در سالگرد یار دیرین امام و انقلاب؛

آیت‌‌‌الله ملکوتی سرباز واقعی امام زمان(عج) بود/ مرجعیت را رها کرد و گفت: هر چه امام(ره) بگویند عمل می‌کنم ولو اینکه موقعیت خودم ضایع شود

  • کد خبر : 750561
  • منبع : اختصاصی ابنا
خلاصه

آیت‌الله ملکوتی به انقلاب بسیار علاقمند بود و خود را سرباز اسلام، انقلاب و امام زمان می‌دانست و همواره می‌گفت: من سرباز هستم هر چه امام خمینی(ره) بگوید عمل می‌کنم.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

روز چهارم اردیبهشت، سالگرد ارتحال مرحوم آیت‌ الله العظمی میرزا «مسلم ملکوتی»، فقیه شیعه، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نماینده مردم در مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه اسبق تبریز است.

به این مناسبت، به سراغ آیت‌ الله «علی ارومیان» از شاگردان آن فقید سعید رفتیم و درباره خصوصیات فردی و شخصیت علمی، سیاسی و اجتماعی مرحوم آیت‌‌الله ملکوتی با وی به گفتگو نشستیم.

آیت الله ارومیان دو دوره نماینده آذربایجان شرقی در مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی بوده و هم‌اکنون عضو هیأت استفتائات دفتر مقام معظم رهبری است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به کوشش: علیرضا برومند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ابـنا: از چه سالی با آیت‌ الله ملکوتی(ره) آشنا شدید و در چه دروس ایشان شرکت می‌کردید؟

ـــ من اواخر سال 1331 ش. برای تحصیل علوم دینی وارد "قـم" شدم. در شهر مقدس قم دنبال استاد می‌گشتم تا از محضر او استفاده کنم. به درس چندین استاد رفتم که اکنون اکثر آنان رحلت کرده اند. بعد از پرس و جو و تحقیقی که کردم، آیت‌ الله مسلم ملکوتی را معرفی کردند که آن زمان به «آقا مسلم سرابی» معروف بودند [آیت الله مسلم ملکوتی در سال 1303 ش. در شهر "سراب" استان آذربایجان شرقی به دنیا آمدند]. ایشان بعداً نام خانوادگی خود را در شناسنامه عوض و به ملکوتی تغییر دادند.

پیش ایشان چندی درس خواندم و متوجه شدم آنکه دنبالش هستم را پیدا کرده‌ام. البته به محضر درس چند استاد دیگر هم رفتم، اما دیدم درس آیت الله ملکوتی قابل استفاده تر است و می‌توانم فرمایشات وی را بهتر درک کنم؛ لذا درس را نزد ایشان با جدیت شروع کردم.

ابـنا: در کدام دروس آیت‌ الله ملکوتی(ره) شرکت می‌کردید؟

ـــ در زمینه فقه و اصول "رسائل"، "مکاسب" و "کفایه" از محضر ایشان استفاده کردم.

ابـنا: همه این درسها را در "قـم" خواندید؟

ـــ از اول نیت من این بود که به "نجف اشرف" بروم. چون ایشان خیلی به من محبت داشتند و ارتباط ما از استاد و شاگردی به دوستی مبدل شده بود یک روز که با هم صحبت می‌کردیم ایشان گفتند: "من هوای نجف را دارم". من هم در پاسخ به آقای ملکوتی گفتم: "من هم آمدم چند سالی در قم باشم بعد به نجف مشرف شوم".

هزینه گذرنامه‌ آن زمان 300 تومان بود. آیت‌الله ملکوتی گذرنامه را گرفته و به نجف مشرف شدند. من هم در تلاش بودم که به نجف بروم اما در آن دوران 300 تومان نداشتم. حوادثی هم برای خانواده‌ام پیش آمد که نتوانستم گذرنامه بگیرم. پیگیر شدم تا پاسپورت دانشجویی بگیرم. حدود 15 روز طول کشید و از قم به تهران آمدم. به "مدرسه برهان" در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) رفتم؛ دوستی پیدا کرده و در اتاقش ماندم. به ضامن هم نیاز داشتم که پیدا کردم. بالاخره بعد از مدتی به نجف مشرف شدم.

