۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۶
از «پشتو تنها زبان ملی» تا «هیچ چیز ملی نیست»؛ تناقض در طالبان

اظهارات متناقض دو مقام طالبان درباره جایگاه فارسی دری و پشتو، بار دیگر ابهام در سیاست زبانی این گروه را برجسته کرده است؛ در حالی‌که یک مقام پشتو را «تنها زبان ملی» می‌داند، مقام دیگری می‌گوید در افغانستان امروز اساساً چیزی به نام «ملی» وجود ندارد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ انعام‌الله سمنگانی، رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در قندهار، در واکنش به اظهارات اخیر لطف‌الله حکیمی، سرمفتش وزارت دفاع طالبان، گفته است که در ساختار کنونی افغانستان هیچ‌یک از زبان‌ها و نهادهای دولتی عنوان «ملی» ندارند.

سمنگانی روز چهارشنبه، ۱۱ شهریور، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که نه وزارت دفاع، نه رادیو، نه ارتش و پلیس و نه زبان‌های پشتو و دری «ملی» نیستند و تأکید کرد که «پشتو و دری، دو زبان همسان کشورند و بس». او در ادامه با انتشار ابیاتی از اقبال لاهوری بر همبستگی و پرهیز از اختلافات قومی و زبانی تأکید کرد.

این موضع مستقیماً در برابر سخنان اخیر مفتی لطف‌الله حکیمی قرار می‌گیرد. حکیمی در مصاحبه‌ای با تلویزیون شمشاد گفته بود هرچند فارسی دری و پشتو دو زبان رسمی افغانستان هستند، اما «تنها پشتو زبان ملی» کشور است.

حکیمی توضیح روشنی ارائه نکرد که عنوان «تنها زبان ملی» بر اساس کدام قانون یا سند حقوقی به پشتو تعلق می‌گیرد؛ موضوعی که واکنش شماری از فارسی‌زبانان و فعالان فرهنگی افغانستان را در پی داشت.

دستور هبت‌الله برای حذف واژه «ملی»

بررسی تحولات ماه‌های گذشته نشان می‌دهد سخنان تازه سمنگانی احتمالاً به یک تغییر گسترده‌تر در ساختار اداری طالبان مرتبط است.

در اردیبهشت امسال اسنادی منتشر شد که نشان می‌داد هبت‌الله آخوندزاده دستور داده است واژه «ملی» از نام شماری از نهادهای دولتی حذف شود.

پس از این دستور، «اداره ملی احصائیه و معلومات» به «اداره عمومی احصائیه و معلومات» و «اداره ملی امتحانات» به «اداره عمومی امتحانات» تغییر نام یافت. اسناد دیگری نیز از حذف این واژه از نام شماری از نهادهای دولتی حکایت داشت. طالبان تاکنون توضیح عمومی و جامعی درباره فلسفه حذف عنوان «ملی» ارائه نکرده‌اند.

بنابراین، سخن سمنگانی که «امروز چیزی به نام ملی وجود ندارد» برخلاف سخنان حکیمی، با جهت‌گیری تازه رهبری طالبان در حذف این واژه از ساختار اداری همخوانی بیشتری دارد.

اما مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که سابقه سخنان خود سمنگانی بررسی شود.

سمنگانی پیش‌تر فارسی و پشتو را «دو زبان ملی» خوانده بود

در سال ۱۴۰۱، زمانی که سمنگانی معاون سخنگوی طالبان بود، او هنگام اعلام آغاز فعالیت بخش ازبکی خبرگزاری دولتی باختر، از فارسی دری و پشتو به‌عنوان «دو زبان ملی» افغانستان یاد کرده بود.

او در آن زمان نوشته بود که باختر در کنار «دو زبان ملی پشتو و دری» به زبان ازبکی نیز فعالیت خود را آغاز کرده است.

به این ترتیب، طی چهار سال سه تعریف متفاوت از درون ساختار طالبان ارائه شده است:

نخست، فارسی دری و پشتو هر دو «زبان ملی» معرفی شدند؛ سپس لطف‌الله حکیمی اعلام کرد فقط پشتو «ملی» است؛ و اکنون سمنگانی می‌گوید اساساً هیچ‌یک «ملی» نیستند.

این تغییر مواضع نشان می‌دهد که طالبان هنوز تعریف حقوقی و سیاسی شفاف و واحدی از مفهوم «زبان ملی» ارائه نکرده‌اند.

قانون اساسی پیشین چه می‌گفت؟

قانون اساسی سال ۱۳۸۲ افغانستان که تا پیش از بازگشت طالبان مبنای حقوقی کشور بود، چنین سلسله‌مراتبی میان فارسی دری و پشتو ایجاد نکرده بود.

ماده ۱۶ این قانون به‌صراحت پشتو و دری را دو زبان رسمی دولت معرفی می‌کرد و دولت را موظف می‌دانست برای تقویت و توسعه همه زبان‌های افغانستان برنامه‌ریزی کند.

در مناطقی که اکثریت مردم به زبان‌هایی مانند ازبکی، ترکمنی، پشه‌ای، نورستانی، بلوچی یا پامیری صحبت می‌کردند نیز امکان به‌رسمیت‌شناختن آن زبان به‌عنوان زبان سوم رسمی پیش‌بینی شده بود.

در ماده ۲۰ همین قانون تعیین شده بود که سرود ملی افغانستان به زبان پشتو باشد؛ اما این ماده پشتو را «تنها زبان ملی کشور» تعریف نمی‌کرد.

طالبان قانون اساسی جمهوری پیشین را مبنای حکومت خود نمی‌دانند؛ با این حال تاکنون نیز یک قانون اساسی تازه و عمومی که جایگاه دقیق زبان‌ها و تعریف حقوقی اصطلاحاتی مانند «رسمی» و «ملی» را مشخص کند، جایگزین آن نشده است.

در چنین شرایطی، اظهارات متفاوت مقام‌های طالبان عملاً جای یک چارچوب حقوقی روشن را گرفته است.

هبت‌الله قبلاً تبعیض میان فارسی و پشتو را ممنوع کرده بود

تناقض دیگری نیز وجود دارد.

در اردیبهشت ۱۴۰۳، سخنگوی وزارت امر به معروف طالبان پیامی منسوب به هبت‌الله آخوندزاده منتشر کرد که براساس آن، نباید میان زبان‌های فارسی و پشتو تفاوت قائل شد.

در آن پیام حتی گفته شده بود افرادی که برخلاف این دستور میان دو زبان تبعیض قائل شوند، به دادگاه معرفی و مجازات خواهند شد.

اگر این دستور همچنان مبنای سیاست طالبان باشد، اظهارات حکیمی درباره «ملی» بودن انحصاری پشتو، پرسشی جدی ایجاد می‌کند: قرار دادن یک زبان در جایگاهی که زبان دیگر از آن محروم است، چگونه با ممنوعیت تفاوت‌گذاری میان فارسی و پشتو سازگار می‌شود؟

عملکرد طالبان و نگرانی فارسی‌زبانان

این حساسیت تنها ناشی از اختلاف لفظی میان دو مقام طالبان نیست.

در سال‌های گذشته گزارش‌های متعددی از حذف برخی واژگان فارسی از محیط‌های دانشگاهی و تابلوهای رسمی منتشر شده است.

در سال ۲۰۲۳ وزارت تحصیلات عالی طالبان در بخشنامه‌ای از استادان دانشگاه خواست از واژگانی از جمله «دانشگاه»، «دانشجو»، «دانشکده»، «دادگاه» و «دادستانی» در متون علمی استفاده نکنند و به‌جای آن‌ها اصطلاحاتی را به کار ببرند که این وزارت «اصطلاحات ملی» می‌خواند. همان دستور در عین حال فارسی دری و پشتو را دو زبان رسمی معرفی می‌کرد.

واژه «دانشگاه» نیز از تابلو شماری از دانشگاه‌ها، از جمله دانشگاه البیرونی، حذف و با «پوهنتون» جایگزین شد. گزارش‌های دیگری نیز از تغییر تابلوهای برخی مراکز دولتی منتشر شده است.

طالبان این اقدامات را معمولاً استفاده از «اصطلاحات ملی» یا رسمی معرفی کرده‌اند؛ اما منتقدان و شماری از فعالان فرهنگی آن را بخشی از روند کاهش جایگاه فارسی در ساختار رسمی افغانستان می‌دانند.

بحث فقط بر سر یک واژه نیست

فارسی دری و پشتو تنها ابزار ارتباطی نیستند؛ هر دو زبان با تاریخ، ادبیات، فرهنگ و هویت میلیون‌ها شهروند افغانستان پیوند دارند. ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه‌ای، نورستانی، پامیری و دیگر زبان‌های کشور نیز بخش دیگری از همین تنوع فرهنگی را تشکیل می‌دهند.

به همین دلیل، بحث درباره اینکه کدام زبان «ملی» است یا اساساً چیزی به نام زبان ملی وجود دارد، فراتر از یک اختلاف اصطلاحی میان مقام‌های طالبان است.

وقتی یک مقام حکومت فقط پشتو را «ملی» می‌خواند، مقام دیگری هر دو زبان را برابر معرفی می‌کند و رهبری طالبان هم‌زمان واژه «ملی» را از نام ادارات حذف می‌کند، این پرسش ایجاد می‌شود که سیاست رسمی طالبان درباره زبان و هویت مشترک افغانستان دقیقاً چیست؟

ابهام زمانی جدی‌تر می‌شود که حکومتی بدون قانون اساسی روشن، هم‌زمان درباره زبان‌های کشور تصمیم‌های اجرایی می‌گیرد، واژگان مشخصی را از محیط دانشگاهی کنار می‌گذارد و مقام‌هایش نیز تعاریف متناقضی از جایگاه فارسی و پشتو ارائه می‌کنند.

اظهارات تازه سمنگانی در ظاهر موضع انحصاری حکیمی درباره پشتو را رد می‌کند و بر برابری فارسی دری و پشتو تأکید دارد؛ اما مجموعه عملکرد طالبان نشان می‌دهد مسئله اصلی همچنان پابرجاست: برابری زبانی زمانی معنا پیدا می‌کند که نه فقط در سخنان مقام‌ها، بلکه در قوانین، آموزش، ادارات، تابلوهای رسمی و سیاست فرهنگی حکومت نیز به‌صورت یکسان اجرا شود.

........................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha