به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ همزمان با ماه پرفیض ربیعالاول و ایام خجسته میلاد باسعادت پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی(صلیاللهعلیهوآله) و حضرت امام جعفر صادق(علیهالسلام)، آیین رونمایی از دو اثر مستند پژوهشی با عنوانهای «تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح» در مدرس امام شهید آیتالله العظمی خامنهای در شهر مقدس قم برگزار شد.
این آیین با حضور آیتالله احمد مبلغی، آیتالله سیدمنذر حکیم، آیتالله یوسفی غروی و حجتالاسلام والمسلمین محمدحسن زمانی و با ارائه حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد مهری، استاد تاریخ و پژوهشگر حوزه انساب، برگزار شد.
این آثار که حاصل پژوهشهای مستند حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد مهری، تاریخپژوه و نسبشناس معاصر است، به واکاوی ابعاد مختلف پیشینه تاریخی، نسبی، علمی، اجتماعی و جغرافیایی خاندان حسینی خامنهای میپردازد.
اثر نخست با عنوان «تبارشناسی قائد شهید» به بازخوانی دقیق پیشینه تاریخی، نسبی، علمی و اجتماعی خاندان حسینی خامنهای اختصاص دارد و اثر دوم با عنوان «تبارشناسی صالح بعد صالح» استمرار فضیلت، فقاهت، تقوا، غیرت دینی و حماسه را در امتداد نسلهای این خاندان تبیین میکند.
محتوای این پژوهشها در قالب کلیپهای تصویری به چهار زبان فارسی، عربی، اردو و انگلیسی تولید شده است تا علاوه بر مخاطبان داخلی، در سطح بینالمللی نیز قابل بهرهبرداری باشد.
قرار است این آثار در شبکههای ملی و استانی صداوسیما نیز پخش شود.
همچنین متن کامل و تفصیلی این پژوهشها بهزودی در قالب کتابی با عنوان «تبارشناسی خاندان حسینی خامنهای» برای استفاده پژوهشگران، مراکز علمی، علاقهمندان تاریخ خاندانهای علمی شیعه و مخاطبان حوزه انساب منتشر خواهد شد.
آیتالله احمد مبلغی: پیامبر اسلام(ص) واسطه خیر و فیض برای جهانیان است
آیتالله احمد مبلغی در این آیین با تبریک میلاد پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) و میلاد پربرکت مذهب جعفری و امام جعفر صادق(علیهالسلام)، اظهار داشت: برای پیامبر اسلام(ص) اوصاف و شئون مختلفی در حوزههای گوناگون وجود دارد که یکی از مهمترین آنها، شأن وساطت در عرصههای مختلف است.
وی با اشاره به تعبیر «لَوْلَاکَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاکَ» گفت: در اینجا یک وساطت تکوینی برای پیامبر اسلام(ص) ارائه میشود و از سوی دیگر، پیامبر واسطه در بخشش و مغفرت است و همچنین واسطه الگویی برای همه جهانیان به شمار میرود.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به آیه «لَتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا» افزود: پیامبر در اینجا یک وساطت تاریخی مستدام و همیشگی، آن هم در گستره جهانی دارد و رحمت و الگوی همه جهانیان است.
وی ادامه داد: پیامبر، شهید و الگوی ما است و اگر بتوانیم از پیامبر اخذ کنیم، از او تأثیر بپذیریم و سیرت او را تحقق بخشیم، ما نیز میتوانیم برای جهانیان الگو شویم و مصداق «لَتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ» قرار بگیریم.
مبلغی خاطرنشان کرد: بنابراین، پیامبر اسلام(ص) یک شأن اساسی و مهم و متعلق به اقتضاهای گسترده جهانی و برای همیشه و برای همه جهانیان دارد و آن، واسطه بودن برای خیر و فیض است.
سیادت پیامبر(ص) و تداوم مرجعیت از طریق اهلبیت(ع) و سادات
وی در ادامه با اشاره به موضوع این آیین گفت: یکی از شئون پیامبر اسلام(ص) که مربوط به جلسه و موضوع امروز است، بحث سیادت پیامبر اکرم(ص) است.
آیتالله مبلغی تصریح کرد: پیامبر اکرم(ص) مرجعی برای همه انسانهاست و این مرجعیت از طریق آل و اهلبیت و سادات حرکت میکند و به سمت مردم مسلمان میآید.
وی افزود: در اینجا نوعی وساطت میبینیم؛ یعنی شأنی به ذریه پیامبر داده میشود و ذریه که همان سادات هستند، میآیند و آن جایگاه، مرجعیت، معنویت، کارکرد اجتماعی، حضور نمادین و سرمایه بنیادین و نمادین اهلبیت را برای جامعه محقق میکنند.
این استاد حوزه بیان کرد: اهمیت آل رسول و سادات به دلیل اهلبیت بودن آنان است. اصل پیامبر و پیامبر این جایگاه را به آل و اهلبیت منتقل میکند و این آل و اهلبیت در بستر تاریخ بهعنوان گروههای مرجع حضور و ظهور پیدا میکنند و تأثیرگذار میشوند.
وی ادامه داد: خود پیغمبر در میان ما نیست، پیغمبر که ذریه نیست؛ اما ذریه پیامبر مدام در حال تولید، بازتولید، حرکت و حضور یافتن است و اینجا است که پیامبر اسلام(ص) آن نقش وساطت را به اینها میدهد و آنان در جامعه حضور پیدا میکنند.
آیتالله مبلغی این مسئله را نیز یکی از کارکردهای اساسی و انحصاری پیامبر اسلام(ص) دانست که در بستر تاریخ و برای همیشه تاریخ ادامه پیدا میکند و افزود: حتی امامی که از جانب خداوند متعال فرج و ظهورش نزدیک خواهد شد، از همین اهلبیت و از همین مجموعه منتسب به پیامبر اسلام(ص) است.
وی گفت: حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) میآید و جهان را پر از عدل و داد میکند و عدل و داد آخرالزمانی و جهانی نیز به پیامبر مربوط میشود؛ بنابراین همه خیر و برکتها از آن نقطه برخاسته و در حال تولید و بازتولید است.
تبارشناسی؛ پیوند گذشته و آینده
آیتالله مبلغی در ادامه با اشاره به ارائه پژوهش تبارشناسی خاندان حسینی خامنهای افزود: در ارتباط با قائد شهید، امام بزرگوار و شهید ما که توانستند آن همه کارکرد را از حیث اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، علمی و دانشی به منصه ظهور برسانند، بلکه از حیث تاریخی در یک حلقه اساسی و تأثیرگذار برای آیندگان نقش داشته باشند، نقش، کارکرد، حضور و جامعهنگری ایشان میتواند برجسته شود و تاریخ را تحت تأثیر قرار دهد.
استاد حوزه و دانشگاه گفت: این تبارشناسی که برادر عزیزمان، دانشمند محترم، انجام دادهاند، کار بسیار مهمی است و در حقیقت ما که در سایه مکتب اهلبیت نشستهایم و همواره بر ذریه تأکید و بر «ذریه» تمرکز میکنیم، اصولاً وقتی میخواهیم یک عزیز را شناسایی کنیم، صرفاً بر خود او تمرکز نمیکنیم؛ بلکه از یک سو بر ذریه او و از سوی دیگر بر آبا و اجداد او تمرکز میکنیم.
وی تصریح کرد: بحث «وراثت» به معنای دقیق معنوی و مکتبی آن همواره بر ذهنیت ما سیطره داشته و معنا میدهد و تاریخ را به هم متصل و مرتبط میکند.
آیتالله مبلغی افزود: از نگاه دین، تاریخ یک موجود حقیقی و زنده است که با ذریه بخشهای اساسی آن به یکدیگر وصل میشود و معنا پیدا میکند؛ هیچ چیز از گذشته غایب نیست و همچنان حضور دارد و در هر سلسله، صدقه و نسل قبلی تجسم و حضور دارد.
وی این نگاه سلسلهای را از ویژگیهای برجسته مکتب اهلبیت دانست و گفت: این نگاه سلسلهای چیزی است که در مکتب اهلبیت برجسته شده و بخش اساسی ادبیات دینی ما همین «ذریه» است که ملازم میکند «صالح بعد صالح» از همین جا برمیخیزد.
آیتالله مبلغی ادامه داد: کاری که ایشان انجام دادهاند، در واقع یک بخش اساسی، معنایی، فرهنگی و مهم و تأثیرگذار برای معنابخشی به جامعه دینی است که توانستهاند در ارتباط با قائد شهید و فرزند گرامی ایشان که امروز رهبری معظم انقلاب اسلامی را تشکیل میدهد، به ظهور برسانند.
وی تأکید کرد: این کار در جامعه ضرورت دارد و صرفاً برای رونمایی نیست؛ بلکه این نوع نگاه و ادبیات سلسلهای و ذریهای نیازمند استمرار و پیگیری است.
.

.
نقش حضرت ابراهیم(ع) و ذریه در امتداد تاریخ
آیتالله مبلغی با اشاره به مفهوم ذریه در قرآن کریم اظهار داشت: اگر واژه «ذریه» را در قرآن نگاه کنیم، میبینیم که چه میزان بر آن تمرکز شده است.
وی گفت: هنگامی که حضرت ابراهیم(علیهالسلام) میخواهد به آینده نگاه کند، دو نگاه دارد؛ یک نگاه توحیدی دارد که کعبه را بنیان میگذارد، بتها را میشکند و معنای خاص و دین حنیف را بنیانگذاری میکند.
این استاد حوزه افزود: خود پیامبر اسلام(ص) نیز بخشی و امتدادی از همان کار حضرت ابراهیم(علیهالسلام) است و نگاه دوم حضرت ابراهیم(ع) نیز مسئله اسکان ذریه است که از خداوند درخواست میکند.
وی تصریح کرد: این اسکان ذریه که از خداوند میخواهد، نشان میدهد که تاریخ همواره با ذریه حرکت میکند و با ذریه جلوه پیدا میکند؛ این یک معنا و یک واقعیت است.
اهمیت تاریخنگاری و شناخت حرکت تاریخ
آیتالله مبلغی در ادامه با اشاره به حضور علما و بزرگان در این مراسم گفت: در منظر علما و فضلا هستیم و در عرصه تاریخنگاری و غیر تاریخنگاری و همه این حوزهها، کارشان مسجل و مبرهن و واضح است، در حضور ما هستند و قدر ایشان را باید بیش از این حرفها بدانیم.
مبلغی ادامه داد: ما وقتی با تاریخ بزرگ کار داریم و میخواهیم به آینده نگاه کنیم، باید ببینیم مؤلفههای تاریخ چیست و وقتی میخواهیم به گذشته برگردیم، دوباره باید همان مؤلفههای تاریخ و حرکت تاریخ را بررسی کنیم.
وی گفت: تاریخ اهلبیت(ع) را باید بهگونهای مطرح کرد که خردخرد و لحظهلحظه و جرعهجرعه فهم، ولایت، معنویت، کارکرد و نقش آنان را بر گذشته بررسی کند تا این تاریخ به نقطهای برسد که کار خود را انجام دهد و امام عصر(عج) بیاید.
آیتالله مبلغی تأکید کرد: ما تاریخ را باید بسیار مهمتر از آن چیزی بدانیم که تصور میکنیم؛ ما ابناء زمان خاص نیستیم، بلکه ابناء تاریخ هستیم.
وی افزود: آن زمان و امید در آن بستر زمانی قرار دارد و ما نیز جزئی از یک حرکت تاریخی هستیم.
سادات؛ گروه مرجع، دارای منزلت و نماد اجتماعی
آیتالله مبلغی در ادامه با اشاره به کارکردهای چندلایه سادات اظهار داشت: در پایان سخنانم به بحث کارکردهای چندلایه سادات اشاره میکنم؛ برخی از این کارکردها هنوز فعال نشده و برخی نیز بهصورت خودکار فعال است و جلو میرود.
وی گفت: اگر بخواهیم از منظر جامعهشناسی سادات را بررسی کنیم، چند عنوان جامعهشناختی قابل انطباق بر سادات است.
آیتالله مبلغی نخستین عنوان را «گروه مرجع» دانست و توضیح داد: گروه مرجع به این معنا نیست که انسان برود از آن علم بگیرد؛ بلکه گروه مرجع یعنی کارکردهای اجتماعی، ذهنیت اجتماعی، حافظه اجتماعی، خط گرفتن، تمرکز کردن و یک چشم همیشه به آن مجموعه داشتن و الگو گرفتن مستقیم و غیرمستقیم.
وی ادامه داد: گروههای مرجع امروز در جامعه کارکرد بسیار مهمی دارند و در ایجاد توازن، ایجاد ثبات و ایجاد استقرار میتوانند نقشهای مهمی ایفا کنند؛ بهخصوص اگر این گروه مرجع متصف به شرافت باشد که اهلبیت شرافت هستند.
این استاد حوزه افزود: برخی دانشمندان گفتهاند در اینجا یک کاریزما در جامعه تحقق پیدا میکند که به تعبیر ما در سطح بسیار بالایی قرار دارد.
وی با اشاره به نقش تاریخی سادات گفت: سادات گروههای مرجع هستند و در موقعیتهای تاریخی نقش آنان را میبینیم؛ همانگونه که تبار شریف قائد شهید در جاهای مختلف و اماکن مختلف حضور داشته و نقشآفرینی کرده است.
مبلغی این نقش را همان کارکرد گروه مرجع دانست و عنوان دوم را «گروه دارای منزلت» معرفی کرد و گفت: گروه دارای منزلت غیر از گروه مرجع است. از منظر جامعهشناسی، گروه دارای منزلت و جایگاه، گروهی است که نگاههای مردم مستقیماً به آنها متوجه است و مردم از آنها کارکرد میخواهند.
آیتالله مبلغی افزود: وقتی گروهی میبیند جامعه به آن نگاه دارد و از آن انتظار دارد و توقعی نسبت به آن شکل گرفته است، تلاش میکند کارکردی متناسب با آنچه در جامعه از او انتظار میرود انجام دهد.
وی ادامه داد: وقتی کارکرد خود را انجام میدهند، توقع مردم برآورده میشود و پس از آن توقع بالاتر میرود و دوباره آنها باید کارکرد بیشتری ارائه دهند؛ اینها گروههای دارای مکانت و منزلت اجتماعی هستند.
چرا قیامها و حرکتهای بزرگ از سادات شکل گرفت؟
مبلغی در ادامه با طرح این سوال که چرا قیامها و حرکتهای بزرگ را سادات انجام دادند؟ افزود: چون گروههای دارای منزلت و جایگاه اجتماعی بودند و مردم از آنان انتظار داشتند.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به شهادت قائد شهید گفت: چرا در شهادت قائد شهید، مردم از فرزند ایشان انتظار داشتند؟ چون یک فرد شاخص و برجسته در کوران سخت این جنگ و در آن نقطه اوج، وارد میدان شد و همه نگاهها را به یک سمت برد.
وی تأکید کرد: این همان توقع اجتماعی است و کسی آن را نمیسازد؛ بلکه توقع اجتماعی است که شکل میگیرد.
آیتالله مبلغی افزود: وقتی کارکرد اجتماعی متناسب با توقع ایجاد میشود، همه خوشحال میشوند، همه احساس امنیت میکنند و همه احساس میکنند یک تحول رخ داده است.
وی ادامه داد: آن سکینه الهی میآید و مردم حرکت میکنند، میایستند و در برابر بزرگترین قدرت جهان مقاومت میکنند و آن را شکست میدهند. اینها همگی به گروه دارای منزلت اجتماعی مربوط میشود.
سادات؛ نماد اجتماعی جامعه اسلامی
آیتالله مبلغی عنوان دیگر سادات را «گروه دارای نماد اجتماعی» دانست و اظهار داشت: در جامعهشناسی، نماد تأثیرگذار است و ما باید نمادها را فعال کنیم.
