سبک زندگی و سیره امام رضا علیه السلام

  • کد خبر : 771913
  • منبع : روزنامه کیهان
خلاصه

از آنجا که در سبک زندگی رویه و روش‌هایی لازم است که انسان با مهارت آنها را کسب کند، بهره‌مندی از سرمشق‌ها بسیار می‌تواند کمک کار انسان باشد. از جمله این سرمشق‌های معصوم و الهی می‌توان به امام رضا(ع)‌ اشاره کرد.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی: 

فلسفه زندگی هر انسانی سبک زندگی او را می‌سازد. هر مسلمانی باید بر اساس آموزه‌های قرآنی و روایی فلسفه و سبک زندگی خود را سامان دهد. از آنجا که در سبک زندگی رویه و روش‌هایی لازم است که انسان با مهارت آنها را کسب کند، بهره‌مندی از سرمشق‌ها بسیار می‌تواند کمک کار انسان باشد. از جمله این سرمشق‌های معصوم و الهی می‌توان به امام رضا(ع)‌ اشاره کرد.

نویسنده با مراجعه به روایات بر آن است تا سبک زندگی آن امام همام(ع) را تبیین  کند تا سرمشق همه  جویندگان فلاح و سعادت دنیا و آخرت باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به کوشش: علی اصغر معصومی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* سيره عبادى امام رضا(ع)

برای هر مومنی عبادت مهم‌ترین دغدغه است؛ زیرا این عبادت است که دنیا و آخرت او را می‌سازد. بنابراین، هر مومنی به عبادت اهتمام می‌ورزد. امامان(ع) نیز این‌گونه هستند و بر آن بودند که به عبادت محض و خالص بپردازند هر چند که همه ابعاد زندگی آنان عبادی است ولی توجه به عبادت محض چون نماز و روزه و حج در دستور کار ایشان بود. از جمله اعمال عبادی امام رضا(ع) که بدان اهتمام داشتند عبارتند از:

1. ياد و ذکر خـدا

در آیات قرآن بر ذکر و یاد دائمی‌خداوند بسیار تأکید شده و مردم را به ذکر کثیر دعوت نموده است؛ زیرا ذکر خدا موجب می‌شود تا شخص همواره خود را در محضر خدا دیده و تقوای الهی را مراعات کند. امام رضا(ع) بسیار اهل ذکر بود و این ذکرش ریشه در خشیت و خوف الهی داشت. رَجاءُ بْنُ أَبى الضّحاكِ می‌گوید:به خدا قسم هرگز كسى را باتقواتر و به ذكر خدا گوياتر و از‌ترس خدا بيمناكتر از او [امام رضا ع] نـديـدم.
(مشكاه الانوار، ص 62)

این سخن از کسی نقل می‌شود که می‌توان او را مأمور دولت و دشمن امام دانست؛ در حقیقت فضل آن است که دشمن بر آن گواهی دهد. فضایل امام(ع) به‌گونه‌ای است که دشمن نیز بر آن شهادت می‌دهد؛ زیرا رجاء بن ابى ضحاك، از وابستگان خلافت عباسى و مأمورى بود كه حضرت رضا(ع)را از مدينه به خراسان برد و در تمام مدت سفر، مراقب حالات و رفتار آن حضرت بود و جزئيات امور را زيرنظر داشت. مشاهدات او در مسير حركت، گواهى است بر سيره عبادى و حالات معنوى حضرت رضا(ع) كه پيوسته «تقوا» و «ذكر خدا» و «خوف از خدا» بر آن حضرت حاكم بود.

ایشان به عبادت بسیار توجه داشت و دمی ‌از عبادت باز نمی‌ایستاد. در روایت است که در ايام حضور امام در خراسان، آن حضرت(ع) مدّتى در سرخس زندانى و تحت نظر بوده است و بيشتر فرصت را به نماز و عبادت مى‌گذرانده است.
عَبْدُ السَّلامِ بْنُ الْهِرَوى هراتى گوید:به در خانه‌اى كه امام رضا(ع)را در شهر سرخس زندانى كرده بودند آمدم و آن حضرت آنجا گرفتار بود، از زندانبان اجازه [ملاقات] خواستم، به من گفت: راهى بر او ندارى، پرسيدم: چرا؟ گفت: براى اينكه او بيشتر اوقات در روز و شب هزار ركعت نماز مى‌خواند. (عيون اخبار رضا، ج2، ص 197 ح 6)

2. عبادت‌هاى شبانه و نماز شب

خداوند در آیات سوره مزمل از پیامبرش می‌خواهد تا به نماز شب برخیزد و شب زنده داری کند و تنها یک سوم از شب را به استراحت پرداخته  و نصف یا دو سوم آن را به بیداری و عبادت و ذکر الهی‌ اشتغال داشته باشد. اصولا تهجد شبانه موجب می‌شود تا انسان به جایی برسد که خداوند آن را مقام محمود دانسته است: وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا؛ و پاسى از شب را زنده بدار، تا براى تو [به منزله‏] نافله‏اى باشد، اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند. (اسراء، آیه 79)

امام رضا(ع) به نماز شب و تهجد و بیداری شبانه اهتمام می‌ورزید. إِسْماعيلَ بْنِ عَلِيّ برادر دِعْبِل خزاعی شاعر معروف نقل مى كند: امام رضا(ع) به دعبل پيراهنى از خزّ هديه كرد و به او گفت كه قدر اين پيراهن را بدان، من هزار شب [و] در هر شبى هزار ركعت با آن نماز گذارده و هزار بار قرآن ختم کرده‌ام. (بحارالانوار، 83، ص 222 ح 7)

امام این پیراهن را به‌عنوان بخشش و هدیه به دعبل می‌دهد؛ زیرا او قصیده‌ای در مدح و ثنای خاندان اهل‌بیت(ع) سروده و در نزد ایشان می‌خواند و ایشان نیز صله می‌دهد. دعبل، شاعر اهل بيت(ع) بود. شعر متعهّد و ولايى او درباره خاندان پيامبر(ع) مورد قبول و تقدير حضرت رضا(ع) قرار گرفت و امام به او سكّه و پيراهن مخصوص خويش را بخشيد، پيراهنى كه در آن، خدا را بسيار عبادت كرده بود و جامه‌اى مقدّس و پربها به شمار مى‌رفت.

همچنین مأمور خلیفه عباسی رَجاءُ بْنُ أَبى الضَّحّاكِ می‌گوید:امام رضا(ع) در سفر و حضر، نماز شب، شفع، وتر و دو ركعت [نافله] صبح را ‌ترك نمى‌كرد. (بحارالانوار، ج 49، ص 94)

باید یاد‌آور شد که نمازهای روزانه 51 رکعت است که 17 ركعت نماز واجب و 34 ركعت نماز مستحب به‌عنوان «نوافل» است. این مأمور خلیفه می‌گوید که امام رضا(ع) این‌گونه عمل می‌کرد؛ اما در این میان با همه سختی‌ها و مشکلاتی که در سفر و حضر است، امام به نوافل خاصی از جمله نماز شب اهمیت ویژه می‌داد و اگر به هر دلیلی سایر نوافل‌ترک می‌شد این چند نافله‌ترک نمی‌شد و حضرت رضا(ع) چه در سفر و چه در حضر، اين نافله‌ها را از دست نمی‌دادند و آنها را به جا می‌آورند تا این‌گونه اهمیت این نوافل خاص نشان داده شود.

إِبْراهيمُ بْنُ الْعَبّاسِ هم درباره شب زنده‏دارى امام  می‌گوید: امام شبها خواب كم و بيدارى زياد داشت و بيشتر شبها تا سحر [براى عبادت] بيدار مى‌ماند. (بحارالانوار، ج 49، ص 91)

3. محافظت بر بین‌الطلوعین

آن حضرت(ع) نه تنها بر شب زنده‌داری تأکید داشت، بلکه بر آن بود تا بین الطلوعین یعنی از فجر تا طلوع خورشید را نیز بیدار باشد و به عبادت و دعا بپردازد. اين سيره همه امامان معصوم(ع) بود و حتی آنان، شيعیان را هم توصيه كرده‌اند كه فرصت خاص بين طلوع فجر و طلوع خورشيد را مغتنم بشمارند و به عبادت و ذكر بپردازند و از خواب اين موقع بپرهيزند كه خفتن در بين الطّلوعين، ناپسند است.

رَجاءُ بْنُ أَبى الضّحاكِ فرمانده مأموران مأمون براى آوردن امام رضا(ع) در ضمن شرح عبادت‌هاى شبانه‌روزى امام مى‌گويد: ایشان هنگامى كه صبح مى‌كرد نماز را مى‌خواند، پس از سلام در جايگاه نماز می‌نشست و به تسبيح و حمد و تكبير و تهليل خدا مشغول مى‌شد و به پيامبر و آل او صلوات مى‌فرستاد تا اينكه خورشيد طلوع مى‌كرد. (بحارالانوار، ج 49، ص 92)

4. ختم قرآن و تدبّر در آن

بر اساس فرمان الهی تلاوت قرآن همواره با دقّت و تدبّر در معانى و پيام‌هاى كلام خدا وظيفه هر مسلمان است و هرچه بيشتر تلاوت شود، اجر و پاداش بيشترى نصيب قرآن‌خوان مى‌شود. خداوند در آیاتی از جمله سوره مزمل بر اهتمام به تلاوت و‌ترتیل و تدبر در قرآن تأکید کرده است. معصومان(ع) به این امر توجه خاصی داشتند.

ابراهيم بن عباس گويد: امام رضا(ع) در هر سه روز قرآن را ختم مى‌کرد و مى‌فرمود: اگر بخواهم آن را در كمتر از سه روز هم مى‌توانم تمام كنم ولكن از هيچ آيه‌اى نمى‌گذرم مگر اينكه در آن فكر و دقت مى‌كنم كه درباره چه موضوعى و در چه زمانى نازل شده است،به همين خاطر قرآن را در مدّت سه روز تمام مى كنم. (بحارالانوار، ج، ص 204، ح 1)

رَجاءُ بْنُ ضَحّاكٍ نیز می‌گوید: امام رضـا(ع) شبها در بستر خود بسيار قرآن تـلاوت مى‌كرد و چـون به آيه‌هاى بهشت و دوزخ مى‌رسيد، مى‌گريست و بهـشت را از درگاه خـدا طلب مى‌كرد و از آتش دوزخ به خـدا پناه مى‌بـرد.
(عيون اخبار الرضا 2: 196، بحارالانوار 49: 94)

از آداب قرائت قرآن، درنگ و تأمل هنگام قرائت و توجّه به مضامين آيات است. درخواست بهشت هنگام رسيدن به آيات بهشت و پناه بردن به خدا هنگام تلاوت آيات مربوط به عذاب دوزخ، از نشانه‌هاى اين توجّه و دقت است.

این قرائت همراه با تدبر تنها گوشه‌ای از انس آن حضرت(ع) با قرآن است؛ بلکه آن حضرت(ع) با قرآن زندگی می‌کرد و بر همین اساس اسـتدلال به قـرآن در هر کاری از جمله در مباحثات علمی‌یک امر طبیعی در سیره  وسبک زندگی ایشان است. البته همه اهل بيت پيامبر(صلي‌الله عليه و آله)، قرآن شناس‌ترين مردم هستند و علم قرآن از سوى خدا به آنان سپرده شده بود و امّت پيامبر، خوشه چين علوم و معارف آنانند. تسلّط حضرت رضا(ع) به قرآن در حدّى بود كه هر سخن و جوابى را مستند به آيات قرآن مى‌كرد، تا راه انكار بر ديگران بسته شود. قرآن، حرف آخر را درباره موضوعات بيان مى‌كند و استناد سخنان به آيات قرآن، آن را قوى‌تر و قابل قبول‌تر مى‌سازد.

ابراهيم بن عباس مى‌گويد: مأمون امام رضا(ع) را با سؤال كردن از هر چيزى امتحان مى‌كرد، و امام در حالى كه همه سخن و جواب و استشهادش قرآنى بود او را پاسخ مى‌داد. (عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 193 ح 4)

5. روزه‏‌داری

در قرآن بر نماز و روزه تأکید بسیار شده و حتی به‌عنوان دو اسباب و ابزار استعانت از خداوند بر آنها تأکید شده است. معصومان(ع) به نماز و روزه اهتمام ویژه داشتند.

ابراهيم بن عباس گفت:امام رضا(ع)روزه [مستحبى] زياد مى‌گرفت و در هر ماه روزه سه روز (اوّل و آخر و وسط ماه) از او فوت نمى‌شد. (عيون اخبار الرضا 2: 184)

در احاديث است كه روزه اول، وسط و آخر هرماه، ثواب روزه همه آن ماه را دارد و هر كه چنين كند، «صائم الدهر»(همیشه روزه‌دار) به شمار مى‌رود.

* امام رضا (ع) برترین الگوی رفتار اجتماعی

رفتارهای اجتماعی شخص تابع روحیات و فضایل و منش‌های اخلاقی و ویژگی‌های فردی است. هر کسی بر اساس شاکله و شخصیت ساخته شده‌اش عمل می‌کند.(اسراء، آیه 84) با نگاهی به ویژگی‌های شخصیتی امام رضا(ع) می‌توان رفتارهای اجتماعی ایشان را نیز شناسایی کرد، چنانکه رفتارهای اجتماعی ایشان بازتابی از روحیات فردی و شخصی ایشان است. در اینجا به برخی از ویژگی‌های شخصی و روحی  آن حضرت‌ اشاره می‌شود.

1. زهــد و ساده‌زیستی امـام(ع)

زهد به معنای عدم دلبستگی به دنیا و متاع آن است نه عدم استفاده از آن در حد معقول و مقبول. از این رو، مومنان و بندگان صالح خداوند اهل زهد هستند و با ساده‌زیستی خویش نشان می‌دهند که دلبسته به دنیا نیستند و آنچه دارند بخشی اندک را خود استفاده و بخش اعظم آن را انفاق می‌کنند و در راه خدا می‌بخشند.

ابنُ شَهْر آشوب می‌گوید: سفيان ثورى امام(ع) را در لباس خز مشاهده كرد، گفت: اى فرزند پيامبر! اگر لباسى بى‌ارزش‌تر از اين مى‌پوشيدى [بهتر بود] امام فرمود: دستت را بياور، سپس دستش را گرفت و آن را زير آستينش برد، در زير آن، لباس خشن پشمى را ملاحظه كرد، امام فرمود: اى سفيان لباس خز براى مردم است و لباس خشن براى خداست.(مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 360)

در طول تاریخ صوفیان پشمینه‌پوشی بودند که برخلاف زهدی که به نمایش می‌گذاشتند دلبسته به دنیا بودند. اینان همان رياكاران مردم‌فريبی هستند که  در ظاهر خود را زاهد و پارسا نشان مى‌دهند امّا اهل دنيايند. ولى مخلصان، زندگى ساده دارند، هرچند براى حفظ آبروى خود و رعايت شأن اجتماعی، ظاهرشان آراسته است ولی در باطن ساده‌زیستی را در پیش می‌گیرند. امام در حقیقت(ع) به این نکته‌ اشاره دارد.

اَبى عُبّاد نیز درباره ساده‌زیستی و زهد آن حضرت(ع) می‌گوید: بساط امام رضا(ع) در تابستان‌ها حصير و در زمستان‌ها گليم پشمى و پوشش آن بزرگوار لباس خشن بود و هنگامى كه براى مردم ظاهر مى شد خودش را براى آنان مىآراست.(عيون اخبارالرضا 2: 192 ح1)

2. ادب امــام(ع)

ادب مجموعه‌ای از ظرائف رفتاری با توجه به مقام و موقعیت و اهتمام به ریزه‌کاری‌های رفتار اجتماعی است. به‌عنوان نمونه اینکه انسان همواره تبسم بر لب داشته باشد، بیانگر سرور باطنی اوست که در شکل تبسم خود‌نمایی می‌کند. اهل بهشت اهل تبسیم هستند و پیامبر(ص) و معصومان(ع) نیز این‌گونه بوده‌اند. اِبْراهيمُ بْنُ الْعَبّاسِ درباره ادب امام(ع) می‌گوید: امام را هرگز نديدم كه يكى از غلامان و خدمتكارانش را ناسزا بگويد و يا آب دهانش را به زمين انداخته و در خنده‌اش قهقهه نمايد بلكه خنده او تبسم بود. (عيون اخبار الرضا، ج 2،ص 197، ضمن ح 7)

البته شکی نیست که دشنام دادن، آب دهان انداختن، خنده بلند و با قهقهه، نشانه‌هايى از بى‌ادبى در معاشرت است. آن حضرت، الگوى متانت و وقار و ادب بود و خنده او هم بى صدا و به‌صورت لبخند و تبسّم بود و با همه، حتى زير دستان و خدمتكاران هم بزرگوارانه برخورد مى‌كرد.

3. کرامت امام

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های روحی و رفتاری معصومان(ع) و مومنان، کرامت و بزرگواری است. اینان در اوج مکارم اخلاقی بودند و نه تنها کسی که دشنام می‌داد را عفو می‌کردند و از او می‌گذشتند، بلکه حوائج مشروع آنان را روا می‌داشتند و به آنان بی‌منت اطعام و انفاق می‌کردند. این سلوکی است که قرآن درباره مومنان و عبادالرحمن بیان کرده  است.(فرقان، آیه 72) ابن ابى الحديد معتزلى يكى از علماى بزرگ اهل سنت مى گويد: على بن موسى‌الرضا(ع) داناترين، باسخاوت‌ترين و بزرگوارترين مردم از جهت اخلاق و رفتارهاى انسانى بود. (شرح نهج‌البلاغه، ج 15، ص 291)

4. علم امام

یکی از گروه‌هایی که به شدت با امامت امام رضا(ع) مخالفت می‌کردند، گروه واقفیه با رهبری علی بن ابی حمزه بطائنی است. امام کاظم(ع) اینان را می‌شناخت و می‌دانست روزی علیه امامت ایشان می‌ایستند. از این رو، بارها به ‌اشکال گوناگون بر امامت امام رضا(ع) در نزد افراد گوناگون تأکید داشت. بیان علم ایشان از سوی امام موسی کاظم(ع) به‌ویژه علم امامت از آن رو بود تا کسی در‌باره امامت آن حضرت ‌تردیدی روا ندارد.

به سخن دیگر، به سبب مخالفت‌هایی که احتمال می‌رفت نسبت به امامت امام رضا(ع) بشود، امام کاظم(ع) همواره با توجه به شرایط، اشاراتی به امامت ایشان داشت. ستايش‌هایی كه امام كاظم از فرزند بزرگوارش امام على بن موسى‌الرضا داشت و مثلا او را بزرگ‌تر، مطيع‌تر و داناتر از ديگر فرزندانش مى دانست،‌ اشاره به فضايلى است كه او را شايسته امامت پس از خويش مى ساخت و انتظار داشت او را حجّت الهى بشناسند و اطاعت كنند. امام کاظم(ع) فرموده است: عَلِيٌ ابنى أَكْبَرُ وُلْدى وَ أَسْمَعُهُمْ لِقَولى وَ أَطْوَعُهُمْ لأَمْرى، يَنْظُرُ مَعى فى كِتابِ الْجَفْرِ وَ الْجامِعَهًِْ وَلَيْسَ يَنْظُرُ فيه إلاّ نَبِىٌّ أَوْ وَصِىُ نَبِىٍّ؛ پسرم على فرزند بزرگ‌تر من و شنواترين و فرمانبرترين آنهاست، با من در كتاب «جفر» و «جامعه» نگاه مى‌كند، در حالي كه به غير پيامبر و وصى پيامبر كسى در آن نظر نمى‌كند. (بحارالانوار، ج 49، ص 20 ح 252)

گفتنی است جفر كتابى است كه حوادث جهان توسط حضرت على(ع) و امامان ديگر در آن نوشته شده است؛ اما جامعه نام كتابی دیگر از حضرت على(ع) است كه رمز همه علوم در آن جمع شده است و هر دو از ودائع امامت است.

5. مراعات بهداشت و تغذیه سالم

در آموزه‌های اسلامی ‌بر نظافت و طهارت و بهداشت، بسیار تأکید شده و از مومنان خواسته می‌شود که همواره پاک و پاکیزه باشند و پاک و پاکیزه بخورند و بنوشند و هرگز دنبال پلیدی و ناپاکی‌ها نروند. پیامبر(ص) بهداشت را بسیار مراعات می‌کرد و درباره مسواك زدن می‌گفت که اگر بر امت سخت نبود فرمان می‌دادم برای هر نمازی مسواک بزنند. در اسلام برخی از چیزها همانند مسواک از وسایل شخصی است که دیگری نباید از آن استفاده کند. امام رضا(ع) نیز همانند دیگر معصومان(ع) به بهداشت دهان و دندان توجه ویژه‌ای داشت و برای نماز که ملاقات با پروردگار است، مسواک می‌زد؛ زیرا مسواک زدن و دهان‌شویه کردن باعث از میان رفتن بوی بد دهان می‌شود و اصولا هر کسی در مجالس عمومی‌می‌رود باید مسواک زده و خودش را خوشبو کند تا بوی بد از او پخش نشود و دیگران را آزرده نسازد. حضور در پیشگاه خداوند آدابی دارد که اهل خشیت و عبادت آن را مراعات می‌کنند.

در روایت است: امام رضا(ع) ظرف پوستى مخصوصى داشت كه در آن پنج عدد مسواك بود و بر روى هر يك از آنها نام يكى از نمازهاى پنجگانه نوشته شده بود كه در هر نمازى با مسواك مخصوص آن نماز، مسواك مى‌زد.(مكارم‌الاخلاق، ص 50)

آن حضرت(ع) به بهداشت بسیار اهتمام می‌ورزید و افزون بر بهداشت دهان و دندان، از عطر و گلاب نیز استفاده می‌کرد تا خوشبو باشد. در روایت است: صولى از مادربزرگ خود روايت مى‌كند كه از او درباره امام رضا(ع) زياد سؤال مى شد و او مى گفت: چيزى از او به ياد ندارم مـگر اينكه او را مى‌ديـدم با عود هندى روغنى بخـور مى‌كرد و پس از آن گلاب و مشك استعمال مى‌كرد. (مكارم الاخلاق، ص 40)

شکی نیست که از جلوه‌هاى يك زندگى با نشاط، بهره‌گيرى از عطر و گلاب و بوهاى خوش است كه هم روابط را گرم‌تر و صميمى‌تر مى‌کند، هم بر جاذبه و محبّت مى افزايد و هم محيطى دلپذير به‌وجود مى‌آورد. عطر زدن هنگام نماز هم مستحب است. پيشوايان دينى پيوسته به عطر و آراستگى ظاهرى اهميت مىدادند و به اين سنت دينى عمل مى كردند.

امام همچنین به حجـامت توجه داشت، زیرا موجب می‌شود تا بسیاری از بیماری‌ها از شخص دور شود. در حقیقت حجامت نوعی پیشگیری و بهداشت بدن است تا از اجتماع عوامل بیماری‌زا در بدن از طریق خون جلوگیری شود؛ حجامت، يكى از روش‌هاى درمانى براى تصفيه و تنظيم خون است و در سيره امامان ديگر هم وجود داشته است.

انصارى می‌گوید: بعضى از وقت‌ها كه خون امام رضا(ع) به هيجان مى‌آمد، در وسط شب حجامت مى‌گرفت. (مكارم‌الاخلاق، ص 73)

از آنجا که انگور، ميوه‌اى لذيذ با خواص بسيار است و در آيات قرآن هم يكى از ميوه‌هاى بهشتى معرفی شده است، امام به انگور به‌عنوان غذاى محبوب علاقه بسیار داشت. از محمد بن جهم نقل شده كه گفته است: امام رضا(ع) [از ميان ميوه‌ها] انگور را بيشتر دوست مى‌داشت. (بحارالانوار، ج 49، ص 308)

6. شعار امـام در نقش نگين

هرکسی شعاری را در زندگی بر می‌گزیند و بر آن اهتمام دارد. این شعار در حقیقت بیانگر روحیه شخصی او است؛ هر چند که پیامی ‌نیز به کسانی می‌دهد که می‌خواهند از وی سرمشق بگیرند. این شعار بر روی نگین انگشتری نقش می‌بندد و همواره جلوی چشم خود و دیگران است. نقش نگين امامان، حالتى شعارگونه داشت و اغلب برگرفته از آيات قرآن بود و با همان انگشتر كه چنان نقشى داشت، نامه‌ها را هم به‌عنوان امضا، مهر مى‌كردند.

يُوُنسِ بْنِ عَبْدِ الرِّحْمانِ درباره شعار و نقش انگشتری امام رضا(ع) می‌گوید: از امام رضا(ع) نقش نگين انگشتر خود و پدرش را پرسيدم؟ امام فرمود: نقش نگين انگشتر من اين است: «ما شاءَ اللهُ لاقُوَّهًَْ إلاّ باللهِ»(آنچه را كه خـدا بخواهد آن خواهد شد و هيچ قدرتى در جهان آفرینش جز به مشیت خدا وجود ندارد) و نقش نگين انگشتر پدرم «حَسْبِىَ اللهُ» (خدايم كفايت مى‌كند) و آن همان انگشترى است كه با آن مهر مى‌زنم.(وسائل‌الشيعه 3: 410 ح 3)

7. یاداشت روزانه

از جمله ویژگی‌های شخصی امام رضا(ع) یادداشت روزانه بود. به این معنا که کارهایی که می‌بایست آن روز انجام دهد را یادداشت می‌کرد. این رویه‌ای است که باید در سبک زندگی به کار گرفت؛ زیرا يادداشت كردن، سبب مى‌شود انسان كارهاى مورد نظرش را فراموش نكند و همه را انجام دهد. اين كار، هم در برنامه‌هاى روزانه قابل اجرا است، هم در كارهاى علمى و پژوهشى. البته از سبک و سیره امام این نکته نیز به دست می‌آید که انسان باید هر چیزی را با نام خدا شروع کند تا خداوند به او کمک نماید و زمینه یادآوری و انجام آن را فراهم آورد. پس خوب است كه انسان يادداشت‌ها را با نام خدا آغاز كند.

ابـن شعـبه الْحَرّانى گوید: وَ كانَ(ع) إذا أَرادَ أَنْ يَكْتُبَ تَذَكُّراتِ حَوائِجِهِ كَتَبَ: بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرِّحيمِ، أذْكُرُ إِنْ شاءَ اللهُ، ثُمَّ يَكْتُبُ مايُريدُ؛ امام رضا(ع) هروقت كه مى‌خواست نيازمندى‌هايش را يادداشت كند اين چنين مى‌نوشت: بسم الله الرحمن الرحيم ان شاء الله به‌خاطر مى‌آورم. سپس هرچه را مى‌خواست مى‌نوشت. (تحف‌العقول، ص 443)

8. تواضع و فروتنی در هنگام نعمت

دنیا، سرای غرور و فریب است و گاه انسان به سبب سلامتی و نعمت فریب می‌خورد و گستاخ می‌شود. اینکه انسان بتواند قدر نعمت‌ها را بداند و آن را از خداوند دانسته و در برابر خداوند تذلل و تواضع کند بسیار مهم  و عامل اساسی در بقای نعمت است. در آیات و روایات بیان شده که تواضع، بسیار خوب و از فضایل انسانی است. این فروتنی به‌ویژه در برابر خداوند ریشه بسیاری از برکات است ولی از آنجا که دنيا، سراى دگرگونى است و نعمت‌ها در معرض زوال، پس انسان نبايد به داشته‌ها و نعمت‌ها مغرور شود و دوام نعمت را تنها بايد از خدا طلب کند. خداوند در آیات 22 و 23 سوره حدید بیان می‌کند که همه‌چیز از نعمت و مصیبت از نزد خداست هرچند که عامل مصیبت خود انسان است؛ زیرا شکر نعمت بر آدمی ‌و نعمت می‌افزاید و کفر نعمت آن را برباد دهد.

ابراهيم بن عباس درباره تواضع امام(ع) در برابر نعمت‌های الهی می‌گوید: كانَ الرِّضا يُنْشِدُ كَثيرا: إِذا كُنْتَ فى خَيْرٍ فَلا تَغْتَرِ رْبِهِ/ وَلكِنْ قُلِ اللّهُمَّ سَلِّمْ وَ تَمِّمْ؛ امام رضا(ع) بيشتر اوقات اين شعر را زمزمه مى‌كرد. هنگامى كه در ناز و نعمت هستى به آن مغرور مباش/ بلكه بگو خدايا نعمتت را تمام كن و سلامتى بده. (عيون اخبار الرضا 2: 191 ح 9)

9. تکریم فرزند

از اخلاق اجتماعی و آداب رفتاری نیک آن است که انسان به‌ویژه در خانواده و نسبت به زن و فرزند با احترام و کرامت برخورد کند.

أبُوالْحُسَيْن بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبى عُبّادٍ كه كاتب امام رضا(ع) بود مى‌گويد: امام رضا فرزند خود امام محمد تقى را در حالي كه كودكى بيش در مدينه نبود، جز با كنيه‌اش ياد نمى‌كرد و مىفرمود: پسرم ابوجعفر به من اين چنين نوشته و از او با تعظيم ياد مى كرد و در نهايت بلاغت و زيبایى جواب نامه‌هايش را پاسخ مىداد. (عيون اخبارالرضا 2: 266 ح 1)

امام جواد(ع) تنها فرزند حضرت رضا(ع) بود و بسيار به وى علاقه داشت و مقام و علم و فضل و بركات وجودى او را مطرح مىكرد و زمينه امامت او را پس از خود فراهم مىساخت. ياد كردنِ با كنيه «ابوجعفر» ونه به اسم، نشانه‌اى از اين تكريم و احترام به حضرت جواد بود.

10. احسان و نيكى نهان و آشکار

در سبک زندگی و سيره امامان معصوم  گزارش‌های بسیاری از خیررسانی نهانی و آشکار بیان شده است. همه آنان اهل انفاق و احسان و اکرام به دیگران بودند و برخی از آنان بارها همه دارایی خود را نصف کرده و به دیگران بخشیده‌اند. خیررسانی در شب و نهان به مردم و رسيدگى به نيازمندان جامعه بسیار گزارش شده است.  ابراهيم بن عباس مى گويد: امـام رضا(ع) صاحب احسان و صدقه نهانى بود و در بيشتر اوقـات در شب‌هاى تاريك اين عـمل را انجـام مىداد و هر كسى گمان كند كه در فضـيلت هـمانند او را ديده است هـرگز او را تصـديق نكنـيد. (بحــارالانـوار ج 49: ص91 )

مُعَمَّرِ بْنِ خَلاّدٍ نیز گوید: امام رضا(ع) به هنگام خوردن غذا، سينى بزرگى برايش آورده مىشد و در كنار سفره‌اش قرار مىگرفت و آن حضرت از بهترين غذاهايى كه برايش آورده مىشد مقدارى بر مىگزيد و در آن سینی بزرگ مىنهاد، سپس آن را براى فقراء مىفرستاد.(بحارالانوار 49: 97 ح 11)

اين نهايت تواضع، مردم دوستى، خيررسانى و دلسوزى براى بينوايان و محرومان است. قدرتمندان و ثروتمندان خودخواه، اغلب لذايذ و مزايا را براى خود مىخواهند، ولى اولياى الهى دوست دارند از داشته‌هاى خود انفاق و احسان كنند و حقوق فقرا و نيازمندان را ادا نمايند.

11. احتـرام و رسيدگى به امور مردم

احترام به مردم احترام به خود است. مراعات دیگران به‌ویژه در هنگام سخن گفتن نشانه ادب و احترامی‌است که شخص به دیگران می‌گذارد. ائمه(ع) هرگز نسبت به مردم درشت نمی‌گفتند، هر چند درشت و دشنام می‌شنیدند، چنانکه درباره امام حسن مجتبی(ع) و مرد شامی ‌گفته‌اند. همچنین در هر شرایط که بودند اهل انفاق و کمک و یاری مردم بوده و هرگز دست آنان را خالی باز نمی‌گرداندند و به حکم آیات قرآن از جمله آیات 19 سوره ذاریات و 22 سوره معارج عمل می‌کردند.

إِبْراهيمَ بْنِ الْعَبّاسِ مى گويد: هرگز نديدم كه امام رضا(ع) با سخن خود كسى را برنجاند و سخن كسى را قطع كند تا اينكه سخن خود را تمام بكند و هرگز حاجت كسى را كه توان اداى آن را داشت ردّ نمىكرد. (عيون اخبارالرضا 2: 197 ح 7، بحارالانوار 49: 90 ح 4)

از صولى روايت شده كه گفت: مادربزرگم [كه مدّتى افتخار خدمتكارى امام رضا(ع) نصيبش شده بود] به ما گفت: امام پس از خواندن نماز صبح در اول وقت، سر به سجده مىگذاشت تا هنگامى كه آفتاب بالا مىآمد، سپس براى رسيدگى به امور مردم مىنشست و يا سوار شده پى كارهاى ديگر مىرفت. (بحارالانوار 49: 90 ضمن ح 2)

اصولا بندگان خاصّ خدا، هم پيوندى استوار با خداوند دارند، هم ارتباط خوبى با بندگان. رسيدگى به مشكلات مردم و رفع نيازهاى آنان نيز از عبادت‌هاى بزرگ است و بايد از خدا توفيق طلبيد تا از دست ما خيرى به مردم برسد.

12. مهمان‏ نوازى

اکرام و احترام به مهمان و افتخار میزبانی را معصومان(ع) از اجداد طاهرین خود از حضرت ابراهیم(ع) و حضرت لوط(ع) و حضرت پیامبر(ص) به یادگار دارند. اینان هرگز دست از مهمان‌نوازی بر نمی‌داشتند و خود را مفتخر به میزبانی می‌کردند.

عبيد بن ابى عبدالله بغدادى از شخصى نقل مىكند كه گفت: در محضر امام رضا(ع) بودم كه ميهمانى بر او وارد شد، هنگامى كه امام با ميهمان مشغول صحبت بود، شعله چراغ تغيير كرد، ميهمان دستش را دراز كرد تا آن را اصلاح كند، امام(ع) او را از اين كار بازداشت و خودش آن را اصلاح نمود، سپس فرمود: «ما مردمى هستيم كه ميهمانان خود را به كار نمىگماريم». (بحارالانوار 49: 102 ح 20)

13.  امر به معروف و نصيحت زمامدار

امر به معروف و نهى از منكر، خصوصاً نسبت به مسئولان و مجريان، از تكاليف سنگين است و گفتن سخن حق در برابر حكّام ستمگر، جهادى بزرگ محسوب مىشود. تذكّر خصوصى به مأمون، براى آن بود كه خشم او برانگيخته نشود و موعظه امام را بهتر بپذيرد. امام حسین(ع) برای اقامه همین فریضه الهی به شهادت رسید؛ زیرا هرگز دین بدون اقامه این فریضه برپا نمی‌شود.

امام رضا(ع) نیز به حکم وظیفه، امر به معروف و نهی از منکر را از جمله واجبات اولیه دانسته و بدان اهتمام می‌ورزید و حتی حاضر بود در انجام این فریضه به‌ویژه در امور اجتماعی جان خویش را فدا کند.

شیخ مفيد(ره) مىگويد: امام رضا(ع) هنگامى كه با مأمون خلوت مىكرد او را زياد موعظه مىنمود و از خدا مى‌ترساند و كارهاى خلافى را كه مرتكب مىشد تقبيح مىکرد. مأمون در ظاهر اظهار قبول كرده و ناراحتى و سنگينى آن را پنهان می‌ساخت. (بحارالانوار 49: 308 ح 18)

14. برخورد خوش با زیردستان

احترام و تکریم زیردستان و خدمتگزاران در سیره امامان(ع) مثال‌زدنی است. هر کسی که می‌خواهد مسلمانی کند باید این را بیاموزد و با زیردستان خویش این‌گونه رفتار کند که اوج تواضع و فروتنی نیز است.

نادر، خدمتگزار امام مىگويد: امام رضا حلواى گردویى را لقمه كرده و به من مىداد. (محاسن برقى 2: 200 ح 1584)

ریشه و خاستگاه اين رفتار صميمى و متواضعانه با زيردستان و خادمان، همان روح ایمانی است که در نهاد انسان است. همین رویه موجب می‌شود تا الفت و انس میان مومنان و مسلمانان افزایش یابد و روحیه برادرى و اخوّت را مىافزايد و محبّت به دنبال مى آورد.

در روایت دیگری درباره برخورد امام با خدمه در سرسفره، نادر خدمتگزار امام می‌گوید: امام هنگام غذا خوردن يكى از ما خدمتگزاران هيچ كارى از او نمىخواست تا اينكه از غذايش دست مىكشيد. (كافى 6: 298 ح 11)

از نظر اسلام غلامان و خدمتگزاران از نظر انسانى حق و حقوقى دارند و خصلت انسانى ايجاب مىكند كه به آنها توجّه شود. نحوه رفتار امام با خدمتگزاران و مدارا با آنان، الگوى همه مسئولان و دولتمردانى است كه زيردستانى دارند، تا حق انسانى آنان را محترم بشمارند و به عواطف، احساسات، نيازها و استراحتشان توجه داشته باشند و فرصتى براى كارهاى شخصى و خورد و خوراك به آنان بدهند.

ياسر، خدمتگزار دیگر امام مىگويد: امام رضا(ع) هر وقت فرصت پيدا مىكرد همه خدمتگزاران را از كوچك و بزرگ دور خود جمع مىكرد و با آنان به گفت‌وگو می‌نشست و آنان هم با او أنس پيدا مىکردند و هرگاه سر سفره مىنشست، از هيچ‌كدام آنان غفلت نمىكرد، چه كوچك و چه بزرگ، حتى اصطبل‌دار و حجامتگر را هم كنار خودش بر سر سفره مىنشاند. (عيون اخبارالرضا 2: 170 و 197 ح 24، بحارالانوار 66: 351 ح 1)

این سلوک امام(ع) بر اساس اصل قرآنی اکرام بر اساس تقوای الهی است. خداوند مىفرمايد: ما همه شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را قبيله قبيله و گروه گروه قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد و گرامى‌ترين شما نزد خدا با تقواترين شماست. (حجرات، آيه 13).

امام(ع) به جزئیات ریز امور توجه داشت و هرگز اجازه نمی‌داد که حق کارگری ضایع و تباه شود. سليمان بن جعفر جعفرى گويد: براى انجام كارى پيش امام رضا(ع) رفته بودم، او با معتّب به خانه‌اش وارد شد، ديد غلامانش گِل‌كارى مى كنند و كارگر غريبى را نيز به كار گمارده‌اند. فرمود: آيا مزدش را تعيين كرده‌ايد، گفتند: نه، فرمود: چندين بار من شما را از انجام اين كار نهى کرده‌ام و گفته‌ام: هيچكس را براى كارى استخدام نكنيد مگر اينكه قبلاً اجرتش را معيّن كرده باشيد. (كافى 5: 288 ح 1)

تعيين اجرت كارگر، از بروز اختلاف پيشگيرى مى كند و وقتى پرداخت شود، راضى است. امّا بدون آن، هم اختلاف پيش مى آيد، هم فكر مىكند حق كامل او پرداخت نشده است.

............................
پایان پیام/ 167


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License