داستان عجیب از شیدایی همراه فرانسوی امام!

  • کد خبر : 177552
  • منبع : ابنا
چند سال پیش «داود رشیدی» فیلمی مستند درباره اقامت امام در فرانسه و بازگشتشان به میهن تهیه كرد. وی در این فیلم پس از جستجوی بسیار درباره مهماندار هواپیمای ایرفرانس، به این نتیجه رسیده بود: فردی كه همراه امام از پله‌های هواپیما پائین می‌آید از دنیا رفته است ... اما امروز ...

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ امروز گزارشی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شد که بسیار حیرت‏انگیز بود. در واقع، این گزارش یادآور افسانه‏هایی است که حکایت می‏کند: «عشق، موجب شیدایی فلانی شد، و او خانه و خانواده‏اش را رها کرد و سر به کوه و بیابان گذاشت و ...»!!

بنا بر این گزارش، شخصی که در تصویر معروف پایین آمدن امام خمینی(ره) از پله‏های هواپیما در روز دوازدهم بهمن در کنار ایشان حضور دارد، یک مهماندار هواپیما نیست، بلکه یک پلیس فرانسوی است که اکنون هم در ایران زندگی می‏کند!

رشیدی در پی مهماندار مرحوم!

چند سال پیش «آقای داود رشیدی» هنرپیشه معروف ـ که به واسطه زندگی و تحصیل در فرانسه با زبان و کشور فرانسه آشناست ـ به همراه «فرهاد اصلانی» فیلمی مستند درباره اقامت امام در نوفل‏لوشاتو و بازگشتشان به میهن تهیه كردند. وی در این فیلم بسیار پیگیری کرده بود تا مهماندار فوق را پیدا و با او صحبت کند. پس از جستجوی بسیار در سازمان‏های هواپیمایی پاریس و ... وی به این نتیجه رسیده بود: "فردی كه همراه امام از پله‌های هواپیما پائین می‌آید مرحوم شده است"!!

خبر عجیب مرکز اسناد

اما بخوانید آنچه را که مرکز اسناد انقلاب اسلامی امروز 12 بهمن 1388 منتشر کرده است:

در اوّل آبان 1388 دوستی به نام «آقای میرغضنفری» تلفن زد و گفت: «آیا شما از مهمانداری كه همراه امام در روز 12 بهمن از پله‌های هواپیما پایین می‌آیند خبر داری؟» گفتم: «چطور؟» گفت: «ایشان در تهران هستند و سرگردان»! خیلی تعجب كردم و گفتم: «مشتاقانه منتظر دیدار این عزیز و شما در مركز اسناد انقلاب هستم».

در تاریخ 10/8/88 آقای میرغضنفری به همراه «آقای ژرژان فابین باتااوش» به مركز تشریف آوردند. البته آقای باتااوش بدون لباس یونیفرمی كه در 12 بهمن بر تن داشت، آمده بود!

آقای باتااوش خیلی روان فارسی صحبت می‌كرد و خیلی هم پیر شده و با آن چهره معروف متفاوت است.

به آقای باتااوش گفتم: «چطور در ایران ماندگار شدی؟» و سپس به یاد فیلمی افتادم كه چندین سال پیش آقای داود رشیدی پیرامون اقامت امام در پاریس تهیه كرده و در آن فیلم با افراد بسیاری صحبت شده بود. و گفته شد كه فردی كه همراه امام از پله‌های هواپیما پائین می‌آید نیز مرحوم شده است؟!  ...

آقای باتااوش گفت: «64 سال دارم و اصالتاً اهل الجزایر هستم. به فرانسه مهاجرت كردم و در یك خانواده مسیحی بزرگ شده‌ام. بعد از تحصیلات دانشگاهی جذب پلیس فرانسه شدم و به هنگام ازدواج، قسمتم یك خانم ایرانی به نام «بیتا آهی» شد و ثمره این ازدواج هم دو فرزند است. یك دختر و یك پسر كه الان بین آمریكا و ایران تردد می‌كنند».