وی گفت: اگر میخواهیم دین تقویت شود، باید نمادهای دینی را تقویت کنیم و اگر میخواهیم فرهنگ اسلامی پا بگیرد، باید نمادها را تقویت کنیم و نمادها را تشخیص دهیم.
آیتالله مبلغی افزود: نماد چیزی نیست که من طلبه به تنهایی بفهمم؛ باید از جامعهشناس هم استفاده کنم تا بفهمم آن نمادی که موجب ارتقا و عزت دین است چیست.
وی تصریح کرد: بحث نماد اصولاً از مهمترین فاکتورها و عوامل ترقی و ارتقای اجتماعی، جامعهپردازی و جامعهسازی است.
این استاد حوزه با انتقاد از کمتوجهی به این مسئله گفت: بحث نمادها را ما نادیده گرفتهایم. سادات نماد هستند؛ از عمامه سیاه آنان که یک نماد است تا آن لقبی که با خود حمل میکنند، یک نماد است و تا آن مزار و مزارهایی که دارند، همه نماد هستند.
وی افزود: این نمادها جامعه را نگه میدارند و میتوانند به جامعه حرکت بدهند.
سادات؛ سرمایه اجتماعی تاریخی
آیتالله مبلغی در ادامه گفت: مقدار زیادی از ظرفیتهای شناختهشده سادات باقی مانده و ظرفیتهای ناشناخته و غیرفعال بسیار زیادی نیز وجود دارد.
وی یکی دیگر از محورهای مهم را «سرمایه اجتماعی تاریخی» دانست و افزود: سادات یک سرمایه اجتماعی تاریخی هستند؛ یک سرمایه اجتماعی در یک مختصات خاص.
آیتالله مبلغی تصریح کرد: از این جهت باید سادات را تبدیل به نهاد کرد.
وی درباره نقش پژوهشکده الذریة النبویة گفت: کاری که آیتالله حکیم، مؤسس این پژوهشکده، انجام میدهد، در واقع به دنبال نهادسازی است؛ یعنی میخواهد یک فاکتور جدید دیگری را اضافه کند و سادات نهادهایی اجتماعی باشند.
ظرفیت سادات در تقریب مذاهب اسلامی
آیتالله مبلغی با اشاره به مسئله تقریب مذاهب اسلامی گفت: ما چون تقریبی هم هستیم، گریزی هم به تقریب بزنیم. به هر حال تقریب امروز پروژه اهلبیتی است؛ چه بخواهید و چه نخواهید، پروژه قرآن است.
وی افزود: اساساً اگر کسی تقریب و وحدت را قبول نکند، استخوانبندی قرآن را گویی دارد نفی میکند.
مبلغی با اشاره به یکی از مباحث گذشته خود گفت: اساساً وقتی خداوند از «جعل امت» شروع میکند و به «جعل خلفت» و همینطور حرکت میکند، اگر شما این استخوانبندی را بشکنید، این دین نمیتواند قیام پیدا کند.
وی تصریح کرد: خود اهلبیت(ع) به این مسئله بیش از هر چیز تأکید داشتند، چون پروژه قرآن بود.
این استاد حوزه با اشاره به سخن امام رضا(ع) درباره امامت گفت: چرا امام رضا(ع) فرمودند «اِنَّ الْاِمَامَةَ نِظَامُ الْمُسْلِمِینَ»؟ نفرمودند نظام اهلبیت یا نظام مؤمنین به معنای خاص شیعه؛ بلکه فرمودند «نظام المسلمین».
وی افزود: کارکرد امامت برای همه است، بلکه برای بشریت است. بنابراین ابتدا باید امت را ایجاد کنیم تا بتوانیم از فیوضات اهلبیت(ع) به نفع امت، با هر مذهبی که دارند، استفاده کنیم.
آیتالله مبلغی تأکید کرد: مذهب چیزی تحمیلی نیست؛ بلکه چیزی پذیرفتهشده است، ولی اهلبیت چون بخشی از مشترکات همه هستند، کسی نمیتواند اهلبیت را نفی کند؛ چون با نفی اهلبیت، خودش را نفی میکند.
وی گفت: فیوضات اهلبیت برای همه است؛ پیامبر رحمت برای عالمین و حتی فراتر از آن. بنابراین میتوانیم از سادات برای حرکت دادن وحدت و امت استفاده کنیم.
آیتالله مبلغی در پایان با قدردانی از پژوهش انجامشده درباره تبار خاندان حسینی خامنهای، این کار را اقدامی مهم در حوزه شناخت تاریخی و فرهنگی دانست.
.

.
حجتالاسلام والمسلمین محمدحسن زمانی: برکات «کوثر رسول خدا(ص)» در تاریخ استمرار یافته است
حجتالاسلام والمسلمین محمدحسن زمانی نیز در این آیین با قدردانی از برگزارکنندگان و پژوهشگران دو اثر «تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح» اظهار داشت: از فضلای بزرگواری که بحث تبارشناسی رهبر شهید و رهبر عزیزمان را انجام داده و برای این کار زحمت کشیدهاند، سپاسگزاری میکنیم.
وی با اشاره به اصل تبارشناسی سادات و ارتباط آن با سوره کوثر گفت: همه مستحضرید که یک اتفاق نقل شده که خطاب به پیامبر اکرم(ص) گفته شد که از حضرت فرزندی باقی نمانده است و خداوند در پاسخ فرمود به جای پسر، «کوثر» به تو عطا کردهایم؛ یعنی خیر کثیری که از پسر مراتب بیشتری دارد.
زمانی افزود: یکی از تفاسیر و تأویلهای مسئله کوثر، حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) است و اگر حضرت فاطمه زهرا(س) را مصداق کوثر و منبع خیر کثیر بدانیم، باید توجه کنیم که این خیرات کثیر کجا قرار دارد.
وی گفت: برای درک این مسئله باید به کثرت برکات این کوثر توجه کرد.
یازده امام معصوم(ع)؛ نخستین برکت کوثر
حجتالاسلام والمسلمین زمانی نخستین برکت کوثر رسول خدا(ص) را برخاستن یازده امام معصوم(ع) از دامن حضرت فاطمه زهرا(س) دانست و اظهار داشت: یازده امام معصوم از دامن این کوثر برخاستند.
وی افزود: نجات عالم بشریت نیز مرهون یکی از ستارگان برخاسته از دامن این کوثر است؛ منجی عالم بشریت، حضرت مهدی(عج).
حجتالاسلام والمسلمین زمانی ادامه داد: امامزادگان فراوانی نیز در طول تاریخ ۱۴۰۰ ساله ما همچون ستارگان درخشانی بودهاند که در طول تاریخ نقشآفرینی کردهاند.
وی تصریح کرد: تعدادی از این امامزادگان فقیهان بزرگ بودند و تعدادی مجاهدان بزرگ؛ نه تنها در زمان حیاتشان درخشیدند، بلکه پس از فوت یا شهادتشان نیز درخشش و نقشآفرینی آنها ادامه پیدا کرد.
این استاد حوزه افزود: بارگاههای زیارتی امامزادگانی که در ایران، عراق، مصر، افغانستان، پاکستان و کشورهای متعدد دنیا وجود دارد، هزار سال است که بهعنوان مکانهایی زیارتی، مؤمنان و مسلمانان را جذب میکند و مردم با آمدن به زیارت آنان قوت ایمان میگیرند.
وی گفت: بنابراین عملاً این امامزادگان زندهاند؛ چون نقشآفرین هستند.
شمار امامزادگان و برکات آنان
حجتالاسلام والمسلمین زمانی با اشاره به شمار امامزادگان اظهار داشت: تعداد امامزادگان زیاد است و در مورد ایران نیز در برخی گزارشها حدود ۱۵ هزار امامزاده ذکر شده و در قم نیز تعداد زیادی امامزاده وجود دارد.
وی افزود: اینها بخشی از برکات و ثمرات امامزادگانی است که در جامعه حضور دارند.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی گفت: البته برخی از این امامزادگان برکات وجودشان بسیار فوقالعاده بوده و در جامعه نقشآفرینی ویژهای داشتهاند.