نزد آیت‌ الله ملکوتی رفتم. ایشان در "مدرسه بادکوبه‌ای" اتاقی داشت. بنده و چند نفر از طلاب از ایشان اجازه گرفتیم و به محضر وی در مدرسه بادکوبه‌ای شرفیاب شدیم و کفایه را خواندیم. اما این کفایه خواندن، کفایه خواندن عادی نبود. اگر من چند دقیقه به کلاس دیر حاضر می‌شدم ایشان درس را شروع نمی‌کرد. ایشان به من لطف زیادی داشت. بحث علمی مطرح می‌کرد تا طلاب مشغول شوند و وقتی من می‌رسیدم درس اصلی را شروع می‌کرد. اما طلاب دیگر که دیر می‌آمدند این طور نبود و از درس عقب می‌ماندند.

یکی از طلاب به آیت‌الله ملکوتی گفت: "چرا وقتی آقای ارومیان نیست صبر می‌کنید تا بیاید ولی ما که تأخیر می‌کنیم و آقای ارومیان حاضر است، شما درس را شروع می‌کنید و ما از درس عقب می‌مانیم؟" آیت‌الله ملکوتی گفتند: "یکی از شاگردان افلاطون، ارسطو بود. وقتی ارسطو در محضرش حاضر می‌شد افلاطون درس را شروع می‌کرد اما وقتی ارسطو نبود بعضی از مطالب را می‌گفت تا ارسطو بیاید، بعد درس را شروع می‌کرد". ایشان اینقدر به من لطف داشت. چون می‌دیدند که من مطالبی که در درس گفته می‌شود را خوب می‌نویسم و خوب حفظ می‌کنم، روی من حساب باز کرده بودند.

آیت‌الله ملکوتی خانواده‌ خود را به نجف آورد و ما ارتباط خانوادگی هم با ایشان داشتیم. به گونه‌ای بود که ایشان من را فرزند خودشان می‌دانست و آن قدر لطف و محبت داشت که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فرمود من شما را از فرزندانم جدا نمی‌کنم. حتی ایشان مدتی تدریس نکردند و بقیه مطالب را به من سپردند و به طلاب گفتند: "از آقای ارومیان استفاده کنید".

ابـنا: با توجه به آن نوشتن ها، تقریراتی از درس ایشان دارید؟

ـــ بله؛ شرحی از درس کفایه ایشان را نوشته‌ام؛ ولی چاپ نشده است.

ابـنا: نزد ایشان فقط فقه و اصول خواندید؟

ـــ خیر؛ به همراه تعدادی از طلاب، "باب حادی عشر" و همین طور "شرح تجرید" را از محضرشان بهره بردیم. مقداری از هیئت و نجوم هم از ایشان یاد گرفتیم. "منطق"، "منظومه" و "حکمت" را نیز نزد ایشان خواندم.

آیت‌ الله ملکوتی درس "اسفار" را هم پس از مدتی شروع کرد و بنده و تعدادی از طلاب به کرسی درس ایشان رفتیم. من هر چه دارم از مرحوم آیت‌الله ملکوتی است و اغراق هم نمی‌کنم.

ابـنا: روش علمی و تدریس آیت الله ملکوتی(ره) چگونه بود؟

ـــ روش علمی و شیوه تحقیقی آیت‌ الله ملکوتی در تحقیق و تدریس، در مرحله نخست، بررسی آراء و نظرات استادان خود و نیز نقد و بررسی مبانی و اقوال استادانِ اساتیدش مانند «میرزای نایینی»، «شیخ محمدحسین غروی اصفهانی»، «آقا ضیاء عراقی» و «آخوند خراسانی بود». 

آیت‌ الله ملکوتی حافظه بسیار عجیبی داشت و تقریرات مرحوم آیت‌الله میرزای نایینی را حفظ بود. می توانم بگویم که ایشان در تمام زمینه‌های علمی حوزه نابغه بود.

 آیت‌الله ملکوتی غیر از فقیه بودن، حکیم و فیلسوف بودند و خدا به ایشان حافظه قوی داده بود. در تمام علوم اسلامی مبرز و مجتهد مسلم بودند. در کنار فقاهت، مدقق و خیلی محقق بودند و در تحقیقات، خیلی عالی وارد مباحث می‌شدند. 

ابـنا: آیت‌ الله ملکوتی از ابتدای نهضت امام خمینی(ره) همراه ایشان بودند. رابطه ایشان با امام(ره) از نجف شکل گرفت؟

ـــ آیت‌ الله ملکوتی ارادت و علاقه خاصی به حضرت امام خمینی(ره) داشتند. وقتی امام(ره) به نجف مشرف شدند از جمله بزرگانی که به منزل آنها رفتند منزل آیت‌الله ملکوتی بود.

آیت‌الله ملکوتی به من هم توصیه می‌کردند که درس امام خمینی(ره) را ترک نکنم. وقتی هم که شرایطی ایجاب نمود که از نجف به تهران منتقل شوم و آیت‌الله ملکوتی هم از نجف به تهران آمد، تمام فکر و ذکر ایشان درباره جریانات امام خمینی(ره) بود.

