تروریسم ضد شیعی در پاکستان، توطئه عادی سازی روابط با اسرائیل و پیام راهگشای مرجعیت

  • کد خبر : 1086033
  • منبع : ابنا
پیام آیت الله مکارم اتفاق غیر منتظره ای بود که با شناخت دقیق ایشان از اوضاع جاری پاکستان، و با توجه به لزوم اجرای احکام شرعی در خصوص دفن پیکرهای شهدا، ارسال و از همه شبکه های تلویزیونی پاکستان مکرر در مکرر پخش شد و آثار عمیقی از خود را برجای گذاشت و حتی به گفته برخی تحلیلگران پاکستانی این پیام باعث شد که پاکستان از یک بحران خطرناک نجات پیدا کند.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس سیاسی:

صبح روز یکشنبه 14 دی 1399 در منطقه "مچهی" واقع در ایالت "بلوچستان" جسد بی جان یازده کارگر یک معدن زغال‌سنگ پیدا شد که شب قبلش به دست تروریست ها به صورتی وحشیانه به شهادت رسیدند‌. تروریست هایوابسته به گروه "داعش" پس از شناسایی معدنچیان و محل سکونت آنها، شیعیان را جدا کرده، دست و پای آنها را بستند و با چاقو سرشان را بریدند. آنها سپس از محل جنایت متواری شدند.

تمامی افرادی که به شهادت رسیده‌اند از قوم شیعه "هزاره" بودند که سالهاست در پاکستان و افغانستان تحت ظلم هستند.

خانواده های این شهداء به همراه جمعی از معترضان وابسته به شیعیان هزاره در شهر کویته اقدام به تحصن در این شهر کردند. آنها پیکر شهداء را در بین خود گذاشته اند و با وجود گذشت چند شبانه روز از وقوع جنایت، راضی به دفن آنها نبودند. این امر به بقیه شهرهای پاکستان کشیده شد و با بروز برخی درگیری ها، خوف این می رفت که فتنه مذهب جدیدی این کشور را فرا گیرد.

تا اینکه سرانجام با درخوست عده ای از علمای پاکستان، آیت الله العظمی «مکارم شیرازی» پیامی برای خانواده های شهداء ارسال کردد و از آنها خواستند که برای احترام به شهیدان عزیزان خود، پیکرها را دفن و اعتراضات بر حق خود را از راه های مسالمت آمیز دیگری دنبال کنند. به دنبال این پیام، روز شنبه 20 دی ماه مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر قربانیان شیعه هزاره برگزار شد و خطر فتنه دفع گردید.

یک تحلیلگر مسائل شبه قاره، این حادثه را از زاویه های مختلف مورد کناش قرار داده که به خوانندگان ابنا تقدیم می شود:

    

              

**   تروریسم ضد شیعی در پاکستان و پیام راهگشای آیت الله مکارم شیرازی   **

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: فرهاد عارف دوست
◀️ بهمن 1399 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در ادامه بحران تروریستی در کشور پاکستان، تعدادی تروریست تکفیری در منطقه "مچ" - که در فارسی به "مچهی" معروف شد - واقع در 65 کیلومتری شهر "کویته"، مرکز ایالت "بلوچستان" پاکستان، به محل سکونت معدنچیان شیعه - که عمدتاً از شیعیان هزاره و از ساکنان شهر کویته هستند - حمله کرده و 11 نفر از ایشان را سر بریده و یا با شلیک گلوله به شهادت رساندند. "داعـش" مسئولیت این جنایت را بر عهده گرفت.

این حادثه در نوع خود اولین حادثه نبود و تفاوت زیادی با سایر حملات تروریستی علیه شیعیان کویته در 20 سال گذشته نداشت. تنها وجه تمایز آن با حملات گذشته این بود که مسئولیت عملیات تروریستی پیشین را "لشکر جهنگوی" یا "سپاه صحابه" بر عهده می گرفتند؛ اما مسئولیت این حمله را تروریستهای داعشی قبول کردند که بدان معنا بود که داعش اقدامات خود در پاکستان را علنی کرده و این موضوعی است که در جای خود و در فرصتی دیگر باید مورد بحث قرار بگیرد.

