مقاله؛

ماهیت شیطان از دیدگاه قرآن و روایات

  • کد خبر : 756482
  • منبع : روزنامه کیهان
خلاصه

شیطان از دیوار و پشت‌بام وارد نمی‌شود، بلكه در می‌زند. هر كس در را به روی او گشود، شیطان وارد خانه‌ دلش شده و بر او مسلط می‌شود.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

شیطان از همان روز اوّل دشمنی خود را با راندن پدر و مادرمان از بهشت آغاز نمود. او با این حركت، مخاصم بودن خود با مقام آدميّت را نشان داد و در تلاش است كه یا از بهشت بیرون كند، همچون آدم و حوّا علیهما‌‌السلام، یا مانع رفتن انسان به بهشت شود و بر این كار خود قسم یاد نمود.

پس تا از ناامیدی شیطان مطمئن نشدیم، و تا خود را به وادی مخلَصین نرساندیم، باید از این مار زخم خورده غافل نباشیم. از منظر قر

تنها راه نجات از او، پناه بردن به سنگر تقوای الهی است تا در دسترس آماج حملات او نباشیم. در نوشتار حاضر، مطالبی از آیات و روایات در راستای شناخت شیطان رجیم گردآوری شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: موسی الرضا خداشاهی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شیطان راهزن

شیطان تا جایی كه بتواند مانع انجام عمل خیر می‌شود و به هر نحوی می‌خواهد بنده موفق به انجام آن نشود؛ مثلاً وقتی انسان تصمیم بگیرد كه در راه خدا انفاق نماید، شیطان بر سر راه او سبز می‌شود و به او می‌گوید: حالا كه هنوز وقت داری، صبر كن! فردا می‌دهی، و بعد هم با وعده‌های فقر و تنگدستی، آدمی را منصرف می‌كند. اما اگر كسی از این موانع و وسوسه‌های شیطان عبور كرد و توفیق انفاق یا هر عمل خیر دیگری را پیدا نمود، باز هم شیطان از دسیسه‌های خود دست بر نمی‌دارد. چون او به خوبی می‌داند كه تنها انجام عمل خیر اهمّیت ندارد، بلكه عمل خیری مهم است كه پس از انجام، سالم به مقصد و به قیامت برسد. بنابراین شیطان تلاش می‌كند تا عمل او را هر طوری كه شده، خراب نماید و انفاق او را باطل كند و نگذارد عملش سالم به مقصد برسد. لذا انسان را دعوت می‌كند كه پس از انفاق بر سر گیرنده آن، منّت بگذارد یا با زخم زبان او را اذیت كند كه این امر موجب  ابطال صدقه می‌شود.

قرآن كریم مؤمنین را بر این دسیسه شیطان آگاه نموده و می‌فرماید: «یا أَيُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى» «اى اهل ایمان! صدقه‏هاى خود را با منّت و آزار افراد باطل نكنید.» (بقره ـ 264)

امام صادق(ع) از پیامبر رحمت(ص) چنین روایت می‌فرمایند: «مَنْ أَسْدَى إِلَى مُؤْمِنٍ مَعْرُوفاً ثُمَّ آذَاهُ بِالْكَلَامِ أَوْ مَنَّ عَلَيْهِ فَقَدْ أَبْطَلَ اللَّهُ صَدَقَتَهُ» «کسی که کار خیری برای مؤمنی انجام دهد، سپس با زبانش او را آزار دهد یا بر او منت بگذارد، خدا صدقه‌اش را باطل می‌سازد.» (وسائل الشیعه ج9، ص 454)

مقصّر كیست؟

كسانی كه تصوّر می‌كنند در قیامت تمام گناهان خود را به گردن شیطان می‌اندازند و خود را در پیشگاه خداوند معذور نشان می‌دهند و خداوند هم عذرشان را می‌پذیرد، تصوّر باطل و بیجایی دارند زیرا برای شیطان در برابر اراده و اختیار انسان تسلّطی نیست. انسان با تمام قدرت می‌تواند با شیطان مخالفت كند.

شیطان در دادگاه عدل الهی همین معنا را به رخ گناهكاران می‌كشد و عذر آنان را در پیشگاه خداوند متعال بی‌اساس می‌داند.

