انصاف چیست؟

  • کد خبر : 770860
  • منبع : روزنامه کیهان
خلاصه

انسان غیرمنصف وقتی از جاده حق و عدالت خارج می‌شود، در واقع مرتکب گناه و فعل حرام گشته است. به تعبیر امام علی(ع) ظالم‌ترین روش آن است که از مردم انتظار انصاف داشته باشی، اما خود با مردم با انصاف عمل نکنی.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به کوشش: محمدمهدی رشادتی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انصاف از جمله موثرترین عوامل تحکیم روابط خانوادگی و حسن تفاهم میان افراد جامعه است.

به فرموده امام علی(ع): «انصاف موجب دوام و پایداری محبت و الفت بیشتر دل‌ها می‌شود.» (غررالحکم ج 2 ص 476)

در بعضی روایات از انصاف با عنوان «سخت‌ترین واجبات» یاد شده است. (اصول کافی ج 3 ص 215)

انصاف پنجره فهم متقابل بین انسان‌هاست. بدون این ویژگی گویا آدمی در یک جاده یک‌طرفه، بر خلاف جهت حرکت ماشین‌ها می‌رود و هر آن ممکن است، تصادف کرده و در گرداب هلاکت، واژگون شود.

دشواری عمل به انصاف به این دلیل است که فرد باید از خود هزینه کند. حق را محترم شمرده و میوه عدالت را در پیمانه رفاقت و دوستی، هم‌سنگری و همسری، لبریز نماید.

با چنگ زدن به دستگیره انصاف، آسایش به زندگی‌ات بر می‌گردد و در سایه بزرگواری و منش شرافت‌مندانه، به برترین مرتبه ایمان نائل می‌شوی و در جوار قرب و خشنودی پرودگار خویش، سرود بندگی سرخواهی داد. (غررالحکم ج 2 ص 475 تا 479)

* معناشناسی انصاف

انصاف در لغت از واژه «نصف» گرفته شده  و به معنای میانه، وسط، حق‌گرایی و عدالت‌ورزی به کار می‌رود.(فرهنگ نوین، ص 710)

و در اصطلاح به مفهوم طرفداری و حمایت کردن از حق، اظهار نمودن و بیان کردن حق، ایستادگی و مقاومت در راه حق، تعریف شده است.

در مقابل اگر حق را به نحوی کتمان نموده و از آن حمایت نکنیم، از جاده انصاف خارج گشته‌ایم و نام چنین حالتی را «عصبیت یا تعصب ناپسند» می‌گذارند. (معراج السعادهًْ، ملا احمد نراقی،  ص 256 و درس‌هایی از اخلاق اسلامی آیت الله علی مشکینی (ره)، ص 235)

* گفتار بزرگان دین درباره انسان منصف

1- در حدیث آمده: منصف کسی است که حق را بگوید، چه به نفع او باشد و چه به زیان او.

2- در حدیث آمده: اگر همان چیزی که تو را خوشحال می‌کند، برای دیگران نیز همان را بخواهی، بدان که انسان منصفی هستی. (اصول کافی ج 3 ص 214 و 215)

3- امام حسن(ع) در تعریف انصاف فرمود: با مردم چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند. (فرهنگ سخنان امام حسن(ع)، محمد دشتی، ص 437)

4- امام خمینی(ره) می‌نویسد: علامت شخص منصف، آن است که حق را با هر طرف هست، از آن طرف حمایت کند، گرچه آن طرف از دشمنان باشد.(چهل حدیث،امام خمینی (ره)، ص 146)

5- امیرالمومنین علی(ع) در تفسیر آیه 90 سوره نحل «ان‌الله یامر بالعدل و الاحسان، خدواند به عدل و احسان فرمان می‌دهد» عدل را به بنای انصاف و احسان را به معنای بخشش و تفضل، تعریف می‌کنند. (حکمت 231)

با توجه به مطالب گفته شده، به نظر می‌رسد: اولا، انصاف هم‌ردیف معنای عدالت و حقیقت (عدل محوری و حق‌محوری) است. و شخص منصف به کسی اطلاق می‌شود که هم عادل باشد و هم حق‌گرا.

در مقابل شخص بی‌انصاف کسی است که به نحوی مرتکب «ظلم و باطل» می‌شود.

ثانیا، انسان غیرمنصف وقتی از جاده حق و عدالت خارج می‌شود، در واقع مرتکب گناه و فعل حرام گشته است. به تعبیر امام علی(ع) ظالم‌ترین روش آن است که از مردم انتظار انصاف داشته باشی، اما خود با مردم با انصاف عمل نکنی. (غررالحکم ج 2 ص 477)

* انتظارات یک‌طرفه

برخی از ما، با مردم و همسران خود برخورد نادرستی داریم، اما دوست داریم که با ما برخورد شایسته‌ای داشته باشند. هر انسانی به اقتضاء «حب ذات» انتظار دارد که نتایج رفتار و گفتار دیگران به نحوی به نفع وی تمام شود.

وقتی که برای کاری به سازمانی مراجعه می‌کنم، توقع دارم عدالت را کاملا رعایت کند و از تبعیض ناراحت می‌شوم. انتظار دارم نشانی فلان‌کس را درست به من بگویند. از میزبان توقع احترام دارم.

دلم می‌خواهد همسایه‌ام آزاری به ما نرساند. از فروشنده کالا انتظار انصاف دارم. از راننده توقع نظم و رعایت قانون دارم. از چشم‌پوشی و گذشت خطاهایم توسط دیگران خرسند می‌شوم.از همسرم توقع دارم، عذرم را از این که دیر آمدم بپذیرد. خستگی مرا درک کند. دوست دارم در زندگی قناعت کند. علاقه‌مندم پاکیزه و مرتب باشد. به پدر و مادر و دوستانم احترام بگذارد.

خوشحال می‌شوم که غذا را به موقع آماده کند. خانه همیشه مرتب و تمیز باشد. در سخن گفتن، ادب را رعایت نماید. اهل دعا و عبادت و زیارت باشد. می‌خواهم همیشه سخن راست از او بشنوم و ده‌ها انتظار دیگر که می‌توان برشمرد.

* انتظارات  دوطرفه

این پرسش به‌طور جدی مطرح است که، چرا در عمل نمی‌توانیم انتظارات دیگران به ویژه همسرمان را جامه عمل بپوشانیم؟

در پاسخ باید گفت: به نظر می‌رسد که ما مشکل‌ فکری و معرفتی داریم. باید نگاه‌مان را تغییر دهیم. نگاه و تصور ما «نگاه سود محور» است. رفتار ما از «منفعت‌طلبی یک‌طرفه» ناشی می‌شود.

به منظور اصلاح آن لازم است، نگاه و بینش ما «واقع‌بینانه و دوطرفه» باشد و نه نگاه منفعت‌طلبانه و ظالمانه و یک‌طرفه. امام علی‌(ع) فرمود: «ظالم‌ترین روش آن است که از مردم انتظار انصاف داشته باشی اما خود آن‌گونه با آنها رفتار نکنی.» (غررالحکم ج2 ص 477)

برای اینکه بتوانیم این نگاه را تصحیح کنیم، شاید یکی از بهترین روش‌ها، آن است که سعی نماییم خودمان را جای  دیگران قرار دهیم. به این نحو که من خود را جای طرف مقابل یعنی همسر، فرزند، همسایه، همکار، ‌رفیق، مغازه‌دار و... قرار می‌دهم. در این لحظه با خود می‌اندیشم که من چه انتظاری از او خواهم داشت و دوست دارم با من چگونه رفتار کند. اگر موفق به این «جایگزینی» شدم آنگاه نگاهم اصلاح شده و واقع‌بینانه عمل خواهم کرد.

به عنوان مثال: فرض کنیم، همسایه ما 2یا3 کودک قد و نیم قد دارد، و مرتب گریه کرده و شلوغ می‌کنند و سر و صدای آنها ما را اذیت می‌کند. آیا صحیح است که به والدین آنها تذکر دهیم که بچه‌ها را آرام کنید؟

من برای درک این وضعیت، ضروری است خودم را جای آن همسایه بگذارم و فرض می‌کنم که آنها بچه‌های خودم هستند. قدر مسلم در این فرض، انتظارم از همسایه این است که ما را درک کند و رفتار بچه‌ها را تحمل نماید. بنابراین عین همین توقع و انتظار را، آنها نیز از من دارند که در مقابل شیطنت کودکان صبوری بیش‌تری از خود نشان دهم.

