به قلم آیت‌الله معرفت(ره)؛

اهل‌بيت(ع) و تفسير/ قسمت سوم

  • کد خبر : 753757
  • منبع : روزنامه اطلاعات
صحابه و تابعان موقعيت بالايى را براى اهل‌بيت و خصوصا اولين ايشان و بزرگشان امام‌على(ع) قائل بودند؛ لذا هر جا در باره مسائل شرعى و يا مفاهيم قرآن با مشكلى مواجه مى‌شدند، نزد ايشان مى‌رفتند؛ زيرا معترف بودند كه اينان از چنين مقام والايى برخوردارند.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

آیت الله «محمدهادی معرفت» در سال ۱۳۰۹ ش. در خانواده روحانی در شهر کربلا متولد شد. پس از تحصیل مقدمات و سطح، در سال ۱۳۴۰ ش. و پس از فوت پدرش، برای تکمیل تحصیلات خود به نجف اشرف مهاجرت نمود و از دروس فرهیختگان علم و فقاهت آن دوران همچون آیت الله سید محسن حکیم، آیت الله سید ابوالقاسم خوئی و امام خمینی(ره) استفاده کرد.

در این هنگام بود که انگیزه پرداختن به مسائل قرآنی در کنار فقه و اصول، ایشان را به موضوع علوم قرآنی سوق داده، بیشتر اوقات خود را برای این کار مصروف داشت؛ تا بدانجا که پس از مدتی توانست کتاب ارزشمند "التمهید" را در شش مجلد و نیز کتاب "التفسیر و المفسرون" را در دو مجلد تالیف نماید.

در سال ۱۳۵۱ که حکومت بعث عراق ایرانیان اصیل را اخراج کرد، به اتفاق خانواده رهسپار ایران شد و در حوزه علمیه قم به فعالیت‌های علمی خود همچون تدریس و تألیف ادامه داد که محصول آن تالیف کتاب ارزشمند "صیانة القرآن من التحریف" و ترجمه کتاب "التفسیر و المفسرون" می‌باشد. کتاب های "ولایت فقیه"، "حدیث لا تعاد" و "التفسیر الجامع الاثری" که در آن روایات تفسیری فریقین جمع‌آوری و مورد نقد و بررسی قرار گرفته از دیگر آثار اوست.

آیت الله معرفت در سال ۱۳۸۶ شمسی در شهر مقدس قم به ملکوت اعلی پیوست.

آنچه در پی می آید قسمت سوم مقاله "اهل‌بیت(ع) و تفسیر" به قلم مرحوم آیت الله محمدهادی معرفت است: 

          

       

نقش قرآن تشريع و تأسيس احكام است و نقش عترت همچون پيامبر(ص) تفسير و تبيين آن احكام. صحابه و تابعان چنين موقعيت بالايى را براى اهل‌بيت و خصوصا اولين ايشان و بزرگشان امام‌على(ع) قائل بودند؛ لذا هر جا در باره مسائل شرعى و يا مفاهيم قرآن با مشكلى مواجه مى‌شدند، نزد ايشان مى‌رفتند؛ زيرا معترف بودند كه اينان از چنين مقام والايى برخوردارند.

صحابى جليل‌القدر، عبدالله بن مسعود كه يكى از بزرگان اصحاب به شمار مى‌آيد، به علوّ مقام شاخص اهل بيت، امير مؤمنان(ع) اذعان دارد و حتى در زمان حيات پيامبر اكرم(ص) نزد آن حضرت براى كسب فيض زانوى شاگردى بر زمين مى‌نهد. شيخ طوسى در كتاب "امـالى" از ابن‌مسعود نقل مى‌كند كه گفت: «تفسير هفتاد سورة قرآن را كه از دهان مبارك پيامبر(ص) شنيده بودم، نزد خود حضرت قرائت كردم و بقيه قرآن را در محضر بهترين اين امت و داناترينشان بعد از پيامبر يعنى على بن ابى‌طالب فرا گرفتم.»