«ما كانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی‏ فَلا تَلُومُونی‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ» «من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنا بر این، مرا سرزنش نكنید خود را سرزنش كنید!» (ابراهیم ـ 22)
بدین گونه شیطان پاسخ دندان‌شكنی به همه‌ كسانی كه گناهان خویش را به گردن او می‌اندازند و او را عامل انحراف خود می‌شمرند و به او لعنت می‌فرستند، می‌دهد.

 شیطان جز درحد دعوت، نقشی در عمل انسان ندارد، در مقابلِ شیطان، فطرت و عقل، انسان را به فضیلت دعوت می‌كنند.

برای تكمیل این دعوت، انبیاء الهی هم مبعوث شده‌اند كه فطرت را شكوفا و عقل را كامل كنند. سود و زیان انسان را روشن، راه و چاره را برای او مقرّر سازند امّا با وجود این همه راهنما، او دنباله‌رو شیطان می‌شود. چون كشش شهوات زودگذر چشمانش را خیره نموده است و از طرفی دشواریهای راه سعادت، پیمودن آن را برایش دشوار می‌سازد كه باعث می‌شود دعوت خداوند عزّ‌و‌جلّ و رسولش را كه می‌خواستند او را به سعادت ابدی برسانند، رد نماید.

مولای متقیان(ع) از پیامبر خدا(ص) چنین نقل می‌فرمایند: «انّ الجنْهًْ حفهًْ بالمكاره و ان النار حفت بالشهوات» «بهشت در لابلای ناراحتیها و دوزخ در لابلای شهوات پیچیده است.» (نهج‌البلاغه، خطبه 171) حضرت(ع) در ادامه می‌فرماید: «رحم الله امرأ نزع عن شهوته» «خدا رحمت کند انسانی را که از شهوت خود باز ایستد»

راه نجات

به فرموده قرآن كریم شیطان دارای همزات [تحریكات و وسوسه‌ها] است. تمام شیطانهای پنهان و آشكار این خباثت را دارند كه هر نوع وسوسه را درقلب بیاندازند و انسان را ازحق دوركنند. اگر انسان بخواهد در این جنگ - با توجه به اینكه شیطان دارای سپاه فراوان است و قابل رؤیت هم نیست و از هر طرف حمله می‌كند و تیر می‌اندازد - پیروز شود، تنها راهش این است كه در پناهگاه مستحكمی سنگر بگیرد، تا شیطان او را نبیند و تنها او شیطان را ببیند و از این سنگر خارج نشود چون یك لحظه غفلت و خروج از این سنگر منجر به تیرخوردن می‌شود. خداوند متعال به پیامبر اكرم(ص) می‌فرماید: «وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطینِ» «و بگو: پروردگارا! از وسوسه‏هاى شیطانها به تو پناه مى‏برم.» (المؤمنون ـ 97)

بدون شك آنچه نجات‌بخش است. پناه بردن عملی است، نه گفتن جمله‌ «پناه می‌برم» از این جهت« اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» وقتی نافع است كه انسان حركت كند و وارد سنگر و د‍‍‍‍‌ژِ مستحكم الهی شود، نه اینكه به تكرار لفظ آن قناعت كند. همانطوركه در جنگ و جهاد اصغر تكرار جمله‌ «پناه می‌برم به این سنگر» انسان را از تیر دشمن حفظ نمی‌كند.

وجود تقوای الهی در انسان، راه نفوذ شیطان را سد می‌كند. هرگاه كه شیطانی قصد شیطنت و نزدیك شدن داشته باشد، تقوا سبب می‌شود كه او متذكر شود، به خود بیاید و از غفلت خارج شود. قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» «اهل تقوا وقتى از ناحیه شیطان گرفتار وسوسه مى‏شوند به یاد خدا مى‏افتند. در نتیجه راه حق را به روشنى مى‏بینند و بیدار مى‏گردند.» (ألأعراف ـ 201)

از امام علی(ع) چنین روایت شده كه فرمود: «الصّلاهًْ حِصْنٌ مِنْ سَطَوَاتِ الشَّيْطَانِ» «نماز دژی محكم در مقابل حملات شیطان است.» (عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غرر الحكم و دررالكلم، ص175) ایشان همچنین می‌فرمایند: «فَإِنَّ جَارَ اللهِ آمِنٌ وَ عَدُوَّهُ خَائِفُ» «كسی كه به خدا پناه آورد در امان است، و دشمن خدا همواره خائف و ترسان است.» (نهج‌البلاغه، خطبه 147)

