رنج مطهری از شیعیان جاهل

  • کد خبر : 228914
  • منبع : آینده
..روزی یكی از دوستان تلفن كرد و گفت: آقا، این اقبال پاكستانی كه شما جلسه جشن و یاد بود برایش گرفتید، در كتابش به امام جعفر صادق(ع) اهانت كرده است! ... من تكان خوردم...فوراً با جناب آقای سید غلامرضا سعیدی تماس گرفتم و از ایشان پرسیدم. او هم حیرت كرد! گفت: نه آقا، من خوانده‏ام..

از ویژگی‏های بارز و برجسته متفكر ژرف‏اندیش «استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری رضوان الله تعالی علیه» آن بود كه همواره می‏كوشید با جهل، ناآگاهی، تندروی و بدفهمی مبارزه كند و در جای جای آثار و سخنانش در این مورد داد سخن می‏دهد.

كسانی كه با گفتار و نوشته های آن عزیز آشنا هستند، به خوبی بر این نكته واقف‏اند كه او پیوسته سعی داشت شعور و آگاهی را بر جامعه تزریق كند و جهل و نادانی در میان مسلمانان را ریشه كن سازد و با اندیشه های غلط و افراطی به ستیز برخیزد.

و از این رو است كه سر انجام به همین جرم؛ یعنی به جرم مبارزه با افكار غلط و انحرافی و به دست همین جماعت؛ یعنی بدفهما خوارج‏صفت، به شهادت می‏رسد؛ همان جماعتی كه 20 روز پس از ترور وی، به سراغ هاشمی رفتند لیكن این بار ناكام شدند و به دنبال همین ترور نافرجامِ  (آیت الله هاشمی رفسنجانی) بود كه امام راحل (قُدس سرّه) فرمودند: «اینان با این تلاشهاى احمقانه نمى‏توانند انقلاب اسلامى ما را ترور كنند؛ نمى‏توانند شخصیت انسانى ـ اسلامى مطهرى و هاشمى را ترور كنند.»(1)

مطالب زیر، نمونه ای است از دردمندی ها و رنجهای آن شهید والا مقام و عالِم دردشناس كه از پایین بودن فكر مسلمانان، احساس خجلت و شرمندگی می كند:

... روزی یكی از دوستان تلفن كرد و گفت: «آقای من! خیلی تعجب می‏كنم، جریانِ خیلی عجیب شنیدم! آقا، این اقبال پاكستانی كه شما جلسه جشن و یاد بود برایش گرفتید، این كه می‏گویند در كتابش به امام جعفر صادق(ع) اهانت كرده و فحش داده است!». گفتم: «این حرفها چیست؟!». گفت: «فلان صفحه از فلان كتاب را ملاحظه بفرمایید». گفتم: «خودت دیدی؟». گفت: «نه، یك آقای خیلی محترمی به من گفت». من تكان خوردم. تعجب كردم از بعضی دوستان مثل آقای سعیدی ـ كه دیوان اقبال را از اول تا آخر خوانده‏اند ـ كه اینها چطور چنین چیزی را ندیده‏اند. به او گفتم: «اولاً صحبتِ ‏یادبود و تجلیل نبود، صحبت ‏سوژه قرار دادن بود، ما كسی را كه تجلیل نكردیم اقبال بود! اقبال را سوژه قرار دادیم برای یك سلسله هدفهای اسلامی، اگر حضور نداشته‏اید، در كتابش كه منتشر می‏شود خواهید دید»...

فوراً با جناب آقای سید غلامرضا سعیدی تماس گرفتم و  از ایشان پرسیدم. او هم حیرت كرد! گفت: «نه آقا، من خوانده‏ام، چنین چیزی نمی‏شود!». گفتم: «آخر دروغ به این بزرگی كه نمی‏شود». یكی دو ساعت‏ بعد، ایشان یادش افتاد، آمد و گفت: «فهمیدم جریان چیست. جریان این است: دو نفر بوده‏اند در هندوستان؛  یكی "جعفر" نام و یكی "صادق" نام. در وقتی كه انگلیس‏ها آمدند هندوستان را احتلال (اشغال) كردند، مسلمین علیه آنها قیام كردند و این دو نفر رفتند با انگلیس‏ها ساختند و نهضت اسلامی را از پشت‏ خنجر زدند و از بین بردند! اقبال این دو را در كتابش مذمّت كرده. خیال می‏كنم هر كس اشتباه كرده، همین باشد». گفتم: «حالا ببینیم...»، كتاب را آوردند. دیدم جعفر بنگالی و صادق دكنی را می‏گوید...

جعفر از بنگال و صادق از دكن                 ننگ دین ننگ جهان ننگ وطن

... بعد كه ما تحقیقِ تاریخی كردیم، معلوم شد پس از آنكه انگلیس‏ها می‏آیند هندوستان را احتلال كنند، دو سردار اسلامیِ شیعی؛ یكی به نام «سراج الدین» و یكی به نام «تیپو سلطان» (ظاهراً سراج الدین در جنوب هندوستان و تیپو سلطان در شمال هندوستان) این دو قهرمان بزرگ قیام می‏كنند (و اقبال این دو قهرمان شیعی را در حد اعلی ستایش می‏كند).

انگلیسی‏ها در دستگاه سراج الدین، جعفر را پیدا كردند، با او ساختند، او شریك دزد بود و رفیق قافله. در دستگاه تیپو سلطان هم صادق را درست كردند، او هم شد شریك دزد و رفیق قافله. این هر دو آمدند از پشت‏خنجر زدند و نتیجه این شد كه انگلیس‏ها سیصد سال استعمار خودشان را بر هندوستان مستولی كردند.

نتیجه این شد كه سراج الدین و تیپو سلطان نزد شیعه محترم‏اند، چون هم شیعی هستند و هم قهرمان، نزد اهل تسنن محترم اند چون قهرمان اسلامی هستند، نزد هندوها هم محترم اند چون قهرمان ملی هستند. ولی این دو نفرِ دیگر (جعفر و صادق)، خائن نزد شیعه و سنی و هندوی هندوستان و پاكستان، و مردمانی مذموم، منفور و سمبل خیانت هستند.

هنوز كه سه ماه از برگزاری آن مجلس یاد بود گذشته است، شاید كمتر روزی اتفاق می‏افتد كه من مواجه نشوم با این سؤال كه: آقا! این آقایی كه شما شعرهایش در مدح امام حسین را می‏خوانید چرا به امام جعفر صادق فحش داده؟! و چیزی كه اكنون در محافل غیراسلامی اسباب مضحكه شده  و من رنج می‏برم این است كه در محافل غیراسلامی این قضیه منعكس شده است كه اقبال پاكستانی، جعفر بنگالی و صادق دكنی را هجو كرده و مسلمانها هر جا می‏نشینند می‏گویند اقبال به امام جعفر صادق فحش داده! عقل مسلمان‏ها را ببینید! آن وقت ما در مقابل این محافل غیر اسلامی خجالت می‏كشیم كه ببینیم مسلمانهای ما سطح فكرشان اینقدر پایین است!...

من از شما هیچ چیزی نمی‏خواهم جز اینكه بگویم چشمتان را بازكنید، تحقیق كنید، بدانید عناصر یهود در این مملكت و در همه ممالك اسلامی فراوانند. دست اینها، جاسوسها و پول اینها مرتب دارد كار می‏كند. از خوارج نهروان نباشید. آخر تا كی ما می‏خواهیم به نام اسلام، علیه اسلام شمشیر بزنیم؟! اگر ما از این درسها پند نگیریم، پس از چه می‏خواهیم پند بگیریم؟ چرا ما هر سال می‏آییم جمع می‏شویم به نام علی(ع) مجلس می‏گیریم؟ چون علی زندگی‏اش آموزنده است. یكی از نكات آموزنده زندگی علی(ع) همین مبارزه با خوارج است.  مبارزه با خشكه مقدسی هاست. مبارزه با نفاق است. مبارزه با جهالت است. علی شیعه جاهل نمی‏خواهد. جاهلی كه حقه‏‏بازها و یهودیها و جهودها بیایند شایعه درست كنند بگویند اقبال پاكستانی به امام جعفر صادق‏تان فحش داده، بعد مثل برق در میان این مردم ساری و جاری بشود كه اقبال پاكستانی ـ العیاذ بالله ـ ناصبی بوده (این مردی كه مخلص اهل بیت پیغمبر است) و نروند كتابش را باز كنند یا اقلا تاریخش را از سفارت پاكستان یا جای دیگر بپرسند و... چنین شیعه‏ی جاهلی را علی(ع) نمی‏خواهد و از او بیزار است.

چشمهایتان را باز كنید، گوشهایتان را باز كنید، هر حرفی را كه می‏شنوید فورا نگویید «می‏گویند چنین‏». آخر این‏«می‏گویند» ها ریشه‏هایش یك جاهای خطرناك است. تحقیق كنید، بعد از تحقیق هرچه كه می‏خواهید، بَینَكُم و بَینَ الله بگویید، اما بی تحقیق حرفی را نزنید.

عبد الرحمان بن ملجم، علی(ع) را می‏كشد، آن وقت‏ ببینید چقدر برایش كف می‏زنند. یكی از این خارجی ها یك رباعی دارد (دربیت اول آن) می‏گوید:

یَا ضَـرْبَةً مِـنْ تَــقِیٍّ مَا أَرَادَ بهَا        إِلاَّ لِیَبْلُغَ مِنْ ذِی العَرْشِ رِضْوَانَا

یعنی «مرحبا به ضربت آن مرد پرهیزگار (ابن ملجم!)، آن مرد پرهیزگاری كه جز رضای خدا چیزی را در نظر نداشت!»

بعد می‏گوید: «اگر اعمال تمام مردم را در ترازوی میزان الهی بگذارند و آن ضربت ابن ملجم را نیز (كنار آن)  بگذارند، آن وقت ‏خواهند دید كه در میان خلق خدا هیچ كس عملی بزرگتر از عمل ابن ملجم انجام نداده است!»


All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License