ابـنا: چه شد که آیت‌ الله ملکوتی برای امامت جمعه به تبریز رفتند، در حالی که اشتغال اصلی ایشان دروس حوزوی بود؟

ـــ وقتی که امام(ره) به ایران تشریف آوردند و انقلاب پیروز شد، وضع تبریز به هم ریخته بود. با ماجرای منافقین و شهادت «آیت‌ الله قاضی طباطبایی» و «آیت‌ الله مدنی تبریزی» که نمایندگان امام خمینی(ره) در آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز بودند، ایشان آیت‌الله ملکوتی را به عنوان امام جمعه تبریز تعیین کردند.

ابـنا: اما با توجه به علمیت و جامعیت آیت‌ الله ملکوتی، ایشان امید آینده برای مرجعیت بودند...

ـــ بله؛ همان زمانِ منصوب شدن به امامت جمعه تبریز، در میان دوستان صحبتی شد و به ایشان گفتند که موقعیت شما در قم خوب است و یکی از مراجع تقلید آینده هستید و با قبول این سِمَت امام جمعگی، موقعیت‌تان در قم از دست می‌رود. اما آیت‌الله ملکوتی که خیلی به انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) اعتقاد داشتند در پاسخ به حرف‌های ما گفتند: "من یک سرباز هستم و به امام خمینی(ره) عقیده دارم. هر چه نظر امام خمینی باشد من هیچ مضایقه‌ای ندارم" و به تبریز رفتند.

بنده به همراه مقام معظم رهبری به تبریز رفتیم و در نماز آیت‌ الله ملکوتی شرکت کردیم. یادم هست آن زمان جریناتی پیش آمده بود و آیت الله خامنه ای ما وقع را از آیت‌ الله ملکوتی پرسیدند. من هم در کنار این دو بزرگوار بودم و مکالمه را می شنیدم. آنجا هم آیت‌الله ملکوتی در پاسخ به سخنان رهبری گفتند: "من یک سرباز هستم".

یعنی آیت‌ الله ملکوتی سرباز اسلام و سرباز واقعی امام زمان(عج) بودند. از لحاظ ایمان، عقیده، معرفت و کمال بسیار بزرگوار بودند. آنقدر به انقلاب و امام خمینی(ره) عقیده داشتند که خود، مقام و موقعیت آینده اش را فدای انقلاب کردند.

ابـنا: رابطه ایشان با رهبر معظم انقلاب اسلامی چطور بود؟

ـــ همانطور که گفتم آیت الله ملکوتی مکرر می‌گفتند: "آقای ارومیان! من یک سرباز هستم و هر چه امام(ره) بگویند عمل می‌کنم ولو اینکه موقعیت خودم ضایع شود". پس از امام(ره) هم، به بنده مکرر می‌گفتند: "سلام مخصوص من را به آیت‌ الله خامنه‌ای برسانید". با آن مقام علمی، خود را کوچکترین فرد در مقابل مقام معظم رهبری می‌دانستند.

ابـنا: اگر در پایان بخواهید در یک جمله، آیت‌الله ملکوتی را معرفی کنید چه می‌فرمایید؟

ـــ  آیت‌ الله ملکوتی مردی عالم، مجتهد، محقق، حکیم و فیلسوف بود. از شاگردان مخصوص امام خمینی(ره) در حکمت بود و از محضر «علامه طباطبایی» هم استفاده کرده بود. حافظه ای بسیار قوی داشت و ایمان و تقوای وی نیز عجیب بود. با آن مقام علمی و بزرگواری  که داشت بسیار خاکی و متواضع به تمام معنا بودند. در مقابل پای طلاب بلند می‌شدند و به طلبه‌ها احترام می‌کردند. واقعا سرباز امام زمان(عج) و انقلاب اسلامی بودند.

در نمازها و زیارت ها دعاگوی ایشان بوده و رهین منت ایشان هستم. افتخار می‌کنم که خیلی از ایشان استفاده کرده‌ام. خداوند درجات ایشان را عالی کند.

................................
پایان پیام/ 101


نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

مرجعیت شیعه در طول تاریخ، جامع بین علم و عمل بوده است/ می خواستند حوزه های ایران و عراق را ریشه کن کنند؛ اما علماء نه تنها حوزه را نگه داشتند، بلکه ابعاد معرفتی آن را گسترش دادند/ آیت الله حسینی شاهرودی حامی انقلاب، امام(ره) و رهبری بود