۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۹
چرا حزب‌الله لبنان حاضر به تحویل ارتفاعات علی الطاهر نشد؟

پیشنهادی که بر اساس آن حزب‌الله، ارتفاعات علی الطاهر را تخلیه و ارتش لبنان جایگزین آن شود، از نگاه حزب‌الله صرفاً یک ترتیبات میدانی نیست، بلکه می‌تواند الگویی برای تحمیل مطالبات بعدی رژیم صهیونیستی در مناطق دیگر لبنان ایجاد کند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ با وجود آنکه اخیراً صحبت‌های زیادی درباره ایده تحویل ارتفاعات علی الطاهر به ارتش لبنان مطرح شده است تا از تشدید قریب‌الوقوع تنش‌ها که ممکن است راه را برای یک نبرد گسترده باز کند، جلوگیری شود، اما بر اساس اطلاعات افراد درگیر در رایزنی‌ها، «جوزف عون» رئیس‌جمهور لبنان حدود یک ماه پیش همین پیشنهاد را با حزب‌الله مطرح کرده بود. پیشنهاد او شامل تخلیه این موضع و استقرار ارتش لبنان در آن بود، با این استدلال که چنین اقدامی، بهانه را از رژیم صهیونیستی می‌گیرد و مانع ادامه عملیات نظامی آن می‌شود.

براساس گزارش روزنامه «الاخبار» لبنان، حزب‌الله در آن زمان به عون اعلام کرد که به‌طور کامل با این پیشنهاد مخالف است. زیرا از دیدگاه مقاومت، مسئله فقط سرنوشت یک موضع نظامی نیست، بلکه مربوط به معادله‌ای است که قرار است در سراسر خاک لبنان تثبیت شود.

علی الطاهر؛ فراتر از یک موضع نظامی

در روزهای اخیر، همین پیشنهاد با صراحت بیشتری مطرح شده و هم‌زمان فشار نظامی رژیم صهیونیستی نیز افزایش یافته است. سازمان پخش رژیم صهیونیستی به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد که برقراری آتش‌بس در جنوب لبنان به خروج حزب‌الله از ارتفاعات علی الطاهر و تحویل آن به ارتش لبنان مرتبط شده است. به این ترتیب به نظر می‌رسد که واشنگتن عملاً شرط رژیم صهیونیستی را پذیرفته است.

در هفته‌های اخیر می‌توان تلاش مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ایجاد الگویی مشخص را مشاهده کرد. به این شکل که رژیم صهیونیستی موضعی را که می‌خواهد تخلیه شود تعیین می‌کند، آمریکایی‌ها بر دولت لبنان فشار وارد می‌کنند و سپس از ارتش لبنان خواسته می‌شود آن موضع را تحت تهدید ادامه حملات هوایی یا پیشروی زمینی تحویل بگیرد.

این در حالی است که رژیم صهیونیستی در دوره ۱۵ ماهه میان جنگ‌های سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۶ میلادی در جنوب لبنان نیز تلاش کرده بود الگویی مشابه را تثبیت کند. در آن زمان، رژیم صهیونیستی خواستار بازرسی خانه‌ها و املاک خصوصی در جنوب لبنان بود و در صورت عدم پذیرش خواسته‌هایش، تهدید می‌کرد که ساختمان را بمباران کرده و بر سر ساکنانش ویران خواهد کرد.

محاصره آتش و جنگ روایت‌ها

در همین حال، رژیم صهیونیستی همچنان منطقه علی الطاهر را در محاصره گسترده و مستمر آتش قرار داده و از نظر اطلاعاتی نیز کل منطقه را تحت محاصره قرار داده است.

هم‌زمان روایت‌هایی درباره وجود تأسیسات زیرزمینی، نیروهای مقاومت محاصره‌شده و ذخایر تدارکاتی کافی برای چندین هفته منتشر می‌شود. گاهی گفته می‌شود این ذخایر رو به اتمام است و در روایت‌های دیگری نیز ادعا می‌شود که ذخایر کاملاً تمام شده‌اند.

