یادداشت یک روحانی از سفر به برزیل به عنوان ناظر ذبح شرعی/ فرآیند اعزام ناظرین شرعی چیست؟/ دغدغه‌ها و پیشنهادها

  • کد خبر : 1086543
  • منبع : اختصاصی ابنا
طبق نظر برخی مراجع شیعه، آلت ذبح و چاقو باید از جنس آهن باشد. در اینجا مقلدین این مراجع با مشکل روبرو می شوند و متاسفانه در کشتارگاه های برزیل وسیله ذبح، استنلس استیل (stainless steel) بود.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

از لحاظ شرعی باید در تولید و عرضه گوشت حلال دقت شود و غذای سالم و پاک در اختیار مردم مسلمان قرار گیرد؛ این مهم با حضور روحانیون در کشتارگاه های داخلی و خارجی به عنوان "ناظر ذبح شرعی" محقق می شود و حضور روحانیون در کشتارگاه ها می تواند از بسیاری آسیب ها جلوگیری کند. سازمان دامپزشکی کشور و حوزه نمایندگی ولی فقیه در وزارت جهاد کشاورزی عهده دار بخش قابل توجهی از سلامت تغذیه و تضمین گوشت حلال در کشور هستند. لذا کار ناظرین از لحاظِ الهی و شرعی بسیار مهم، ارزشمند و حساس است.

حجت الاسلام «مهدی اعتمادی» از طلاب حوزه علمیه قم اواخر تابستان امسال به مدت 85 روز، به عنوان "ناظر ذبح شرعی" به کشور برزیل سفر کرد.

وی در یادداشت زیر گزارشی از این سفر ارائه کرده است که در پی می آید:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

اینجانب «مهدی اعتمادی» طلبه دروس خارج به عنوان ناظر ذبح شرعی در تاریخ سی شهریور ۱۳۹۹ به کشور برزیل اعزام شدم.

* شرایط اعزام ناظر ذبح ‌شرعی  

شرط سنی سی و پنج سال، داشتن سطح سه حوزه و متأهل بودن از شرایط ناظر شرعی اعزامیِ از ایران است. پس از معرفی، احرازِ دارا بودن و شرایط اولیه؛ امتحان شفاهی برگزار می‌شود و بعد از آن دوره‌های آموزشی در تهران منعقد و پنج روز در یکی از کشتارگاه ها آموزش عملی ارائه می گردد. همچنین آزمون کتبی به همراه ارائه یک مقاله مراحل پایانی دوره آموزشی است.

* سفر به شهر سائوپائولو

حدود ساعت یازده شب به همراه گروه ۶ نفره از طلاب با هواپیما به دوحه و از آنجا به سائوپائولوی برزیل رفتیم. هرچند پایتخت برزیل شهر برازیلیا است ولی پروازهای بین المللی در فرودگاه سائوپائولو انجام می شود. از ایران تا دوحه دو ساعت و پرواز از دوحه تا سائوپائولو حدود پانزده و نیم ساعت طول کشید. به گفته ساکنین، سائوپائولو با حومه آن تقریباً ۴ برابر تهران است و همین طور نسبت وسعت جغرافیایی برزیل  به ایران ۴ برابر است. اسلام و تشیع سابقه زیادی در برزیل ندارد. اکثر شیعیان ساکن برزیل، اهل لبنان و سوریه هستند. مسلمانان مصر، سودان و تونس و کشورهای آفریقایی در برزیل حضور داشتند. آنجا ایرانی بودن را به عرب بودن می شناختند و معرفی می کردند که فلانی عرب است!

* استقرار در کشتارگاه

بعد از استقرار در هتل، روز اول میهمان مرکز حلال بودیم و بعد از آن همکاران به کشتارگاه ها در شهرهای مختلف برزیل تقسیم شدند. من به کشتارگاهی در شهر پَرَنَیبا اعزام شدم که رئیس آن، ایرانی و اهل شیراز بود. با پرواز دو ساعته و طی مسیر سه ساعته با خودروی سواری ساعت ۱۱شب به هتلی در شهر مقصد (پرنیبا) رسیدم.

صبح مدیر کشتارگاه تماس گرفت که راننده دنبال شما می آید و به کشتارگاه بروید. روز اولِ کار نظارت ذبح شرعی من شروع شد. من به سیستم کامپیوتر آشنائی زیادی نداشتم و قرار بود ناظر با سیستم کامپیوتر نتایج نظارت را اعلام و ثبت کند اما کامپیوتری که در اختیار من گذاشتند خراب بود؛ لذا مدیر کشتارگاه با کامپیوترِ اتاق خود در ثبت گزارشات کمک می‌کرد.

