رمضان در جهان ــ ایران

آیت الله مدرسی در شب پنجم تفسیر سوره انسان: پیامبر(ص) و معصومین(ع) ریشه همه پیشرفت ها و تمدن های بشر هستند/ مردم مرگ و قیامت را جدی بگیرند

  • کد خبر : 751584
  • منبع : اختصاصی ابنا
خلاصه

یکی از مراجع معظم تقلید گفت:ریشه همه پیشرفت ها، خوشی ها، علم و تمدن، پیامبر(ص) و اهل بیت طاهرینش (ع) است.

خبرگزاری اهل بیت(ع) – ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

پنجمین جلسه تفسیر و تدبر در قرآن آیت الله العظمی «سید محمدتقی مدرسی» مفسر تفسیر "من هدی القرآن (از هدایت قرآن)" بامداد دیروز شنبه 21 اردیبهشت ماه 1398 برابر با پنجم ماه مبارک رمضان در دفتر تهران معظم له با محوریت "تفسیر سوره انسان" برگزار شد.

فقیه قرآنی آیت الله مدرسی در این جلسه به تفسیر آیه هفتم سوره انسان که خداوند متعال می فرماید: «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا» پرداختند.

گفتنی است؛ این جلسات هر شب ماه مبارک رمضان از ساعت 23:30 دقیقه در دفتر تهران معظم له واقع در خیابان 15 خرداد شرقی – کوچه امامزاده یحیی(ع) در حال برگزاری است. و سحرگاه حدود ساعت 2 بامداد از شبکه سوم سیما پخش می شود.

اینک در ادامه گزیده بیانات ایشان از نظر می گذرد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از روایات اهل بیت استفاده می شود که این جمله قرآنی « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ »، در این آیه مراد آن میثاق و پیمانی است که بین همه بشر و پروردگار در عالم ذر انجام شده است. و مراد آن میثاق این ست که محورش ولایت محمد و آل محمد(ص) است. بنابراین امشب بحث ما در پیمان و پیمان شکنی و آثار منفی پیمان شکنی در سطح های مختلف است.

* تمدن و پیشرفت بشر بر اساس پیمان های آنها

اساساً پیشرفت های بشر بر اساس تمدن بوده است. یک مجموعه از بشر که با هم حرکت می کنند و پیرامون محوری که آن محور را میثاق یا پیمان یا عهد و امثال این کلمات می خوانیم، آنها حرکت می کنند و در این حرکت پیشرفت می کنند، که این پشرفت بر اساس تمدن بشر است. بنابراین در مدت هزاران سال پیشرفت هایی بوده و در آینده هم خواهد بود.

نتیجه این که تمدن بشر بر اساس همین تعهد است. چون این مجموعه بشر دور هم جمع شدند، و یک برنامه برای خود تنظیم کردند و به آن برنامه هم متعهد شدند و با هم همکاری کردند تا به آن هدف هایی که برای خود تعیین کردند برسند.

در تاریخ نگاری، گاهی بحث های جزیی است که مثلا فلانی فوت کرد یا فلانی آمد و پادشاه شد. اما گاهی بحث فلسفه و درون مایه های تاریخ است که چرا اینجور شد و چرا این تمدن بروز و آن تمدن سقوط کرد. که این جنبه خاص خودش را دارد ولی در روایات و آیات و کلمات فقهای ما بحث های جزیی در این باره است نه به عنوان فلسفه تاریخ بلکه عنوان های دیگری آمده است.

پس بشر باید دور هم جمع شوند و این جمع شدن آنها محوری داشته باشند که محور همان پیمان یا میثاق یا عهدنامه است. هر وقت این مردم به این محور پایبند باشند و تعهد های خود را نسبت به این محوری که خود برای خود تهیه کردند و به آن متعهد و ملتزم شدند، پشرفت می کنند. اما اگر سست شدند و تعهد شکنی و بی وفایی نمودند، اینجا جامعه از هم می پاشد و سقوط می کند.