بنابراین راه نجات انسان از شر شیطان رجیم، پناه بردن به خداست و تنها در سایه‌ ایمان به خداست كه آدمی در مقابل كِید شیطان مقاوم است. افراد بسیاری بوسیله دنیا و محّبت به آن به پرتگاه غفلت پا نهادند، که از عمده راه‌های نفوذ شیطان در آدمی، همان وابستگی به دنیاست. لذا هنگامی كه پیامبر اسلام(ص) به مقام نبوّت رسید، فرزندان و سپاهیان شیطان، ترسان و هراسان به نزد ابلیس ملعون آمدند و حادثه‌ رسالت پیامبر اكرم(ص) را به او خبر دادند و اظهار نگرانی نمودند. ابلیس به آنها گفت: آیا امت او، به دنیا علاقه دارند؟ گفتند:آری! ابلیس گفت: «پس غمی نداشته باشید، اگر آنها بت‌پرستی نكنند، مهمّ نیست. زیرا آنها را كه دلبسته به دنیا هستند، همواره به سه كار وادار كنم:

اول: تحصیل مال از راه حرام. دوم: مصرف آن مال در راه حرام. سوم: نپرداختن حقوق واجب الهی (مانند خمس و زكات). این را بدانید كه سرمنشاء تمام بدی‌ها و گمراهی‌ها همین سه راه و سه دام می‌باشد.»  (اشتهاردی، حكایتهای شنیدنی،  519)

محكمهًْ نَفْس لَوَّامِه

در وجود انسان یك حالت روحی و درونی است كه انسان را در برابر اعمال زشت مذمّت می‌كند و به حساب اعمال انسان رسیدگی می‌نماید كه «نفس لوّامه» نامیده می‌شود. هنگام بیداری وجدان، در درون انسان قیامتی به پا می‌شود و همانطور كه در قیامت حساب دقیق گرفته می‌شود، در قیامت روحی و درونی نیز، به حساب اعمال رسیدگی می‌شود و نفس لوّامه و وجدان ملامتگر، آرامش را از انسان سلب می‌نماید. شاید به همین خاطر در آیه «قیامت»و«نفس لوّامه» كنار هم آمده ‌است.

«لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِیامَهًْ وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامهًِْ» «سوگند به روز قیامت و سوگند به نفس ملامتگر» (قیامت ـ 2-1)

نوعاً افرادی كه اسیر خشم و هوای نفسند، در معرض سرزنش آن قرار می‌گیرند امّا موضِع افراد در قبال نفس لوّامه مختلف است. عدّه‌ای می‌كوشند كه خود را قانع كنند و به دلایل گوناگون عمل اشتباه را توجیه نمایند. همانند شیطان كه وقتی به او امر شد كه به آدم سجده كن، كِبر ورزید و سجده نكرد: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَهًِْ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبَى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرینَ» «و زمانى كه به فرشتگان فرمان دادیم كه به آدم سجده كنید، همه سجده كردند جز شیطان كه سرپیچى كرد و كِبر ورزیده و از گروه كافران شد.» (بقره ـ 34)

تكبّر او به حدی بود كه وقتی گفته شد كه چرا مخالفت امر خداوند نمودی، خطای خود را بگردن نگرفت و با خداوند متعال از راه بحث و جدال وارد گردید و گفت: «قَالَ فَبِمَا اَغْوَيْتَنىِ لَاَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِـرِاطَكَ‌الْمُسْتَقِیمَ» «گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می‌کنم!» (أعراف- 16)

كِبر و مَنيّت او را برای همیشه از درگاه الهی مطرود ساخت اما عده‌ كمی هم هستند كه فكرشان بالاتر و روحشان قوی‌تر است، خودشان گواهی می‌دهند كه خطا‌كار بوده‌اند و باید مكافات شوند. نفس لوّامه و وجدان ملامتگر بی‌جهت آنها را توبیخ نمی‌كند، لذا تكبّر و خودخواهی را زیر پا می‌گذارند و صریحاً به خطا و گناه خود اعتراف می‌كنند.