* جایگزینی با همسر

در خصوص انتظاراتم از همسرم نیز دقیقا همین وضعیت وجود دارد. یعنی برای درک دقیق همسر خویش و تنظیم توقعات خودم از او،لازم است که خودم را به جای او بگذارم و خودم را از دریچه نگاه او ببینم. در این «حالت جایگزینی و به تعبیر دیگر خود مرکزی» قادر خواهم بود که شرایط وی را به خوبی ادراک کنم و در نتیجه انتظاراتم را از شریک زندگیم واقعی‌تر و منصفانه‌تر، تنظیم نمایم. بنابراین در پاسخ به این پرسش مهم که «ملاک و میزان رفتار من چگونه باید باشد» می‌گویم: همان علائق و توقعات من از همسرم و دیگران است. به عبارت دیگر ملاک رفتارم باید «حق» باشد. در این صورت انسان منصفی خواهم بود والا گرفتار ویژه‌گی«تعصب ناپسند» می‌شوم. روشن است که در این رابطه، مهم تشخیص«حق» است. به طور اجمال عرض می‌شود که: آگاهی‌های فطری، آموزه‌های دینی و هنجارها و ارزش‌های جامعه اسلامی، بسیار در تشخیص رفتار حق مدارانه موثر و راه گشاست.

* مرکب بهشت

روزی یک عرب خدمت پیامبراکرم(ص) آمد، در حالی که حضرت عازم جهاد بود عرب رکاب شتر پیامبر(ص) را گرفت و گفت: یا رسول‌الله، به من کاری را یاد دهید که مرا به بهشت برساند. حضرت فرمود: هرگونه دوست داری که مردم با تو رفتار کنند، تو نیز با آنها همان گونه رفتارکن و هرچه را دوست نداری که با تو عمل کنند، تو نیز آن را انجام نده. (اصول کافی ج3 ص216)

یعنی همان طور که من از دیگران بویژه از همسرم، انتظار درستی، صداقت، گذشت، مدارا، نرمی، مهربانی، کمک و یاری، همراهی و...دارم، باید این درک را داشته باشم که طرف مقابل و همسرم نیز، همین انتظارات را از من خواهد داشت.

* سخت‌ترین تکالیف الهی

عبدالاعلی پسر اعین، از کوفه عازم مدینه شد و در خدمت امام صادق(ع) پرسش‌هایی را که دوست داران حضرت کرده بودند، از ایشان پرسید، امام همه سؤالات را پاسخ دادند جز یک پرسش را که درباره حقوق مسلمانان با یکدیگر است، بی‌جواب گذاشتند.

روزی که عبدالاعلی خواست برگردد، دوباره به امام عرض کرد، آقا آن سؤال را پاسخ ندادید. حضرت فرمود: من عمداً جواب ندادم. زیرا نگران بودم، حق را بگویم و شما عمل نکنید و از دین خدا خارج گردید، و در ادامه فرمود: به طور قطع از جمله سخت‌ترین تکالیف الهی درباره بندگان، سه چیز است:

1- رعایت عدل و انصاف میان خود و دیگران، به طوری که با برادر مسلمان خود آن گونه رفتار کند که دوست دارد با خودش چنان رفتار نمایند.
2- مال خود را از برادران مسلمان مضایقه نکند و با آنان به مواسات عمل نماید.
3- یاد کردن خدا در همه حال، و منظور پیوسته «سبحان‌الله و الحمدلله» گفتن نیست، بلکه مقصودم این است که فرد آن چنان باشد که وقتی با کار حرامی مواجه می‌شود، یاد خدا که همواره در دلش هست، جلو او را بگیرد.(داستان راستان، شهید مرتضی مطهری(ره)، ص364)

* تمام سخن در چهار کلمه

امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال به حضرت آدم(ع) وحی کرد: من تمام سخن را در چهار کلمه برایت جمع کرده و خلاصه می‌کنم.

1- یک کلمه از آن من است، و آن این که تنها مرا عبادت کنی و چیزی را شریکم نسازی.
2- یک کلمه از برای تو است، پاداش عمل تو را می‌دهم آن هنگامی که بیش از هر وقت نیازمندتر هستی.
3- یک کلمه میان من و تو است، و آن اینکه، دعا از تو و اجابت از من است.
4- یک کلمه میان تو و مردم است، و آن این است که آن چه را برای خود می‌پسندی، برای مردم نیز پسند کنی و آن چه را که برای خود نمی‌خواهی، برای آنان نیز نخواهی. (اصول کافی ج3 ص216)

.............................
پایان پیام/ 167


نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License