نهم دی؛ تقدس نظام جمهوری اسلامی و دفاع مردم از مرزهای عقیدتی

  • کد خبر : 745742
  • منبع : اختصاصی ابنا
نهم دی نمادی است از همدلی مردم؛ از اینکه مردم وقتی در موضوعی که با اصل و اساس عقیده آنها برخورد پیدا می کند و احساس کنند که ارزش های اصیل آنها زیر سوال رفته، فارغ از جریانات سیاسی در کنار هم قرار می گیرند و به مقابله می پردازند.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

همزمان با نهمین سالگرد حماسه نهم دی 1388، آیت الله دکتر «مهدی هادوی تهرانی» در سه روز پیاپی ابتدای درس خارج فقه خود را به ایراد بیانات مهمی درباره ولایت فقیه اختصاص داد.

متن سخنان این عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) و استاد عالی حوزه علمیه در روزهای نهم، دهم و یازدهم دی 1397 ، با اندکی تلخیص و ویرایش، به شرح زیر است:


       

* ولایت فقیه، قدسیت نظام جمهوری اسلامی و دفاع مردم از مرزهای عقیدتی *

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گفتاری از: مهدی هادوی تهرانی
(عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام)
◀ 11 دی 1397
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نهم دی 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین الطیبین الهداة المهدیین، سیما بقیة الله فی الارضین عجل الله تعالی فرجه الشریف.

امروز، روز نهم دی ماه است. حادثه ای که در نهم دی ماه اتفاق افتاده و جا دارد که ما به آن توجه جدی کنیم "حضور گسترده مردم به صورت خودجوش در برابر بی احترامی به مقدسات اسلامی" است. این حرکتی است که نشان می دهد مردم ما در برابر اموری که به ساحت عقیده و ایمان آنها مرتبط می شود، بی تفاوت نمی ایستند.

* نهم دی 88 ؛ نمونه دفاع مردم از مقدسات

مردم ممکن است بسیاری از ناملایمات و مشکلات را تحمل کنند، سکوت کنند، و دم بر نیاورند؛ اما وقتی امر به مرز عقیده و ایمان می رسد و باورهای اصلی آنها مورد هجوم واقع می شود آنجاست که عکس العمل نشان می دهند. این عکس العمل، عکس العملی برخاسته از عموم مردم است. در واقع فرهنگ عمومی جامعه است و هیچ ارتباطی به جناح و جریان خاصی ندارد. این واکنش، فراتر از جریانات و جناح های سیاسی، مربوط به خصوصیت فرهنگی عمومی است.

این یک نماد و نمونه بود؛ اما تنها نمونه نبود و تنها نمونه هم نخواهد بود. ما باید به این نماد و نمونه توجه کنیم و بدانیم که مردم در برابر تعرض به مفاهیم و ارزش ها، سکوت نمی کنند.

* تحمل مشکلات و عدم تحمل تعرض به مقدسات

مردم بسیاری از ناملایمات و مشکلات را تحمل می‌کنند و ظاهراً عکس العملی از خود نشان نمی دهند و گاهی همین تحملِ مردم بعضی از دوستانِ نادان ما را وادار به تحلیل های کودکانه و غیر عقلایی می کند و در نتیجه گمان می کنند که هرکاری کنند هیچ عکس العملی نخواهد داشت. این تفسیرهای کودکانه گاهی باعث می شود که آن دقتی که باید در اداره امور مملکت صورت بگیرد، انجام نمی شود؛ به گمان اینکه مردم ما در قبال این مسائل عکس العملی نشان نمی دهند و این همان توهمی است که بسیار خطرناک است و می تواند خدای نکرده موجبات بحران های جدی برای این نظام مقدس را فراهم کند.

* قدسیت نظام جمهوری اسلامی ایران

نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام واقعاً مقدس است. تاریخ انبیاء علیهم السلام به نبوت خاتم(ص) منتهی شده و این نبوت خاتم در مکتب اهل بیت(ع) تجلی پیدا کرده است. این مکتب در دوره غیبت، کار را به فقیه جامع الشرایط سپرده است. پس این نظام برخاسته از اصیل ترین ارزش های الهی و به معنای دیگر برخاسته از اصیل ترین ارزش های انسانی است.

معیارهایی که برای حکومت در مجموعه نظام جمهوری اسلامی ایران در نظر گرفته شده است و مبناهایی که برای مشروعیت در این نظام وجود دارد، در هیچ نظام دیگری نیست. تلاش هایی که برای نمونه های بدلی حکومت اسلامی صورت گرفته - از قبیل داعش و امثال آن - نباید در بعضی از ما این توهم را ایجاد کند که خدای نکرده جمهوری اسلامی ایران را با این نوع نمونه های بدلی مقایسه کنیم.

جمهوری اسلامی ایران یک نمونه اصیل از حکومت اسلامی است و بر تفسیرهای دقیق و درست از مبانی دینی مبتنی می باشد.