امام حسن مجتبی(ع) می فرمایند: «الْعَارُ أَهْوَنُ مِنَ النَّار» «شرمساری در دنیا آسانتر از دوزخ رفتن است.» (حسن بن على‌ابن شعبه حرانى، «تحف‌العقول، ص 234)  

حكایت

حُرّ بن یزید ریاحی(ره) جهت بستن راه بر كاروان ابی‌عبدالله‌(ع) به كربلا آمد امّا در اولین برخوردی كه با سالار شهیدان(ع) نمود، اگرچه در آن هنگام هنوز مخالف و مخاصم بود اما از همانجا وجدانش بیدار شده و در درونش قیامتی به راه افتاد و قبل از آن جنگی كه در عاشورا نمود، جنگ‌ها در درونش رخ داده بود. در روز عاشورا، قاضی وجدان آخرین رأیش را صادر كرد و به او گفت: حرّ در این لشکر بیكران تو مگر نباید بجنگی؟ و مگر ممكن نیست تو كشته شوی؟ پس چرا در ركاب دشمن باشی؟

حرّ به ندای وجدان بیدارش لبّیك گفت و به سمت حرم امام(ع) حركت نمود امّا با خود گفت: اكنون كه می‌روی پس با انكسار و شكستگی برو تا مورد عفو واقع شوی. حُرّ با پشیمانی و شرمساری به حضور حضرت(ع) آمد و سر به زیر كرده و گفت: پسر پیغمبر «هَلْ لِی مِنْ توبةٍ» آیا برای من و جرم عظیم من راه توبه و بازگشتی هست؟ حضرت به او رو كرد و فرمود: «یا شیخُ اِرْفَعْ رَأسَكَ» «ای حُرّ سرت را بلند كن» و از زمانی كه امام حسین(ع) این سخن را فرمود، حُرّ در دنیا و آخرت سر بلند شد و به مرحله‌ای می‌رسد كه هنگام شهادت امام حسین(ع) سر حُرّ را در دامن گرفت و فرمود: «بخٍ بخٍ یا حرّ أنتَ حرٌ كما سمّیت فِی الدّنیا وَ الآخِرهًْ» «آفرین آفرین بر تو ای حرّ، تو در دنیا و آخرت حرّ هستی همانگونه كه تو را حرّ نامیدند.» (محمد بن على ابن بابویه (صدوق)، «الأمالی، ص 160)

حُرّ چه زیبا درك نمود آیه‌ شریفه‌ قرآن‌كریم را كه می‌فرماید: «مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَه غَفُوراً رَحیماً» «آن كس كه توبه كند و ایمان بیاورد و كار شایسته كند كه البته خداوند لغزشهایشان را تبدیل به ثواب و نیكى‏ها خواهد كرد زیرا پروردگار بخشنده و مهربان است.» (فرقان-70)

سلطه‌ شیطان

بعضی از افراد در مورد سلطه‌ شیطان خرده می‌گیرند كه چگونه خداوند موجود خطرناكی به نام شیطان را بر نوع انسان مسلّط ساخته و در عین حال از آنها می‌خواهد كه پیروی شیطان نكنند. باید دانست كه شیطان از دیوار و پشت‌بام وارد نمی‌شود، بلكه در می‌زند. هر كس در را به روی او گشود، شیطان وارد خانه‌ دلش شده و بر او مسلط می‌شود امّا كسی كه در را به رویش ببندد، شیطان به ناچار مأیوسانه بر می‌گردد. قرآن‌كریم در مورد تسلط شیطان بر انسان چنین می‌فرماید: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلىَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَلىَ‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» «به‌درستی كه شیطان، بر كسانى كه ایمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند، تسلّطى ندارد.» (نحل- 99)

مقدّمات سلطه‏ شیطان را خودمان فراهم می‏كنیم. تا مردم ولایت منحرفان را نپذیرند، آنان كاری از پیش نمی‏برند.

در واقع وسوسه‌های تدریجی شیطان، همانند میكرب‌های بیماری‌زا هستند كه در همه جا وجود دارند. اما از نظر ابتلا، تنها آن گروه را مبتلا می‌سازند كه بر اثر ضعف بُنیه، قدرت مقاومت در برابر میكروب را ندارند. قرآن، إستیلا و تسلط شیطان را تنها بر كسانی می‌داند كه او را دوست خود گرفته‌اند و به اغوا و فریب شیطان، نسبت به خدای یكتا شرك ورزیده‌اند.

«إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلىَ الَّذِینَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ» «تسلّط او تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزیده‏اند، و آنها كه نسبت به او [خدا] شرك مى‏ورزند. (و فرمان شیطان را به جاى فرمان خدا، گردن مى‏نهند)» (نحل ـ100)

موحّدین واقعی از نفوذ شیطان بیمه هستند، لكن هر كس به سراغ غیر خدا رفت نفوذ پذیر می‏ شود.

امام علی(ع) می‌فرماید: «ذِكْرُ اللهِ دعامَةُ الإیمَانِ وَ عِصْمَةُ مِنَ الشّيْطَانِ» «یاد خدا ستون ایمان و مصونیت از شیطان است» (عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غرر‌الحكم و درر‌الكلم، ص 188)

بله، درست است كه شیطان به هنگام در زدن اصرار می‌ورزد و پافشاری می‌كند اما در برابر او فرشتگان الهی نیز هشدار می‌دهند و امدادگری می‌كنند و شیطان نسبت به كسی كه خودش را در پناه خداوند قرار داده، ضعیف می‌باشد.

كمینگاه یأس

كمینگاه و گلوگاه به موقعیت‌هایی گفته می‌شود كه برای دشمن فرصتی طلایی و برای ما سخت شكننده و خسارت بار است؛ چون در این موقعیت‌ها، شرایط ما به گونه‌ای است كه در تیررس دشمن قرار داریم و هر لحظه ممكن است در دام او گرفتار شویم؛ مانند ماهی كه غافل از دام و كمین است و ناگاه به دام می‌افتد و صید می‌شود. یكی از این كمینگاه‌ها و فرصت برای شیطان، هنگامی بوجود می‌آید كه انسان از رحمت خدا مأیوس گردد. یأسی كه پس از شرك به خدا هیچ گناهی بزرگتر از آن نیست و آدمی را تا سر حد كفر پایین می‌آورد و از گناهان كبیره نیز شمرده شده است. چنانكه قرآن‌كریم می‌فرماید: «إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ» «از رحمت خدا كسى مأیوس نمى‏شود، مگر آنكه از گروه كافران باشد.» (یوسف ـ 87)

یأس از رحمت خدا و ناامیدی از برآوردن خواسته‌ها و نیازها، بحران می‌آفریند و سبب جرأت بر جمیع گناهان می‌گردد؛ چون می‌گوید: حال كه من مورد عذاب خدا قرار گرفته‌ام چرا خود را از شهوت دنیا محروم نمایم؟ به قول ضرب‌المثل معروف: « آب كه از سر گذشت، چه یك ذرع چه صد ذرع ـ چه یك نی چه صد نی!»

و در واقع خود را بی‌پناه می‌پندارد. و شیطان نیز در جست‌وجوی چنین انسانهایی است كه از درگاه خدا قطع امید كرده و بی‌پناه شده‌اند. ابو نصر بزنطی كه از اصحاب امام هشتم علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) است، می‌گوید: خدمت امام عرض كردم: فدایت شوم؛ چند سالی است كه از خدا حاجتی می‌طلبم و در دلم از تأخیر اجابت‌ آن، احساسی دارم؛ حضرت فرمودند: «إِيَّاكَ وَ الشَّيْطَانَ أَنْ يَكُونَ لَهُ عَلَيْكَ سَبِیلٌ حَتَّى يُقَنِّطَكَ» «مواظب باش! شیطان از این رهگذر، تو را به وسوسه نیندازد تا آنكه مأیوست نماید.» (اصول کافی، ترجمه مصطفوی، ج 4 ص 244 )

حكایت

مرد عابدی همیشه با خدای خویش راز و نیاز می نمود و داد «اللّه اللّه» داشت. روزی شیطان بر او ظاهر شد و وی را وسوسه كرد و كاری كرد كه این عابد برای همیشه خاموش شد. به او گفت: ای مرد، این همه كه تو گفتی، اللّه، اللّه، سحرها از خواب خوش خویش گذشتی و بلند شدی و با این سوز و درد گفتی: «اللّه، اللّه، اللّه» و خدا خدا می‌گویی، آن هم با این همه درد، آخر یك مرتبه شد كه تو لبیك بشنوی؟ تو اگر به در خانه‌ هر كس رفته بودی و این اندازه ناله كرده بودی، لااقل یك مرتبه جوابت را داده بودند. این مرد دید ظاهراً حرف منطقی است!

لذا در او موثر افتاد و از آن به بعد دهانش بسته شد و دیگر اللّه، اللّه نمی‌گفت!

در عالم رؤیا هاتفی به او گفت: تو چرا مناجات خودت را ترك كردی؟

پاسخ داد: من می‌بینم این همه مناجات كه می‌كنم و این همه درد و سوزی كه دارم یك مرتبه نشد در جواب من «لبّیك» گفته شود.

هاتف گفت: ولی من از طرف خدا مأمورم كه جواب تو را بدهم.

گفـت آن الله تــو لبّیـك مـاست/ و آن نیاز و درد سوزت پیك مـاست
حیلـه‌ها و چـاره‌ جـوییهـای تــو/ جذب ما بود و گشاد این پای تـــو
ترس و عشق تو كَمند لطف مـاست/ زیـر هـر یـا ربّ تـو لبّیـك ‌هاست (مولوی، مثنوی معنوی/ مثنوی)

یعنى همان درد و سوز و عشق و شوقی كه ما در دل تو قرار دادیم این خودش لبیك ماست!

صدقه، كمر شكن!؟

یكی از دستوراتی كه در اسلام بر آن تاكید شده و از اهمیت بسزایی برخوردار است، انفاق كردن و صدقه دادن است، ارزش و اهمیت آن به اندازه‌ای است كه بیش از هشتاد آیه قرآن، به آن پرداخته است. قرآن وقتی سیمای پرهیزكاران را بیان می‌كند، یكی از اوصاف نیك آنان را انفاق كردن می‌داند. «الَّذینَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقیمُونَ الصَّلاهًَْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ»

« [متّقین] كسانى هستند كه به غیب ایمان دارند و نماز را به پاى مى‏دارند و از آنچه به آنان روزى داده‏ایم، انفاق مى‏كنند.» (بقره- 3)

امّا انسان در راه انجام انفاق با موانعی روبرو است كه قرآن‌كریم یكی از موانع مهم انفاق و صدقه را وسوسه‌های شیطانی می‌داند كه انسان را از فقر و تنگدستی می‌ترساند، بخصوص اگر اموال خوب و قابل استفاده را انفاق كند و چه بسا این وسوسه‌های شیطانی مانع از انفاق‌های مستحبی در راه خدا و حتی انفاق‌های واجب مانند زكات و خمس شود.

قرآن‌كریم در این راستا می‌فرماید: «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ» «شیطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهیدستى مى‏دهد؛ و به فحشا (و زشتی‌ها) امر مى‏كند.» (بقره- 268)

می‌گوید: تامین آینده خود و فرزندان را فراموش نكنید و از امروز فردا را ببینید و آنچه بر خویش رواست بر دیگری روا نیست و امثال این وسوسه‌های گمراه كننده را مكرّر به انسان می‌گوید.

به علاوه شیطان، انسان را وادار به فحشاء می‌كند كه منظور از آن هر معصیتی است، زیرا شیطان به وسیله ترس از فقر و تهیدستی انسان را وادار به كسب مال از هر طُرُق نامشروع می‌كند. بنابراین شیطان با وعده‌های فقر خود، علاوه‌بر اینكه توفیق انفاق و صدقه را از انسان می‌گیرد، آدمی را وادار به فحشاء و معصیت نیز می‌نماید.

از همین جهت پیامبر اكرم(ص) فرمود: «الصَّدَقَةُ تَكْسِرُ ظَهْرَهُ» «صدقه كمر شیطان را می شكند.» (شیخ حرّ عاملی، وسائل‌الشّیعه، ج 10، ص 296)

1- شیطان: «من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنا بر این، مرا سرزنش نكنید خود را سرزنش كنید!» بدین گونه شیطان پاسخ دندان‌شكنی به همه‌ كسانی كه گناهان خویش را به گردن او می‌اندازند و او را عامل انحراف خود می‌شمرند و به او لعنت می‌فرستند، می‌دهد. شیطان جز درحد دعوت، نقشی در عمل انسان ندارد.

..............................
پایان پیام/ 167



مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License