۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۶
خونخواهی رهبر شهید باید از سطح شعار به یک راهبرد سیاسی تبدیل شود/ آمریکا در حال تکرار الگوی فریب و مدیریت رفتار ایران است

کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به دیدار مقام ایرانی با معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اسلام‌آباد، تنها حدود ۴۰ روز پس از شهادت رهبر شهید، گفت: چنین دیداری از منظر سیاسی این پیام را به طرف آمریکایی منتقل می‌کند که جمهوری اسلامی موضوع خونخواهی را به‌صورت جدی دنبال نمی‌کند و در مقابل، در مسیر تفاهم، توافق و امتیازدهی به واشنگتن قرار گرفته است؛ رویکردی که می‌تواند محاسبه آمریکا درباره هزینه و تبعات ترور مسئولان ایرانی را تحت تأثیر قرار دهد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ شهادت رهبر شهید و تأکید مقام معظم رهبری بر «حتمی بودن خونخواهی»، بار دیگر مسئله چگونگی مواجهه جمهوری اسلامی با عاملان این جنایت را به یکی از محورهای اصلی تحلیل تحولات اخیر تبدیل کرده است؛ مطالبه‌ای که به باور برخی تحلیلگران، صرفاً یک واکنش عاطفی یا شعاری نیست، بلکه ابعادی حقوقی، سیاسی و بازدارنده دارد و می‌تواند بر محاسبات دشمن، رفتار سیاسی جمهوری اسلامی و حتی معادلات منطقه‌ای اثرگذار باشد.

در این میان، پرسش اصلی این است که خونخواهی چگونه باید از سطح یک مطالبه و شعار فراتر رفته و به راهبردی عملی تبدیل شود؟ آیا پیگیری این مطالبه با رویکردهایی همچون تلاش برای توافق و امتیازدهی به آمریکا سازگار است؟ و بی‌توجهی به هزینه‌مند کردن ترور و حمله علیه ایران چه پیامی به طرف مقابل منتقل می‌کند؟

دکتر فؤاد ایزدی، استاد دانشگاه تهران و تحلیل‌گر مسائل سیاسی، در گفت‌وگو با ابنا، با بررسی ابعاد مختلف این مسئله، از ضرورت پیگیری حقوقی و سیاسی جنایت علیه رهبر شهید سخن گفت و در عین حال، نسبت به کاهش هزینه اقدامات خصمانه آمریکا، غفلت از واقعیت‌های میدانی، گرفتارشدن در عملیات روانی و تکرار الگوهای فریب در مسیر مذاکرات هشدار داد.

خونخواهی نباید در سطح شعار باقی بماند

دکتر فؤاد ایزدی، استاد دانشگاه تهران و تحلیل‌گر مسائل سیاسی، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری ابنا با اشاره به حمله آمریکا به ایران، این اقدام را از منظر حقوقی غیرقانونی دانست و تأکید کرد: این حمله نه مجوزی از سازمان ملل داشت و نه توجیه قانونی قابل قبولی برای آن ارائه شده بود.

وی با اشاره به اظهارات مقامات آمریکایی درباره اهداف این اقدام افزود: در سخنان و عملکرد آنان، موضوع منافع اقتصادی و نفت ایران نیز مطرح شده است.

ایزدی ادامه داد: در شرایطی که چند هزار غیرنظامی جان خود را از دست داده‌اند و رهبر و مسئولان سیاسی یک کشور هدف قرار گرفته‌اند، نمی‌توان این اقدامات را بدون توجه به تبعات حقوقی و سیاسی آن ارزیابی کرد.

او تأکید کرد: چنین اقدامی بدون تأیید سازمان ملل یا دیگر مراجع بین‌المللی و حتی برخلاف قوانین داخلی آمریکا صورت گرفته است.

ایزدی با اشاره به سابقه ترور مسئولان ایرانی گفت: ترور مقام‌های ایرانی برای نخستین‌بار رخ نداده و آمریکا پیش از این نیز در ماجرای شهادت سردار سلیمانی دست به چنین اقدامی زده بود.