* حفظ نظام جمهوری اسلامی بر همه مسلمانان واجب است

حفظ این نظام بر همه آحاد مسلمین واجب است. اینکه این وظیفه انجام داده نمی شود بحث دیگری است. حفظ این نظام نیازمند درایت، بصیرت و عقل است که این درایت و بصیرت و عقل اقتضا می کند تا ما به همه جوانب مسائل توجه کنیم. اینکه چشممان را ببندیم، با لگد بزنیم و بگوییم وظیفه است و ما مأمور به وظیفه ایم و نه مامور به نتیجه، این جهالت است. تشخیص وظیفه نیازمند این است که ما تمام جوانب یک مساله را بفهمیم، بعد وظیفه را تشخیص داده و عمل کنیم؛ نه اینکه چشم بسته کاری را انجام دهیم و بدون رعایت جوانب مسأله بگوییم: "ما مامور به وظیفه ایم نه نتیجه".

متاسفانه درایت و دقت دشمنان و جهالت و نادانی دوستان، ضربات سنگینی به جمهوری اسلامی ایران زده است. ما از دشمن توقع دوستی نمی توانیم داشته باشیم. ما به دشمن نمی توانیم توصیه کنیم دشمنی نکن؛ این معنا ندارد. اگر هم چنین توصیه ای کنیم نشاندهنده نادانی ماست که دشمن را نمی شناسیم.

* لزوم داشتن عقل و بصیرت

به این دوستان نادان خودمان می توانیم توصیه کنیم که عزیز دلم؛ عقل هم خوب است. به تعبیر حضرت آیت الله جوادی آملی، به کار بردن عقل شرعاً منعی ندارد. چون بعضی وقت ها که طلبه ها، چیزهایی را زیاد سوال می کردند ایشان این تعبیر را به کار می بردند و می فرمودند که اگر گاهی انسان عقل خود را به کار ببرد، شرعاً مانعی ندارد و شرعاً حرام نیست آدم از عقل خود استفاده کند تا مقداری مسائل را درست بفهمد. همه اش یک جوری تفسیر نکند که با آن تفسیر دل خودش خوش باشد و در این توهم، سرخوش از اینکه پس ما پیروز شدیم به جهالت عمل کنیم.

خب؛ این جهالت تا یک مدتی ممکن است باعث شود که سر خود سرخوش باشد، اما تا کی می تواند ادامه پیدا کند؟

اگر خدای نکرده ما عقل را کنار بگذاریم و بصیرت کافی نداشته باشیم که بفهمیم کجا باید کاری انجام دهیم و کجا نباید کاری انجام دهیم؛ کجا باید یک چیزی را بگوییم و کجا نباید بگوییم؛ کجا باید چیزی را تعریف کنیم و کجا نباید تعریف کنیم... اثر عکس خواهیم گرفت.

* بیش از همیشه به وحدت نیاز داریم

امروز در شرایطی که ما قرار داریم، بیش از هر روز دیگری به وحدت نیاز داریم؛ اما معنای وحدت این نیست که نظر همه یکسان باشد. ‌چنین چیزی امکان ندارد.

پنج نفر که در یک خانواده زندگی می کنند، اختلاف نظر دارند و این طبیعی است که افراد با هم اختلاف نظر داشته باشند. این اختلاف نظر کمک می کند به اینکه جوانب مسئله را بهتر بفهمند.

اما اگر پنج نفر در یک خانواده به خاطر اینکه اختلاف نظر دارند هر کدام به سمتی کشیده شوند نتیجه این می شود که این خانواده از هم می پاشد؛ به پنج نفر جدا تبدیل می شوند نه یک خانواده واحد. اما اگر همین پنج نفر با تمام اختلافاتی که دارند با همدیگر همفکری کنند و تحمل شنیدن حرف هم را داشته باشند و اهتمام داشته باشند که شاید طرف مقابل حرف قابل قبولی بزند، آن موقع است که می توانند این خانواده را حفظ کنند.

جامعه بزرگ اسلامی امروز بیش از هر روز دیگر به وحدت نیاز دارد. البته این جامعه، مانند هر جامعه دیگری، نیاز به رهبری و ریاست هم دارد.

* ولی فقیه؛ رهبر مشروع جامعه اسلامی

این رهبری در فرهنگ اسلامی تعریف شده است؛ فقیه جامع الشرایطی که توانایی اداره جامعه را داشته باشد و خود در عمل به آنچه می گوید ملتزم باشد.

این مطلب را حتی چند سال پیش - شاید نزدیک 20 سال پیش - بر اساس مبانی اهل سنت و برای علمای اهل تسنن توضیح دادم. حتی بر اساس مبانی اهل سنت، تنها چنین شخصی با چنین ویژگی هایی، صلاحیت حکومت بر جامعه اسلامی را دارد. حالا برخی دوره ها علمای اهل سنت صریح تر این را گفته اند و بعضی دوره ها به دلیل شرایطی که حاکم بوده، مخفیانه تر این تعبیر را به کار برده اند. حالا اینکه تطبیقات این معیار در طول تاریخ اشتباه بوده، بحث دیگری است. اما معیار صحیح همین بوده و هست.

