به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ از منظر آموزههای قرآن کریم و مبانی فقه اسلامی، خونخواهی از رهبر شهید و انتقام از عاملان این جنایت، صرفاً واکنشی عاطفی یا مطالبهای شخصی نیست، بلکه تکلیفی الهی، اجتماعی و حکومتی برای تحقق عدالت، حفظ امنیت جامعه و جلوگیری از تکرار جنایت به شمار میرود. بر همین اساس، انتقام در فرهنگ اسلامی، راهبردی بازدارنده در برابر ظلم و تجاوز است که با هدف صیانت از امت اسلامی و جلوگیری از استمرار جنایت تشریع شده است.
در همین زمینه حجتالاسلام والمسلمین عباس رفعتی نائینی، استاد درس خارج حوزه علمیه، در گفتوگو با خبرگزاری ابنا، با تبیین تفاوت بنیادین میان «قصاص» و «انتقام»، به تشریح مبانی قرآنی و فقهی ضرورت خونخواهی از قاتلان رهبر شهید پرداخته است.
حجتالاسلام والمسلمین عباس رفعتی نائینی، استاد درس خارج حوزه علمیه، با اشاره به برخی تحلیلها درباره مطالبه انتقام پس از تشییع باشکوه رهبر شهید در ایران و عراق، تأکید کرد: نسبت دادن آغاز دور جدید حملات آمریکا به شعارهای مردمی درباره انتقام، تحلیلی نادرست و فاقد پشتوانه است.
ادعای ارتباط مطالبه انتقام با حمله آمریکا، نادرست است
وی با اشاره به این ادعا که مطالبه انتقام از سوی مردم موجب عصبانیت آمریکا و آغاز دوباره حملات شده است، اظهار داشت: برخی پیشنهاد میکنند که رهبر معظم انقلاب و خانواده شهید از حق شخصی خود بگذرند تا زمینه تشدید درگیریها از بین برود؛ در حالی که چنین برداشتی ناشی از ناآشنایی با معارف دینی و مبانی شریعت است.
این استاد حوزه افزود: شواهد نشان میدهد آمریکا از قبل تصمیم به حمله مجدد گرفته بود، اما حضور گسترده مردم در مراسم تشییع رهبر شهید، بهویژه در عراق، موجب شد این اقدام زودتر از زمان پیشبینیشده انجام شود تا بازتاب رسانهای این حضور میلیونی تحتالشعاع قرار گیرد.
به گفته وی، دشمن تلاش کرد با آغاز دوباره حملات، توجه افکار عمومی جهان را از این رویداد بزرگ منحرف کند.
رفعتی نائینی همچنین با اشاره به تفاهمنامه موجود درباره تردد کشتیها در تنگه هرمز، اظهار داشت: برخلاف ادعاهای مطرحشده، این ایران نبود که مفاد توافق را نقض کرد، بلکه آمریکاییها خود از تعهداتشان عدول کردند و سپس این اقدام را بهانهای برای آغاز مجدد حملات قرار دادند.
تفاوت بنیادین «انتقام» و «قصاص» در قرآن
استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه، ریشه اصلی این برداشتهای نادرست را خلط میان دو مفهوم «قصاص» و «انتقام» دانست و تصریح کرد: این دو واژه، هر دو در قرآن کریم به کار رفتهاند، اما دارای معنا، کارکرد و احکام متفاوتی هستند و نمیتوان آنها را مترادف تلقی کرد.
وی با استناد به آیات متعدد قرآن کریم، از جمله آیاتی که خداوند خود را با تعبیر «ذُو انْتِقَام» معرفی میکند، اظهار داشت: انتقام در فرهنگ قرآن، مفهومی منفی یا نکوهیده نیست؛ زیرا اگر چنین بود، هرگز به ذات الهی نسبت داده نمیشد. همچنین در آیات مختلف، خداوند از انتقام نسبت به فرعون، مستکبران و مجرمان سخن گفته است و این موضوع نشان میدهد اصل انتقام در برابر ظلم و جنایت، از مفاهیم پذیرفتهشده قرآنی است.
رفعتی نائینی ادامه داد: بر اساس روایات نیز یکی از ویژگیهای حکومت حضرت ولیعصر(عج)، اجرای عدالت و انتقام از ستمگران تاریخ است و همین مسئله نشان میدهد که مفهوم انتقام، جایگاه روشنی در معارف اسلامی دارد و نمیتوان آن را امری مذموم دانست.
انتقام، ناظر به جنایتهای اجتماعی است
وی در ادامه با اشاره به جنایتهای گسترده علیه مردم غزه، اظهار داشت: همانگونه که قرآن درباره فرعون بهعنوان نماد ظلم و کودککشی سخن گفته است، امروز نیز جنایت نتانیاهو علیه کودکان بیگناه در غزه ادامه دارد و معتقد است اگر این کودکان بزرگ شوند همان راه مبارزه پدران شان را ادامه خواهند داد و منطق فرعون نیز در کشتن کودکان همین گونه بود و از این منظر، سنت الهی درباره مقابله با مستکبران قابل توجه است.
این استاد حوزه سپس به تفاوتهای فقهی قصاص و انتقام پرداخت و توضیح داد: قصاص مربوط به جرائم فردی است و اولیای دم میتوانند از حق خود بگذرند، اما انتقام ناظر به جنایتهایی است که آثار اجتماعی دارند و از همین رو، ماهیتی متفاوت با قصاص پیدا میکند. به همین دلیل، نمیتوان آن را صرفاً یک حق شخصی دانست که امکان گذشت از آن وجود داشته باشد.
قصاص قابل گذشت است، اما انتقام یک فریضه اجتماعی است
حجتالاسلام والمسلمین رفعتی نائینی در ادامه تبیین تفاوتهای «قصاص» و «انتقام»، با اشاره به آیه شریفه «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ» اظهار داشت: قصاص در فقه اسلامی ناظر به جرائم فردی است؛ یعنی در جایی که یک فرد، فرد دیگری را به قتل رسانده باشد و اولیای دم، مطابق حکم قاضی، اختیار قصاص یا گذشت داشته باشند. از اینرو، قصاص یک حق شخصی است و امکان عفو و گذشت در آن وجود دارد.
وی در مقابل، انتقام را دارای ماهیتی متفاوت دانست و افزود: انتقام مربوط به جنایتهایی است که جنبه اجتماعی، عمومی و حکومتی دارند و به همین دلیل، نمیتوان آن را در شمار حقوق شخصی قرار داد.
از نگاه وی، تفاوت اساسی این دو مفهوم آن است که قصاص قابل اسقاط است، اما انتقام، به دلیل آنکه یک تکلیف اجتماعی و الهی به شمار میرود، قابل گذشت نیست.
استاد درس خارج حوزه علمیه تصریح کرد: بر همین اساس، این سخن که خانواده شهید یا رهبر جامعه اسلامی میتوانند از «حق شخصی» خود صرفنظر کنند تا از وقوع جنگ جلوگیری شود، ناشی از خلط میان دو مفهوم متفاوت قصاص و انتقام است؛ زیرا در موضوع انتقام، سخن از یک وظیفه حکومتی و اجتماعی است، نه صرفاً حقی متعلق به اولیای دم.
آیات قرآن، وجوب مقابله با سران کفرِ پیمانشکن را بیان کردهاند
رفعتی نائینی در ادامه، برای تبیین دیدگاه خود به آیاتی از قرآن کریم استناد کرد و گفت: یکی از این آیات، فرمان «قاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ» است و ناظر به کسانی است که پس از بستن پیمان، عهد خود را میشکنند و به دین خدا تعرض میکنند.
وی تأکید کرد: این حکم، ناظر به همه غیرمسلمانان نیست، بلکه درباره سران کفری است که پیمانشکنی و دشمنی آشکار را در پیش گرفتهاند.
وی با اشاره به تجربه توافقهای گذشته، اظهار داشت: یکی از نتایج رخدادهای اخیر، آشکار شدن دوباره این واقعیت بود که آمریکا به تعهدات خود پایبند نیست و همین موضوع، مصداقی از عهدشکنی محسوب میشود که قرآن نسبت به آن هشدار داده است.
