به مناسبت ولادت عقیله بنی هاشم؛

حضرت زینب(س) الگوی تمام عیار بشریت

  • کد خبر : 1084254
  • منبع : اختصاصی ابنا
استاد حوزه علمیه قم گفت: خداوند متعال الگوهایی برای بشر معرفی فرموده است و همچنین زندگی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و کسانی که در این مکتب زندگی کرده و خوش درخشیدند می‌تواند برای تمام بشریت الگوی سعادت و رستگاری باشند که یکی از نمونه‌های بارز آن ، وجود مقدس ام المصائب، عقیله بنی هاشم زینب کبری(س) است.

خبرگزاری اهل بیت(ع) – ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت حضرت زینب کبری(س) حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر «سید حسین وحیدی» با توجه به اوضاع و شرایط کنونی جامعه افغانستان، ضرورت پرداختن به ویژگیهای شخصیتی حضرت زینب(س) و الگو گرفتن از زندگی حضرت زینب(س) را گامی مؤثر در تداوم و گسترش اسلام، فعالیت‌های دینی، ارزشی و جلوگیری از دین‌گریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب دانست.

اینک در ادامه ضمن تبریک سالروز میلاد حضرت زینب کبری(س)، مشروح این گفتگو با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر «وحیدی» از نظرتان می گذرد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گفتگو: سید مرتضی حسینی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ابنا: با توجه به اینکه فطرت انسان با درون مایه‌های دین پیوند تکوینی دارد، چرا دین‌گریزی در نسل جوان افغانستان، نمود بیشتری دارد؟

متأسفانه مردم افغانستان به دلیل ناامنی‌ها و مشکلاتی که درسالهای پایانی دهه ۱۳۵۰ و دهه‌های پس از آن گریبانگیر کشور مظلوم افغانستان شد مجبور به مهاجرت از وطن شدند. که این مهاجرت‌ها علیرغم پیامدهای مثبتی که داشت پیامدهای منفی نیز با خود به ارمغان آورد. مردمی که در اوایل مهاجرت به دینداری شهره بودند، جوانان شیعه افغانستانی‌ای که در هر جامعه‌ای وارد شده بودند، الگوی دینداری بودند؛‌ اما با گذشت زمان و تغییرجو حاکم بر کشورها و مواجه‌شدن با شرایط متفاوت جوامع دیگر و تأثیرپذیری از فرهنگ‌های مختلف به مرور زمان موضع منفعلانه نسبت به دنیداری اتخاذ کردند که این موضع آرام آرام سبب رنگ باختن ارزشها و پررنگ شدن ضد ارزش های مذهبی و دینی شد. جامعه مهاجر تسلیم شرایط محیط شده و در جهت سازگاری با آن حرکت کردند و این همجواری با فرهنگها و آداب و سنن از سویی و توجه به شبهات که رنگ و بویی زیبا داشته و به تضعیف اصول عقاید و باورهای دینی می‌پرداخت از طرفی دیگر و همچنین رشد حیرت‌آور وسایل ارتباط جمعی که عاملی مهلک و ابزاری قوی در این راستا بود کم کم باعث شد تا نسبت به عقاید و باورهای دینی خود که میراث پدران و مادران مذهبی آنها بود سست شده و به برخی از آنها به دیده انکار بنگرند. با طولانی شدن پروسه مهاجرت، فرزندانی در این خانواده‌ها به دنیا آمدند که نسل جدیدی را تشکیل دادند که از پیشینه فرهنگ دینی خود اطلاع چندانی نداشتند. هر چند این سستی در دینداری اسباب مختلفی دارد که برخی مربوط به ویژگی خود انسان است که بنا به فرمایش خداوند متعال که می فرماید: «ان الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ» انسان می‌خواهد آنچه (از عمرش) در پیش است همه را به فجور و هوای نفس بگذراند و هرکاری که دلش می‌خواهد انجام بدهد. لذا برای توجیه کارخود می‌پرسند: «يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ» روز قيامت چه وقت است؟ قیامت را انکار می‌کنند و معاد را منکر می‌شوند. و برخی مربوط به رخدادهای بیرونی و مشاهده ظواهری که به نام دین به خورد آنها داده می‌شود و همچنین بد عمل کردن عده محدودی از منادیان دین در جوامع دینی و ... می‌باشد که خود بحث مستقلی می‌طلبد. لکن آنچه مبرهن است اینکه در حال حاضر جامعه مسلمان، خصوصاً جامعه و قشر جوانان تشیع افغانستان متأسفانه تا حدودی با دین و تدین زاویه و فاصله گرفته‌اند، که یکی از علل آن در مسئله الگوهای نادرستی است که برای خود ترسیم کرده و برگزیده‌اند، می‌باشد زیرا مسأله الگوگیری و انتخاب الگوی مناسب یکی از راهکارهای موفقیت و سرافرازی و برعکس انتخاب الگوی نامناسب می‌تواند راهی به سوی ناکجا آباد برای بشر باشد.

ابنا: چگونه باید الگوگیری کرد و شخصیت الگویی صحیح پیدا کرد؟

با توجه به آموزه‌های دینی، تأکیداتی که راجع به مطالعه و تفکر در تاریخ و استفاده از تجربه‌های دیگران و... می‌شود در قالب استفاده از تجربه راه رفته گذشتگان و ترسیم آینده زندگی بر اساس آن می‌باشد. یعنی درس گرفتن از را رفته دیگران که چراغی است برای آیندگان. تاریخ مملو از الگوهای متفاوتی است که راه و رسم زندگی را به ما گوشزد می‌کند.

این موضوع در سخنان مولای متقیان امام علی(ع) در نامه‌ها و حکمت‌های نهج البلاغه برجستگی خاصی دارد و سخنان ایشان ناظر به عبرت‌های خاص تاریخ است، ایشان خطاب به فرزند برومندش امام حسن مجتبی(ع) که آن هنگام در آغاز زندگی قرار داشتند، فرمود: «أَيْ بُنَيَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أَكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي فَقَدْ نَظَرْتُ‏ فِي أَعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِي أَخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأَحَدِهِمْ بَلْ كَأَنِّي بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِمْ ». پسرم! درست است كه من به اندازه پيشينيان عمر نكرده‏‌ام، امّا در کردار و اخبارشان انديشيدم، و با مطالعه دقیق تاريخ آنان، انگار با آنها زندگی کردم. با این نگرش می‌توانیم بفهمیم که ما برای چه تاریخ می‌خوانیم؟ قرآن برای چه داستان نقل کرده، مگر قرآن کریم کتاب داستان‌سرایی است؟

یکی از راههای نفوذ شیطان به زندگی انسان‌های متدین، هنگام مصیبت است، در همین مصیبت‌هاست که خیلی خودشان را می‌بازند. فقر و نداری و مصیبت‌هایی که انسان در جامعه می‌بیند و هر روز با آنها گریبان‌گیر است و خیلی‌ها با آنها دست و پنجه نرم می‌کنند. بعضی در مواجهه با مصیبت ها از اعتقاداتشان دست بر می‌دارند، چون یقین ندارند. با توجه به این ویژگی عقیله بنی هاشم سخن ایشان در مقابل عبید الله ابن زیاد لعنت الله علیه که فرمود: ما رأیتُ الّا جمیلاً؛ جز زیبایی چیزی ندیدم قابل تحلیل است. چون یقین دارد که خداوند متعال ناظر است. اینکه بی بی دو عالم به یزید فرمود: نابود شده‌ای. تصور نکن که امروز اطرافت جمع هستند، نه با دستان خودت، خودت را نابود کردی. حضرت زینب(س) از غیب خبر دارد، چون به خداوند متعال یقین دارد. که آه مظلوم دامن ظالم را خواهد گرفت.

پس مهمترین خصوصیت حضرت زینب کبری(س) در عرصه فردی و اجتماعی، که قابل الگوگیری است مسأله یقین می‌باشد. اگر ما مسلمانان، مخصوصاً جوانان افغانستانی بخواهیم الگویمان حضرت زینب کبری(س) باشد باید یقین خود را نسبت به خداوند، نسبت به معاد و قیامت، نسبت به نبوت ، نسبت به امامت و عدل الهی تقویت کنیم که اینها ستونهای دین و مذهب هستند و اگر این ستونها محکم و استوار نباشد دچار لغزش در مراحل زندگی دینی خود خواهیم شد.

در اینجا لازم است که اشاره کنیم که یکی از ویژگیهای دیگر شخصیتی حضرت زینب(س) در عرصه اجتماع، اعتماد به نفس ایشان است که این اعتماد به نفس حاکی و نمود و ثمره یقین می‌باشد، اگر ما به خیلی مطالب و اصول، یقین داشته باشیم، اعتماد به نفس هم داریم؛ اگر یقین نداشته باشیم، اعتماد به نفس هم نداریم. این است که ما واقعاً به خدا معتقد نمی‌شویم و به راهی که می‌رویم معتقد نیستیم. اگر ما واقعاً مسیر زندگی‌مان را درست انتخاب کنیم، اعتماد به نفس می‌آورد. خطاب من تمام مردان و زنان دنیاست، موضوع صحبتمان اشاره به زنان و الگوی زنان افغانستان است. جامعه‌ای که یکی از پر تنش‌ترین و مصیبت بارترین سرزمینهای دنیاست و در این میان زنان و دختران افغانستان یکی از قربانیان این مصیبت‌اند ولی با تمام مشکلات می‌توانند با تأسی و الگوگیری از زینب کبری (س) مسیر درست زندگی را انتخاب کنند. سٶالی که به ذهن می‌رسد این است که چقدر مطمئن هستید که راه انتخابی شما، راه درستی است یا نه؟ اگر مسیرتان درست نباشد، اعتماد به نفس هم نخواهد بود و هر روز به رنگی و هر زمان به شاخه‌ای پناه خواهیم آورد. قبح و زشتی خیلی از اعمال و رفتارهای اجتماعی و نادرست بودن آن واضح است ولی گاهی اوقات جو زدگی سبب می شود تا باورها و اعتقادات را نادیده بگیریم. می‌دانیم درست نیست ولی حرکت می‌کنیم؛ این اصلاً عاقلانه نیست.

اعتماد به نفس زینب کبری(س) که در همه عرصه ها از خودش نشان می‌دهد حاکی از آن است که مسیر خودش را صحیح انتخاب کرده است. یقین دارد که به راهی که در آن گام نهاده، درست است. اگر می‌خواهید مانند حضرت زینب کبری(س) باشید، مسیری که انتخاب می‌کنید، جست و جو کنید از بین تمام راهها، مسیر درست را انتخاب کنید. امروزه در جهل ماندن برای هر کسی که باشد، قابل قبول نیست، زمانی هر کسی مسأله‌ای را نمی‌دانست، می‌گفتند آدم جاهلی است. چون خیلی اوقات راه دستیابی به حقیقت به سادگی امروز نبود. ولی امروز با این همه منابع اسلامی در دسترس و وسایل ارتباط جمعی‌ای که وجود دارد که آدمی هر مسأله و مشکل و شبهه‌ای را که به آن برمی‌خورد را به اندک زمانی می‌تواند پاسخش را بدست آورد. امروز دیگر در جهل ماندن از هیچ کسی پذیرفتنی نیست. مشکل امروز جوانان جامعه اسلامی خصوصاً شیعیان افغانستان این است که وقتی که با شبهه‌ای مواجه می‌شوند، بدون تحقیق می‌پذیرند و دنبال پاسخ آن نمی‌روند. در جامعه کنونی درباره حجاب، دفاع از حقوق زنان، تساوی حقوق مردان و زنان و... این همه شبهه‌افکنی می‌کنند. نسل جوان ما چقدر پیرامون این موضوعات تحقیق کرده‌اند تا بفهمند که چه کسی راست می‌گوید و چه کسی دروغ.

وقتی قرآن کریم پیامبر اکرم(ص) را معرفی می‌کند می‌فرماید؛ پیغمبر به مردم بگو: «قل انما ان بشر مثلکم» من بشری هستم مثل شما، تفاوت من با شما این است که یوحی الی، به من وحی می‌شود. (آیه آخر سوره کهف)

زینب کبری(س) در جامعه مانند یک انسان عادی زندگی کردند، مثل تمام زنان عالم یک انسان معمولی است. چه شد که ایشان شدند زینب کبری(س) با آن همه فضایل؟ و ما چگونه از او در زندگی‌مان الگو بگیریم؟ این الگویی برای مردان و زنان اسلام است.

یکی از فرهنگ‌های تربیتی قرآن، الگو معرفی کردن است. قرآن داستانهای مختلفی را بیان می‌کند و راجع به فلسفه آن می‌فرماید: « لَقَدْ كانَ في‏ قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْباب» که ما داستانها را برای شما نقل کردیم تا عبرت بگیرید یعنی باید جست‌وجو کنید و در این جامعه الگو برای خودتان معرفی کنید. جایگاه زن در فرهنگ مقدس اسلام تا حدی است که خود قرآن کریم برای هدایت و ارشاد بشر وقتی از راهکار معرفی الگو استفاده کرده است و می‌فرماید: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ» وقتی قرآن برای بشر الگو و اسوه معرفی می‌کند، می‌فرماید: همسر فرعون مثال و الگو برای انسانهای متدیّن است. یک زن برای تمام مردان و زنان مؤمن عالم، الگوست. آن هم زن فرعون، زن بدترین انسانها. چه ویژگی آسیه باعث شد که خداوند متعال زن فرعون را برای اهل ایمان الگو معرفی کند؟ زن فرعون، تمام نعمت‌های دنیوی که امروز بسیاری از زنان و مردان دنبال آن هستند، همه را داشت، قدرت، شوکت، ثروت و... ؛ آسیه، نه معصوم بود و نه موحّد، بلكه با ديدن معجزه حضرت موسى‌ ايمان آورد و تنها آرزوی او این بود که به خداوند متعال عرض کرد: «رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ» بار الها (من از قصر فرعونی و عزت دنیوی او گذشتم) و خانه‌ای برای من نزد خود در بهشت بنا کن.

و از طرفی دیگر قرآن برای انسان‌های کافر هم، یک زن را معرفی می‌کند: ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ. خدا برای کافران زن نوح و زن لوط را الگو معرفی می‌کند، که نماد بی‌دینی است

متأسفانه الگوهای مکتب اسلام بخصوص زنان این مکتب مانند حضرت زینب(س)، آنطور که باید و شاید به جامعه معرفی نشده و نسل دیروز، امروز و فردای افغانستان می‌توانند با بهره‌گیری از ویژگی‌ها و خصایص اخلاقی و برنامه‌ها و اهدافی که آن حضرت در زندگی به آنها اهتمام داشتند، آگاهی پیدا کنند و با شناخت کامل آنها، ایشان را الگو و سرلوحه زندگی خویش قرار دهند، تا بتوانند با تأسی و اقتدا به حضرت زینب کبری(س) یک زندگی سالم و باسعادت داشته باشند. لذا خداوند متعال الگوهایی برای بشر معرفی فرموده است و همچنین زندگی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و کسانی که در این مکتب زندگی کرده و خوش درخشیدند می‌تواند برای تمام بشریت الگوی سعادت و رستگاری باشند که یکی از نمونه‌های بارز آن ، وجود مقدس ام المصائب، عقیله بنی هاشم زینب کبری(س) است.

ابنا: مهمترین خصوصیتی که از حضرت زینب(س) در عرصه اجتماعی برای جوانان افغانستانی قابل الگوگیری است، چیست؟

جوانانی که می‌خواهند حضرت زینب(س) را الگوی خویش قرار دهند، ضروری است که ابتدا آن حضرت را بشناسند؛ از ویژگی‌ها و خصایص اخلاقی و برنامه‌ها و اهدافی را که آن حضرت در زندگی به آنها اهتمام می‌ورزید، آگاهی پیدا کنند و سپس با شناخت کامل آنها را سر لوحه زندگی خویش قرار داده تا بتوانند با تأسی و اقتدا به این بانوی قهرمان و نمونه یک زندگی سالم و باسعادت داشته باشند.

یکی از بهترین راه‌های شناخت ابعاد وجودی و شخصیتی ایشان بیانات علمای دین درباره ایشان است. مرحوم مامقانی درباره حضرت زینب (س) می‌گوید: زینب، و ما زینب! و ما أدراک ما زینب! هی عقیلة بنی هاشم، و قد حازت من الصفات الحمیدة ما لم یحز‌ها بعد امّ‌ها أحد، حتّى حقّ أن یقال: هی الصدّیقة الصغرى؛ هی فی الحجاب و العفاف فریدة. زینب! و زینب کیست! و تو چه می‌دانی که زینب کیست! وی عقیله بنی هاشم است و دارای صفات پسندیده‌ای است که بعد از مادرش احدی به آن صفات نرسیده است؛ به حق است که اگر گفته شود او صدیقه صغری است. او در حجاب و عفاف بی‌مانند است.

از مهمترین ویژگیهای حضرت زینب(س) که از بلندترین و والاترین ویژگیهای خاندان وحی است، مسأله یقین می‌باشد. امام هشتم علی بن موسی الرضا (ع) می فرمایند: ما قسّم في الناس شيء أقلّ من اليقين. هیچ چیزی در بین بشر کمتر از یقین تقسیم نشد.

ما در زندگی یقین نداریم، در مسأله توحید به خداوند متعال یقین نداریم و در خداشناسی ضعیف هستیم، ادعا داریم ولی یقین نداریم. اگر در زندگی شخصی یقین وجود داشته باشد، با تحلیل این ویژگی حضرت زینب کبری(س) می‌توان به رفتار و عملکرد ایشان بعد از عاشورا پی برد. اگر در زندگی‌ها به یقین توجه بشود، خیلی از مشکلات حل می‌شود. مشکل جامعه اسلامی، یقین است. برخی خداوند متعال را به اندازه یک طفل دوسه ساله قبول ندارند، در مقابل طفل گناه خیلی از کارها را انجام نمی‌دهند ولی در مقابل خداوند نه. این حاکی از عدم یقین به خداوند است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ؛‌ ما از رگ گردن به شما نزدیک‌تریم.

لذا مسیر الگوگیری در جامعه امروزی بسیار دشوار شده است. امروزه دشمنان از این طبع الگوخواهی او سوء استفاده کرده و بجای زنان آزاده عالم زنانی را بعنوان الگو در جوامع اسلامی معرفی می‌کنند که ارزش الگو شدن را ندارند و فقط از آنها ابزاری برای مقاصد شوم خود ساخته‌اند کرامت و هویت زن در این جوامع فراموش‌شده است، کرامتی که زینب کبری(س) با تمام سختی‌ها و مصیبتهایی که دیدند وقتی وارد مجلس ابن زیاد شدند با چنان صلابتی وارد شدند که او را متحیر ساخت و گفت: من هذه المتکبره؟ این زن متکبر کیست؟ که به هیچ کسی توجه نکرد.

انسان در قالب تدین ایمن است، آدم متدین محترم‌تر است، زن متدین در جامعه محترم‌تر است. ولی در جامعه افغانستان زن در حال تبدیل شدن به یک ابزار، تبدیل شدن به یک کالاست و این به دور از آزادگی است. این شخصیت و جایگاه زن نیست، اگر می‌خواهید جایگاه والای زن را بدانید کجاست، ببینید که حضرت زینب کبری(س) چه جایگاهی در جامعه اسلامی داشت که تمام ستمگران را زمین‌گیر کرد. این جایگاه واقعی زن در اسلام است.

زینب کبری(س) به زنان عالم نشان داد که ای مردم، یک زن هم می‌تواند جهان را عوض کند، یک زن به تنهایی می‌تواند یک حکومت با آن عظمت را سرکوب کند و ظالمان را به حقارت بکشاند. اگر در جامعه زنان افغانستان خصوصاً تشیع که خود را وامدار رشادت و شجاعت زینب می‌داند، از ایشان و حضرت زهرا(س) و زنان آزاده عالم الگو نگیرد، با تمام کرامتی که خداوند در او نهاده است تبدیل به جرثومه‌ای برای مقاصد دیگران خواهد شد. و سخن آخر برای سعادت و زندگی مملو از آرامش تنها راه تطبیق زندگیمان با زندگی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است که بعنوان الگو و اسوه معرفی شده‌اند و یکی از مصادیق بارز و درخشان آن وجود مقدس عقیله بنی هاشم (س) است.

.......................
پایان پیام/ 268


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License