یک خانم ایرانی نیز در قسمت اداری کشتارگاه کار می کرد. ذابح هم ایرانی بود. حضور چند ایرانی در کشتارگاه، احساس غربت را برای من کم می کرد. فاصله کشتارگاه تا شهر، دو یا سه کیلومتر بود. چند روز در شهر پَرَنَیبا بودم و بعد از آن به دلیل اینکه ذبح برای ایران نداریم بنده را به شهر سائوپائولو برگرداندند. در سائوپائولو ده روز توقف داشتم که مأموریت دادند به شهر "کویابا" کشتارگاه "ورزه گرنجه" بروم. گفتند حدود دو هفته در کشتارگاه ورزه گرنجه نزدیک شهر کویابا که در غرب برزیل است، مأموریت دارید.‌

این کشتارگاه بزرگ‌ترین کشتارگاه شرکت "مار فریک" است، دو هزار نیرو دارد و ۲ شیفته کار می کنند. یک شیفت  را یکی از همسفران ایرانی نظارت می کرد و شیفت دوم را من نظارت می کردم و ساعت کاری من بعد از ظهر چهار عصر تا چهار صبح تعریف ‌شد.


* سختی ها و ضوابط کار

کشتارگاه‌ها صنعتی بودند و از بخش های ذبح، بسته بندی، سردخانه و بارگیری تشکیل می شدند. مأموریت در شیفت شب خیلی سخت بود؛ به‌ همین دلیل کارگران و مدیران، بیست درصد بیشتر حقوق می‌گیرند. چشم من به خاطر کار در شب، آسیب شدید دید و چند بار به پزشک چشم مراجعه کردم. در بحث نظارت، اصل اول رعایت مباحث شرعی و در درجه دوم رعایت مسائل بهداشتی بود. مبنای نظارت شرعی این است که ذبح بر اساس نظر همه مراجع باشد؛ لذا سخت ترین دیدگاه ها را در نظر می گیریم. قانون مصوب مجلس هم این است که ذبح طبق نظر مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید باشد. برای نمونه آلت ذبح باید آهن باشد که قدر متیقن نظر مراجع است. این اصل رعایت می شود تا همه مقلدین بتوانند از گوشت حلال استفاده کنند. ناظر شرعی اعزامی از ایران باید از طلاب باشند و در بحث نظارت کشورهای دیگر به جز کشور مصر، هیچ شرکت یا موسسه اسلامی دیگر، ناظر شرعی نداشت.


هر شرکت و موسسه اسلامی ـ هر چند برای همه کشورها ذبح می کردند ـ ذابح اختصاصی داشت. ایران چون از جهت شرایط ذابح، اسلام را کافی می داند، ذبح دیگر شرکت‌ها را هم قبول می کند. گوشت اختصاصی که برای ایران تولید و بسته بندی می شود، عبارت است از سردست و گوشت گردن در قطعات حدود یک یا یک و نیم کیلوئی. بقیه اعضاء گوشت لاشه گاو هم به کشورهای دیگر صادر می‌شود. البته به دلیل اختصاصی بودن گوشت، ایران هزینه زیادی می پردازد. تا آنجا که اطلاع دارم، 3 نفر از ذابحین ایرانی در برزیل مشغول بودند. به دلیل اینکه کار در کشور برزیل به ویزای کار مرتبط است و نه ویزای توریستی، تعداد ایرانی‌های ذابح، محدود بودند. ذابحین ایرانی هم اغلب با زن برزیلی ازدواج کرده و موفق به دریافت اقامت قانونی شده بودند. به خاطر محدودیت ذابحین ایرانی، ذبح ذابحین دیگر شرکت ها که غالبا از اهل سنت بودند را قبول می کردیم.

آب‌وهوای شهر کویابا تقریباً گرم و شرجی بود. باران‌های آنجا سیل آسا بود و برای بنده تازگی داشت. شاید یکی از دلایل صادرات زیاد گوشت از برزیل همین آب و هوای خوب و بارندگی مناسب است.

* فوتبال، گوشت، قهوه؛ پایه های اقتصاد برزیل

البته اقتصاد برزیل علاوه بر گوشت در زمینه فوتبال حرفه ای و قهوه نیز فعال و موفق است. پایه حقوق ماهیانه کارمندی در برزیل تقریبا ۱۵۰۰رئال معادل ۳۰۰ دلار آمریکا بود و مدیر ارشد در کشتارگاه ۵۰۰۰ رئال دریافت می کرد. قشر کارگر و کارمندان که برخی ۲ شغله هستند، درآمد پایینی دارند و زنان نیز در کارهای سخت کشتارگاه حضور داشتند؛ تقریباً نیمی از پرسنل کشتارگاه ها را بانوان تشکیل می دادند. کار با چاقو با روحیات لطیف زنانه سازگاری ندارد و از این جهت قلباً متاثر می شدم.