استناد به آیات ولایت و محاربه در تبیین مسئولیت حاکم اسلامی
این استاد حوزه در ادامه، آیه «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا» را از دیگر مستندات قرآنی این بحث برشمرد و اظهار داشت: بر اساس این آیه، برای ولیّ فرد مظلوم اختیاری در پیگیری حق او قرار داده شده است و از این منظر، ولیّ جامعه اسلامی نیز در چارچوب مسئولیتهای خود وظیفه دارد نسبت به این مسئله اقدام کند.
رفعتی نائینی همچنین به آیه مربوط به محاربه اشاره کرد و گفت: قرآن کریم برای کسانی که با خدا و پیامبر(ص) میجنگند و در زمین به فساد میپردازند، احکام مشخصی بیان کرده است.
انتقام را نباید معادل خونخواهی صرف دانست
وی در ادامه با اشاره به برخی دیدگاهها که طرح موضوع انتقام را مغایر با اخلاق، حقوق بشر یا صلح میدانند، اظهار داشت: این برداشتها ناشی از ناآشنایی این افراد با مبانی قرآن و فلسفه احکام اسلامی است.
رفعتی نائینی تأکید کرد: انتقام در آموزههای دینی، به معنای تشویق به خشونت یا خونریزی نیست، بلکه در چارچوب احکام شرعی و با هدف تحقق عدالت و حفظ امنیت جامعه تعریف میشود.
وی افزود: همانگونه که فلسفه تشریع حکم قصاص در قرآن، حفظ حیات اجتماعی معرفی شده است، درباره انتقام نیز باید به حکمت و آثار اجتماعی آن توجه کرد، نه اینکه صرفاً آن را از منظر احساسی یا شخصی مورد ارزیابی قرار داد.
فلسفه انتقام و قصاص، تأمین امنیت و بازدارندگی است
حجتالاسلام والمسلمین رفعتی نائینی با اشاره به دیدگاه کسانی که معتقدند نباید از «انتقام» سخن گفت، اظهار داشت: برخی با استناد به مفاهیمی مانند حقوق بشر، اخلاق و صلح، انتقام را مترادف خونریزی دانسته و بر عفو و گذشت تأکید میکنند؛ در حالی که چنین برداشتی با فلسفه احکام اسلامی و آموزههای قرآن کریم سازگار نیست.
وی با استناد به آیه «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ» تصریح کرد: قرآن کریم، قصاص را نه عامل گسترش خشونت، بلکه مایه حیات و امنیت جامعه معرفی کرده است.
به گفته وی، فلسفه این حکم آن است که مجازات قاطع، از تکرار جرم جلوگیری کرده و امنیت اجتماعی را تضمین کند.
استاد درس خارج حوزه علمیه افزود: همین فلسفه درباره انتقام نیز صادق است؛ زیرا انتقام در برابر جنایتهای بزرگ، نقش بازدارنده دارد و مانع از تکرار تجاوز و استمرار رفتارهای مجرمانه میشود.
وی تأکید کرد: هدف از این حکم، جلوگیری از توسعه ناامنی و حمایت از امنیت عمومی جامعه است، نه دامن زدن به خشونت.
بیپاسخ ماندن جنایتها، دشمن را به تکرار تجاوز تشویق میکند
رفعتی نائینی با اشاره به آثار بازدارنده اجرای این احکام اظهار داشت: اگر متجاوز احساس کند که اقدامات او بدون هزینه خواهد بود، زمینه برای تکرار جنایت و افزایش تجاوز فراهم میشود؛ در مقابل، پاسخ قاطع به تجاوز، نقش مهمی در جلوگیری از تکرار آن ایفا میکند.
وی در همین زمینه با اشاره به برخی رخدادهای سالهای اخیر، تصریح کرد: بیپاسخ ماندن برخی اقدامات دشمن، موجب افزایش جسارت و استمرار حملات شده است. بنا بر این فلسفه انتقام در آموزههای اسلامی، ایجاد بازدارندگی و جلوگیری از تکرار چنین جنایتهایی است.
اقتدار دفاعی، راهبرد قرآن برای جلوگیری از جنگ است
این استاد حوزه در ادامه، با استناد به آیه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»، بر ضرورت تقویت توان دفاعی تأکید کرد و گفت: قرآن کریم مسلمانان را به افزایش قدرت و آمادگی دفاعی فراخوانده است، اما هدف از این دستور، جنگطلبی نیست؛ بلکه ایجاد بازدارندگی و جلوگیری از تجاوز دشمن است.
وی افزود: هر اندازه توان دفاعی یک جامعه افزایش یابد، احتمال حمله دشمن کاهش پیدا میکند؛ زیرا دشمن در برابر قدرت بازدارنده، هزینه تجاوز را سنگینتر ارزیابی خواهد کرد. از این رو، تقویت توان دفاعی را باید در چارچوب راهبرد قرآنی حفظ امنیت و جلوگیری از جنگ تحلیل کرد.
رفعتی نائینی تأکید کرد: از نگاه قرآن، اسلام دین جنگطلبی نیست، بلکه دینی است که با ایجاد قدرت و اقتدار، از وقوع جنگ جلوگیری میکند و امنیت جامعه را حفظ میسازد.
وی تصریح کرد: برداشتهایی که این رویکرد را به معنای ترویج جنگ میدانند، ناشی از ناآشنایی با مبانی قرآنی است.
انتقام، یک مسئولیت حکومتی است نه حق شخصی
حجتالاسلام والمسلمین رفعتی نائینی در ادامه با اشاره به دیگر تفاوت های بین «انتقام» و «قصاص» اظهار داشت: کسانی که از مسئولان یا خانواده شهدا میخواهند از مطالبه انتقام صرفنظر کنند، در حقیقت انتقام را با یک حق شخصی اشتباه گرفتهاند؛ در حالی که انتقام در جنایتهای بزرگ و عمومی، یک وظیفه اجتماعی و حکومتی است و نمیتوان آن را در چارچوب حقوق فردی تحلیل کرد.
وی افزود: بر همین اساس، از نگاه معارف اسلامی، انتقام به معنای اقدامی شخصی برای ارضای احساسات نیست، بلکه مسئولیتی است که با هدف حفظ امنیت جامعه و جلوگیری از تکرار ظلم و تجاوز تعریف شده است.
فلسفه انتقام، تشفی خاطر نیست
استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه با رد این دیدگاه که انتقام صرفاً برای آرام کردن احساسات آسیبدیدگان یا اولیای مقتول مطرح میشود، تصریح کرد: چنین برداشتی با آموزههای توحیدی و آیات قرآن سازگار نیست؛ زیرا در قرآن کریم، خداوند خود را با وصف «ذُو انْتِقَام» معرفی کرده است و روشن است که نسبت دادن تشفی خاطر یا انگیزههای احساسی به ذات الهی، معنا و جایگاهی ندارد.
رفعتی نائینی اظهار داشت: اگر انتقام در آیات متعدد قرآن به خداوند نسبت داده شده، نشان میدهد که فلسفه آن چیزی فراتر از احساسات شخصی است و باید آن را در چارچوب اجرای عدالت، مقابله با ظلم و تحقق مصالح اجتماعی تحلیل کرد.
بازدارندگی؛ فلسفه اصلی انتقام در آموزههای اسلامی
وی با تأکید بر اینکه فلسفه اصلی انتقام، ایجاد بازدارندگی در برابر ظلم و جنایت است، گفت: مطالبه انتقام از سوی مردم، به معنای دعوت به خشونت یا خونریزی نیست، بلکه ناظر به انجام یک وظیفه الهی و اجتماعی برای جلوگیری از تکرار تجاوز و تأمین امنیت جامعه است.
استاد درس خارج حوزه علمیه افزود: از این منظر، شعارهای مردم در مراسم تشییع رهبر شهید نیز نباید به عنوان واکنشی احساسی تفسیر شود، بلکه این مطالبه، بیانگر اعتقاد به یک مسئولیت دینی و اجتماعی در برابر جنایت و ظلم است؛ مسئولیتی که هدف آن حفظ امنیت جامعه و جلوگیری از تکرار تجاوز است.
حجتالاسلام والمسلمین رفعتی نائینی در پایان تأکید کرد: بر اساس مبانی قرآنی که در این گفتوگو به آنها استناد شد، انتقام یک تکلیف الهی است و فلسفه آن، تحقق عدالت، ایجاد بازدارندگی و جلوگیری از استمرار ظلم و جنایت در جامعه است.
..........................
پایان پیام
نظر شما