آنچه مهم است اینکه: برای سومین بار ، مردم کویته - و البته برخی سازمانها و احزاب شیعه - پیکرهای شهداء را به جای تدفین، در محلی مستقر نمودند و تحصن خود را با این شعار آغاز کردند که "تا نخست وزیر پاکستان نیاید و امنیت شیعیان منطقه را شخصاً ایجاد نکند، پیکرهای شهدا را به خاک نخواهیم سپرد و تحصن خود را پایان نخواهیم داد". در دو بار گذشته موفق نبود؛ و علامت این عدم موفقیت هم همین تکرار عملیات تروریستی علیه شیعیان است. 

این بار هم خانواده های شهدا جنازه ها را در مکانی گذاشتند و کنار جنازه ها تحصن کردند. برای همدردی و همبستگی با متحصنین شهر کویته، تظاهرات و تحصنهای دیگری نیز در سراسر کشور پاکستان - حتی مناطقی از هندوستان - برگزار شد.

سوءاستفاده احزاب از تروریسم ضد شیعی

در طول چند روز تحصن کویته، تعدادی از سیاستمداران به محل این اجتماع رفتند و دیدارهایی با آنها انجام دادند؛ از جمله برخی از سران دو حزب "مردم" و "مسلم لیگ" که اکنون جنبشی سیاسی برای ساقط کردن «عمران خان» نخست وزیر پاکستان به راه انداخته اند و تلاش کردند تا این تحصن خانواده های شهداء را به نفع جنبش خود مصادره کنند.

کمیته اداره کننده تحصن در برابر این سوء استفاده سیاسی اعلام کردند که: "ما شیعیان در زمان حاکمیت حزب مسلم لیگ و حزب مردم هم مورد حملات تروریستی بوده ایم. شما را به عنوان مهمان می پذیریم؛ ولی هیچ همبستگی بین ما و احزاب عضو جنبش وجود ندارد". که این اقدام، قابل تحسین بود.

جنبش احزاب سیاسی مخالف دولت علیه عمران خان چندی است که در سطح کشور پاکستان آغاز شده و جریان دارد. طبق برخی شواهد، نظامیان این کشور هم - به عنوان عنصر تعیین کننده در سیاست ملی - از این جنبش حمایت می کنند و دیدارهایی نیز بین سران احزاب مخالف و فرماندهان رده بالای ارتش در خفا انجام شده است.

تحلیل های مختلفی در مورد این جنبش سیاسی ارائه می شود. یک احتمال این است که این تحرکات از بیرون پاکستان هدایت می شود و برای بی ثبات کردن کشور است تا دولت را مجبور و ملزم به شناسایی رژیم اشغالگر قدس کند.

* پاکستان و توطئه عادی سازی روابط با اسرائیل 

اما درباره اینکه "نظر واقعی" حاکمان پاکستان برای عادی سازی روابط با دولت جعلی اسرائیل چیست، اختلاف نظر وجود دارد:

دسته ای از تحلیلگران بر این باورند که حکومت و ارتش، خواهان به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی هستند. لذا چون دولت کنونی بر خلاف تعهد اساسی خودش در این زمینه، نتوانسته است نظر غرب و اسرائیل را تأمین و با عربستان و امارات در زمینه عادی سازی روابط با رژیم یهودیان افراطی همکاری کند، بنابراین باید نخست وزیر استعفا دهد تا مجلس ملی فرد مناسبی را برای همکاری های مورد اشاره، انتخاب کند. پس جریانهایی در ارتش از جنبش ضد عمران خان حمایت می کنند و سفارتخانه های عربستان و امارات نیز - به عنوان نمایندگان غیر رسمی رژیم صهیونیستی - حامی این جنبش هستند.