* چرایی ساخت تمدن توسط بشر

این خلاصه تاریخ است،اما خلاصه تفسیری هم دارد و آن این است که چرا بشر دور هم جمع می شوند وی یک تمدن می سازند و آن طرف هم یک عده چنین کاری نمی کنند و همچنان صحرا نشین می مانند؟برای این جهت دو فلسفه بیان می کنیم.

فلسفه اول این که گاهی بشر مبتلای یک خطرهای سهمگین از داخل می شود و برای دفع آن مجبور است با خود بسازند. مثلا خطر سیل، زلزله، قحطی، کم آبی، ... بنابراین غالب تمدن های بشر از اینجاها شروع شده است، چون فهمیدند این مشکلات را نمی شود به تنهایی حل کنند، پس دور هم جمع شدند و تمدن ساختند.

ولی یک نوع تمدن دیگر است که بشر در مقابل خطرهایی که از خارج متوجه آنها می شود، ساخته می شود. مثلا یک عده جایی نشسته اند و یک عده دیگر زورگو و قدرتمند هستند از جای دیگر می آیند و به آنها زور می گویند. اینجا هم بشر دورهم جمع می شوند و یک تمدن را دربرابر چالش های خارج از محیط و وطن و امت خود درست می کنند.

* تمدن الهی از مهمترین تمدن های بشر

پس این نوع تمدن ها دو نوع است، داخلی و خارجی ولی نوع اساسی تمدن ها نوع سوم است که کسانی که درباره تمدن ها صحبت می کنند از جمله لائیک ها عمدا به آن توجه نکردند و آن تمدن هایی است که از سوی خدا می رسد.

اولین تمدن بشر از سوی حضرت آدم(ع) بود، ابتدا حضرت آدم(ع) بود و یکی از پسرانش برادرش را کشت که بعد آنها با هم جمع شدند و یک تمدن را ساختند و تا حضرت نوح(ع) این تمدن داشت. بعد از آن هم حضرت شیثبعد ادریس، بعد هم تمدنی بود که پیشرفتی کرده بودند ولی بعدش منحرف شد.

چون که منحرف شد خدا حضرت نوح(ع) را فرستاد که حضرت نوح 950 سال با آنها بحث کرد ولی آنها قبول نکردند. وطوفان نوح فرا رسیدن و یک عده اطاعت کردند و سوار کشتی شدند و نجات یافتند، حالا بعد از آن طوفان آن تعدادی که در کشتی بودند نشستند و باز تمدن را ایجاد کردند. مثال بارز این تمدن ها تمدن نوح(ع)، ابراهیم(ع)، یوسف(ع) بود.

* پیامبر(ص) و معصومین(ع) ریشه همه پیشرفت ها و تمدن ها

و آخرین آنها تمدن عظیمی که پیامبر اکرم(ص) ایجاد کرده است و حضرات معصومین(ع) آن را ادامه دادند. من دلیل داریم هر چه پیشرفت و خوشی و علم است، معدنش حضرت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است. وقتی یکی از شاگردان حضرت صادق(ع)، به نام جابر 4 هزار کتاب درباره شیمی می نویسند و غرب را با شیمی آشنا می کند، نشان می دهد که ائمه ما اصل تمدن بشر هستند، و ریشه تمدن همان میثاق و عهد بوده است.

این مثاق همان میثاقی بود که پیامبر اکرم(ص) از اوس و خزرج پیمان گرفت و نمایندگان آنها در منا متعهد به آن شدند، بعد در زیر درختی به نام بیعت شجره مشهور شد و آخرین میثاق در زمان پیامبر(ص) میثاق غدیر و خطبه غدیریه بود. اگر دقت کنید در حقیقت میثاق غدیر یک میثاق نامه و تعهد نامه ای است که شامل غالب مسائلی احتیاجی بشر است. و هنوز ما از بیعت غدیر استفاده می کنیم و بیعت غدیر هنوز زنده و خیمرمایه تمدن ما و جهان است.

* چرایی نقض پیمان و سست شدن تمدن ها

حالا چرا یک عده از مردم پیمان را نقض می کنند؟ و چرا گاهی تمدن ها پیشرفت می کنند اما باز به سستی و بی توجهی منتهی می شود و تمدن از بین می رود؟ این دلایلی دارد که بیان می شود.

