خاطره‏ای ناگفته از نواب صفوی ؛

پیش‏بینی شهید نواب درباره سرنوشت شاه

  • کد خبر : 176121
  • منبع : اختصاصی ابنا
من از افسران سؤال کردم این انتظاری چه کرده که همه از او ناراحتند؟ در جواب شنیدم که: «او کسی است که "خسرو روزبه" و "نواب صفوی" و فدائیان اسلام را تیر باران کرد». کینه او در دل من قوت گرفت تا جایی که دنبال فرصتی بودم تا انتقام شهدای فدائیان اسلام را از او بگیرم...

امروز 27 دی‏ماه سالگرد شهادت آذرخشان عصر تاریکی، شهدای راه ولایت و امامت، السابقون السابقون انقلاب اسلامی و فدائیان واقعی اسلام «شهید سید مصطفی نواب صفوی» و یاران فداکار اوست.

خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ به این مناسبت، توجه خوانندگان عزیز را به خاطره ناگفته‏ای از این شهدای مظلوم جلب می‏کند. این خاطره را  «آقای سید محمود میردامادی» مکتوب کرده‏اند که از دوران نوجوانی افتخار همراهی با شهید نواب و دیگر فدائیان اسلام را داشتند و اکنون در مجمع جهانی اهل‏بیت(ع) در خدمت خاندان عصمت و طهارت هستند:

بنده «سید محمود میردامادی» در بین سال های 1338تا 1340 در خدمت نظام سربازی بودم. خود داستان سربازی‏رفتن من در آن دوران اختناق جالب است (برادری دارم که هنوز در قید حیات است. ایشان در در آن زمان زن و 2 بچه داشت. یک روز عصر که به خانه آمدم مادرم به من فرمودند: محمود اگر می‏خواهی من از تو راضی باشم برو به جای برادرت احمد خدمت سربازی انجام بده تا احمد را رها کنند. من بلافاصله دست مادرم را بوسیدم و بدون معطلی برادرم را که در راه بود برگرداندم و خودم به جای او رفتم.)

بهرحال با توجه به روحیه انقلابی و اسلامی که داشتم و این باب طبع برخی فرماندهان شاهنشاهی نبود، از ابتدای ورودم به دوران آموزشی تا پایان خدمت، در بیش از 11 مکان خدمت کردم!

در اوائل سال 1340 مرا از منطقه "ایلخز" که تبعید بودم به گروهان ارکان لشکر 2 زرهی سپاه یک مرکز در "عباس آباد" تهران منتقل کردند. فرمانده این گروهان «سروان بهروزی» بود. یکی از مسؤولان هم «استوار 2 انتظاری» بود که اهل کاشان بود. افسران این گروهان ـ از جمله فرمانده ـ بشدت از این استوار ناراحت بودند ولی چاره ای جز تحمل او نداشتند. در مقابل، بنده که یک سرباز بودم تحصیلکرده و اهل تهران بودم مورد علاقه افسران این گروهان قرار گرفتم و با من دوست شدند. در نتیجه، انتظاری به من حسادت می‏کرد و تلاش داشت با من برخورد کند .

من از افسران سؤال کردم: این انتظاری چه کرده که همه از او ناراحتند؟ در جواب شنیدم که: «او کسی است که "خسرو روزبه" و "نواب صفوی" و فدائیان اسلام را تیر باران کرد».

کینه او در دل من قوت گرفت تا جایی که دنبال فرصتی بودم تا انتقام شهدای فدائیان اسلام را از او بگیرم. مثلا در در اردوی دانشکده افسری اقدسیه شمیران، یک شب ساعت دو و نیم بعد از نیمه شب، ناگهان انتظاری با پاسبخش آمدند پای چادر نگهبانان. بنده هم وقت را مغتنم شمرده ناگهان اسلحه را خشاب‏گذاری کرده و چنان فرمان ایست دادم که هر دوی آنها میخکوب شدند. پاسبخش که نامش «خلج» بود در تاریکی با صدای بلند گفت: «میردامادی من هستم». فریاد زدم: «آن یکی کیست؟» انتظاری با زبان ملایم و لرزان گفت: «منم، سرگروهبان». او با همان حال ایستاده بود و بنده اسلحه به دست مرتب پرخاش می‏کردم و در نیتم این بود که یک قدم تند راه برود و دستش را بیندازد تا او را نابود کنم.

بهرحال مدتی بعد بنده منشی قضائی تیپ شدم. در بین پرونده‏ها گشتم تا از این انتظاری نامه‏ای یا شکایتی پیدا کنم. بالاخره چیزی پیدا کردم و او را احضار نمودم. در کنار من روی صندلی نشست، در حالی که اصلا نمی‏دانست که من چه کسی هستم و چه سابقه‏ای با شهید نواب و فدائیان اسلام داشتم.

با زبان ظاهراً دوستی از او خواستم که از شهادت نواب برایم بگوید. انتظاری زبان باز کرد و این داستان تکان‏دهنده را تعریف نمود:

هنگامی که ما رفتیم و نواب و محکومان را از سلول‏ها بیرون آوردیم، نواب که در جلوی سه نفر دیگر راه می‏رفت و به سوی جوخه اعدام حرکت می‏کرد با صدایی محکم و بلند رو کرد به سربازان و درجه‏دارها و گفت: «امشب خون ما در راه اسلام عزیز ریخته می‏شود ؛ ولی از هر قطره خون ما یک مدافع اسلام برخواهد خاست؛ و به ربع قرن نمی‏رسد که پایه‏های حکومت سگ‏توله پهلوی (محمدرضا شاه) فرو خواهد ریخت».

انتظاری ناگهان در حال گفتگو تغییری در صدایش ایجاد شد و با حالت بغض ادامه داد: «پس از تیر باران و بعد از اینکه من تیر خلاص را به آنها زدم، ناگهان نوری در فضا پراکنده شد که بدن همه ما لرزید و حتی مستی از سر ما بیرون رفت»!

* * *

آنچه در این خاطره بسیار قابل توجه است اینکه پیش‏بینی شهید نواب صفوی صحیح از آب درآمد و به ربع قرن نرسید که سلسله پهلوی سقوط کرد: شهادت نواب صفوی در 27 دی ماه 1334 رخ داد و فرار شاه در 26 دی ماه 1357 روی داد. بین این دو واقعه، فقط 23 سال طول کشید.

روح آن شهدا شاد، و راهشان پر رهرو باد.

.....................

پایان پیام / 101


All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License