به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ محمد مهدی شریعتمدار در سلسله یادداشتهای «سرزمین وحی» به واکاوی تحولات حج در پرتو معادلات منطقهای پرداخته است. متن این یادداشت به شرح زیر است:
حج آینه تمامنمای جهان اسلام و امت اسلامی است. نه تنها از ۵۷ کشور اسلامی عضو سازمان همکاری اسلامی که تا پایان دوم خرداد، بیش از یک میلیون وپانصد و هجده هزار نفر، از ۱۴۸ کشور جهان برای حج وارد عربستان شدهاند.
اندونزی، پاکستان، هند، بنگلادش، نیجریه، ایران، الجزایر، ترکیه، مصر وعراق در سالهای گذشته، ده کشور اول در آمار حج بودهاند، اما در سال جاری، با افت ۶۵ درصدی تعداد حجاج ایران به دلیل مشکلاتی که ذکر آنها در این مجال نمیگنجد، ایران از ده کشور اول جهان اسلام در زمینه اعزام حجاج خارج شد. تقریبا ۹۷ درصد از حجاج، از کشورهای آسیایی، آفریقایی و عربیاند که اغلب آنها، جز هند و بعضی کشورهای آفریقایی، جزء کشورهای اسلامی و تنها ۳.۱ درصد از اروپا، آمریکا واسترالیا هستند؛ آینه تمامنمای نهتنها جهان اسلام که جهان پرآشوب وتنش و در معرض ستم استکبار جهانی.
هرچند رنجهای مسلمانان و اقلیتها در کشورهای غربی وغیر مسلمان اندک نیست و باید در کنگره جهانی حج بدانها پرداخت و به همین دلیل، حج را باید آینه تمامنمای امت اسلامی و نهتنها جهان اسلام دانست، اما جهان اسلام و منطقه غرب آسیا و فشار بر مسلمانان در کشورهایی مانند هند و میانمار و مسایل ناحیه آسیای میانه و قفقاز، در نظام مسایل مسلمین جهان معاصر از اولویت بسیاری برخوردار است.
بر آرمان فلسطین که در بیش از یک قرن گذشته، مساله مرکزی امت اسلامی بوده است، در موسم حج جاری، تجاوز وحشیانه آمریکای جهانخوار ورژیم صهیونی و دفاع جانانه ایران اسلامی را که مایه فخر وعظمت ودر عین حال امید مسلمین ومستضعفان شد، باید افزود. حج هماره باید اندیشگاه راهکارهای مواجهه با استکبار ودفاع از مسایل عادلانه باشد. امسال اما در کنار مناسک، باید در اندیشه سرنوشت این کشاکش سرنوشتساز تمام اسلام در برابر تمام کفر بود.
کاش فرصت برنمایی این حقیقت برای جهان غرب فراهم میشد که ویژگی حج امسال، بروز احساسات مثبت وحمایتگرانه تمام حجاج از ایران وایرانیان بود. مشاهدات همه حجاج ایرانی گواه آن است که حتی یک برخورد مخالف هم از ناحیه حجاج دیگر کشورها، چه در منطقه نبرد کنونی وچه در خارج از آن، در طول یک ماهی که از شروع عزیمت حجاج به سرزمین وحی میگذرد، دیده نشده است.
دوران پساجنگ، بیگمان با تاریخ پیش از آن متفاوت خواهد بود وایران ما باید از این همدلی اسلامی، علاوه بر شرایط نوین ژئوپلتیک در منطقه بهسود آرمانها ومنافع خود و همگرایی اسلامی بهره برد. همینجا باید گفت، گفتمانهای وحدت اسلامی، نگاه به شرق در سیاست بینالمللی، سیاست همسایگی ودفاع از مسایل عادلانه منطقه ودر راس آنها آرمان فلسطین ومقاومت، امروزه صحت و کارایی خود را حتی با دید منافع ملی ایران ونه آرمانهای انقلاب اسلامی بهاثبات رسانده است، بلکه ثابت کرده است که عرصه کنشگری ما در منطقه و جهان، بهطور عمده اسلامپایه است.
تاثیر افکار عمومی بر سیاستها امروزه بهرغم دیکتاتوریهای کهنه و نو، قابل انکار نیست که نمونه بارز آن را در مخالفت با ترامپ با وجود همه تلاشهای سرکوبگرانه، همراهیهای خاذلانه وفرعونیت برهنهدندان او، نمیتوان نادیده گرفت.
در رویارویی تاریخی وتاریخساز مردم ایران با جهانخواران، شاهد حمایت ملتها بودهایم که امروزه برشی از آن، در حج ودیار وحی مشهود است. در غرب کشور، مردم عراق ودر شرق، مردم افغانستان وپاکستان وکشمیر وهند وحتی در شمال غربی، مردم ترکیه، کاری در حمایت از ایران کردهاند، کارستان. جنوب ایران هم که خلیج فارس است وتنگه هرمز ومناسبات نوین فراآمده از جنگ آنها ودفاع ما ومنغیرهای جدید وموازنه قدرت ومعادلات پس از آن! میماند شمال کشور ومنطقه آسیای میانه که از پیمان راهبردی با روسیه تا بیمها ونگرانیها از تلاش آمریکا ورژیم صهیونی وحتی ناتوی فعلا سرگردان را در برمیگیرد وباید هوشیار بود.
حجاج کشورهای همسایه شمالی وکل آسیای مرکزی، بهسختی به ۲۵ تا ۳۰ هزار نفر میرسد. با وجود دشواریها در ارتباط حجاج ایرانی وغیر ایرانی، اما مشاهدات بعضی هممیهنان ما جالب توجه است. برخورد با یکی از حجاج ازبک که تا غار ثور با یکی از حجاج ایران همراه شدهبود، یا یک ازبک از افغانستان که در مدینه سکونت واشتغال دارد، یا آقای نسیم از تاجیکستان که خود در صفهای نماز مسجدالحرام او را دیدم وضمن ابراز احساسات خود نسبت به ایران، وحدت مسلمین را تنها راه نجات آنان میدانست، گرچه نمیتواند سنجه علمی دقیقی از افکار عمومی این مناطق بهدست دهد، اما نمونه دیگری از دریای حمایت مردم جهان اسلام از ایران است.
راز این حمایت در احساس عزت وتوانمندی مسلمین در رویارویی با استکبار وصهیونیسم نهفته است ودر تحقق نبردی قدرتمندانه در حمایت از فلسطین. مردم مسلمان همچنان آرمان فلسطین را مساله محوری خود میدانند. همین نکته نشانگر شکست وعدم امکان پروژه عادیسازی روابط با رژیم صهیونی است. عجیب است که شیمون پرز در بیان خود در خاطراتش که میگوید:"ما نمی توانیم عرب باشیم، پس عربها باید مدیترانهای شوند" به نوعی اعتراف میکند که عادیسازی روابط امری ناممکن است، اما هنوز عدهای از مسلمین بهدنبال آنند.
چون سخن از آسیای میانه است، به عضویت قزاقستان در پیمان ابراهیم وخطر حضور رژیم صهیونی در مرزهای شمالی ایران که به این کشور محدود نمیشود، باید اشاره کرد.
قزاقستان از همسایگان شمالی کشورمان، با ۷۰ درصد مردم مسلمان وعضویت در شورای اروپا وسازمان های منطقهای و بینالمللی بسیاری، کشور مهمی در منطقه بهشمار میآید.
این جمهوری که پس از استقلال، با به رسمیت شناختن رژیم صهیونی، روابط سیاسی واقتصادی خوبی با آن برقرار کرد، در آبان ماه ۱۴۰۴، در دیدار روسای جمهوری پنج کشور آسیای میانه با ترامپ، درخواست عضویت در پیمان ابراهیم را اعلام و ترامپ با ابراز خوشحالی، این درخواست را رسانهای کرد. سرانجام با سفر اخیر رئیس رژیم صهیونی به پایتخت قزاقستان، این الحاق رسمیت یافت.
جمهوری آذربایجان هم این الحاق را در دستور کار دارد. مقرر بود که پیش نویس توافق الحاق این کشور، در تیرماه ۱۴۰۴ با سفر نتانیاهو به باکو امضا شود، اما به دلیل جنگ تحمیلی رژیم صهیونی علیه کشورمان وتعویق سفر نتانیاهو، این موضوع نیز به تعویق افتاد.
اگر گزارشها درباره کریدور شمالی که به ویژه از زمان جنگ غزه وجنایات رژیم صهیونی در کشتار مردم بی دفاع فلسطین، با همراهی ومحوریت قزاقستان، ترکمنستان، آذربایجان، گرجستان وترکیه، از مسیر زمینی، دریایی، هوایی وریلی، برای تامین نیازهای رژیم در حوزه مواد غذایی، انرژی وفرآورده های آن درست باشد، مساله پیچیدهتر میشود. علاوه بر این، آذربایجان مدتهاست که تامین کننده سوخت هواپیماهایی است که غزه، لبنان، سوریه وغیره را هدف قرار میدهند. رژیم صهیونی اصولا دارای روابط سیاسی، اقتصادی، نظامی، دفاعی وامنیتی خوبی با قزاقستان است.
آیا تکمیل فرایند الحاق رسمی این کشور به پیمان ابراهیم، مقدمه عضویت سایر کشورهای مسلمان آسیای میانه وقفقاز در این توافقات را فراهم خواهد کرد؟ همچنین، علاوه بر تهدیدات نظامی، آیا خطر جدی نفوذ نرم رژیم صهیونی به همسایگان شمالی کشورمان نباید با حساسیت کامل مورد توجه دستاندرکاران کشورمان قرار گیرد؟
آنچه در روزهای اخیر، این نگرانی را تشدید کرده، خبرهای حاکی از راهاندازی پویش گستردهٔ ضدایرانی در فضای مجازی، با بهکار گیری شبکهای سازمانیافته ومتشکل از دهها صفحهٔ مجازی به زبانهای روسی، عربی، تاجیکی، ازبکی واویغوری است که هدف اصلی آن، بمباران تبلیغاتی افکار عمومی در آسیای مرکزی، قفقاز وروسیه علیه جمهوری اسلامی ایران است. آنان که هنوز در تاثیر افکار عمومی تردید دارند، باید محتوای این صفحات را که با روایتی جهتدار به موضوعاتی همچون وضعیت اقوام، اهل سنت وحقوق بشر در ایران میپردازد واین پروژه با هدف کمرنگسازی حمایت مردمی وایجاد شکاف هویتی میان ایران وحوزهٔ تمدنی پیرامونی آن طراحی شده است، بهدقت مورد توجه قرار دهند. همپوشانی جغرافیایی و محتوایی این دو جبهه، بهویژه در حوزهٔ زبانهای ازبکی وتاجیکی، نشاندهندهٔ نوعی هماهنگی فرامرزی است.
به نظر میرسد جبههای متشکل از طیف سلفی-اخوانی سوریه، جریانهای کرد معارض ایران در عراق وبرخی محافل پانترکیست، اولویت خود را بر انزوای نرم ایران از طریق تسخیر افکار عمومی منطقه وتعریف ایران بهعنوان "دیگریِ" مشترک این جوامع قرار دادهاند ودر کوتاهمدت بر سر تضعیف موقعیت منطقهای ایران. به اشتراک منافع رسیدهاند. غفلت از این جنگ روایتها، میتواند هزینههای راهبردی بلندمدتی برای عمق نفوذ فرهنگی وتمدنی ایران به همراه داشته باشد.
زیستن در فضای جهاناسلامی حج، آن هم در شرایط دشواری که ایران در آن بهسر میبرد، بهرغم اولویت مآل وآینده جنگ کنونی، اما نباید بدان منجر شود که به خطرهای آینده علیه ایران، بهویژه در حوزه افکار عمومی نیندیشیم.
اگر حج از اینکه کنگره عظیم اسلامی باشد، باز مانده، اندیشیدن به این تهدیدها وتبدیل آن به فرصتها، در سایه معادلات جدید منطقه وتزلزل قدرت آمریکا ورژیم صهیونی، شرط عقل است.
...........
پایان پیام
نظر شما