اما دسته دیگری معتقدند که حکومت و ارتش مخالف عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی هستند و چون آقای عمران خان ثبات رفتاری ندارد و چرخش 180 درجه ای در سیاست را هنر سیاستمداران می داند، احتمال دارد که در یک اقدام غیر منتظره از امارات و عربستان پیروی کند و رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد و عوامل اسرائیل را به داخل کشور راه دهد (بویژه اینکه همسر اول و مادر پسران عمران خان یک خانم یهودی زاده بود و برخی می گفتند که آن ازدواج برای کمک به نزدیکی اسرائیل و پاکستان صورت گرفت). در این صورت دارایی های استراتژیک پاکستان - از جمله سلاحهای هسته ای این کشور - به خطر می افتد. بنابراین آنها علیه عمران خان وارد عمل شده و احزاب سیاسی را توجیه کرده اند که برای سرنگونی وی به میدان آیند.

هر کدام از دو نظر بالا که درست باشد، از آنجا که فعلاً نخست وزیر پاکستان اقدام به عادی سازی روابط با صهیونیست های کودک کُش نکرده یا زیر بار این ننگ نرفته است، بنا را بر این گذاشته اند که عمران خان را از صدارت خلع کنند و فرد دیگری را به جای او بر سر کار بیاورند. بنابراین وقتی خانواده های شهدای کویته و متحصنین از عمران خان خواستند که به کویته برود، ارتش اجازه این کار را به وی نداد چون این امر به افزایش محبوبیت او می انجامید.

* پیام مرجعیت و نجات پاکستان از بحران

اما وضع زمانی تغییر کرد که پیام تسلیت مرجعیت شیعه صادر شد و آیت الله العظمی «ناصر مکارم شیرازی» (حفظه الله) از خانواده های شهداء خواستند که پیکرهای عزیزان خود را به خاک بسپارند، اما مطالبات و اعتراضات خود را به صورت مسالمت آمیز و در چارچوب قانون ادامه دهند.

پیام آیت الله مکارم شیرازی اتفاق غیر منتظره ای بود که با شناخت دقیق ایشان از اوضاع جاری پاکستان و با توجه به لزوم اجرای احکام شرعی در خصوص دفن پیکرهای شهداء ارسال شد. این پیام به شکل "خبر فوری"، بسیار گسترده و مکرر در مکرر از شبکه های تلویزیونی پاکستان پخش شد و به تیتر اول روزنامه ها و خبرگزاری ها مبدل گشت. بازنشر این پیام و تحلیل های مربوط به آن در شبکه های اجتماعی پاکستان، آثار عمیقی از خود بر جای گذاشت و شخصیت های شیعه و سنی درباره آن به اظهار نظر پرداختند یا توییت زدند.

* سفر نخست وزیر، پس از صدور پیام

پیام مرجعیت - بر اساس اطلاعات میدانی نگارنده از شهر کویته - باعث تسلای دل خانواده های داغدار گردید. همچنین باعث شد که آنان راضی شوند که شهدای خود را به خاک بسپارند. تنها بعد از اعلام این تصمیمِ متحصنین بود که سران نظام پاکستان، با علم به این که "خاکسپاری شهداء اعتبار بزرگی را برای مرجعیت شیعه ایجاد می کند و هیچ منفعتی از آن عائد احزاب در حال نزاع نخواهد شد" دستور دادند که عمران خان به کویته برود.

در نتیجه عمران خان که گفته بود "بعد از تدفین شهداء به کویته می روم" و در اظهاراتش - که شیعیان آن را توهین آمیز دانستند - تأکید کرده بود که "کار متحصنین، نوعی باج خواهی است" و "هیچ جای دنیا جنازه را گروگان نمی گیرند"، قبل از تدفین وارد کویته شد؛ اما بازهم طبق دستور ژنرالها از خانواده های شهداء دور ماند و نزد آنها نرفت

خانواده های شهداء در حسینیه محل برگزاری مراسم بزرگداشت شهیدان نشستند و از عمران خان دعوت کرد که به آنجا برود؛ اما او به حسینیه نرفت! بلکه فرماندار کویته فقط یکی از خانواده ها را از بین تشییع کنندگان سوار خودرویی نمود و نزد نخست وزیر برد. شنیده شد که او در دیدار این خانواده شهید، دو میلیون روپیه پول نقد به عنوان کمک به آنان داد؛ اما فرزند شهید به وی گفت: "من دو برابر این پول را به شما می دهم تا یکی از فرزندان خود به ما بدهی که هر چه بخواهیم با او بکنیم!"، کنایه از اینکه هیچ مقدار پولی، جای پدران و فرزندان کشته شده ما را نمی گیرد.

* دستان خالی دوستان صهیونیسم

به عبارت دیگر، کسانی که نقش اساسی را در تصمیم سازی های عمران خان دارند، بعد از پخش و انتشار پیام مرجعیت او را به کویته اعزام کردند تا مانع از این شوند که اعتبار پایان یافتن این بحران ملی به نام مرجعیت شیعه زده شود. در عین حال این تصمیم سازان در سایه اجازه ندادند که عمران خان با خانواده های شهداء دیدار کند و به حسینیه شیعیان برود. نتیجه این شد که این سفر به افزایش محبوبیت عمران خان منجر نگردید و آن چند نمره ای هم که ممکن بود وی از شیعیان مظلوم منطقه به دست بیاورد، به دست نیاورد و وی دست خالی به "اسلام آباد" بازگشت.

از سوی دیگر، کسانی که به دنبال آن بودند که با سوءاستفاده از خونهای این شهداء، زمینه را برای سقوط دولت عمران خان فراهم نموده و راه را برای عادی سازی روابط کشور بزرگ پاکستان با رژیم اشغالگر قدس هموار نمایند نیز با پیام مرجعیت و لبیک متحصنان شکست خوردند.

* پاسخ به یک شبهه

برخی کاربران فضای مجازی در پاکستان، با توجه به بیانات دست اندرکاران تحصن نوشتند که "تدفین شهداء به درخواست مرجعیت انجام نشد بلکه نتیجه مذاکرات بین متحصنین و دولتمردان بود!". در پاسخ به این ادعای عجیب و غیر واقعی، باید گفت:

اولاً) مراجع عظام تقلید بر اساس مصلحت اسلام و مسلمین فتوا یا پیام صادر می کنند و نظرات مثبت و منفی مردم در این فتواها و پیامها نقش ندارد.

ثانیاً) پیام آیت الله مکارم شیرازی به طور قطع نقش اساسی را در پایان تحصن داشت؛ آنگونه که حتی رسانه ها و تحلیلگران مخالف ایران یا شیعه نیز نتوانستند آن را انکار کنند. شاهد اینکه:

1. مذاکرات بین نمایندگان دولت و متحصنین از همان روز اول تحصن آغاز شده بود و تا روز انتشار پیام ادامه داشت اما موفقیتی حاصل نشده بود.

2. عمران خان در همان روزی که پیام مرجعیت صادر شد (یعنی جمعه 19 دی 1399) در سخنرانی خود در اسلام آباد بصراحت اعلام کرد که قصد ندارد به کویته برود و قرار است سفری به "لاهور" داشته باشد.

3. نخست وزیر در همان سخنرانی، متحصنین و خانواده های شهدا را باجگیر نامید که پیکر شهداء را گروگان گرفته اند!

4. سخنرانی عمران خان موجب ناراحتی شیعیان پاکستان شد و متحصنین هم بر ادامه تحصن همراه با پیکرهای شهدا پای می فشردند.

5. اما با انتشار پیام مرجعیت بود که اوضاع تغییر کرد و ساعتی پس از آن و با استقبال علماء و خیرخواهان پاکستان، تصمیم ها تغییر کرد.

در نتیجه: مردم کویته و خانواده های داغدار دیگر منتظر آمدن عمران خان نماندند و تشییع شهداء را قبل از ورود وی آغاز کردند.

* برخی بازتاب های این پیام در شبکه های اجتماعی

در پایان، برخی از بازخوردهای این پیام و حوادث بعد از آن را به عنوان نمونه مرور می کنیم:

فعالان و شهروندان اهل تشیع:

پیام آیت الله مکارم شیرازی، پاکستان را از یک بحران بزرگ نجات داد؛ این است که قدرت مرجعیت!
تدفین شهدا با درخواست عمران‌خان و کابینه دولت صورت نگرفت بلکه تأثیر پیام آیت ‌الله مکارم شیرازی بود.
- خانواده های شهداء "خواهش" مرجعیت را نیز حکمی لازم الاجراء می دانند.
- حقيقت این است که وقتی پيام حضرت آيت الله العظمی مکارم شيرازی از تلويزيون‌های پاکستان پخش شد، همان موقع علمای شیعه پاکستان نشستند و خانواده های شهدا هم تصميم گرفتند که وقتی ایشان اينجوری حکم دادند و خواهش فرمودند که ما تدفين کنيم، باید به آن معمل نماییم. اين حقيقتاً عظمت مرجعيت است. 
- بحرانی که در پاکستان به مدت 7 روز پيدا شده بود و خانواده های معنچیان نمی‌خواستند جنازه های شهداء را تدفين کنند فقط و فقط به خاطر فرموده آيت الله مکارم شيرازی حل شد و آنها گفتند که ما فردا صبح، حتماً تدفين می کنيم.
- شاید برخی از افراد کوته بین این پیام را نوعی دخالت خارجی در امور داخلی پاکستان بدانند و به علماء و خانواده های شهدا بگویند: "دولت هر تضمینی به شما داد را قبول نکردید ولی تا آیت الله العظمی مکارم شیرازی پیام داد با اطاعت از ایشان، شهداء را دفن کردید." این افراد چون مرجعیت و مکتب تشیع را بدرستی نفهمیده اند اینگونه فکر می کنند. مرجعیت مرز ندارد.
- آیت الله مکارم شیرازی هم حکم شرعی رفتار با پیکر شهداء و اموات را به ما آموختند، و هم راه صحیح اعتراض را به مردم نشان دادند.
- دولت پاکستان از علمای شیعه تشکر کرد و این پیام را به آنان انتقال داد که: شما ما را از اين بحران به وجود آمده بيرون آورديد.
- اثرات مثبت این پیام زیاد بود. دولت هم به دید دخالت خارجی به این قضیه نگاه نکرد و همکاری علمای شیعه در حل مسئله برایش ملموس بوده است.

فعالان و شهروندان اهل تسنن:

- عالم بزرگ شیعه ایرانی «علامه مکارم» برای تدفین اموات دستور دادہ و خانوادہ های شهداء آمادہ تدفین هستند. بعد از علامه مکارم بقیه علماء شیعه هم برای تدفین دستور دادند.
- من شیعه نیستم اما به این عالم شیعه ایمان آوردم که با یک حکمِ به موقع، آتش را خاموش کرد.
- ما از آیت‌ الله مکارم شیرازی بسیار سپاسگزاریم که در یک لحظه سخت و در یک امتحان سخت به کمکمان آمد.
- در مورد عملکرد علمای پاکستانی سؤالات بسیاری وجود دارد؛ ولی یک طرف قضیه هم این است که در نزد فرقه اثناعشری، مرجعیت بسیار اهمیت دارد.
- بعضی از دوستان به پیام آیت الله مکارم شیرازی انتقاد می‌کنند که چرا گفته اند: "دولت و سازمان های قضایی، نظامی و امنیتی پاکستان نتوانسته اند بحران تروریسم را علاج و سلامت مردم خود را فراهم کنند"؟ به نظر من ایشان خیلی هم کم گفته ‏اند! ایشان رعایت حال ما را کردند و جا داشت که بگویند: در همه پاکستان، همه پاکستانی ‏ها نتوانسته اند موفق باشند.
- اگر می خواهید مثل ایران نفوذ داشته باشید، مثل ایران هم باید قوی بشوید.

......................
پایان پیام/ 101


نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License