وی به شهدای خاندان پیامبر(ص) اشاره کرد و افزود: برکت دیگر، فقیهان و علمای بزرگ تاریخ تشیع هستند که بسیاری از آنها از سلاله کوثر بودند.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی ادامه داد: برکت دیگر، شهیدان فراوانی هستند که در کتابهایی مانند «مقاتل الطالبیین» و آثار مشابه، تعداد زیادی از این شهدا را مشاهده میکنیم.
وی با اشاره به نمونههایی از شهادت سادات گفت: شهادتهایی همچون شهادت زید بن علی بن الحسین(ع) که بدن او را به دار زدند و سپس به خاکستر تبدیل کردند، نمونههایی از این مسئله است.
این استاد حوزه افزود: موارد زیادی از این دست داریم؛ همین عزیزانی که به مشهد مشرف میشوید، وقتی به نیشابور میرسید و به سمت مشهد مقدس حرکت میکنید، در سمت راست خود گنبد و بارگاهی را میبینید که مربوط به امامزاده محمد محروق است.
وی درباره علت نامگذاری او به «محروق» گفت: معلوم است که به دلیل جهادگری فراوانی که داشت، او را کشتند و دشمن به کشتن او رضایت نداد و گفت باید بدن او را بسوزانیم و خاکستر کنیم؛ اینها نشان میدهد که این شخصیتها آنقدر نقشآفرینی داشتند که دشمن به کشتن آنان رضایت نمیداد.
مراجع تقلید و حوزه علمیه؛ از برکات کوثر رسول خدا(ص)
حجتالاسلام والمسلمین زمانی برکت دیگر کوثر را مراجع تقلید دانست و اظهار داشت: بسیاری از مراجع تقلیدی که در طول تاریخ تشیع داشتهایم، از سلاله کوثر بودند.
وی افزود: اگر نزدیکتر بیاییم، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران نیز محصول و میوه کوثر رسول خدا(ص) است.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی تصریح کرد: اگر حضرت فاطمه(س) نبود، امام خمینی(ره) نبود و اگر امام خمینی(ره) نبود، جمهوری اسلامی نداشتیم.
وی گفت: بنده جمهوری اسلامی ایران را از میوههای کوثر رسول خدا(ص) میدانم.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی یکی دیگر از برکات کوثر را حوزه علمیه قم دانست و اظهار داشت: اگر حضرت معصومه(س) را نداشتیم، حوزه علمیه قم را نیز نداشتیم.
وی افزود: بنده حوزه علمیه قم و حوزه علمیه ایران را از میوههای کوثر رسول خدا(ص) میدانم و تمام برکاتی که بر این مترتب است، از جمله صدور انقلاب، جریان مقاومت و همه اینها، جزو برکات کوثری است.
پیشنهاد پژوهش درباره برکات کوثر
حجتالاسلام والمسلمین زمانی پیشنهاد کرد: یکی از موضوعات پژوهشی که حضرت آیتالله حکیم میتوانند در دستور کار قرار دهند، پژوهشی درباره برکات کوثری رسول خدا(ص) باشد.
وی گفت: بنده بهصورت فهرستوار به برخی از این موارد اشاره کردم، اما اگر بهصورت مفصل روی این موضوع کار شود، برکات کوثری رسول خدا(ص) بهصورت جامع قابل تبیین خواهد بود.
وی در ادامه با اشاره به استمرار نسل پیامبر اکرم(ص) اظهار داشت: درباره سلاله سادات، اگرچه گفته میشد که بنابر دیدگاه دشمنی، بنا بود آثاری از ذریه رسول خدا(ص) باقی نماند، اما اراده خداوند بر این قرار گرفت که در میان این همه انسانهایی که روی کره زمین زندگی کردهاند، تنها کسی که نسلش منسجم باقی ماند، شخصیت رسول گرامی اسلام(ص) است.
بیش از ۵۰ میلیون سید در جهان
حجتالاسلام والمسلمین زمانی درباره تعداد سادات در جهان گفت: آمار دقیق سادات را نداریم، اما آخرین آماری که گرفته شده، تقریباً بیش از ۵۰ میلیون سید از تبار کوثر ثبت شده است.
وی با اشاره به سابقه نهاد «نقابتالاشراف» گفت: نقابتالاشرافهایی که در طول تاریخ ۱۴۰۰ ساله، از آغاز قرن دوم هجری و سپس در دورههایی با حضور شخصیتهایی همچون سید مرتضی و دیگر بزرگان شکل گرفت، در واقع نهادسازی برای این مسئله بوده است.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی افزود: در ایران نیز در برخی مقاطع تاریخی نقابتالاشراف و نقابت سادات داشتیم، اما در بسیاری از دورهها تعطیل و منحل شد.
وی ادامه داد: در دوره اخیر نیز خدا رحمت کند آیتالله نجفی مرعشی را که پرچمدار این مسئله بودند و بعد از ایشان نیز هر کدام به نوعی نهادهای متعددی شروع شد.
این استاد حوزه گفت: یکی از کارهایی که مجموعه آقای رجایی انجام میدهد و یکی از کارهای ارزشمند جناب آقای حکیم نیز همین مسئله است.
وی پیشنهاد کرد: پیشنهاد بنده خدمت آیتالله حکیم این است که این دو دستگاه با هم تعامل، تحصین و همکاری داشته باشند و امیدواریم انشاءالله با همین پژوهشی که اکنون انجام گرفته، با آغاز این کار، این مسیر ادامه پیدا کند.
نقابتالاشراف در کشورهای اسلامی
حجتالاسلام والمسلمین زمانی با اشاره به تجربه خود در کشورهای مختلف گفت: ما در کشورهای دیگر نیز امروز نقابتالاشراف داریم.
وی اظهار داشت: در عربستان، بنده شخصاً نقیبالاشراف عربستان را دیدم و در چند جلسه با آنان گفتوگو داشتم.
این استاد حوزه افزود: به نظرم جناب آقای حکیم و آقای حکیم نیز خدمتشان بودیم و پیشنهاد شد که نقیبالاشراف عربستان را ببینند.
وی گفت: در عربستان، نقابتالاشراف و اتحادیهای برای سادات وجود دارد و البته در زمینه شناخت سادات و شجرهنامهها نیز فعالیتهایی صورت میگیرد.
زمانی خاطرنشان کرد: در عربستان نقابتالاشراف در دورههای چندصدساله وجود داشته است؛ زیرا اشراف و سادات در دورههایی حاکم بر عربستان بودند.
وی افزود: البته بعدها جریان وهابیت آمد و سادات را مورد برخورد قرار داد و این ساختارها را محدود کرد.
این پژوهشگر حوزه انساب درباره مصر نیز گفت: در مصر ارتباطهایی وجود دارد و شاید بزرگترین نقابت و مجموعه ساداتی که امروز در دنیا سراغ دارم، نقابتالاشراف مصر باشد.
تفاوت مفهوم «سید» و «شریف» در کشورهای مختلف
حجتالاسلام والمسلمین زمانی با اشاره به تجربه حضور خود در مصر اظهار داشت: بنده چندین سال در مصر زندگی کردم و در آنجا با مسئله نقابت و سادات از نزدیک آشنا شدم.
وی توضیح داد: وقتی در کشور ما میگوییم «سید»، منظور کسی است که از نسل پیغمبر اکرم(ص) باشد، اما در کشورهای دیگر واژه «سید» ممکن است همین معنا را داشته باشد یا معنای دیگری پیدا کند.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی افزود: در بعضی کشورها به جای واژه سید، کلمه «شریف» غلبه دارد؛ یعنی شریف به معنای سید است.
وی ادامه داد: در بعضی از کشورها این دو واژه تا حدودی با یکدیگر متفاوت هستند؛ هر دو واژه درباره سادات به کار میروند، اما ممکن است کاربرد آنها در مورد نسل امام حسن(ع) و امام حسین(ع) متفاوت باشد.
تجربهای درباره خاندان «سید قطب»
حجتالاسلام والمسلمین زمانی در ادامه به تجربهای درباره خاندان سید قطب اشاره کرد و گفت: پیش از آنکه به مصر بروم، کتابهای سید قطب را خوانده بودم و تصور میکردم «سید قطب» یک سید است.