وی معتقد است: اگر موضوع خونخواهی از همان پرونده شهادت سردار سلیمانی به‌طور جدی پیگیری می‌شد و در سطح شعار باقی نمی‌ماند، وضعیت امروز می‌توانست متفاوت باشد.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: بی‌توجهی به چنین پرونده‌هایی ممکن است این تصور را برای طرف مقابل ایجاد کند که می‌توان به ایران حمله کرد، مسئولان آن را هدف قرار داد و مردم را کشت، بدون آنکه هزینه‌ای جدی در پی داشته باشد.

خونخواهی رهبر شهید؛ از پیگیری حقوقی تا بازدارندگی سیاسی

این استاد دانشگاه درباره مطرح‌شدن موضوع خونخواهی رهبر شهید از سوی مقام معظم رهبری گفت: این مسئله دست‌کم دو بُعد مهم دارد؛ یک بُعد حقوقی که ناظر به پیگیری جرم و شناسایی و تعقیب قاتلان است و بُعد دیگر، جنبه سیاسی این موضوع است که به همان اندازه اهمیت دارد.

ایزدی در توضیح بُعد حقوقی این مسئله گفت: «جرمی اتفاق افتاده و قاتل باید پیگیری شود.» البته شمار افراد دخیل در این جنایت، تغییری در اصل موضوع ایجاد نمی‌کند و یک جرم باید مورد پیگیری قرار گیرد.

وی بُعد سیاسی این مسئله را نیز مهم دانست و افزود: اگر رهبر یک کشور شهید شود و چنین اقدامی پیگیری نشود، این پیام به طرف مقابل منتقل می‌شود که امکان ادامه این‌گونه سیاست‌ها علیه ایران وجود دارد.

او تأکید کرد: تجربه شهادت سردار سلیمانی نیز نشان می‌دهد که این موضوع نیازمند پیگیری جدی است.

ایزدی در ادامه، بخشی از مسئله را به فضای سیاسی داخلی مرتبط دانست و گفت: در داخل کشور نیز جریان‌ها و افرادی وجود دارند که درک درستی از طرف مقابل ندارند یا نسبت به جنایت صورت‌گرفته کم‌توجه‌اند و در برخی موارد، خواسته یا ناخواسته در مسیر عادی‌سازی آن حرکت می‌کنند.

وی افزود: یکی از دلایل این رویکرد، امید متوهمانه برخی جریان‌ها به رسیدن به تفاهم و توافق با آمریکاست؛ در حالی که به گفته او، تجربه برجام و بدعهدی آمریکا نباید فراموش شود.

دیدار با مقامات آمریکا با مطالبه خونخواهی سازگار نیست

این کارشناس مسائل سیاسی در ادامه گفت: اگر هدف، رسیدن به تفاهم و توافق با آمریکا باشد، موضوع خونخواهی رهبر شهید می‌تواند به مانعی جدی تبدیل شود؛ زیرا از نظر سیاسی، دیدار با کسانی که در ساختار تصمیم‌گیری آمریکا نقش داشته‌اند و هم‌زمان مطرح‌کردن پیگیری خونخواهی، حامل پیام‌های متفاوتی خواهد بود.

وی با اشاره به دیدار یک مقام ایرانی با «آقای ونس» در اسلام‌آباد، حدود چهل روز پس از شهادت رهبر شهید، گفت: کسی که در ساختار سیاسی آمریکا قرار دارد و در تصمیم‌های مرتبط با این پرونده نقش داشته است، نمی‌تواند هم‌زمان با طرح موضوع خونخواهی، بدون توجه به این مسئله در سطح عالی سیاسی مورد دیدار قرار گیرد.

ایزدی تأکید کرد: چنین رفتاری از منظر سیاسی این پیام را به طرف آمریکایی منتقل می‌کند که ایران در مسیر جدی خونخواهی قرار ندارد.

وی این مسئله را در برابر تلاش برای رسیدن به توافق و امتیازگیری قرار داد و گفت: اگر قرار است خونخواهی رهبر شهید موضوع اصلی باشد، رفتار سیاسی نیز باید با این موضع سازگار باشد.

از حمله نظامی تا سنجش آستانه تحمل ایران

ایزدی ادامه داد: بی توجهی به خونخواهی رهبر شهید عواقب دنیوی و اخروی دارد و نشانه آن هم اتفاقی بود که یک روز پس از سفر اسلام‌آباد رخ داد، و ایران با محاصره دریایی مواجه شد؛ اقدامی که از منظر حقوق بین‌الملل یک «عمل جنگی» توصیف می شود.

وی ادامه داد: طرف آمریکایی به این برداشت رسیده است که آستانه تحمل ایران بسیار بالاست؛ به‌گونه‌ای که می‌توان رهبر کشور را هدف قرار داد، زیرساخت‌ها را زد و مردم را نیز کشت، بدون آنکه با پاسخ متناسبی مواجه شد.

این استاد دانشگاه با اشاره به حمله به مدرسه میناب، این موارد را نیز در چارچوب همین تلقی طرف مقابل تحلیل کرد و گفت: هنگامی که چنین محاسبه‌ای شکل بگیرد، هزینه اقدامات خصمانه برای طرف مهاجم پایین ارزیابی خواهد شد.

نقد نگاه امتیازدهی و تجربه توافق با آمریکا

ایزدی در ادامه با انتقاد از رویکردی که آن را تلاش برای رسیدن به توافق و امتیازگیری از آمریکا می‌داند، گفت: اساس چنین رابطه‌ای بر بده‌بستان است؛ به این معنا که یک طرف امتیاز می‌دهد و طرف مقابل نیز باید در برابر آن امتیازی ارائه کند.

وی با اشاره به تجربه مذاکرات با آمریکا افزود: طرف آمریکایی ممکن است مطالبی را روی کاغذ ارائه کند، اما در واقعیت آنچه ایران باید بدهد را به‌طور کامل مطالبه می‌کند و در مقابل، آنچه آمریکا باید بدهد انجام نمی‌دهد یا تنها بخشی از تعهدات خود را اجرا می‌کند؛ ضمن آنکه در نهایت ممکن است همان امتیازات ارائه‌شده نیز پس گرفته شود.

ایزدی با اشاره به تجربه برجام تأکید کرد: این تجربه در همین چارچوب قابل بررسی است و از آن به «دیپلماسی التماسی» و «خسارت محض» تعبیر شد.

وی گفت: نباید شهادت رهبر شهید را فراموش کرد و سپس چند هفته بعد در برابر طرف آمریکایی به‌دنبال این بود که «چه امتیازی به شما بدهیم». چنین رویکردی علی الاصول مسیر درستی نیست و باید اصلاح شود.

نقد غفلت از واقعیت‌های میدانی در مواجهه با عملیات روانی آمریکا

استاد دانشگاه تهران با انتقاد از نحوه مواجهه با اقدامات تبلیغاتی و عملیات روانی ترامپ، تأکید کرد: تمرکز بر واکنش به پیام‌ها و فضاسازی‌های رسانه‌ای نباید موجب غفلت از واقعیت‌های میدانی و اقدامات گسترده طرف مقابل شود.

ایزدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به انتشار مکرر پیام‌های رسانه‌ای در شبکه‌های اجتماعی گفت: گاهی طرف ایرانی به یک پیام یا توئیت ترامپ واکنش نشان می‌دهد و حتی جابه‌جایی یا حذف آن را به‌عنوان یک موفقیت در دیپلماسی تلقی می‌کند!

وی این نوع مواجهه را از نظر راهبردی متناسب با سطح اقدامات طرف مقابل ندانست و افزود: در حالی که یک طرف درگیر واکنش به چند پیام رسانه‌ای است، طرف دیگر در عرصه میدانی اقدامات بسیار گسترده‌ای را دنبال می‌کند.

ایزدی به تحولات مربوط به تنگه هرمز و موضوع نفت اشاره کرد و گفت: طرف مقابل با عملیات روانی خود توانسته مسائل اقتصادی و سیاسی مورد نظرش را پیش ببرد.

وی همچنین با اشاره به وضعیت جنوب لبنان اظهار کرد: به گفته او، اسرائیل در حال تخریب خانه‌های مردم است و سیاستی شبیه «زمین سوخته» را دنبال می‌کند.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: این وضعیت را نمی‌توان صرفاً در قالب تفاهم‌نامه و آتش‌بس توجیه کرد؛ چراکه قرار نبوده است جنوب لبنان نابود شود. از این منظر، موضوع خونخواهی نیز باید در کنار واقعیت‌های میدانی و هزینه‌هایی که طرف مقابل در حال تحمیل و اعمال آن است، مورد توجه قرار گیرد.

مطالبه خونخواهی رهبر شهید با مسیر امتیازدهی به آمریکا سازگار نیست

استاد دانشگاه تهران با تفکیک دو مسیر در سیاست جمهوری اسلامی در قبال آمریکا، تأکید کرد: مطالبه خونخواهی رهبر شهید با حرکت به سمت امتیازدهی به طرف مقابل و توافقات ظاهری سازگار نیست.

ایزدی در ادامه سخنان خود اظهار کرد: در مسیر نخست، جمهوری اسلامی باید از عاملان جنایات مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی را مطالبه کند؛ به این معنا که مسئولان آمریکایی که در کشتن مقامات و مردم ایران نقش داشته‌اند، باید پاسخگو باشند و اقدامات آنان با هزینه و تبعات همراه شود.

وی این رویکرد را در مقابل مسیری دانست که در آن ایران به سمت اعلام آمادگی برای ارائه امتیازات بیشتر به طرف مقابل حرکت می‌کند.

استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه این دو مسیر با یکدیگر قابل جمع نیستند، گفت: «یا باید برید دنبال خونخواهی رهبری یا برای آقای ونس نوشابه باز کنی».

وی افزود: اگر جمهوری اسلامی در سطح بالاتر سیاسی با معاون رئیس‌جمهور آمریکا دیدار کند، آن هم پس از شهادت رهبر شهید، این اقدام این پیام را منتقل می‌کند که ایران در مسیر خونخواهی قرار ندارد.

ایزدی در جمع‌بندی این بخش از سخنان خود تأکید کرد: تأکید مقام معظم رهبری بر موضوع خونخواهی از این جهت اهمیت دارد که مسیر دوم، یعنی سرگرم‌شدن به توافقات، کاغذها و امتیازات ظاهری، مسیر درستی نیست.

در موضوع خونخواهی هرکس باید به وظیفه خود عمل کند

ایزدی در پاسخ به پرسشی درباره تلاش برخی برای تقلیل مفهوم خونخواهی به «انتقامجویی» و «بی‌ثبات‌سازی منطقه» تأکید کرد: اصل موضوع خونخواهی مهم است و نحوه اجرای آن در سطح تصمیم‌گیری رهبری جامعه قرار دارد و نباید اشخاص مختلف به‌صورت فردی درباره آن تعیین تکلیف کنند.

وی افزود: در این میان ممکن است افرادی وجود داشته باشند که تحت تأثیر ادبیات دشمن قرار بگیرند یا اظهاراتی داشته باشند که با مسیر کلی نظام سازگار نباشد. اما مسئله اصلی آن است که هر کس وظیفه خود را انجام دهد.

مذاکره بدون اراده واقعی برای پایان جنگ، نتیجه‌ای نخواهد داشت

ایزدی در ادامه با اشاره به دیدگاهی که هر جنگی را قابل پایان‌یافتن از طریق مذاکره می‌داند، تأکید کرد: پایان جنگ نیازمند اراده هر دو طرف است و اگر یک طرف پایان جنگ را بخواهد و طرف مقابل چنین اراده‌ای نداشته باشد، توافق به‌تنهایی کارساز نخواهد بود.

وی با اشاره به تجربه اخیر مذاکرات با آمریکا گفت: آمریکایی‌ها در مواردی از مذاکره به‌عنوان ابزار عملیات فریب استفاده کرده‌اند و بارها شاهد بودیم که در جریان مذاکرات در خرداد 1404 و چند ماه بعد در جریان مذاکرات مجدد در اسفند 1404، ایران با حمله و اقدام نظامی مواجه شد. و حتی پس از تفاهم نامه اسلام آباد یک کاغذ پاره ای را به دست ما دادند و ما را با آن سرگرم کردند و طی کمتر از 30 روز از تاریخ اعلام تفاهم نامه آمریکایی ها مجدد علیه ایران عملیات نظامی انجام دادند و هم اکنون نیز تحت محاصره دریایی هستیم!

ایزدی معتقد است: مذاکره در این موارد صرفاً برای رسیدن به توافق نهایی نبوده، بلکه می‌تواند وسیله‌ای برای کنترل رفتار طرف مقابل باشد؛ یعنی طرف مقابل با ایجاد امید به پایان جنگ، بخشی از رفتار نظامی و سیاسی خود را مدیریت می‌کند.

مذاکرات، پوششی برای مدیریت رفتار مقاومت در غزه بود

ایزدی برای توضیح الگوی مورد نظر خود به جنگ غزه اشاره کرد و گفت: در شرایطی که اسرائیل در غزه اقداماتی را انجام می‌داد که اعتراض گسترده جهانی را به‌دنبال داشت، مقام‌های آمریکایی از جمله آنتونی بلینکن، وزیر خارجه وقت آمریکا، بارها درباره نزدیک‌بودن پایان جنگ و پیشرفت مذاکرات سخن می‌گفتند.

وی این روند را صرفاً برای رسیدن به پایان جنگ ندانست و گفت: این رفت‌وآمدهای دیپلماتیک و طرح مکرر موضوع توافق، می‌توانست ابزاری برای مدیریت رفتار طرف مقابل باشد.

ایزدی افزود: در مقطعی، حزب‌الله حملات محدود انجام می‌داد و اسرائیل نیز به‌صورت محدود واکنش نشان می‌داد، اما این وضعیت در نهایت نتوانست مانع از تغییر شرایط و ورود به مرحله بعدی درگیری شود.

عملیات فریب، زمینه تغییر معادله در لبنان را فراهم کرد

این استاد دانشگاه در ادامه به تحولات بعدی جنگ اشاره کرد و گفت: زمانی که پرونده غزه به مرحله‌ای خاص رسید، ماجرای پیجرها و سپس تحولات مربوط به لبنان رخ داد.

وی با اشاره به اظهارات نتانیاهو درباره عملیات در لبنان، ادامه د اد: زمانی در کابینه اسرائیل درباره طرحی که برای لبنان مطرح شد، اعضای کابینه نسبت به پیامدهای چنین اقدامی از جمله احتمال نابودی آسمان‌خراش‌های تل‌آویو هشدار داده بودند، و در حالی که حزب‌الله در مقطعی چنین توانمندی‌هایی داشت اما در ادامه طی عملیات فریب که علیه مقاومت و جزب الله لبنان انجام شد، شرایط تغییر کرد.

آمریکا در حال تکرار الگوی فریب و مدیریت رفتار ایران است

ایزدی در ادامه تصریح کرد: همین الگو اکنون در رابطه با ایران نیز در حال پیاده‌شدن است؛ یعنی ایجاد فضاهای فرعی، عملیات روانی و سرگرم‌کردن طرف مقابل، می‌تواند در نهایت به مدیریت رفتار او و فراهم‌شدن شرایط برای اقدام بعدی منجر شود.

وی در همین زمینه بار دیگر نسبت به برخی اظهارنظرهای داخلی انتقاد کرد و گفت: اگر فردی در جایگاه علمی و حوزوی قرار دارد، اما نسبت به این روندها توجه کافی ندارد و اظهاراتی خلاف مسیر مورد نظر ولی‌فقیه مطرح می‌کند، چنین مواضعی برای کشور مفید نخواهد بود.

او افزود: برخی افراد ممکن است تحت تأثیر ادبیات دشمن قرار بگیرند و در مواردی حرف‌هایی بزنند که با نظر ولی‌فقیه همخوانی ندارد و لازم است نسبت به این مسئله توجه بیشتری صورت گیرد.

..........................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha