نقد برنامه های نوروزی سیما - 2

به بهانه پخش مجموعه فيلم های "تبديل شوندگان" / وقتی "تأمین برنامه" و "واحد پخش" سیما رشته ها را پنبه می کنند / نقدی بر به رخ کشیدن قدرت پوشالی آمريكای تروریست

  • کد خبر : 767575
  • منبع : اختصاصی ابنا
باید از مسئولين صدا وسيما سؤال کرد: با توجه به تأثيرگذاری منفی فيلم های خشن هالیوودی که به دنبال القاء برتری آمریکا در جهان هستند، چه اهدافی را در پخش آن دنبال می كنند؟!

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس فرهنگی:

نوروز 1399 در شرایطی متفاوت از هر سال سپری شد. شیوع ویروس جدید کرونا (Covid-19) در ایران، تعداد زیادی از شهروندان این کشور را مبتلا نمود و بیش از سه هزار نفر را نیز از پای در آورده است. در این شرایط اهمیت برنامه های صداوسیما بیشتر بود زیرا خانواده هایی که در قرنطینه به سر می بردند نیاز مبرمی به دیدن برنامه های مفید و مفرّح داشتند.

با این وجود، برخی برنامه های پخش شده از تلویزیون، با انتقادات زیادی مواجه شد.

خبرگزاری ابنا با قدردانی از زحمات همه همکاران رسانه ای در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، برخی از نقدهای کارشناسان در این زمینه را منتشر می کند:

      

    

                                                     

**   نقدی بر عملکرد واحد پخش سيما و ارائه راهكار     **

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: جعفر تارين
(تهیه کننده صداوسیما و کارشناس و منتقد هنری)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در روزهای هفتم، هشتم و نهم فروردین 1399 سه قسمت از مجموعه فیلم های سینمایی تخیلی "تبديل شوندگان" از شبکه نمایش سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. 

روز هفتم فروردین فيلم سینمایی "تبديل شوندگان" (به انگلیسی: Transformers)، روز هشتم فروردین فیلم "تبدیل‌شوندگان: انتقام فالن" یا "تبدیل‌شوندگان 2" (به انگلیسی: Transformers: Revenge of the Fallen) و روز نهم فروردین نیز فیلم سینمایی "تبدیل شوندگان: عصر انقراض" یا "تبدیل‌شوندگان 4" (به انگلیسی: Transformers: Age of Extinction) مهمان خانه های مردم فارسی زبان در سراسر جهان بود.

این مجموعه که محصول هاليوود است، فيلمهایی اكشن و خشن هستند كه قدرت برتر نظامی، تكنولوژیک و تجاری آمريكا را به رخ می كشند. «مايكل بی» (به انگلیسی: Michael Benjamin Bay) كارگردان این مجموعه، فیلمساز توانمندی است كه توانسته با استفاده از ژانر علمی تخيلی، همزمان بر مخاطب بزرگسال، جوان، نوجوان و متأسفانه حتی كودک تأثير بگذارد.

اين مجموعه - که تولید آن از سال 2007 آغاز و تا 2017 با تولید "تبدیل‌شوندگان 5" ادامه داشته است - تلاش دارد تا عظمت کشور آمريكا را به شکلی نامحسوس در ذهن مخاطب حک کند؛ همانطور که پيروزی شخصيت اصلی به نام «سام» در پايان اين فيلم به عنوان "ناجی"، همان نماد فراموش نشدنی آمریکا یعنی «عمو سام» را برای نسل جدید جهان فرهنگ سازی می نماید.

عجیب تر اینکه، قدرت و عظمت آمریکا(!) در روزهایی به بینندگان القاء می شود که ویروس جدید کرونا حقیقت پوشالی این رژیم را آشکار کرده است؛ کشوری که از تأمین حداقل مایحتاج کادر پزشکی خود نیز عاجز است و روزانه صدها جنازه را به وسیله کامیون های یخچال دار از بیمارستان ها خارج می کند!

اكنون نگارنده به عنوان " یک منتقد رسانه ای"  موظفم و به عنوان " یک بيننده" لازم می دانم از مسئولين تلویزیون سؤال كنم: با توجه به تأثيرگذاری منفی اينگونه فيلم ها، چه اهدافی را در پخش آنها دنبال کرده و می كنند!؟

معمولا اصحاب رسانه، آثار هنری را با توجه به اهداف ترسيم شده خود و آنچه در اتاق فكر خویش سياستگذاری كرده اند، انتخاب نموده و در اختيار افكار عمومی يا جامعه هدف قرار می دهند. پس مسئولين شبكه نمايش، اگر با برنامه ريزی قبلی و با علم به تخريب افكار عمومی، مجموعه فيلم های "تبديل شوندگان" را پخش كرده اند كه بايد پاسخگو باشند؛ اما اگر به این وجه فیلمها توجه نداشته و فقط به نيت سرگرمی تزريق چنين آثاری در كنداكتور قرار داده اند، پس باید مديران تأمين برنامه و واحد پخش را به لحاظ جامعه شناختی ضعيف دانست؛ و اگر هيچكدام از موارد فوق نباشد، عدم تخصص ايشان معلوم خواهد شد! همان چیزی که متأسفانه آفت ومشكل فعلی صدا وسيما است؛ یعنی "خلأ تخصص" یا به تعبير دیگر "متخصص گريزی"!

با توجه به این مطالب، اخلاق حرفه ای، تعهد رسانه ای و دلسوزی بنده ايجاب می كند که برای حل اینگونه معضلات، فعلاً موارد ذيل را پيشنهاد كنم:

1. با توجه به شرايط روحی جامعه و اقتضائات شرایط به وجود آمده فعلی، صداوسيما به خط مشی و اهدافی که برایش ترسيم شده است عمل كند.

2. چيدمان برنامه های توليدی و تأمينی كنداكتور پخش شبكه های راديويی و مديوم تلويزيون، توسط افرادی ترتيب داده شود که هم "مخاطب شناس" باشند و هم نسبت به مضامین آثار و تأثیرات آنها بر مخاطب آگاهی داشته باشند.

3. لازمه مورد بالا این است که در هر شبكه ای یک "اتاق فكر" با عضويت چند كارشناس بحران، مخاطب شناسی، و علم سواد رسانه ای تشکیل شود.

4. همچنین باید در پخش شبكه ها، واحد "كنداكتور پخش بحران" راه اندازی شود که با اتاق فکر فوق الذکر ارتباط وثیق داشته باشد. اين واحد فقط در شرايط خاص فعاليت می كند و انواع برنامه ها را در ژانرهای متنوع و با محتوای شايسته و پژوهش شده، در ساختار جذاب انتخاب می کند و به پخش می رساند.

به خاطر دارم که مثلاً در زمان دفاع مقدس و فضاسازی روحيه دشمن ستيزی آن دوران، يا در زمان ايجاد روحيه مفرّح بعد از جنگ كه مورد تأكيد رهبر معظم نيز بود، يا در روزهای ملی، مناسبت های شاد مذهبی و هر شرايط خاص دیگری، رنگ كنداكتور بنا به مقتضيات مربوطه اش تغيير می كرد و به گونه ای برنامه ريزی می كرديم كه شايسته جامعه هدف بود.

و کلام آخر اینکه: شيوه انتخاب برنامه ها نشان دهنده تخصص و فكری است كه پشت آن قرار دارد. پس به این فکر و تخصص بها دهیم و ذهن مخاطبان میلیونی صداوسیما را به آثاری همچون آنچه در بالا اشاره شد تقدیم نکنیم.

...........................
پایان پیام/ 101

* نقدهایی بر برنامه های نوروزی سیما در فروردین 1399:
1. نقد سریال "پایتخت 6" / جعل عنوان منزل خدا، بازی سخیف با آب زمزم و موارد آشکار ستیز با دین
2. نقد فيلم های "تبديل شوندگان" / وقتی "تأمین برنامه" و "واحد پخش" سیما رشته ها را پنبه می کنند!
3. نقد سریال "پایتخت 6"/ سریالی که برای بینندۀ خارجی تصویری بسیار منفی علیه ایران می‌سازد


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License