وی افزود: وقتی به مصر رفتم و با خانواده قطب جلسه داشتم، متوجه شدم که آنها سید نیستند.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی ادامه داد: با برادر سید قطب که ساکن مکه بود نیز جلسات متعددی داشتم و به منزل او زیاد میرفتم و دیدم که سید نیست.
وی درباره علت این نامگذاری توضیح داد: قصه «سید قطب» این است که اسم من محمد است، اسم برادر بزرگم هم سید است و پدر ما هم قطب بوده است؛ در عرب نیز همیشه اینگونه نیست که فامیل وجود داشته باشد و گاهی اسم پدر را به جای فامیل میآورند.
وی گفت: به من میگفتند محمد قطب و به برادر بزرگم میگفتند سید قطب؛ پدر نیز اسم او را سید گذاشته و اسم من را محمد گذاشته است. بنابراین واژه سید در اینجا به معنای خاص سلاله پیغمبر اکرم(ص) نیست.
ظرفیت سادات اهلسنت در تقریب مذاهب
حجتالاسلام والمسلمین زمانی در ادامه به ظرفیت سادات اهلسنت در تقریب مذاهب اسلامی اشاره کرد و گفت: نکته دیگری درباره سادات این است که جالب است بدانیم ساداتی که ما در شیعه داریم، از طریق پدر حسینی یا از طریق مادر حسنی هستند و همسرشان نیز ممکن است سیده باشد.
وی با اشاره به حضور سادات در میان اهلسنت اظهار داشت: تعداد زیادی از سادات اهلسنت نیز وجود دارند و اهلسنت نیز معتقدند سادات، نسل پیامبر اکرم(ص) هستند.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی تصریح کرد: سادات فقط اینگونه نیستند که بگوییم نسل پیامبر اکرم(ص) در جامعه شیعه قرار دارند؛ بلکه نسل پیامبر اکرم(ص) از طریق حضرت فاطمه زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع) ادامه پیدا کرده است و تمام سادات اهلسنت دنیا نیز فرزندان حضرت فاطمه زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع) هستند.
وی ادامه داد: اهلسنت در این زمینه تنها مقداری در نگرش و اعتقاد با شیعه متفاوت هستند.
استفاده از ظرفیت سادات اهلسنت برای وحدت
حجتالاسلام والمسلمین زمانی به تجربه خود در مراسم عید غدیر اشاره کرد و گفت: یادم هست در جریان بحثی در روز هجدهم ذیالحجه، در بعثه مقام معظم رهبری، یک سال در مدینه مراسم جشن غدیر برگزار شد.
وی افزود: به مرحوم آیتالله ریشهری گفتم اگر اجازه بدهید، برای تبریک عید غدیر از اهلسنت دعوت کنیم که در مراسم شرکت کنند.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی ادامه داد: ابتدا با تعجب نگاه کردند و گفتند اهلسنت که با جریان غدیر ارتباطی ندارند؛ گفتم چرا، میتوانیم دعوت کنیم.
وی افزود: گفتند با تهدید میخواهی آنها را بیاوری؟ گفتم با تهدید نه. گفتند با تطمیع میخواهی بیاوری؟ گفتم اصلاً چنین چیزی نیست و بلکه با تبیین دعوت میکنیم.
این استاد حوزه گفت: در نهایت گفتند اگر نه تهدید و نه تطمیع وجود ندارد، اشکالی ندارد و پس از آن حدود ۶۰ نفر از علمای اهلسنت آمدند و با آنها صحبت کردیم.
وی تصریح کرد: همان تبیین لازم است؛ وقتی میخواهیم اهلسنت را دعوت کنیم، اگر از میان خودشان سخنران انتخاب کنند، بهتر است.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی ادامه داد: نسبتی از این علما حنفی و شافعی بودند و ما از آنها خواستیم سخنران مراسم را خودشان و سید باشد.
وی افزود: گفتند این کاره نیستیم و اصل غدیر مال شماست و سید مال جد شما بوده است.
زمانی گفت: در نهایت شافعیها از میان خودشان آقای شیخالاسلام سید محمد شیخالاسلام را انتخاب کردند و حنفیها نیز از میان خودشان مولوی عبدالرحمن شابهاری را انتخاب کردند که او نیز شجرهنامهاش به امام حسین(علیهالسلام) میرسید.
وی تصریح کرد: این دو سید آمدند و سخنرانی کردند و ما گفتیم غدیر مال شماهاست و دوست داشتیم شما دعوت به غدیر کنید.
سادات؛ سرمایه معنوی مشترک مسلمانان
حجتالاسلام والمسلمین زمانی گفت: این ظرفیت وجود دارد و جمع زیادی از سادات در میان اهلسنت نیز وجود دارند.
وی افزود: سادات اهلسنت خود را مفتخر میدانند و به این مسئله افتخار میکنند که از سلاله حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) هستند.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی تصریح کرد: به نظر من در این زمینه باید هر تدبیری که میشود اندیشید تا سادات اهلسنت را بهعنوان یک سرمایه معنوی در نظر بگیریم و از این ظرفیت برای نزدیکتر کردن آنان استفاده کنیم.
وی ادامه داد: حتی در میان مسیحیان نیز میتوان به دنبال چنین ظرفیتهایی بود و از این طریق افراد را به یکدیگر نزدیک کرد.
پیشنهادهای پژوهشی برای پژوهشکده الذریة النبویة
حجتالاسلام والمسلمین زمانی در ادامه با اشاره به گسترش جریان سادات و ضرورت تبارشناسی گفت: نسبت به گسترش جریان سادات و تبارشناسی، چند نکته و پیشنهاد دارم.
وی نخستین پیشنهاد خود را «انسجام و تکمیل شجرهنامههای سادات ایران» عنوان کرد و گفت: تمام ساداتی که در ایران هستند تا جایی که امکان دارد باید شناسایی شوند و برای آنها شجرهنامه تهیه شود.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی افزود: بخشی از سادات در حال گمنام شدن هستند؛ برخی از سادات در ایران دیگر شجرهنامه ندارند و نسل آنها دو نسل، سه نسل یا چهار نسل ادامه پیدا کرده، اما خودشان نیز شک میکنند که واقعاً سید هستند یا نه.
وی تصریح کرد: باید تلاش شود این شجرهنامهها تکمیل شود تا این خلاف آن شعاری نباشد که خداوند درباره پیامبر اکرم(ص) قرار داده است.
نشان سیادت و حفظ هویت سادات
زمانی پیشنهاد دوم خود را «نشان سیادت» عنوان کرد و اظهار داشت: آن طلابی که سید هستند، طبعاً نشان سیادت و عمامه سیاه را دارند؛ اما بسیاری از سادات و حتی کمتر از ده درصد سادات از نشان سیادت استفاده میکنند.
وی افزود: حتی درباره بسیاری از سادات ممکن است لباس و نشان مشخصی وجود نداشته باشد و گاهی تنها عنوان خانوادگی یا نشانههای دیگری وجود دارد.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی گفت: در این مسئله باید به دنبال راهکارهایی برای تقویت نشان سیادت بود و شکلهای مختلفی برای آن وجود دارد که میتوان درباره آنها بحث کرد.
وی افزود: ممکن است جلوه لباس، نشان، شیوه معرفی و موارد متعدد دیگری مطرح باشد و باید نشان سیادت در میان مردان و زنان به نحو مناسب و متناسب با فضای جامعه تقویت شود.
شناسایی و تربیت استعدادهای سادات
حجتالاسلام والمسلمین زمانی پیشنهاد سوم خود را مسئله تربیتی دانست و گفت: در این زمینه کارهایی شروع شده است.
وی افزود: بنده در قم و تهران دیدم که جرقه این کار زده شده و بهصورت محدود، فرزندان سادات در دانشگاهها و مدارس شناسایی میشوند.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی تصریح کرد: باید محتوای سیادت و برنامههای تربیتی برای شکوفایی اندیشه، مهارت و توانمندی آنها طراحی شود تا برای مدیریتهای آینده کشور لیاقت و توانمندی لازم را داشته باشند.
وی خطاب به دستاندرکاران این عرصه گفت: ما را کنار بزنید و خودتان مدیریت کنید و ما خادمان شما باشیم؛ این کار باید انجام شود.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی خاطرنشان کرد: لازم است این شناسایی جرقهخورده در قم و تهران گسترش پیدا کند.
رسیدگی به مشکلات سادات
وی چهارمین پیشنهاد خود را رسیدگی به مشکلات سادات دانست و اظهار داشت: باید به مشکلات سادات نیز رسیدگی شود و نقابت و نقیبالاشراف در این زمینه نقش داشته باشد.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی گفت: اگر در جایی یک سید با فرد دیگری اختلاف پیدا کرد یا مشکلی برای او ایجاد شد، بهتر است خود مجموعه سادات و نقابت برای حل آن وارد شوند و مسئله را حل کنند.
وی افزود: اگر آسیبهای اجتماعی به برخی سادات وارد شده است، نباید اجازه داد این آسیبها در میان سادات بیشتر و فراگیر شود؛ بلکه باید به کمک آنان رفت و سادات را از آسیبهای اجتماعی نجات داد.
حجتالاسلام والمسلمین محمدحسن زمانی: امام شهید بر تفسیر قرآن اهتمام ویژه داشت
حجتالاسلام والمسلمین زمانی در ادامه سخنان خود با اشاره به آشناییاش با امام شهید اظهار داشت: بنده آغاز ارادتم به امام شهید به سال ۱۳۵۳ برمیگردد؛ قبل از انقلاب اسلامی ایران، شاگرد ایشان در حوزه علمیه مشهد بودم و درس تفسیر را خدمت ایشان میخواندم.
وی افزود: در مشهد مقدس و در مدرسهای که امام شهید حضور داشتند، پیش از آن آشنایی و اطلاعات زیادی از ایشان داشتم.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی با بیان اینکه فرصت بیان تمام خاطرات را ندارد، گفت: به یکی دو مورد اشاره میکنم؛ یکی مسئله اهتمام ایشان به تفسیر قرآن است که لازم میدانم این موضوع را به دوستان عرض کنم.
قرآن در حوزههای علمیه مهجور است
وی اظهار داشت: در حوزه علمیه مشهد درس تفسیر وجود نداشت؛ چنانکه در حوزه علمیه قم نیز درس تفسیر بسیار اندک بود.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی گفت: قرآن در حوزههای علمیه قریب و مهجور بود و هنوز نیز در حوزه علمیه قم، با وجود سالها فعالیت علمی، این وضعیت بهطور کامل برطرف نشده است.
وی ادامه داد: به نظر میرسد ما که لباس و عمامه پیامبر را میپوشیم، هنوز به قرآن پیامبر آن اهتمامی را که باید داشته باشیم، نداریم.
این استاد حوزه تصریح کرد: به نظر میرسد از فردای قیامت محافظت نکردهایم که ما آخوندها حاضر نشدیم قرآن را بهصورت جدی وارد برنامه آموزشی حوزه کنیم و تفسیر قرآن را در کنار فقه و اصول قرار دهیم.
وی افزود: ارزشی که برای اصول فقه قرار دادهایم، هنوز برای قرآن قرار ندادهایم.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی گفت: اجتهاد در فقه و اصول آنقدر قوه علمی دارد که برای آن درجات مختلف، سطح عالی، خارج و مراحل متعدد تعریف کردهایم؛ اما ظاهراً قرآن این قابلیت را ندارد که چنین جایگاهی برای آن برقرار کنیم.
وی تصریح کرد: هنوز قرآن را بسیار غریب قرار دادهایم.
«الله الله فی القرآن»
حجتالاسلام والمسلمین زمانی با اشاره به سخن امیرالمؤمنین(ع) در واپسین لحظات زندگی گفت: خود امیرالمؤمنین(علیهالسلام) نیز این مسئله را پیشبینی میکردند و در لحظه احتضار و شهادت فرمودند: «الله الله فی القرآن».
وی افزود: حضرت فرمودند شما را به خدا، شما را به خدا، قرآن را اهمیت دهید؛ نکند دیگران از شما در عمل به قرآن پیشی بگیرند.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی گفت: حضرت میدانست که دیگران از مسلمانان در توجه به قرآن پیشی خواهند گرفت.
تجربه حوزه الازهر در توجه به قرآن
وی با اشاره به تجربه حضور خود در الازهر اظهار داشت: در الازهر یادم هست که پای سخنان شیخ سابق الازهر، دکتر طنطاوی، نشسته بودم.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی گفت: الازهر از نظر جمعیت دانشجو و گستردگی، چندین برابر حوزه علمیه است و در رشتههای متعدد دانشجو دارد.
وی افزود: در آنجا شیخ سابق الازهر درباره قرآن گفت که هر فردی که وارد الازهر میشود باید حافظ قرآن باشد.
این استاد حوزه ادامه داد: آنجا حدود نیم میلیون دانشجو با رشتههای متعدد وجود دارد و حافظان قرآن نیز بسیار زیاد هستند.
وی با طرح این پرسش که «چرا ما اینگونه عمل نکردهایم؟» گفت: آیا استعداد نداریم، عرضه نداریم یا توانایی نداریم؟ یا ظاهراً اهمیت قرآن برای ما به اندازهای که باید باشد، نیست.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی تأکید کرد: این مسئله در موضوع حفظ قرآن و همچنین در مسائل متعدد دیگر باید مورد توجه قرار گیرد.
اهتمام امام شهید به تفسیر قرآن
حجتالاسلام والمسلمین زمانی با اشاره به فعالیت علمی امام شهید در مشهد گفت: امام شهید ما در مشهد در حالی که استاد سطوح عالی بودند و رسائل و مکاسب را تدریس میکردند، احساس کردند قرآن غریب است و از این رو شروع به تدریس قرآن کردند.
وی افزود: نکته مهم این است که ایشان صرفاً تدریس تفسیر عادی نداشتند، بلکه آنچنان آیات قرآن را تفسیر میکردند که این درس جذابیت پیدا میکرد.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی تصریح کرد: درس الزامی نبود و طلبهها باید آنقدر جذابیت میدیدند که در آن شرکت کنند، اما این درس آنقدر جاذبه داشت که حتی از درس اصول فقه حوزه نیز جذابتر شد.
وی گفت: طلبهها آمدند، آمدند و آمدند تا مسجد پر شد و خبر به جوانهای دانشگاهی رسید و آنان نیز به مسجد کرامت آمدند.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی افزود: این مسئله فقط به دلیل جاذبه نحوه فهم ایشان از آیات قرآن بود.
وی تأکید کرد: این نحوه و مدل و منهج تفسیری باید در حوزههای علمی زنده شود.
خاطرهای از اهتمام امام شهید به تربیت قرآنی رهبر معظم انقلاب
حجتالاسلام والمسلمین زمانی ویژگی دیگری را نیز درباره امام شهید مورد اشاره قرار داد و گفت: این ویژگی در زندگی فرزند عزیزشان نیز بهوضوح دیده میشود و خاطرهای از آن دارم که برای من نقل شده است.
وی اظهار داشت: در همان زمانی که رهبر معظم انقلاب در مشهد بودند، ایشان نقل میکردند که یک روز پدرم به من گفت «پاشو برویم»؛ آن زمان یکی از قاریان بسیار مشهور ایران به مشهد آمده بود و در گوهرشاد برنامه تلاوت قرآن داشت.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی ادامه داد: امام شهید به فرزندشان گفتند از همین الان باید شروع کنی و از این برنامه تلاوت قرآن استفاده کنی.
وی گفت: این اقدام از همان زمان، توجه به تلاوت قرآن را در فرزند ایشان قرار داد.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی افزود: خود ایشان برای من نقل کردند که آن زمان در کنار پدرم در آنجا نشستم و از برنامه تلاوت قرآن استفاده کردم.
وی خاطرنشان کرد: این نکتهای است که امروز نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی ادامه داد: یک روز که خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدم، دیدم باز هم در کنار دست ایشان تفاسیر متعدد و امثال آن و کتب تلاوت قرآن قرار دارد.
