خاطره / وقتی چشمان رهبری پر از اشک شد

  • کد خبر : 178034
  • منبع : مهر
به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ «حجت‏الاسلام والمسلمین علی‏اکبر ناطق نوری» رییس دفتر بازرسی ویژه مقام معظم رهبری، در مصاحبه‏ای که با خبرگزاری مهر انجام داد خاطره جالبی از اهتمام رهبر معظم انقلاب اسلامی نسبت به حل مشکلات مردم را بازگو نموده است. این خاطره را بخوانید:

زمانی که مقام معظم رهبری با رأی قاطع خبرگان به رهبری انتخاب شدند مرا خواستند و فرمودند: من نگران این هستم که با وجود دستگاه‏های نظارتی در کشور، اگر زمانی خبری یا نامه‏ای متفاوت به من رسید به عنوان یک مسؤول چه اقدامی باید بکنم. بنابراین شما دفتر کوچکی تشکیل دهید که اگر تظلمی مطرح شد به عنوان آخرین پناهگاه مردم بتوانیم اقدامی کنیم.

ایشان از قید "کوچک" برای تشکیل این دفتر استفاده کردند، ما هم دفتر کوچکی تشکیل دادیم که متشکل از 12 نفر است (در 4 گروه "اقتصادی"، "فرهنگی"، "سیاسی ـ امنیتی" و "قضایی ـ حقوقی" که هر کدام یک مسؤول و دو کارشناس دارد). البته اگر لازم باشد که در پرونده ای بازرسی دقیق تری کنیم از کارشناسان بیرونی استفاده می‏کنیم.

یکی از عواملی که باعث شد بنده بیش از 20 سال شوق ماندن در این مسؤولیت را داشته باشم توجهی است که ایشان به گزارش‏های بازرسی می‏دهند. در این 20 سال موردی نداریم که ایشان به آن کم توجهی کرده باشند. قریب به اتفاق هم پیشنهاداتی که دادیم مورد قبول و تائید بوده و دستور آن را به دستگاه‏ها داده‏اند. البته ما فقط بازرسی می‏کنیم و مستندات را خدمت ایشان ارائه می‏‎دهیم ایشان همه گزارش‏ها را مطالعه می‏کنند و دستور پیگیری را به دفتر خود می‏دهند که به دستگاه‏های مربوط ارجاع شود.

زمانی یک جوانی در کردستان که از اهل سنت هم بود و در نهادی در شهر «مهاباد» کار می‏کرد، دستگیر شد و و در دوران حبس از دنیا رفت. پدر این جوان، پاسبان بازنشسته زمان شاه بود که یک نامه معمولی به آقا نوشت و به صندوق پست انداخت. اطرافیانش آن زمان او را مورد استهزاء قرار دادند که چه دل خوشی دارد که نامه‏ای در پست انداخته بعد هم فکر می‏کند به دست رهبری می رسد و روی آن اقدام می‏شود.

خوشبختانه این نامه از پست به دفتر ارتباطات و سپس به دست آقا رسید. ایشان هم به من نوشتند. آن زمان دوره ریاست «آقای یزدی» در قوه قضائیه بود. من از ایشان یک قاضی خواستم و حکم قضایی را هم گرفتیم. وقتی گروه وارد مهاباد شدند مثل توپ صدا کرد. پیرمرد خوشحال شد و به افرادی که به او زخم زبان می‏زدند گفته بود: به شما گفتم این جمهوری اسلامی است و شما مرا به خاطر کارم مسخره می‏کردید. دیدید که نامه من به دست رهبر رسید و ایشان 4 نفر قاضی را برای پیگیری نامه من فرستاده است. خلاصه این اقدام دفتر بازرسی اثر بسیار خوبی داشت.

در بررسی‏هایی که شد ماموری که موجبات حادثه را فراهم کرده بود دستگیر و حکم قضایی قصاص برای وی صادر شد اما چون دیدیم با از دنیا رفتن این جوان هم خانواده دیگری که آنها هم از قضا افراد فقیری بودند داغدار می‏شوند سعی کردیم کاری کنیم که او کشته نشود، از طرف دیگر خانواده اول هم حق خود را بگیرد. این اقدامات دیگر کاری اضافه بر مسؤولیت دفتر بازرسی بود. اما وارد میدان شدیم و با آن خانواده صحبت کردیم از این مامور و خانواده آن دیه گرفتیم.

گزارش را که به آقا دادم، در مطالعه بخش دوم گزارش، چشمانشان پر از اشک شد و گفتند: این فوق بازرسی بود زیرا هم پیگیری کردید و هم مشکل آن جوان را حل کردید.

.....................

پایان پیام / 101


All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License