بازنشر گفتگو با مرحوم محمد عرب - 1

خاطرات خواندنی نخستین معاون وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران / ماجرای "شیخ المعاونین"

  • کد خبر : 774961
  • منبع : ابنا
سفیر رومانی به عنوان "شیخ السفراء" متنی خواند و تبریک گفت. شیخ السفراء اصطلاحی است برای سفیری که سابقه بیشتری از همه سفراء خارجی در یک کشور دارد. در پایان مراسم خواستیم عکس دسته جمعی با آقا بگیریم، وقتی عکس گرفتیم درباره بنده گفتند: "ایشان هم شیخ المعاونین هستند".

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

ابوالشهید حاج «محمد عـرب» از پیشکسوتان نهضت اسلامی، دیپلمات پر تلاش و رییس اسبق دفتر قمِ مجمع جهانی اهل بیت(ع) دار فانی را وداع گفت.

ایشان که سوابق طولانی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی داشت، شامگاه روز دهم شهریور 1399 در سن 79 سالگی چشم از جهان فرو بست.

"خبرگزاری حوزه" در شهریور 1397 گفتگویی با آن مرحوم را منتشر کرد که به مناسبت درگذشت این چهره خدوم، اقدام به بازنشر آن (با اندکی ویرایش و تلخیص) می کنیم:

          

       

محمد عرب دیپلمات سابق و فعال سیاسی در گفتگوی 90 دقیقه ای خود با رسانه رسمی حوزه، به نکاتی مختلفی اشاره کرد که مهمترین بخش خاطرات وی مربوط به زمانی است که در سازمان صنایع نظامی حضور داشت. وی از 15 سالگی به استخدام سازمان درآمد و در بخش‏های مختلفی فعالیت داشت به همین دلیل خاطرات بسیاری از سال 1327 تا 1352 را در سازمان صنایع نظامی را مورد تاکید قرار داد.

وی سال 1340 وارد عرصه مبارزات سیاسی نهضت اسلامی شد و همین موضوع باعث اخراج او از سازمان صنایع نظامی شد. وی زمانی که در مسجد رستم آباد شمیران فعالیت می‏ کرد ارتباط خوبی با آیت ‏الله شاه‏ آبادی داشت.

عرب بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به شهر قم رفت و همانجا ساکن شد. بعد از مدتی به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمد و مسئولیت آموزش نظامی سپاه قم را برعهده گرفت. کمی بعد به عنوان شهردار این شهر منصوب شد و بعد از فرمان امام راحل(ره) به تشکیل شورای شهر در اردبیهشت سال ۵۸ به عضویت شورای شهر قم درآمد.

وی پس از فاجعه ۷ تیر سال ۱۳۶۰ معاون دکتر «علی اکبر ولایتی» وزیر امور خارجه شد. وی نخستین معاون وزیر امور خارجه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود.

سال ۶۷ نخستین سفیر ایران در کشور عمان بود. مهمترین اقدام او در این مدت برقرای روابط ایران و عربستان در مناسک حج، حجاج ایرانی در سال ۱۳۶۹ بود.

وی نخستین معاون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به ریاست آقای تسخیری بود. بعد از این دوره از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ سرکنسول جمهوری اسلامی ایران در دُبی را برعهده داشت. بعد از بازگشت از دُبی ریاست مجمع جهانی اهل بیت(ع) را در قُم برعهده گرفت و به عضویت حزب موتلفه اسلامی درآمد. وی در حال حاضر مشاور استاندار قم است.

وی در خصوص اطلاق «شیخ‏ المعاونین » خاطراتی را از دیدارها و مراودات خود با رهبر معظم انقلاب اسلامی بیان می ‏کند. 

            

         

ـــ لطفاً خود را معرفی و چکیده ای از فعالیت هایتان را بیان کنید.

ـــ این جانب محمد عرب فرزند ابراهیم متولد سال ۱۳۲۰ در رستم‌آباد شمیران واقع در تهران هستم. شمیران جایی است که مسجد و تکیه اش بعد از شهادت شهید «شاه آبادی» به نام این شهید معروف شد بنده از زمان طفولیت به دلیل اینکه پدرم فردی انقلابی بود وارد فعالیت های سیاسی و اجتماعی شدم.قبل از انقلاب با توجه به فعالیتهای سیاسی علیه شاه به قم تبعید شدم و پس از انقلاب مسئولیت هایی مانند شهردار قم و معاون اداری و مالی وزارت امور خارجه ایران و سفیر ایران در بحرین و عضویت در شورای اسلامی شهر قم را بر عهده گرفتم.

ـــ پدرتان هم در فعالیت های سیاسی نقش دارند؟

ـــ با اینکه پدرم فردی بی سواد بود اما از طرفداران پر و پا قرص آیت الله «کاشانی» و از پا منبری های دائمی مرحوم آیت الله «فلسفی» به شمار می رفت.

ـــ از چه سالی به فعالیت های سیاسی علاقه مند شدید؟

ـــ من در سن ده، دوازده سالگی با مسائل مذهبی و سیاسی آشنا شدم، در منطقه نیز هر کس صاحب علم و کتاب بود ما از طرفدارانش بودیم. عمده فعالیت های بنده سیاسی بود من عادت به خواندن روزنامه داشتم و با اینکه روزنامه کم بود آن را مطالعه می کردم و در جریان رویدادها قرار می گرفتم. البته بعد از کارهای سیاسی و زندان ساواک دیگر اجازه کار در تهران را به ما ندادند و ما تصمیم به هجرت گرفتیم. برای هجرت هم برای قم و مشهد استخاره گرفتیم که برای قم بسیار خوب آمد. در واقع سال 53 از زندان بیرون آمدیم و اواخر همان سال به قم آمدیم. 

         

       

ـــ فعالیت های سیاسی خود را از کدام جریان آغاز کردید؟

ـــ فعالیت ما با جبهه نهضت مقاومت ملی آغاز شد در آن زمان که آیت الله «کاشانی» با «مصدق» هماهنگ بود و مسائل ملی شدن صنعت نفت مطرح شد از طرفداران آن ها بودیم و فعالیت ها را آغاز کردیم.

ـــ در آن دوران از محضر چه کسانی استفاده می کردید.

ـــ منبرهای آقای «کافی» را شرکت می کردم. دوستانی که با هم بودیم از جمله در کنار دکتر «ولایتی» و شهید «لواسانی» و شهید «شاه آبادی» جلسات دور همی داشتیم که معمولا سیاسی بود. این جلسات به ظاهر دوستانه بود ولی بیشتر با اهداف سیاسی برگزار می شد. جلسات دکتر شریعتی را در حسینیه ارشاد و نیز مرحوم کافی را در مهدیه دنبال می کردیم. بسیار هم علاقه مند بودیم. در آن موقع جوانان از دکتر شریعتی استقبال می کردند و من کارت اسلام شناسی از او را در جلسات خصوصی دریافت کرده بودم.

ـــ در قم چه فعالیت هایی داشتید؟

ـــ داستان زندگی من خاص است و کمتر برای کسی اتفاق می افتد زمانی که می خواستم به قم بیایم از سه همرزم خود نامه گرفتم از شهید شاه آبادی برای مراجعه به آقای موسوی خوئینی ها رئیس سابق بانک اسلامی نامه گرفتم و از آخوندی برای مراجعه به بازار در قم و دیگری از حسن تهرانی از مبارزین معروف بازار تهران برای اسلامی رئیس آموزش و پرورش در اوایل انقلاب نامه اخذ کردم.

ـــ پس از معرفی شدن در قم به چه نحوی فعالیت ها را آغاز کردید؟

ـــ در هفته اول با همه این ها تعامل ها را داشتیم این باعث شد سریع در جریان ها وارد شدیم و فعالیت های خود را آغاز کنیم دو ماه از آمدن ما به قم نگذشته بود که در زیرزمین منزل مرکز فعالیت جوانان سیاسی قم را راه اندازی کردم و شخصیت های بزرگی در منزل ما تردد داشتند منزل ما در خیابان امام خمینی بود که در حال حاضر منزل مرحوم آقای قمی است.

ـــ اولین شخصیت بزرگی که فعالیت ها را با وی آغاز کردید چه کسی بود؟

ـــ در اوایل با اولین عالمی که در قم آشنا بودیم آیت الله «مؤمن« بود که اعلامیه ها و نوارهای امام را برای او می فرستادیم. یکی از طلاب که «سلیمی» نام داشت رابط میان ما و امام بود که بعداً شهید شد. در آن دوران اعلامیه ها از طریق من در شهرستان ها و قم توزیع می شد. «حسن خلیلیان» از فعال ترین افراد بود و مرحوم «قمی» هر کدام تلاش هایی داشتند و ما اعلامیه ها را به شهرهای مرکزی ارسال می کردیم. با این آشنایی با آقای مومن خیلی زود در قم پا گرفتیم.

ـــ شما فعالیت هایی در حیطه تشکل های کارگری داشتید این به چه نحوی بود؟

ـــ بنده فردی فنی بودم از این رو به عنوان رئیس کارتن سازی در 14 مرداد 53 وارد قم شدم و نماینده کارگران در ادارت و سازمان ها را بر عهده گرفتم بعد از پیروزی انقلاب اولین کانون فعالیت کارگران را در خیابان امام تشکیل دادم و رئیس کانون شدم در آن روزها کارگران نقش مهمی در جریان ها داشتند من برای فرار از ساواک 5 روزی مخفی بودم بعد به معدن سرچشمه رفتم و چون زبان می دانستم خیلی زود موفق شدم پیشرفت کنم و ارتباط خوبی با کارگرها داشته باشم.

          

         

ـــ زبان را چگونه فرا گرفتید؟

ـــ در آن زمان در هنرستان صنعتی زبان آلمانی خواندم و بعدها انگلیسی را فرا گرفتم که خیلی برایم مفید بود و باعث پیشرفت من شد در آن موقع روزنامه استوار تنها روزنامه قم فعال بود که در آن اعلام شده بود مهندسی برای کارخانه آجر ماشینی قم می خواهد و به دلیل اینکه زبان می دانستم سریع مشغول به کار شدم.

ـــ چگونه فعالیت های سیاسی را در حیطه کاری ساماندهی کردید؟

ـــ نهضت در حال اوج گرفتن بود و من دستم در کارخانجات باز بود. فعالیت کارگری در همه کارخانه های قم زیر نظر من بود در روز کارگر راهپیمایی و سخنرانی ها و شعارها را هماهنگ می کردم به محض پیروزی انقلاب برای انتخابات آری یا نه 29 اسفند 57 دعوت شدم یادم می آید که آن روزها بار سفر بسته بودیم تا با پیکان به مسافرت برویم که نامه ای از فرمانداری آمد و برای هیات 30 نفره انتخابات از افراد معتمد دعوت شد من نیز به عنوان نماینده کارگرها در جلسه شرکت کردم و پدر آیت الله مؤمن نیز نماینده کشاورزان بود و دیگر بزرگان هم در جلسه نظریات را اعلام می کردند و بعد 5 نفر رای آوردیم و انتخابات را انجام دادیم با توجه به تجربیات دوره های مختلف در انتخابات کارکشته شده بودیم.

ـــ تعامل با حوزه را چگونه آغاز کردید؟

ـــ من به حوزه علاقه زیادی داشتم از کودکی در دامان علما و حوزه بزرگ شدم و ارتباط خوبی با مراجع داشتم.

ـــ در ارتباط با تشکیل سپاه نیز توضیح می فرمائید؟

ـــ بعد از پیروزی انقلاب به دستور آیت الله متظری سپاه را در اردیبهشت 58 تشکیل دادیم آقای قمی از اعضای فرماندهی بود شخصیت های بزرگی در آن بودند از من دعوت شد که به سپاه بروم در این ارتباط 12 جلسه شورای فرماندهی را برگزار کردیم.

ـــ در خصوص ورودتان به شورای شهر بگوئید؟

ـــ بعد از تشکیل سپاه قرار شد اولین شورای شهر در قم تأسیس شود؛ لذا انتخابات شد و افراد بزرگی رای آوردند. من هم به شورا رفتم و رای آوردم. ارتباطم با مراجع - به ویژه آیت الله «گلپایگانی» و آیت الله «مرعشی» - بعد از حضورم در شورای شهر برقرار شد و در برخی از امور ما را می خواستند و تعامل خوبی وجود داشت. شهردار قم هم که شدم فعالیت ها هم تداوم یافت و در دوران اخیر بیشترین افرادی که به محضرشان رفتیم آیت الله مکارم شیرازی و نوری همدانی و سبحانی و وحید خراسانی بودند زمانی که شهردار بودم این ارتباط بیشتر شد.

ـــ موضع گیری های مراجع چه سبک و سیاقی در مبارزات داشتند؟

ـــ علما در بیانیه ها و جلسات خصوصی و عمومی فعالیت های خوبی در مبارزات داشتند.در واقع همه علما و مراجع برای اسلام و انقلاب زحمت کشیدند و من از نزدیک شاهد بوده ام اما امام معجزه تاریخ است خدمت امام دو بار حضوری رسیدیم یک بار وقتی شورای شهر بودم خدمت امام رفتم بنده جوان بودم و در حضور امام خجل بودیم شب قبل پسرم حامد در شرف تولد بود و بیمارستان ها ما راه نمی دادند صبح تعریف کردم و آقای خلخالی گفتند: داستان را برای امام تعریف کنید بعد از طرح موضوع بلافاصله دکترهای قم را خواستند و سخنرانی عظیمی کردند.

ـــ از فعالیت خود در وزارت خارجه بگوئید؟

ـــ وقتی در وزارت خارجه بودم 850 نفر از کارمندان را برای دیدار امام(ره) به حسینیه جماران بردیم. وقتی قرار شد از دریچه عبور کنیم «حاج احمد آقا» من را صدا زدند و با ولایتی خدمت امام رسیدیم. امام دستوری در مورد سفارت خانه ها دادند که در سفارت خانه ها مستخدم و آشپز همه باید مسلمان باشند. قبلا چنین رویه ای نداشتیم. آقای ولایتی آن را به من ابلاغ کردند و گفتند آقای عرب مسئول است. گزارش کوتاهی در محضر امام دادم. آن موقع تحت تأثیر هیبت امام قرار گرفتم و ظرف 5 دقیقه 5 گزارش از 5 قاره دادم! امام عادت نداشتند بخندند اما تبسم کردند.

ـــ برای اجرا کردن دستور امام(ره) چه کارهایی کردید؟

ـــ ما 110 نمایندگی در جهان داشتیم و بنده 85 کشور را رفتم و امور را پیگیری کردم. نماز، مسائل شرعی و حجاب در سفارتخانه های جمهوری اسلامی یادگار ماست. کلیه منشی های زن خارجی را هم اخراج کردیم و در این راه نیمی از عمر من تلف شد! چون مقاومت زیادی می شد و می گفتند این افراد توانایی در زبان دارند اما افراد حزب اللهی ما زبان و کار دیپلماسی بلد نبودند. در سفارتخانه ها نمازخانه درست کردم و ...

به دلیل اینکه پس از انقلاب کادر وزارتخارجه جوان و جدید شده بود و زبان و کار دیپلماسی بلد نبودند به فکر تأسیس یک دانشکده افتادم و دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجه را تأسیس کردیم. آقای ولایتی هم این را گفته و فیلمی هم در این باره ساخته اند.

ـــ فعالیت دانشکده به چه صورت بود؟

ـــ وقتی آیت الله خامنه ای رئیس جمهور بودند برای گزارش فعالیت دانشکده نزد ایشان رفتیم. بعد از دیدار آقایان «محمدجواد حجتی» و «میرسلیم» را مأمور کردند که سرزده بیایند و دانشکده ما را بررسی کنند و گزارش دهند. وقتی آمدند دکتر «عادلی» و دکتر «شمس اردکانی» هر دو کلاس داشتند. کتاب شهید مطهری را به انگلیسی تدریس می کردند.

در نتیجه این دانشکده تنها وزارت خانه ای هستیم بعد از انقلاب که - به تصدیق کسانی که می شناسند - ستون هایش همه محکم تر از وزارت خانه ها در طول تاریخ است و پشتوانه علمی زیادی دارد؛ چچون نزدیک 350 دیپلمات تربیت کردیم. هر یک زبان اول را باید به خوبی بدانند؛ 1200 ساعت زبان اول و 600 ساعت زبان دوم می خوانند که اولی می توانست هر زبانی باشد. تاکنون این کار انجام شده و سفرایی که داریم فارغ التحصیلان این دانشکده هستند.

ـــ ماجرای سفارت در بحرین چه بود؟ 

ـــ پس از شش سال که معاون وزارت خارجه بودم، روز تشییع فرزند شهیدم «حسن»، معاونین آمدند و گفتند امروز در شورای معاونین به عنوان سفیر در بحرین انتخاب شده اید. دو سه ماه گذشت بحرین جواب نداد. آقای ولایتی در سفری که به سازمان ملل داشتند وزیر خارجه کویت به ایشان گفته بود: بحرین یک کشور کوچک است و شما می خواهید قوی ترین دیپلمات را به آنجا بفرستید؟! یک نفر دیگر را معرفی کنید.

         

       

ـــ زمان مبارزات دیداری با رهبری نداشتید؟

ـــ در دوران مبارزات سخنرانی ایشان را در مسجد جلیلی - که آیت الله «مهدوی کنی» امام جماعت آن بودند - شنیده بودم؛ ولی بعد از پیروزی از وقتی که معاون وزارت خارجه بودم بکرّات ملاقات مستقیم با ایشان داشتم و گزارش های مستقیم به ایشان می دادم. [در دیدارهای عمومی هم] سخنرانی می کردم و اگر آقای ولایتی در سفر بودند من جلسه را اداره می کردم.

ـــ از زندگی شما کتابی هم با نام "شیخ المعاونین ما کجاست؟" منتشر شده است.

ـــ بعد از انتخابات مرحوم آقای «ربانی» می گفت خلاصه ای از زندگی ات را بنویس. بعدها کتابی جالب از زندگی من منتشر شد.

ـــ گویا این لقب "شیخ المعاونین" را رهبر معظم انقلاب به شما دادند.

ـــ همه ساله روز 21 بهمن سفرای خارجی مقیم تهران برای تبریک به رئیس جمهوری می آمدند. یک سال قبل از اینکه سفیر شوم، در این مراسم، سفیر رومانی به عنوان "شیخ السفراء" متنی خواند و تبریک گفت. شیخ السفراء اصطلاحی است برای سفیری که سابقه بیشتری از همه سفراء خارجی در یک کشور دارد. در پایان مراسم خواستیم عکس دسته جمعی با آقا بگیریم، وقتی عکس گرفتیم درباره بنده گفتند: "ایشان هم شیخ المعاونین هستند".

وقتی کتاب خواست چاپ شود آقای «صدر روحانی» که با 65 نفر از کسانی که نامشان را در کتاب برده مصاحبه و آنها را پیاده کرده بود، این ماجرا را از زبان افرادی که در آن جلسه بودند شنیده و این نام را برای کتاب انتخاب کرد.

ـــ آقا کی سؤال کرده بودند: "شیخ المعاونین ما کجاست؟"؟!

ـــ هنگامی که در مأموریتی بودم آقای ولایتی و معاونین با آیت الله خامنه ای دیداری داشتند. آقا وقتی رسیدند دور و بر خود را نگاه کردند و فرمودند: "آقای عرب کجاست؟" آقای ولایتی پاسخ داد: "آقای عرب سفیر شده اند". چون جلسات در حضور ایشان را اداره می کردم سراغ من را گرفتند.

........................................
پایان پیام/ 101


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License