این روایت‌ها کارکرد عملیاتی و سیاسی دارند. از یک سو به‌عنوان توجیهی برای ادامه حملات هوایی استفاده می‌شوند و از سوی دیگر، تحویل تپه را به‌عنوان یک راه‌حل انسانی یا توافقی برای حفظ آبرو مطرح می‌کنند. در حالی که هدف واقعی، به دست آوردن این موضع بدون پرداخت هزینه یورش و تصرف آن است.

درگیری‌های اخیر به‌ویژه هدف قرار گرفتن نیروهای مهندسی رژیم صهیونیستی که در این منطقه فعالیت می‌کردند و وارد شدن تلفات به آنها، نشان داده است که اشغال کامل این تپه‌ها عملیات بدون هزینه‌ای نیست. برخلاف تصویری که رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند القا کند.

منطق حزب‌الله: عقب‌نشینی بدون تضمین، راه‌حل نیست

در مقابل، موضع حزب‌الله بر مبنای معادله‌ای کاملاً متفاوت است. اگر قرار باشد این تپه سقوط کند، از دیدگاه حزب‌الله باید این اتفاق پس از مبارزه و مقاومت رخ دهد، اما این امر از طریق تسلیم شدن انجام نخواهد شد.

عقب‌نشینی داوطلبانه در شرایطی که هیچ تضمین الزام‌آوری وجود ندارد، نه‌تنها بهانه را از رژیم صهیونیستی نمی‌گیرد، بلکه اثرگذاری تهدید این رژیم را تثبیت کرده و آن را به تکرار چنین اقداماتی تشویق می‌کند.

همچنین ورود ارتش لبنان به این موضع به‌خودی‌خود تضمین نمی‌کند که رژیم صهیونیستی از بمباران یا اشغال آن یا درخواست بازرسی از آن خودداری کند.

تجربه پس از نخستین توافق آتش‌بس در نوامبر سال ۲۰۲۴ میلادی نیز شواهد کافی ارائه کرده است که نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی، حضور ارتش لبنان را محدودیتی برای آزادی عمل خود نمی‌داند.

.

چرا حزب‌الله لبنان حاضر به تحویل ارتفاعات علی الطاهر نشد؟

.

پرسش‌های بی‌پاسخ برای دولت لبنان

حتی حاکمیت لبنان به ریاست عون نیز پاسخ‌های قانع‌کننده‌ای برای مجموعه‌ای از پرسش‌های اساسی ندارد.

اگر حزب‌الله موضع را تخلیه کند و ارتش لبنان در آن مستقر شود، اما رژیم صهیونیستی بعداً ادعا کند که تأسیسات خاصی منهدم نشده، سلاح‌هایی در محل پنهان مانده یا نیروهای مقاومت دوباره به آنجا بازگشته‌اند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

چه کسی تضمین می‌کند که ارتش رژیم صهیونیستی برای بررسی و اطمینان از وضعیت وارد منطقه نشود یا به بهانه از بین بردن یک تهدید فرضی، آن را بمباران نکند؟

همچنین واشنگتن هیچ تضمینی فراتر از وعده‌های سیاسی ارائه نمی‌کند. وعده‌هایی که وقایع نشان داده‌اند هر زمان که تل‌آویو سطح مطالبات خود را افزایش دهد، امکان عقب‌نشینی از آنها وجود دارد.

خطرناک‌تر آنکه ارتش لبنان ممکن است ناخواسته در جایگاهی قرار گیرد که مواضع مقاومت را بر اساس فهرست‌های ارائه‌شده از سوی رژیم صهیونیستی، تحویل بگیرد، در حالی که این رژیم از عقب‌نشینی کامل خودداری کرده و آزادی عمل خود را برای اقدام در هر مکان و هر زمان حفظ کند.

نگرانی اصلی؛ ایجاد یک سابقه جدید

مشکل اصلی در اینجا فراتر از آینده خودِ موضع علی الطاهر است.

پذیرش این پیشنهاد به معنای به رسمیت شناختن حق رژیم صهیونیستی برای تعیین مواضع نظامی و امنیتی داخل لبنان است که می‌خواهد تخلیه شوند و سپس تحویل آنها به ارتش لبنان را تحت فشار نظامی تحمیل کند.