در شهر کویابا یک مسجد و تعدادی کلیسا وجود داشت. در شهر سائوپائولو هم برنامه عبادی در کلیساها را به صورت گذرا دیده بودم. در کشتارگاه "ورزه گرنجه" شهر کویابا یک اتاق ۱۲متری برای عبادت مسیحیان اختصاص یافته بود و مثل نمازخانه های ادارت ما، کتاب مقدس در آنجا قرار داده بودند.

* خاطرات سفر

ما در هتل "اُدارا" از بهترین هتل های ایالت کویابا مستقر بودیم و پرسنل با احترام خاصی با میهمانان رفتار می کردند. هتل برای ما امکانات خوبی ایجاد کرده بود؛ از جمله این که به دلیل محدودیت های شرعی، غذای حلال (مانند آبزیان، سیب زمینی و سالاد کاهو) همراه با بستنی وانیلی و نوشیدنی های مجاز در اختیار می گذاشتند.

از جمله نکاتی که در این هتل ها مسلمانان باید مراعات کنند این بود که نوشیدنی حرام در یخچال اتاق ها قرار داده نشود؛ زیرا علاوه بر وظیفه فردی مبنی بر اجتناب از مصرف الکل، باید از حیثیت و آبروی خود نیز مراقبت می کردیم.

یکی از خاطرات جالب من در هتل عکس سلفی با "هیوندا" فوتبالیست ژاپنی بود زمانی که تیم شان برای مسابقه با کویابا در این هتل مستقر بودند. البته  عکس‌ یادگاری با "آ نصرت" آشپز معروف ترکیه ای نیز فراموش نشدنی است. وی برای تبلیغ گوشت شرکت "مارفریک" به کشتارگاه آمده بود. به دلیل اینکه به طهارت و نجاست حساس بودم، از مسافرت برون شهری پرهیز می کردم. توالت فرنگی هتل که شیلنگ آب داشت، برای من مقداری سخت بود و توالت های پارک ها که شلنگ و آب نداشتند، من را بسیار به سختی می انداختند.

در آن‌جا دوستان خوبی داشتم که از جمله آنان آقای "احمد ابو آسر" اهل  کشور مصر بود. صداقت و محبت خوبی بین‌ ما حاکم بود. آقای "آندره" مدیر بخش آپاچی (سالن ذبح) نیز از جمله افرادی بود که شخصیت محترمی داشت؛ مردی سنگین، متین و با صداقتی بود.  در شهر کویابا یک وعده غذا یعنی گوشت گاو ذبح شده همان کشتارگاه، تناول می کردیم. سعی کردم با ذابحین از جهت آموزشی و تبلیغی ارتباط برقرار کنم. با ذابحین به دلیل اینکه اهل مصر، سودان، تونس و لبنان بودند، به لغت فصیح عربی گفتگو می کردم. در موارد مشکل در تفهیم و تفاهم از ترجمه گوشی استفاده می کردم. با اهالی کشور برزیل که به زبان پرتغالی صحبت می کنند از برنامه ترجمه گوشی همراه استفاده می کردم. گفتگو با احمد مصری برای من مفید بود و عربی ام تقویت شد. از جمله خاطرات جالب که من با وی و همینطور دیگر ذابحین عرب زبان داشتم این بود که سلام علیکم را در خداحافظی هم بکار می بردند؛ اوایل تعجب می کردم که در خداحافظی چرا سلام علیک می گویند، بعداً متوجه شدم که سلام علیک در پایان گفتگو نشانه آرزوی سلامت و صحت برای مخاطب است.

تقریباً چهل روز در کویابا ماندم. اطلاع دادند که ماموریت من تمام شده و باید به ایران برگردم. قبل از ورود به فرودگاه کویابا تست کرونا دادم که متأسفانه کرونا مثبت بود. به همین خاطر بازگشت من به ایران منتفی شد. با پرواز به برزالیا و از آنجا به سائوپائولو رفتم. حدود ساعت ۱۲شب به سائوپائولو رسیدم و در هتل مستقر شدم. سی روز در سائوپالو در هتلی مستقر بودم. روز دوشنبه هفته اول که در سائوپالو مستقر بودم به پزشک مراجعه کردم گفتند که به آنفولانزای قوی مبتلا شده ام. در سائوپائولو به صورت اتفاقی  معبد سلیمان را دیدم و تمایل پیدا کردم در حد فضاء باز و حیاط معبد وارد شوم. اعلام شد که برای برگشت به ایران آماده باشم. روز پنچ شنبه به فرودگاه رفتم که تست کرونا منفی بود. با پرواز ترانزیتی قطر به ایران برگشتم. کل سفر هشتاد و پنچ روز شد.


* دغدغه ها و پیشنهادهایی برای بهتر شدن وضعیت ذبح شرعی

ضروری است اتحادیه ای با عضویت همه شرکت ها و مراکز ذبح حلال وجود داشته باشد تا تولید گوشت حلال طبق نظر همه مذاهب انجام شود همچنین لازم است نظارت کافی و حضور ناظرین متدین و متخصص از کشورهای مسلمان باشد چون کشتارگاه ها غیر از ایران و مصر، ناظر دیگری ندارند.

مسلمانان در تمام نقاط جهان زمانی که آرم و علامت حلال بر گوشتی را می بینند به آن اعتماد می کنند که این گوشت دارای لیبرحلال از همه جهات، شرایط ذبح اسلامی را داشته و برای تناول مشکل ندارد. همه شرکت ها می دانند که مبانی شرعی در حلیت گوشت در مواردی با یکدیگر اختلاف دارد؛ از جمله طبق نظر برخی مراجع شیعه، آلت ذبح و چاقو باید از جنس آهن باشد. در اینجا مقلدین این مراجع با مشکل روبرو می شوند و متاسفانه در کشتارگاه های برزیل وسیله ذبح، استنلس استیل (stainless steel) بود.

کشتارگاهها از فروش گوشت حلال سود بیشتری به دست می آورند و مردم اعتماد دارند که ذابح همه شرایط را دارد و شرایط ذبح حلال مراعات می شود؛ به همین دلیل برای تهیه گوشت حلال هزینه بیشتری می پردازند اما متاسفانه تعدادی از ذابحین به ظاهر مسلمان در برزیل اهل مشروبات الکلی و افرادی لاابالی بودند و محصولات از جهت مراعات ذبح حلال، مشکوک بودند؛ از جهت اینکه مشروبات الکلی اثرات مخرب بر عقل دارد به گونه ای که فرد اراده بر ذکر و تسمیه ندارد و اگر اراده ای باشد آنچه که شرعا مجزی بود تحقق نمی یافت؛ به گونه ای که برخی ذابحین در گعده های خصوصی می گفتند که بعض ذابحین اهل مشروبات به دلیل اثرات شرب مسکرات ،اذکار دیگری غیر از آنچه شرع گفته را در زمان ذبح به زبان جاری می کردند! از سوی دیگر باید اعتماد کرد که این افراد (ذابحین) مقید به مراعات دیگر شرایط  ذبح حلال مثل استقبال قبله، زنده بودن دام و ... هستند؛ در حالی که وقتی فسق و فجور را به صورت علنی انجام می دهند چگونه می توان بر مراعات شرایط ذبح حلال اطمینان و اعتماد کرد؟! از طرفی به جز ایران و مصر بقیه مراکز و شرکت های اسلامی ناظر شرعی نداشتند وشرکتها ومراکز تولید وتائید گوشت حلال، همه امور را به ذابح سپرده بودند. از جهت بهداشتی نیز نوعاکارشناس غدائیِ کشتارگاه ها، بررسی کیفیت سلامت گوشت را عهده دار هستند و در این موضوع ناظر بهداشتی دیگری وجود ندارد؛ این مسئله مشکلاتی ایجاد می کند که "خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل"

بنابراین عدم حضور ناظر و عدم احراز و تعیین صلاحیت ذابحین در عمل و مراعات نکردن ذبح طبق نظر همه مذاهب اسلامی و نبود ناظر بهداشتی شرکت های وارد کننده از جمله مشکلات اساسی در کشتارگاه ها و تولید گوشت حلال بود. امیدوارم به زودی با تدابیر لازم و بازنگری در سیاست های تولید ذبح حلال در قالب مطالبه نهادهای مردمی و اجرای صحیح توسط اتحادیه متشکل از همه مراکز و نهادهای تولید و تایید گوشت حلال جهان اسلام، این مشکلات رفع شود تا گوشت حلال برای همه مسلمانان قابل ‌استفاده باشد.

...............................
پایان پیام/ 167-101


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License