 

از آقای باتااوش پرسیدم: «چگونه به پیر و مرشد و مراد ما "روح‌الله الموسوی الخمینی" وصل شدی؟» گفت: «وقتی آقای خمینی به پاریس آمد، پلیس فرانسه چند نفر را برای محافظت نزد امام فرستاد؛ اما آقای خمینی هیچ كدام را نپذیرفت. تا این كه قسمت من شد و در همان دیدار اوّل علقه‌ای میان من و آقای خمینی برقرار گردید و چون فارسی هم صحبت می‌كردم مزید بر علت شد، و در مدت 116 روز اقامت امام در نوفل لوشاتو همواره با امام بودم».

آقای باتااوش خاطرات شنیدنی زیادی از نوفل لوشاتو داشت. او درباره آمدن امام گفت: «وقتی كه قرار شد آقای خمینی به ایران بیاید من هم همراه ایشان در آن پرواز تاریخی بودم. زمانی كه هواپیما می‌خواست در فرودگاه مهرآباد به زمین بنشیند، یونیفرم مخصوص پوشیدم و به هنگام تشریف‌فرمایی امام از پله‌های هواپیما دست امام را گرفتم، و امام هم دست مرا گرفت و از پله‌ها پائین آمدیم».

او درباره آن روز تاریخی می‏گوید: «روز عجیبی بود. انگار مسیح(ع) ظهور كرده بود».

باتااوش درباره ماندنش در ایران هم می‏گوید: «به علت علاقه‌ای كه به امام پیدا كرده بودم به احمد آقا گفتم: می‌خواهم در ایران بمانم. احمد آقا گفت: دولت فرانسه برای شما مشكل درست نمی‌كند؟ گفتم: خیر، خودم را بازنشسته می‌كنم. بعد از موافقت امام و احمد آقا و گرفتن حكم بازنشستگی به ایران آمدم و با نظر احمد آقا با «شهید چمران» و سپس «مرحوم نظران» همكاری‌های متعدد داشتم...و در كارهای مختلف كمك می‌كردم.

 

او درباره دوران فعلی‏اش هم می‏گوید: «حال هم كه پیر شده‌ام و همسرم نیز از من جدا شده است، در غربت و بی‌كسی و آوارگی در تهران به سر می‌برم تا این كه بمیرم و جنازه‌ام را آتش بزنند و در دریا بریزند تا به وسیله گردش آب به طبیعت برگردم».

قصه پرغصه‌ آقای باتااوش خیلی مرا متأثر كرد و گفتم چگونه كسی كه به عشق امام جلای وطن نموده به ایران هجرت كرده، باید چنین آواره و بی‌خانمان، و هر چند شب مهمان كسی باشد!

به چند نفر از مسؤولین هم مشكلات و گرفتاری‌های آقای باتااوش را منتقل كردم. آنها هم تعجب می‌كردند كه این آقا چطور تا به حال در ایران بوده و هیچ كس خبر ندارد، و هم پاسخ می دادند که: شاید...

گفتم: ما كه از غیب خبر نداریم. می‌توانید با چند سؤال، مشكل این "شیدای امام" را حل كنید و لااقل ایشان را از آوارگی نجات دهید تا مبادا ...

نتایج این داستان عجیب

1. شخصی که همراه امام(ره) از پله ها پایین آمد، نه "مهماندار شرکت ایرفرانس" بلکه "یک پلیس دولت فرانسه" به نام «ژرژان فابین باتااوش» بوده است.

2. آقای باتااوش ـ بر خلاف آنچه گفته می‏شد ـ از دنیا نرفته است.

3. بنابراین دلیل ناکامی جستجوی دامنه‏دار داود رشیدی این بوده است:

          اولاً او باید در اداره پلیس دنبال باتااوش می‏گشته، نه در سازمان‏های هواپیمایی.

          ثانیاً او باید در ایران دنبال باتااوش می‏گشته، نه در فرانسه!

3. وی به عشق امام راحل(ره) خانه و کاشانه خویش را رها کرد و در ایران اقامت گزید.

4. آقای باتااوش هم‏اکنون در کشور ما زندگی‏می‏کند و همچنان بدون خانه و خانواده، در حالت شیدایی خود به سر می‏برد!

5. بعضی وقتها باید ادعاها را کم کرد ... و راه و رسم عاشقی را از "


All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License