* نهم دی؛ نماد همدلی برای دفاع از ارزشها

بنابراین ما در شرایط فعلی بیش از هرچیز دیگر به همدلی و همراهی نیاز داریم و نهم دی نمادی است از همدلی مردم؛ از اینکه مردم وقتی در موضوعی که با اصل و اساس عقیده آنها برخورد پیدا می کند و احساس کنند که ارزش های اصیل آنها زیر سوال رفته، فارغ از جریانات سیاسی در کنار هم قرار می گیرند و به مقابله می پردازند.

اگر روزی این دفاع را انجام ندهیم یقین بدانید که خلاف شرع کرده ایم؛ چون هرگونه اقدامی که موجب تضعیف نظام جمهوری اسلامی ایران شود از طرف هر شخصیت و هر کسی در هر جایگاهی از جایگاه ها و مناصب جمهوری اسلامی ایران، شرعاً حرام است.

البته ضربه ای که مسئولین بعضی وقت ها می توانند به نظام بزنند به دلیل مواضع و نوع تحلیل ها و اقدامات نادرست آنها، به مراتب بیشتر از ضربه ای است که آدم های معمولی می توانند به نظام بزنند؛ و حتی به مراتب بیشتر از ضربه ای است که دشمنان می توانند به نظام بزنند.

اگر ما در داخل، قدرت و انسجام و وحدت خود را حفظ کنیم یقین بدانید که هیچ وقت دشمنان نمی‌توانند ضربه‌ای جدی به کشور بزنند. بله؛ می توانند سنگ اندازی کنند، یا حرکت ما را با مشکل و بحران مواجه کنند؛ اما در صورتی که انسجام و اتحاد داشته باشیم و علیرغم تفاوت ها و دیدگاه های متفاوت برای رسیدن به منافع و ارزشهای مشترک و حفظ ارزشهای مشترک با هم تلاش کنیم، قطعاً دشمن هیچ کاری نخواهد کرد و نخواهد توانست.

خداوند همواره نشانه های خود را به انسان ها نشان داده است. انبیاء - علیهم السلام - در دوران خود معجزاتی را نشان دادند و مردم آن زمان فرصت پیدا کردند آیاتی را ببینند که دیگران ندیدند؛ اما قرآن کریم می‌فرماید که آن مردم چون جاهل بودند و قدر آن آیات و نشانه ها را ندانستند، گرفتار عذاب الهی شدند و از بین رفتند.

اکنون این فرصت تاریخی به ما داده شده که در دورانی که دوران غیبت است آن نشانه های خاص را ببینیم. اگر ما نیز خدای نکرده مثل امت های گذشته نشانه ها را ببینیم و آن گونه که باید رفتار نکنیم؛ آن موقع همانطوری که آنها دچار عذاب الهی شدند و از بین رفتند، خدای نکرده ما هم گرفتار عذاب الهی خواهیم شد.

* بصیرت و وحدت، زیر پرچم ولایت

امیدوارم به برکت درایت و بصیرت مسئولین جمهوری اسلامی ایران، جریانات سیاسی و کسانی که قدرت های اقتصادی و سیاسی را در اختیار دارند، و به برکت ادعیه امام زمان(عج) که همواره همراه و حامی این مملکت بوده ان شاء الله ما از این شرایط سخت عبور کنیم.

امیدوارم که بتوانیم در پناه همفکری و همکاری زیر پرچم ولایت به سلامت بگذریم و دوباره در یک شرایط بهتری قرار بگیریم و بتوانیم با سرعت بیشتری به حرکت خود ادامه بدهیم؛ ان شاء الله.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دهم دی 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* نظریه اندیشه مدون

در دنباله مطلبی که دیروز عرض کردم، لازم است نکاتی را مطرح کنم. یکی از آقایان حاضر در درس، پس از مطالب دیروز سؤال کرد: "این نظام کیست که شما هی می گویید نظام جمهوری اسلامی ایران مقدس است؟ و تضعیف نظام حرام است؟" در پاسخ به این پرسش، امروز می خواهم توضیحی بدهم.

این توضیح، مبتنی بر آن مبانی است که ما قبلاً با عنوان "نظریه اندیشه مدون" در این درس بیان کرده ایم. همه دوستانی که در بحثهای ما بودند، با نمودارهایش آشنا هستند. در آن نظریه ما یک مجموعه ای داریم که در هر حوزه ای از حوزه های حیات بشر دارای تفکر سیستمی است. یکی از آن زمینه ها سیاست است، یکی اقتصاد است و...

ما درحوزه سیاست هم مثل حوزه اقتصاد یک سیستمی داریم؛ یک فلسفه داریم؛ یک مکتب داریم؛ نظام داریم؛ اخلاق داریم. البته من الان نمی خواهم وارد سیستم سیاسی اسلام بشوم؛ فقط می خواهم یک اشاره کنم.

همانطور که قبلاً گفتیم یک سری از این عناصر، عناصر جهانشمول هستند. مثلاً اگر رفتیم در حوزه سیاست، فلسفه سیاسی، اخلاق سیاسی، مکتب سیاسی و نظام سیاسی جهانشمول هستند. بعضی از اینها وقتی می خواهد تطبیق عینی بشود یک شکل خاصی در آن تطبیق عینی پیدا می کند. یعنی نظام سیاسی اسلام که یک امر جهانشمول است، وقتی می خواهد در یک دوره ای سازوکار عینی و اجرایی پیدا کند شکل خاصی خواهد یافت.

* ولایت فقیه در عصر غیبت

یکی از ویژگیهای نظام سیاسی جهانشمول اسلام "ولایت فقیه در عصر غیبت" است. ولایت معصوم در زمان ظهور یا ولایت فقیه در عصر غیبت هر دو یک حقیقت هستند، مراتب متفاوت است.

حقیقت چیست؟ این است که بر رأس هرم قدرت در نظام سیاسی اسلام، یک شخصیتی قرار می گیرد که دانش اسلامی دارد. ولی معصوم دانش الهی دارد؛ فقیه و مجتهد دانش بشری دارد. آن فقیه، با روشها و ابزارهای بشری که مورد پذیرش دین است و تأیید شده است، دین شناسی می کند. ولایت به این معنا، مراتب مختلف دارد؛ مرتبه بالاترش متعلق به معصوم است و مرتبه پایین ترش از آنِ فقیه. یعنی اگر معصوم در بین مسلمانان، ظاهر و در دسترس ما باشد اصلاً نوبت به فقیه نمی رسد. چون علم معصوم علم لدنی است و علم فقیه علم بشری است؛ آن علمش خطا ندارد، این علمش خطاپذیر است. در نتیجه دیگر نوبت به این نمی رسد. برای همین ما می گوییم ولایت فقیه تنها در عصر غیبت است.

* ولایت فقیه؛ ولایت دانش اسلامی

این ولایت فقیه که در عصر غیبت جاری است، در واقع "ولایت دانش اسلامی" است که از سوی دانشمندی اعمال می گردد که خودش ملتزم به آن دانش است.

در رابطه با این التزام، ما در فقیه با صفت "عادل" تعبیر می کنیم. معصوم در این زمینه نیز مرتبه بالاتر رادارد که "عصمت" است. عادل عادتاً گناه نمی کند؛ اما معصوم اصلاً گناه نمی کند؛ عادل سهواً خطا می کند، اما معصوم سهو و نسیان هم ندارد.

شرط بعدی فقیه این است که توانایی مدیریت داشته باشد. یعنی در عصر غیبت، آدمی ولایت دارد که اولاً دین را به استناد ادله بشناسد؛ ثانیاً خودش ملتزم به دین باشد؛ و ثالثاً توانایی اداره داشته باشد. ممکن است یک کسی آن دو تای اول را داشته باشد، مجتهد باشد، عادل هم باشد، ولی نتواند کاری را اداره کند. چنین فقیهی صلاحیت اداره جامعه راندارد. البته می تواند مسئله جواب بدهد و مفتی خوبی باشد، ولی نمی تواند جامعه را اداره کند و به درد ولایت بر زعامت نمی خورد. این شرط سوم را در اصطلاح فقهی "کفایت" می گویند.

در فقه می گویند "ولی" سه تا شرط دارد: اجتهاد (به معنی فقاهت)، عدالت و کفایت. این کفایت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم آمده است. اصلاً اصل مربوط به ولایت فقیه در قانون اساسی، درواقع فقط توضیح همان بحث فقهی ولایت فقیه است البته در شکل قانونی آن. شرایطی که آنجا گفته شده ــ مثل مدیر، مدبر و ... ــ توضیح همین شرط کفایت است.

ولایت فقیه که یک عنصر جهانشمول است اختصاص به شرایط خاص، زمان خاص، مکان خاص ندارد؛ مگر همان شرطی که عرض شد. یعنی تنها شرطش این است که معصوم در جامعه حضور نداشته باشد.

* نهادهای نظام؛ بازوی ولی فقیه

حال این ولی فقیه، وقتی می خواهد اِعمال ولایت بکند لازم است که نهادهای مختلفی ایجاد کند. مثلاً نهاد اجرایی می خواهد که کارها را انجام بدهد؛ نهاد تقنینی می خواهد که قانونگذاری بکند؛ نهاد قضایی می خواهد که کار قضاوت و نظارت را انجام بدهد و...

اما اینکه شکل این نهادها به چه شکل باشد، می تواند مختلف و به انحاء گوناگون باشد. مثلاً الان در ساختار جمهوری اسلامی ایران، رئیس جمهوری که رئیس قوه مجریه است و نمایندگان مجلس که تشکیل دهنده قوه مقننه هستند با رأی مستقیم مردم انتخاب می شوند، درحالی که در انتخاب رئیس قوه قضاییه مردم اصلاً دخالتی ندارند و مستقیماً از سوی رهبری نصب می شود. خُب، این شیوه، یک سازوکار است؛ اما می توانست که هم نماینده مجلس، هم رئیس جمهوری، هم رئیس قوه قضاییه، مستقیماً توسط ولی فقیه نصب شود. البته اینکه آیا می توان این کار را از لحاظ اجتماعی و سیاسی انجام داد مورد بحث ما نیست. بحث ما فقهی است. از نظر فقهی مانعی ندارد. حضرت علی بن ابی طالب(ع) همین کار را می کرد. ایشان مجلس شورا نداشت؛ هیأت وزرا نداشت؛ خودش رئیس قوه مجریه بود، خودش احیاناً کار قضای انجام می داد، افراد دیگری را هم برای قضاوت منصوب می کرد. یعنی حضرت قضاتی داشت، اما قوه قضاییه به آن معنایی که ما امروز می گوییم نداشت. اینها مربوط به سازوکار است.

این سازوکارها متناسب با شرایط فرهنگی اجتماعی زمان است. پس از نظر فقهی می شود رئیس جمهوری را رهبر نصب کند، ولی ممکن است در یک شرایط فرهنگی اگر رئیس جمهور منصوب رهبر باشد قدرت اجرایی او تقلیل پیدا کند، اما اگر با رأی مردم انتخاب بشود قدرت اجرایی او چندین برابر بشود. اینجا اقتضا می کند که او منصوب یا منتخب از طرف مردم باشد. ا

حالا این نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی ما ــ که بخشی از آن ثوابت است؛ بخش دیگری جهانشمول و مربوط به احکام و اعتبارات اسلامی است؛ و بخشی هم سازوکارهایی است که متغیرات هستند و متناسب با شرایط ایران و برخاسته از دانش بزرگانی که تلاش کردند و خیلی هم زحمت کشیدند و این قانون را نوشتند ــ ممکن است پنج سال دیگر، ده سال دیگر، بیست سال دیگر، لازم شود یک جایش تغییر کند.

همین بحث را «آقـا» در دانشگاه رازی کردند و گفتند "الان سیستم ما باصطلاح ریاستی است، یعنی مردم مستقیماً رییس قوه مجریه را انتخاب می کنند؛ اما ممکن است در آینده سیستم ما پارلمانی بشود و مجلس رییس قوه مجریه را انتخاب کند". این مربوط به سازوکار است و غیر اسلامی هم نیست. حتی بعضی از علمای قم ــ مانند حضرت آیت الله «سبحانی» ــ بحث کردند و اثبات کردند که سیستم پارلمانی بهتر از سیستم ریاستی است.

* نظام جمهوری اسلامی مقدس است یعنی چه؟

اینکه من دیروز گفتم "این نظام مقدس است"، چون تمام مبانی آن برخاسته از مبانی اسلامی است. البته من نمی گویم نقص تئوریک ندارد. نه، ممکن است یک جاهایی نواقصی وجود داشته باشد؛ ولی اساس نظام جمهوری اسلامی ایران بسیار متقن، مستحکم و مبتنی بر محکمات مباحث فقهی و اصولی و عقیدتی ماست.

خُب، این نظام نهادهایی دارد؛ نهاد مجلس، نهاد قوه قضاییه، نهاد دولت و... من که می گویم مقدس است و نباید آن را تضعیف کرد، یعنی این نهادها نباید تضعیف بشوند. من در "کتاب القضاء" هم این را مطرح کرده ام و نوشته ام که سیستم قضایی اسلام غیر از عدالت ثبوتی که قاضی باید عادلانه قضاوت کند مبتنی بر روشها و مستنداتی است که اسلام آنها را پذیرفته است. پس حرمت این نهادهای جهانشمول و موقعیت آنها باید حفظ شود. آحادی که در این نظام شاغل هستند ممکن است خطا کنند؛ یک قاضی ممکن است خلافکار باشد؛ یک نماینده مجلس ممکن است متخلف باشد؛ یک وزیر ممکن است خطا کند؛ در این صور، سیستم نظارتی ما و فرهنگ عمومی ما باید آن قاضی و نماینده و وزیر را تنبیه کند؛ اما مجلس نباید تضعیف شود. الان ما عکس این کار را انجام می دهیم؛ یعنی مجلس تضعیف می شود اما نماینده تنبیه نمی شود! این غلط است و باید برای حل آن فکر کرد و سازوکاری طراحی نمود. اما نظام و نهادهای نظام تضعیف نشود حرف ما این بود.

اگر در رابطه با بحث ولایت فقیه و سازوکارهای اعمال آن، توضیح بیشتری خواستید، "سخنرانی مقام معظم رهبری در دانشگاه رازی" یا کتاب "ولایت و دیانت" اثر بنده را ببینید.  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یازدهم دی 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دیروز به عنوان تکمله بحث روز نهم دی، توضیحاتی عرض کرده بودم؛ ولی حالا دوستان باز سؤال دارند. موضوع ما در این درس خارج، مباحث اقتصادی است اما با این سؤالها که شما می کنید می ترسم کم کم بحث اقتصادی تعطیل و تبدیل به بحث سیاسی بشود!

دو سؤال را مطرح کردند که پاسخ می دهم:
1. آیا خود ولایت فقیه یک نهاد است؟
2. آیا این نهادهایی که الان امور آنها با انتخابات صورت می گیرد  آیا ولی فقیه می تواند خودش مستقیماً منصوب کند؟ 

* ولایت فقیه، مجموع حکومت اسلامی است

پاسخ سؤال اول: بله، بر مبنای اصطلاحات ما، ولایت فقیه یک نهاد است؛ اما نه به معنای نهادی که اکنون معمولاً تصور می شود. ولایت فقیه را معمولاً اینجور تفسیر می کنند که یک شخصی است که ولایت دارد. بله، این به یک معنا درست است؛ ولی اگر این را در قالب یک ساختار بخواهیم نگاه کنیم ولایت فقیه در واقع مجموع حکومت اسلامی است؛ پس یک نهاد است.

ولایت فقیه یعنی مجموع حکومت؛ ولایت فقیه هم در آن اجرا هست، هم تقنین هست، هم قضا هست، هم ابعاد نظامی هست و... همه اینها و همه ابعادی که برای اداره یک جامعه لازم است در این قرار می گیرد. در این نگاه، ولایت فقیه در اقتصاد هم اثر دارد؛ در فرهنگ هم اثر دارد؛ در تربیت هم اثر دارد؛ و در همه ابعاد جامعه آثارش موجود است. درست است که ولایت فقیه خودش یک نهاد سیاسی است ، اما سیاستگذاری های اقتصادی و فرهنگی هم انجام می دهد، پس در اقتصاد هم اثر می کند، در تربیت هم اثر می کند، در فرهنگ هم اثر می کند و....

* مشروعیت همه نهادهای حکومتی از ولی فقیه است

پاسخ سؤال دوم: بله، نوع انتخابهایی که صورت می گیرد را ولی فقیه خودش می تواند انجام بدهد. اصلاً مشروعیت اینها به امضای ولی فقیه است و او اگر نپذیرد اصلاً اینها مشروع نیستند.

ببینید، ما مشروعیت نهادهای حکومتی را در اسلام، در پذیرش ولی فقیه می دانیم. البته این را در کتاب "ولایت و دیانت" هم توضیح داده ام که اگر ولی فقیه مقبولیت مردمی نداشته باشد، هرچند ثبوتاً ولایت دارد اما اثباتاً نمی تواند اعمال ولایت بکند. به همین دلیل، نظریه انتخاب و نظریه انتصاب که دو نظریه در بحث ولایت فقیه است، اختلافشان صرفاً اختلاف نظری و تئوریک است؛ در مرحله عمل اختلاف پیدا نمی کنند، چون وقتی نظریه انتصاب می خواهد شکل قانونی پیدا کند، لا محاله در قالب نظریه انتخاب خودش را نشان می دهد ولو مبنایش با مبنای نظریه انتخاب فرق دارد.

* لزوم مقبولیت مردمی برای اِعمال ولایت

شما فرض کنید ده نفر فقیه جامع الشرایط عادل با کفایت داریم، از این ده نفر مردم یک نفر را قبول دارند که آن شرایط را دارد و 9 تای دیگر را قبول ندارند. در این صورت، آن 9 فقیه دیگر نمی توانند اعمال ولایت بکنند، چون می گویند این کار را بکن، مردم می گویند برای چی؟ می گوید برای اینکه من فقیه جامع الشرایط عادل با کفایت هستم، اما مردم می گویند چنین شخصی نیستی. پس چون شرایط را در او نمی بینند و قبولش نمی کنند عملاً نمی تواند ولایت خود را پیاده کند.

ببینید، داستان ولایت امام خمینی (رضوان الله علیه) همین طور بود. امام در یک فرایندی که از سال 1342 شروع شد و تا سال 1357 ادامه داشت به یک مقبولیت عمومی رسید و مردم پذیرفتند که ایشان، هم فقیه است، هم عادل است، هم توانایی این کار را دارد. اینطور شد که توانست سکان کشور را به دست بگیرد. اگر این اتفاق نمی افتاد و آن مقبولیت عممی ایجاد نمی شد نمی توانست این کار را انجام بدهد، ولو همه خصوصیات را نیز دارا بود. همانطور که شخصیت های والاتر و بزرگتر از امام راحل(ره) یعنی ائمه معصومین (علیهم السلام) هم چون اکثریت مردم ولایت آنها را نپذیرفتند، نتوانستند بر جامعه اعمال ولایت و زعامت بکنند.

حال، پس از امام(ره) که دیگر شرایط انقلابی وجود ندارد، وقتی بخواهد ولی فقیه دیگری تعیین و قانونی بشود، باید بدانیم که: اولاً فقهای حائز شرایط چه کسانی هستند؟ ثانیاً از بین فقها حائز شرایط، چه کسی از سوی مردم پذیرفته شده که شرایط او تکمیل است؟ خب، یک روالی را قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران معلوم کرده که مردم خودشان نمی توانند تشخیص بدهند که فقیه کیست؛ زیرا تشخیص فقاهت یک امر تخصصی است. همانطور که مردم نمی دانند که چه کسی پزشک است و کدام شخص مهندس است؟ من خودم باید پزشک باشم تا بفهمم این آقا پزشک است یا اینکه کلاهبردار است و دانش طبی لازم را ندارد.

* مجلس خبرگان رهبری

بنابراین، قانون اساسی، جمعی از فقهاء و فضلای حوزوی که مردم به آنها اعتماد دارند را قرار داده تا آنها ولی فقیه را انتخاب کنند. در واقع مردم به اینها وکالت می دهند که شما بروید ببینید که کدام شخص فقیه عادل با کفایت است. ساختار "مجلس خبرگان رهبری" این است که مردم به یک سری افراد که تخصص شناخت فقیه از غیر فقیه، عادل از غیر عادل، با کفایت از بدون کفایت را دارند وکالت می دهند که شما تشخیص دهید که کی این شرایط را دارد و می تواند کشور را به شکل اسلامی اداره کند. پس در اینجا هم همان مقبولیت مردمی و انتخاب از طریق مردم وجود دارد، اما انتخابش مستقیم نیست، بلکه انتخاب با واسطه است؛ مردمان نمایندگان خبرگان را انتخاب می کنند و خبرگان ولی فقیه را انتخاب می کنند.

البته ممکن است در آینده، شکل دیگری برای تعیین رهبر و ولی فقیه پیدا شود که از مجلس خبرگان بهتر باشد. این مسأله، مربوط به روندهاست نه اصل قضیه ولایت فقیه که ثابت و قطعی است. همانطور که مثلاً زمانی "شورای نگهبان" برای پاسداری از شرع و قانون اساسی تشکیل شد، و زمانی دیگر "مجمع تشخیص مصلحت نظام" برای ممانعت از قفل شدن امور قانونگذاری و اجرا ایجاد گردید.

.................................
پایان پیام/ 167 ـ 101

آرشیو سرمقاله های خبرگزاری ابنا:
ــ آیا شاهد یک "ترکیه جدید" خواهیم بود؟
ــ رایزنی شکننده در ژنو ؛ دست بالا مال کیست؟
ــ جمعه های خونین تکفیری؛ داعش اسلام را کجا آموخته است؟
ــ آقای درویش، بیایید به احساسات مردم احترام بگذاریم
ــ انفجار اطلاعات؛ غول‌های صنعت فرهنگ؛ و دو نامه
ــ اقتصاد مقاومتی؛ در عرصه فرهنگ و تبلیغ بین الملل
ــ روز جهانی حضرت علی اصغر(ع) ؛ روز حمایت از کودکان قربانی خشونت و تروریسم
ــ نمونه ای موفق در تبلیغ بین المللی؛ ترکیب "حکمت، دانش و مخاطب شناسی"
ــ یادداشت های اربعینی /1/ و کاروان عشق در حرکت است...
ــ یادداشت های اربعینی /2/ به میزبانمان احترام بگذاریم
ــ یادداشت های اربعینی /3/ بیست و هشتم صفر؛ اربعین مکرر؛ و ایثار و مجاهدت عجیب شیعیان عراق
ــ دوران ترامپ؛ دکترین مونرو یا مک کارتیسم نوین؟
ــ هاشمی رفسنجانی؛ فدک؛ و ثبت جهانی "مظلومیت فاطمه زهرا(س)"
ــ گناه روحانیون جمهوری آذربایجان چیست؟
ــ این 10 روز سرنوشت ساز ...
ــ شهر خون، دوباره در آتش
ــ حمله آمریکا به سوریه؛ دوگانگی در برخورد و افشای فریب ترامپ
ــ صحنه های وحشتناک در حی الراشدین 
ــ پاراچنار در "مبعث" هم رنگ خون گرفت
ــ رقابت اخلاقی در انتخابات؛ لازمه اعتلای جامعه
ــ "ترامپ" و "آل سعود" در حال ایجاد اتفاقات بسیار بدی در خاورمیانه هستند
ــ فروپاشی ائتلاف عربی، نخستین نتیجه رقص شمشیر در ریاض
ــ تهدیدهای ملی‌گرایی کاذب/ آیا حج ایرانیان باعث ثروتمند شدن عربستان می شود؟
ــ جنبه‌های تاکتیکی، عملیاتی و راهبردی آزادسازی موصل
ــ ریاض؛ حرکت به‌ سمت آتش‌افروزی
ــ تحلیل روان‌شناختی "فاجعه قتل آتنا اصلانی"
ــ مردی که در روزگار نامردان، جوانمردی کرد و ایمانش را به رخ کشید...
ــ روز دختر؛ روز مبارزه با جاهلیت مدرن
ــ رویش های اخلاقی و اهل بیتی در ورزش
ــ خبرنگار؛ عنصری متعهد، دلسوز و حرفه ای
ــ مسابقه فوتبال با جماعت "دانشمند کُش" و "داعش پناه" ؟!
ــ عامل جنایت "میرزا وَلَنگ"؛ طالبان، داعش یا هیچکدام؟/ خط "تکذیب" در پی چیست؟
ــ حفظ وحدت مسلمانان؛ بهترین واکنش در قبال غصب مسجدالاقصی
ــ اعجاز قرآن کریم و ثمره ازدواج علی(ع) و فاطمه(س)
ــ در میانمار چه می گذرد؟
ــ به بهانه همه پرسی استقلال کردستان؛ استقلال طلبی از منظر حقوق خصوصی
ــ پنج درس مهم از مکتب عاشورا
ــ اشتباهات یک نطق ناموزون!
ــ هشدارها و توصیه ها به زائران اربعین
ــ زیبایی های شیعه در برابر زشتی های وهابیت
ــ عربستان سعودی؛ عامل بی‌ثبات سازی منطقه
ــ هفته وحدت؛ همدلی و همکاری، ضرورت همیشگی
ــ هفته وحدت؛ دال مرکزی دیپلماسی اتحاد
ــ از "بالفور" تا "ترامپ"
ــ بازی "هیلی" با آبروی آمریکا 
ــ از موشک های نجم الثاقب تا اسکادهای نقطه زن!
ــ تسویه حساب آل خلیفه با ملت بحرین
ــ نهم دی؛ روز بصیرت و میثاق با ولایت
ــ «آچمز» برجامی ترامپ
ــ پیشنهاد ایجاد مجمع گفت‌وگوی منطقه‌ای خلیج فارس 
ــ آقایان سلبریتی! کسی زیر کرسی لم نداده؛ هیچکس هم در خواب ناز نیست
ــ حق امام خمینی(ره) بر شیعیان جهان 
ــ ارتباط انقلاب اسلامی ایران با فرهنگ مهدویت و ظهور منجی
ــ جايگاه رو به افزايش هند در جهان و بايسته های گسترش روابط با دهلی نو
ــ ایران در هجوم دمنتورها / پشت پرده "ناامیدسازی مردم"
ــ دیدگاه امام خمینی(ره) در باب علوم انسانی اسلامی
ــ احترام مردم نجیب ایران به شب شهادت امام هادی(ع) در تقارن با تحویل سال نو
ــ حمایت از کالای ایرانی؛ راهکاری برای توسعه ملی
ــ ندای حسین(ع) و زینب(س)؛ پیامی از قعر تاریخ برای جنایتکاران آل سعود
ــ درباره واتیکان شدن قـم!
ــ نقش انتظار و رسالت منتظران ظهور
ــ تأثیرات فرا لبنانی پیروزی حزب الله
ــ در اندوه روز خونبار ملت فلسطین
ــ خاطره ای شگفت از مرد ارشاد معنوی و اخلاقی
ــ جامع ترین دیوان شعردرباره امام حسن مجتبی(ع) و فرزندان شهیدش
ــ دلداده علامه!
ــ آیا ادعای ترامپ مبنی بر "تغییر رفتار ایران" درست است؟
ــ الحدیده؛ شکست پنج ارتش در برابر یک ملت
ــ منشور نسل جوان در سیره امام جعفر صادق علیه السلام
ــ پیام سفر ولایتی به مسکو
ــ تغییر بافت سرزمین های شیعی؛ از "قدس" تا "فوعه و کفریا"
ــ قدردان خبرنگاران و اصحاب رسانه متعهد، مردمی و انقلابی باشیم 
ــ خبرنگاران و دنیای گرفتار در بحرانِ بی‌اخلاقی و بی‌معنایی
ــ منحوس ترین شاهان، منفورترین سازمان؛ و وظیفه بزرگ اصحاب رسانه و روایت
ــ به ملت عراق اهانت کردید، آقای نخست وزیر!
ــ به چه جرمی کشته شدند؟!
ــ برای اطلاع سخنران تجمع فیضیه/ نگاهی اجمالی به دروس خارج جدید حوزه علمیه قم
ــ سخنی در تکریم حوزه و مرجعیّت و سکولاریسم ناپذیری اسلام و قرآن
ــ رزمندگان پابرهنه یمنی، در گِل گیر کردن سعودی، ذوق شیخ اماراتی!
ــ پیام اربعین چیست؟
ــ جمال خاشقجی، ورزشگاه آزادی و دروغگویان بالفطره!
ــ "وحدت" اساس است؛ تاکتیک نیست
ــ رهبر معظم انقلاب؛ شخصیتی تحول خواه و روشنفکر
ــ تن دادن سعودی‌ به مذاکرات و اعتراف به شکست گزینه نظامی در یمن
ــ نهم دی؛ تقدس نظام جمهوری اسلامی و دفاع مردم از مرزهای عقیدتی
ــ مرید خمینی؛ مراد مستبصران اروپایی


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

مرجعیت شیعه در طول تاریخ، جامع بین علم و عمل بوده است/ می خواستند حوزه های ایران و عراق را ریشه کن کنند؛ اما علماء نه تنها حوزه را نگه داشتند، بلکه ابعاد معرفتی آن را گسترش دادند/ آیت الله حسینی شاهرودی حامی انقلاب، امام(ره) و رهبری بود