وی گفت: این ارتباط و انس با قرآن همچنان با قوت وجود دارد و اینها ثمرات و برکات همان تربیت است.
توجه به خلأهای حوزه و ایجاد مؤسسات آموزشی
حجتالاسلام والمسلمین زمانی در ادامه به فعالیتهای علمی و آموزشی انجامشده در حوزه اشاره کرد و گفت: چند مؤسسه حوزوی در این زمینه فعالیت دارند و برخی خلأهای علمی حوزههای علمیه را بررسی کردهاند.
وی افزود: برای تکمیل این خلأها نیز مؤسساتی ایجاد شده است، بدون اینکه تبلیغات زیادی درباره آن صورت گرفته باشد.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی گفت: بنده یکی از این مدارس را دیدم و از مدیر مدرسه خواستم برنامه درسی را به من بدهد تا آن را بررسی کنم.
وی ادامه داد: وقتی برنامه درسی را نگاه کردم، خوشحال شدم؛ زیرا دیدم در حوزه علمیه قم که جمعیت دهها هزار نفری دارد، با وجود این همه مدرسه و درس، مسئله تفسیر و قرآن هنوز آن جایگاه لازم را ندارد.
این استاد حوزه تصریح کرد: ممکن است طلبه ده سال درس بخواند، اما یک دوره مختصر و کامل تفسیر قرآن در برنامه الزامی او وجود نداشته باشد.
وی افزود: اگر طلبهای ده سال درس خارج نیز بخواند، ممکن است یک دوره تفسیر کامل قرآن را نگذرانده باشد؛ به دلیل اینکه برای قرآن وقت کافی اختصاص ندادهایم.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی گفت: اما در آن مدرسهای که بنده برنامه درسی آن را دیدم، یک دوره مختصر و کامل تفسیر قرآن از پایه هفت تا سال چهارم خارج، بهصورت برنامه الزامی در نظر گرفته شده بود.
وی این اقدام را مثبت ارزیابی کرد و گفت: این همان نیازهایی است که باید در حوزه علمیه مورد توجه قرار گیرد.
ضرورت الگوگیری از سبک زندگی امام شهید
حجتالاسلام والمسلمین زمانی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به ضرورت الگوگیری از سبک زندگی امام شهید و رهبر معظم انقلاب گفت: در مسئله سبک زندگی، الگوگیری بسیار مهم است و سبک زندگی امام شهید و امام حاضر باید مورد توجه و بررسی قرار گیرد.
وی یکی از ویژگیهای مهم امام شهید را «روحیه جهادی» دانست و اظهار داشت: در پایان سخنانم لازم میدانم به مسئله روحیه جهادی اشاره کنم.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی با اشاره به مطالب ارائهشده درباره مجاهدتهای امام شهید گفت: بهواسطه صحبتهایی که برادر عزیزمان درباره پدر بزرگوارشان مطرح کردند، مجاهدتهای ایشان برای حاضران روشن شد.
وی افزود: بنده نیز اطلاعات نسبتاً کاملی درباره این زمینه دارم و درباره برخی ابعاد شخصیتی امام شهید و مجاهدتهای ایشان مطالبی را جمعآوری و تدوین کردهام.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی ادامه داد: بخشی از این مطالب در مجموعهای که به معرفی ابعاد شخصیتی امام شهید اختصاص دارد، تنظیم شده است.
وی گفت: در این زمینه مجموعهای از ویژگیهای عبادی، علمی، اخلاقی، اجتماعی و جهادی امام شهید مورد بررسی قرار گرفته است.
حجتالاسلام والمسلمین زمانی تصریح کرد: درباره ابعاد شخصیتی امام شهید و رهبر عزیز انقلاب نباید مبالغه کنیم؛ همانگونه که درباره شخصیتهای بزرگ نیز نباید از مرز حق و واقعیت عبور کنیم.
وی در پایان تأکید کرد: سخن گفتن درباره شخصیتهای بزرگ باید همراه با امانت، دقت و بیان واقعیتهای مستند باشد و این پژوهشها میتواند زمینهای برای شناخت دقیقتر این میراث علمی، معنوی، تاریخی و خانوادگی فراهم کند.
.

.
حجتالاسلام محمدجواد مهری: تبارشناسی، بازخوانی میراث و مسئولیت تاریخی است
حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد مهری، استاد تاریخ و پژوهشگر حوزه انساب، نیز در این آیین با ارائه مباحث پژوهشی برگزار شد، به تشریح مبانی و ساختار دو اثر «تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح» پرداخت.
وی با تأکید بر ضرورت بازخوانی مفهوم تبارشناسی در منطق وحیانی قرآن کریم اظهار داشت: تبارشناسی در نگاه عامیانه گاه به معنای تفاخر به نیاکان یا جستوجوی اعتبار نسبی تلقی میشود؛ اما در منطق وحیانی قرآن کریم، از افقی متفاوت برخوردار است.
مهری با استناد به آیه ۱۳ سوره مبارکه حجرات «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا» گفت: واژه «لِتَعَارَفُوا» به معنای «تا یکدیگر را بشناسید»، فراتر از یک آشنایی ساده و ظاهری است.
وی افزود: این شناخت، به معنای درک ریشهها، سنن تاریخی و راهی است که گذشتگان برای آیندگان گشودهاند.
این تاریخپژوه تأکید کرد: شجرهنامهها صرفاً برای پاسخ به پرسش «کیستیم» استخراج نشدهاند، بلکه مقصود، روشن ساختن «میراثی» است که بر دوش داریم.
وی ادامه داد: از این منظر، نسبنامهها نقشه راه جریان ایمان و استقامت هستند و مطالعه آنها زمینه فهم سنن الهی و مسئولیت تاریخی نسلها را فراهم میآورد.
واکاوی همزمان دو شاخه پدری و مادری
مهری یکی از ویژگیهای بارز این پژوهش را سنتشکنی در تاریخنگاری پدرمحور دانست و گفت: در بسیاری از پژوهشهای رایج، تنها نسب پدری بررسی میشود؛ در حالی که پژوهش حاضر، دو ساحت پدری و مادری را بهصورت مستقل، هموزن و موازی مطالعه کرده است.
وی افزود: بخش مهمی از ملکات اخلاقی، هوش معرفتی، گرایشهای معنوی و عزم جهادی انسان در دامان مادران فاضله و متقی شکوفا میشود.
این پژوهشگر حوزه انساب ادامه داد: از این رو، در کنار شاخه پدری سادات حسینی افطسی، پیوند مادری خاندان با دودمان علمی میردامادی، عاملی و دیباجی نیز بررسی شده است.
مهری درباره شاخه پدری گفت: در شاخه پدری، قائد شهید امام خامنهای قدسالله نفسه الزکیه با ۳۴ واسطه به حسن افطس، با ۳۵ واسطه به علیالاصغر و با ۳۶ واسطه به امام زینالعابدین(علیهالسلام) میرسد؛ ازاینرو این شاخه در شمار سادات حسینی افطسی معرفی میشود.
وی درباره شاخه مادری نیز اظهار داشت: در شاخه مادری، مرحومه بانو خدیجه میردامادی، قائد شهید امام خامنهای قدسالله نفسه الزکیه از دو طریق به ائمه اطهار(علیهمالسلام) متصل میشود.
مهری افزود: طریق نخست با ۳۲ واسطه به «محمد دیباج»، فرزند امام جعفر صادق(علیهالسلام)، میرسد؛ از رهگذر «میر احمد عاملی» که جد یازدهم قائد شهید و مدفون در تخت فولاد اصفهان است.
وی ادامه داد: طریق دوم نیز از طریق همسر میر احمد عاملی، دختر میرداماد، با ۲۲ واسطه به امام زینالعابدین(علیهالسلام) متصل میشود.
میر احمد عاملی و جایگاه علمی او
مهری در ادامه گفت: میر احمد عاملی، جد یازدهم قائد شهید، نقش کلیدی در این تبارنامه دارد و شاگرد شیخ بهایی و میرداماد در اصفهان بوده است.
وی افزود: از ویژگیهای مهم سید احمد علوی، تسلط بر زبان عبری و آشنایی با کتابهای عهدین، یعنی تورات و انجیل، بود.
این استاد تاریخ گفت: این دانش به او امکان میداد در مباحثات کلامی با مسیحیان و یهودیان از متون اصلی آنان استفاده کند.
وی ادامه داد: مهمترین اثر کلامی او کتاب «مصقل الصفا فی الرد علی منتخب آیة الحق نما» است که در رد شبهات مسیحیان نوشته شده است.
مهری افزود: در این اثر، مؤلف با استناد به متون عهدین و مباحث فلسفی و کلامی از اسلام و نبوت پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآله) دفاع میکند.
وی از «النفحات اللاهوتیة فی الرد علی الاعتراضات البهائیة»، «لوامع ربانی»، «لطائف غیبیه»، «صواعق الرحمن»، «اظهار الحق و معیار الصدق»، «بیان الحق و تبیان الصدق»، «روضة المتقین»، «سدرة المنتهی و العطیة العظمی»، «ریاض القدس» و «مناهج الأخبار فی شرح الاستبصار» به عنوان دیگر آثار او نام برد.
مهری اظهار داشت: سید احمد علوی در دورهای میزیست که مبلغان مسیحی در دربار صفوی فعالیت داشتند و او در آثار کلامی خود به نقد دیدگاههای آنان پرداخت و تلاش کرد نشان دهد که در کتب عهدین بشارتهایی درباره پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآله) وجود دارد.
وی افزود: در این زمینه، بهویژه مفهوم «پاراقلیط» یا «فارقلیط» در انجیل یوحنا را بررسی کرده و آن را بر پیامبر اسلام تطبیق داده است.
این پژوهشگر گفت: میر سید احمد علوی عاملی در شهر اصفهان درگذشت و در قبرستان تخت فولاد به خاک سپرده شد و آقابزرگ تهرانی زمان وفات او را میان سالهای ۱۰۵۴ تا ۱۰۶۰ هجری قمری دانسته است.
مهری خاطرنشان کرد: سید میر احمد عاملی داماد میرداماد و پسرخاله او نیز بوده است و پدرش نیز داماد محقق کرکی بود.
وی افزود: محقق کرکی سه داماد داشته است؛ نخست سید زینالعابدین، پدر میراحمد عاملی، از بزرگان سادات جبل عامل و نقیب سادات آن منطقه که در اوایل دوره صفویه به ایران مهاجرت کرد و در اصفهان اقامت گزید؛ دوم پدر میرداماد، سید شمسالدین محمد حسینی استرآبادی؛ و سوم شهید ثانی.
عبور از فهرستنامهها به روایت شخصیتها
حجتالاسلام والمسلمین مهری در تشریح ساختار این دو اثر پژوهشی گفت: در این پژوهشها تلاش شده نامهای موجود در شجرهنامه از حالت فهرستی و آماری خارج شود و نقش تاریخی، علمی و اجتماعی شخصیتهای برجسته این خاندان نمایان شود.
وی در شاخه پدری از شخصیتهایی چون حسن افطس، میرسید محمد مدائنی، سلطانالعلماء سید احمد مدائنی، میرشریفالدین نسابه، سید نیکالدین مشهور به مبارکشاه، سید مجدالدین نقیب سادات خراسان، سید قطبالدین، سید فخرالدین تفرشی مشهور به میرفخرا، سید محمد تفرشی، آیتالله سید حسین خامنهای و آیتالله سید جواد خامنهای نام برد.
وی افزود: در شاخه مادری نیز شخصیتهایی همچون محمد دیباج، علی خارص، محمد اطرش، علی بن محمد نقیب سادات قم، احمد ازوارقانی، محقق کرکی، میرداماد، میرسید احمد علوی عاملی، میر عبدالحسیب علوی عاملی، میر محمد اشرف علوی عاملی، بانو خدیجه میردامادی و آیتالله سید هاشم نجفآبادی میردامادی مورد توجه قرار گرفتهاند.
جغرافیای هجرتهای تمدنساز خاندان حسینی خامنهای
این استاد تاریخ و پژوهشگر حوزه انساب در بخش دیگری از سخنان خود به جغرافیای زیست و هجرتهای خاندان حسینی خامنهای پرداخت و گفت: بخش دیگری از این دو اثر به جغرافیای زیست و هجرتهای خاندان اختصاص دارد.
وی اظهار داشت: در این پژوهش، حرکت خاندان از مدینه و مدائن عراق به تفرش و هزاوه، سپس به آذربایجان، خامنه و در نهایت مشهد مقدس، به عنوان مسیری از هجرتهای علمی، دینی و اجتماعی تحلیل شده است.
مهری ادامه داد: در شاخههای مختلف این تبار، نام مناطقی همچون اهواز، قم، دینور، مرو، هرات، خراسان، تفرش، فراهان، خوی، آذربایجان، خامنه، کرک لبنان، نجف، اصفهان و مشهد دیده میشود.
وی افزود: این گستره جغرافیایی از پیوند میان کانونهای علمی مشرق و مغرب جهان اسلام حکایت دارد.
این پژوهشگر تصریح کرد: این جابهجاییها تنها انتقال از شهری به شهر دیگر نبوده است؛ بلکه بسیاری از عالمان و سادات این خاندان در محل استقرار خود عهدهدار تعلیم و تربیت دینی، اداره امور سادات، حل مسائل شرعی و اجتماعی مردم و مرجعیت علمی و اجتماعی بودهاند.
وی گفت: بنابراین هجرت در تاریخ این خاندان با انتقال دانش، مسئولیت دینی و خدمت اجتماعی همراه بوده است.
پیام راهبردی «تبارشناسی قائد شهید» و «صالح بعد صالح»
مهری در جمعبندی نهایی سخنان خود اظهار داشت: این دو اثر، «تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح»، با تمام جزئیات علمی، اسامی دقیق و ریشهیابیهای تاریخی، یک پیام فراتر از تاریخ به ما میرسانند.
وی گفت: این پژوهش به ما میگوید که «صلاحیت» و «رهبری» اتفاقی و از آسمان نازل نمیشود، بلکه ثمره یک «سنت تربیتی» و یک «مسیر استقامتی» است.
این تاریخپژوه افزود: وقتی میبینیم چگونه از رگهای این خاندان، از «حسنالافطس» تا «محقق کرکی» و از «میرداماد» تا امروز، پیوستگی «علم» و «عمل» حفظ شده است، درمییابیم که «صالح بعد صالح» تنها یک شعار نیست، بلکه یک قانون هستیشناختی است.
وی ادامه داد: این آثار به ما هشدار میدهند که میراث بزرگ گذشتگان تنها برای تماشا کردن نیست، بلکه برای «ادامه دادن» است.
مهری تصریح کرد: اگر این خاندان توانسته است در میانه طوفانهای تاریخی، پیوند خود را با اصل ولایت و زنجیره نور ائمه(علیهمالسلام) حفظ کند، امروز نیز ما موظفیم با تکیه بر همین ریشههای اصیل، در برابر جنگهای نرم، تهاجمهای فرهنگی و چالشهای عصر جدید، همان صلابت پدری و همان حکمت مادری را بازتولید کنیم.
«جنگ تبارشناسی» در کنار جنگ شناختی
وی در پایان تأکید کرد: ما امروز در عصر «جنگ شناختی» و «جنگ تبارشناسی» قرار داریم؛ جایی که دشمن میخواهد «ریشهها» را قطع کند تا «شاخه» را از اصل جدا سازد.
مهری افزود: این دو اثر در واقع «سپر دفاعی» ما در برابر این تهاجم هستند.
وی گفت: این آثار به ما میگویند که بدانیم «کیستیم» تا بدانیم «کجا باید بایستیم».
این پژوهشگر حوزه انساب در پایان ابراز امیدواری کرد: این پژوهشها نه تنها یک دستاورد علمی برای پژوهشگران باشد، بلکه محرکی برای هر آن کس باشد که میخواهد در مسیر «صالحپروری» گامی بردارد.
..........................
پایان پیام
نظر شما