اگر این سازوکار یک بار موفق شود، دیگر چیزی مانع تکرار آن در مناطق دیگری که رژیم صهیونیستی به‌شدت خواهان آن‌هاست از جمله پایگاه‌های مقاومت در اقلیم التفاح و بقاع غربی یا ارتفاعات و کوه‌های صافی، الرفیع و الریحان و هر موضع دیگری در جنوب لبنان، بقاع و هرمل،  نخواهد بود.

تحرکات نظامی رژیم صهیونیستی در مجموع نشان می‌دهد که هدف صرفاً رسیدگی به یک تهدید موضعی ادعایی در علی الطاهر نیست، بلکه هدف، ایجاد یک مسیر عملیاتی به سمت نبطیه، اقلیم التفاح و جبل الریحان است.

چرا موقعیت جغرافیایی علی الطاهر مهم است؟

این سابقه، در صورت تحقق، از جهت دیگری نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. زیرا ارتفاعات علی الطاهر در شمال رود لیطانی قرار دارند. بنابراین، این منطقه خارج از محدوده جغرافیایی تعیین‌شده در قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار دارد.

از این رو، نبرد بر سر علی الطاهر را نمی‌توان از تلاش گسترده‌تر رژیم صهیونیستی برای تغییر مرزهای عملی قطعنامه بین‌المللی جدا دانست. اگر نگوییم هدف، تغییر یا لغو خود این قطعنامه است.

به جای آنکه اختیارات قطعنامه صرفاً به منطقه جنوب رود لیطانی و با حضور نیروهای بین‌المللی محدود بماند، این اختیارات به‌تدریج به شمال رودخانه گسترش داده می‌شود و نقش یونیفل نیز کنار گذاشته می‌شود.

اختلاف بر سر چه کسی تصمیم می‌گیرد

به نظر می‌رسد حزب‌الله مایل است روشن کند که با استقرار ارتش در تمام خاک لبنان مشکلی ندارد. این جنبش پیش‌تر نیز ده‌ها موضع و تأسیسات را در جنوب رود لیطانی در چارچوب توافق‌های انجام‌شده به ارتش لبنان، تحویل داده است.

اما مسئله امروز متفاوت به نظر می‌رسد. اختلاف بر سر این است که چه طرفی زمان، اهداف و محدوده استقرار ارتش لبنان را تعیین می‌کند.

آیا این استقرار در چارچوب یک راهبرد دفاعی و تصمیم داخلی لبنان انجام می‌شود یا در پاسخ به اولتیماتوم صهیونیستی که آمریکا آن را منتقل می‌کند؟

آیا ارتش لبنان وارد موضعی می‌شود که حزب‌الله آن را در چارچوب یک توافق جامع تخلیه کرده است. توافقی که خروج رژیم صهیونیستی و توقف تجاوزات آن را تضمین می‌کند؟

یا اینکه مقاومت یک گام عقب‌نشینی می‌کند، در حالی که رژیم صهیونیستی همچنان اشغالگر باقی می‌ماند و آماده است فهرست جدیدی از اهداف را ارائه کند؟

از علی الطاهر تا صافی و هرمل

از این رو، حزب‌الله معتقد است تحویل ارتفاعات علی الطاهر یک جبهه را نمی‌بندد، بلکه جبهه‌های متعددی را باز خواهد کرد.

این اقدام لزوماً از این موضع در برابر اشغال محافظت نمی‌کند، بلکه هزینه کنترل و تصرف آن را از دوش رژیم صهیونیستی برمی‌دارد و الگویی در اختیار آن قرار می‌دهد که قابلیت تعمیم به مناطق دیگر را دارد.

اتکا به این تصور که تل‌آویو به همین ارتفاعات بسنده خواهد کرد، ماهیت راهبرد رژیم صهیونیستی را نادیده می‌گیرد. راهبردی که بر گسترش مطالبات پس از تحقق هر مطالبه قبلی بدون ارائه امتیاز متقابل استوار است.

آنچه امروز با علی الطاهر آغاز می‌شود، ممکن است فردا به صافی و الرفیع و سپس به بقاع و هرمل منتقل شود. با یک بهانه ثابت که فقط نام آن تغییر می‌کند و محتوایش ثابت می‌ماند که در جایی تهدیدی وجود دارد، لبنانی‌ها باید آن را برطرف کنند و گرنه رژیم صهیونیستی خودش این کار را انجام خواهد داد.

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha