتی است که با این شیخ بسته‌ای؟ در صورتی که این‌ها در کاشان قبر ابو لؤلو را دارند و به عنوان قاتل خلیفه دوم به زیارت او می‌روند و تعظیمش می‌کنند." آنان این مسأله را به صورت اهرم فشاری علیه تشیع و شیعیان - از جمله علیه آقای تسخیری - به کار بردند. آیت الله تسخیری به دفتر مقام معظم رهبری مراجعه کرد و در این زمینه مشورت خواست که بر سر دو راهی هستیم، این‌ها قبر ابو لؤلو را بهانه کردند برای این که حرکت تقریبی را به‌هم بزنند و جلو آن را بگیرند. به همین دلیل قبر منسوب به ابو لؤلؤ را در کاشان بستند.

    
ابـنا: قبری که در کاشان منسوب به ابولؤلؤ است واقعیت ندارد؟

ـــ در کتاب "کاشان در مسیر تشیع" تألیف برادرمان دکتر شیخ «مصطفی صادقی» که خودش هم اهل کاشان است درباره انتساب این مکان به ابولؤلو تحقیق تاریخی انجام شده است. این کتاب به عنوان "کتاب سال حوزه" هم انتخاب شد. مؤلف ثابت کرده است که این قبر از اتاقک‌هایی بوده که سربازان صفوی تابع دستگاه قاضی عسکر آنها را ساخته‌اند.

ابـنا: "قاضی عسکر" یعنی رییس نهاد دینی که در ارتش عثمانی و صفوی وجود داشت؟

ـــ بله؛ قاضی عسکرها در ارتش صفویه به جای دفتر عقیدتی سیاسی امروز کار می‌کردند. چون ارتش شیعه صفوی در مقابل ارتش متعصب ترکان عثمانی حنفی مذهب بودند، لذا تلاش می‌کردند سربازها معرفت مذهبی داشته باشند و در کنار ولایت، برائت را هم بفهمند؛ تا در میدان جنگ شک و شبهه ایجاد نکنند، یا دشمن در آنها شک و شبهه ایجاد نکند، که شما برادرکشی می‌کنید! سربازها بدانند و معرفت را داشته باشند که در کنار ولایت ائمه اهل‌بیت علیهم السلام از چه کسانی و برای چه اعلان تبری می‌کنیم  و انگیزه‌ ما از اعلان تبری چیست؟

البته همه سربازان آن زمان اهل معرفت نبودند، خیلی‌ها عوام بودند و عقل بیشتر عوام در چشمش است. یعنی  دنبال مظاهر هستند نه دنبال کتاب‌خوانی. به همین دلیل صفوی‌ها به ارتش بخش‌نامه کرده بودند که هر جا پایگاه ارتش داشتید، اتاقکی به عنوان "محل قتل خلیفه دوم" درست کنید. تاریخ معتبر قتل خلیفه دوم بیست و ششم یا بیست و هشتم ذو‌الحجة یعنی یکی دو روز به محرم مانده است، اما آنها نهم ربیع الاول را به عنوان روز قتل خلیفه دوم گرفته بودند که مطابق با قتل «عمر بن سعد» است نه «عمر بن خطاب»!

در محل پایگاه‌های ارتش صفوی صورت قبری درست کرده بودند و از کل این مقابر سمبولیک در جاهایی که ارتش صفوی حضور داشت دو مکان مانده است: یکی در سبزوار و دیگری در کاشان. البته سبزوار شهرت کمتری دارد تا کاشان. کاشان شهرت بیشتری دارد چون قبر ابو لؤلؤ در مسیر باغ فین بود به همین دلیل بیشتر شناخته شد. باغ فین جایی بود که مردم ‌از زمان قتل مرحوم حاج «محمدتقی خان امیرکبیر فراهانی» به آنجا می‌رفتند.

خلاصه؛ قبر ابو لؤلؤ اسباب دردسر شده بود. پس از تعطیلی آن، برخی آقای تسخیری را به چیزهایی مثل شیعه بی‌تبرّی، یا ولایت عقربه‌ای متهم کردند! یعنی ولایت را اشتباه گرفته، به جای این که موالی به ولایت اهل‌بیت باشد، به ولایت غیر اهل‌بیت است و ...

این‌ها کارهای عوامانه و جاهلانه است. البته  حمل به صحتِ آن جاهلانه است و الا اگر عامدانه باشد که وا ویلاه.

ابنا: اگر خاطره یا خاطراتی از ایشان دارید بفرمایید.

ـــ مرحوم آیت‌الله حکیم علیه حزب بعث فعالیتی داشت، به همین دلیل حزب بعث ایشان را تحت تعقیب قرار داد. ایشان بیمار بود و برای علاج به لندن رفت. مرحوم آقای آشیخ محمدعلی تسخیری قریحه شعری داشت و به هر دو شکل شعر عربی فصیح کتابی و عامیانه شعر می‌گفت؛ یعنی زبان بازاری عراقی‌ها. در شب تاسوعای حسینی در صحن امیرالمؤمنین(ع)، درب صحن بسته بود و در آن دوران حزب بعث محدودیت‌ها و مضیقه‌هایی علیه عزاداری ایجاد می‌کردند. به شکل ناشناخته‌ای در صحن امیرالمؤمنین(ع) باز شد و در نظر عموم مردم به عنوان معجزه یا شبه معجزه تلقی شد. مرحوم آیت الله تسخیری فرصت پیدا کرد که اشعاری را در جهت تأیید حرکت حسینی و حرکت آیت‌الله حکیم به مردم ارائه دهد، در همانجا شعری سرود و مردم این اشعار را به صورت شعارهای دسته‌جمعی تکرار کردند و به قول عرب‌ها "هوسه" راه انداختند. بعثی‌ها آیت الله تسخیری را شناسایی و دستگیر کردند و شنیدم که ایشان را شکنجه‌ کرده و 400 سیلی به ایشان زده بودند. همچنین 400 بار آب سرد در فصل سرما بر سر ایشان ریخته بودند که در شُرُف موت بود. بالاخره بعد از مدتی آیت الله تسخیری نجات پیدا کرد و بیرون آمد. پس از آزادی برای دیدار و زیارت به منزل ایشان رفتیم از جمله باجناق پدر ایشان مرحوم آیت‌الله سید محمد فرزند مرحوم آسید جمال‌الدین گلپایگانی که شوهر خاله آقای تسخیری بود، هم حضور داشت؛ ایشان خیلی با شوق و اشتیاق بود در حدی که از باب مزاح چند شوخی به ایشان نثار کرد. رحمت و رضوان الهی بر او باد.

ابـنـا: از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید تشکر می کنیم.

...............................
پایان پیام/ 167


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License