ابن عساكر در شرح حال امام‌علي(ع) از عبيده سلمانى نقل مى‌كند: از عبدالله مسعود شنيدم كه مى‌گفت: «اگر كسى داناتر از خود به كتاب خدا مى‌شناختم كه راهى به سويش بود، چنين مى‌كردم»؛ يعني نزد او مى‌رفتم. كسى از جمع گفت: «على را چگونه مى‌بينى؟» گفت: «بدو آغاز نمودم و نزد او دانش را فرا گرفتم.» نيز ابن عساكر از زاذان از ابن مسعود نقل مى‌كند كه گفت: «تفسير نود سوره را از پيامبر(ص) آموختم؛ ولى قرآن را نزد بهترين مردم پس از پيامبر به پايان بردم.» پرسيدند: «او كيست؟» گفت: «على بن ابى طالب». هموست كه مى‌گويد: «قرآن بر اساس هفت حرف نازل شده است، و هيچ حرفى نيست مگر اينكه ظاهر و باطنى دارد؛ و علم ظاهر و باطن آنها همه نزد على بن ابى طالب است.»

حاكم حسكانى از علقمه نقل مى‌كند كه گفت: نزد پيامبر خدا بودم كه درباره على پرسيدند؛ فرمود: «حكمت به ده بخش تقسيم شده است كه نُه بخش آن به على اختصاص داده شده و به ديگر مردم، تنها يك بخش آن ارزانى شده است.» ابن عباس نيز سخنان بلندى درباره ‌امام(ع) دارد؛ همچنين ساير شخصيت‌هاى بارز صحابه؛ نيز تصريحاتى از بزرگان تابعان در شان حضرت وجود دارد. همين نكته باعث شده كه فرهيختگان امت در همه ادوار تاريخ، امامان اهل‌بيت را در تمام ابعاد شريعت الگوى خود قرار دهند؛ به‌ويژه در شيوه فهم قرآن و استنباط معانى آن و به دست آوردن ظرافت‌ها و سنجش نكته‌هاى آن. همچنين سبب شده است تا سخن آنان در تمامى ابواب فصل الخطاب و نظر نهايى باشد.

شهرستانى (467ـ 548ق) صاحب كتاب «ملل و نحل» به هنگام بررسى تفسير قرآن تلاش مى‌كند يكى از شخصيت‌هاى برجسته اين خاندان را پيشواى خود در تفسير قرار دهد؛ با اين اعتقاد كه گفتار صحيح، تنها نزد ايشان يافت مى‌شود. به بخشى از سخنان او در اين باره توجه كنيد: «خداوند علم قرآن را تنها در اختيار حاملانى از خاندان پاك پيامبر(ص) و ناقلانى از چهره‌هاى درخشان اصحاب قرار داد. قرآن را چنان‌كه بايد تلاوت مى‌كردند و چنان‌كه شايد در آن كاوش مى‌كردند. نتيجه آنكه قرآن ميراث پيامبر است و ايشان وارثان آن حضرت‌اند. اينان يكى از دو ثقل و مجمع‌البحرين (كتاب و سنت) هستند. از مقام قرب برخوردارند و دانش دو جهان را در اختيار دارند. همان‌گونه كه فرشتگان قرآن را در مقام «تنزيل» همواره و همه‌جانبه پاسدارى مى‌كنند، ايشان امامان هدايتگر و دانشوران راستين‌اند كه همواره و همه‌جانبه در مقام «تفسير و تأويل» از آن پاسدارى مى‌كنند. انّا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون؛ بنابراين تنزيل قرآن بر عهده فرشتگان بود كه آن را پاس داشته‌اند و مى‌دارند، و نگهدارى قرآن بر عهده عالمانى است كه تنزيل و تأويل، محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مجمع و مفصل، مطلق و مقيد، نص و ظاهر، ظاهر و باطن قرآن را پاس مى‌دارند و حكم خدا را در تمامى شئونات آن اعم از قديم و جديد، تقدير و تكليف، اوامر و نواهى، واجبات و محرمات، حلال و حرام و حدود و احكامش با علم و يقين و نه از روى حدس و تخمين به دست مى‌آورند. اينان كسانى هستند كه خدايشان رهنمون ساخته و هم ايشان خردمندانند.

ادامه دارد

قسمت اول و دوم این مقاله نیز در ابنا درج شده است.

..............................
پایان پیام/ 167


نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License