گاهی وقت ها مردم دشمن خارجی داشتند و برای دفع این دشمن جمع شدند و آن را دفع کردند، بعد از دفع کردن دشمن به دنبال عیش و نوش خود رفتند و فکر نکردند دوباره دشمن خارجی بیاید یا مشکلات درونی ایجاد شود، در کل فراموش کردند و این دشمن را فراموش کردند.

نسل اول توجه دارند، ولی نسل دوم و سوم کم کم یادشان می روند، و گاهی در کشورمان جوانانی هستند که از جنگ و انقلاب چیزی یادشان نیست، که مردم برای این انقلاب و جنگ چه زحمت ها کشیدند و شهادتها و رشادتهایی داشتند، و عده ای دیگر نیز آن را یادشان می رود و به فکر چیزهای دیگر می افتند؛ هر چند این طبع بشر است که یادش می رود.

حالا چه کنیم که پیمان شکنی نشود و مردم دور محور آن میثاق و آن هدف واحد بایستند و تمدن خود را به پیش ببرند؟ که دو راه دارد. اولاً بدانید دشمن هیچ وقت خواب نیست و بشر بدون دشمن نیست. و قرآن می فرماید: «بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ /برخی از شما برخی را دشمنید» (آیه 36 سروه بقره).

روزی که خدا آدم را به زمین فرستاد، گفت بدانید که شما با هم خیلی دوست نیستید و جنگ است. و هیچ وقت بشر با هم صلح کامل نبودند، ان شاالله با ظهور حضرت امام زمان(عج) به آن روز و صلح جهانی خواهیم رسید.

ولی انصافا ما از ملتمان دیدیم و خواهیم دید که هر وقت احساس خطر از خارج شده به طور منسجم و فشرده فعال شدند. و قرآن هم می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ / خدا آن مؤمنان را که در راه او در صف جهاد با کافران، مانند بنیان و سدّی آهنین همدست و پایدارند بسیار دوست می‌دارد.».(آیه 4 سوره صف).

دوماً دلیل دوم این است که تمدن ریشه اش از مصالح و منافع مادی نباید قطع شود و از آن طرف نباید ما پیمان شکنی کنیم. چون نه تنها تمدن از بین می رود بلکه خودمان هم از بین می رویم، علاوه بر اینکه در دنیا دچار ضرر می شویم، در آخرت هم دچار ضرر می شویم.

قرآن می فرماید: « یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا»، علت اینکه به نذرشان عمل می کند این است که از خدا می ترسند، نه برای اینکه منافع مادی آنها در خطر است و دشمن به آنها هجوم می آورد بلکه از خدا و آخرت می ترسند.

* تاسف از کمرنگ شدن فرهنگ دینی در جامعه

اینجا یک بحثی مطرح کنم؛ متاسفم عرض کنم که فرهنگ دینی ما یک مقدار در این جهت کم می آورد و ما مردم را باید متوجه خدا و آخرت کنیم. کاری که پیامبران انجام دادند این بود که دنیا آخرین راه شما نیست و شما آخرت دارد، که این جهت در فرهنگ دینی کم شده است.

امروزه حتی اگر یک نفر سخنران درباره قبر و قیامت حرف بزند، کسی خوشش نمی آید و انتقاد می کند در صورتی که همین مرگ و قیامت، دین و خدا شناسی و آخرت شناسی اساس است. وقتی ما را در قبر می گذارند می گویند بدانید که نار و اخرت حق است. نکیر و منکر اینها را از ما سوال می کنند و این شوخی نیست!

....................
پایان پیام / 184


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

مرجعیت شیعه در طول تاریخ، جامع بین علم و عمل بوده است/ می خواستند حوزه های ایران و عراق را ریشه کن کنند؛ اما علماء نه تنها حوزه را نگه داشتند، بلکه ابعاد معرفتی آن را گسترش دادند/ آیت الله حسینی شاهرودی حامی انقلاب، امام(ره) و رهبری بود