پس از سیمرغ سی ‏ام ـ 6

یک پژوهشگر رسانه : "من و زیبا" داستانی تکراری و کلیشه‏ای است

  • کد خبر : 301862
  • منبع : ابنا
خبرگزاری اهل بیت‏(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی: خبرگزاری ابنا اپس از پایان سی‏امین جشنواره فیلم فجر، در سلسله گزارش‏ها و مصاحبه‏هایی ـ با عنوان "پس از سیمرغ سی‏ام" ـ به بررسی فیلم‏هایی ‏پرداخته است که موضوع آنها مرتبط با عرصه‏های فعالیت این خبرگزاری است. در ادامه این مطالب، گفتگویی با «حسن رییسی وانانی» فیلمنامه‏نویس و پژوهشگر رسانه انجام داده ایم که وی ضمن بررسی فیلم "من و زیبا" به کارگردانی «فریدون حسن‌پور» و «تهیه‌کنندگی جواد نوروزبیگی» نکاتی را درباره موضوع کلیشه‏های مذهبی در سینمای ایران بیان داشته است:

ابنا: برای وارد شدن به بحث، در ابتدا بازتعریفی از داستان فیلم سینمایی "من و زیبا" با رویکرد و نگرش خودتان بفرمایید.

ــ فیلم "من و زیبا" داستان مردی شمالی به نام "موسی" است که در جوانیش زنان برهنه مست را سوار بر اسبش میکرده و دور دریا می‏گردانده است. و این مسئله اهالی روستای محل زندگی موسی را به شدت عصبانی کرده است و « موسی » را از این بابت گناهکار می دانند. موسی در جوانی بر خلاف عقیده خانواده و اطرافیان با زن مورد علاقه‏اش ازدواج می کند. خانواده‏هایشان آنها را تنها می گذارند. زن حامله می‏شود و هنگام وضع حمل کسی نیست که به او کمک کند و مرد هم در خانه نیست. زن بر اثر فشار وضع حمل می‏میرد. موسی که خود را در مرگ راحله مقصر می داند بعد از فوت همسرش پشیمان می‎شود و توبه میکند او تمام وجود خود را وقف تنها یادگار راحله می‎کند . اکنون سالهاست که موسی با عذاب وجدانی کشنده زندگی کرده است و احساس می کند آخر عمرش فرا رسیده است ؛ می خواهد از این عذاب وجدان رهایی پیدا کند. در روستای آنها شب عاشورا مراسم خاص ذوالجناح گردانی اجرا می شود که در آن اسبی را شبیه ذوالجناح می آرایند و بدون سوار گرداگرد مسجد جامع روستا می‏چرخانند و نوحه سرایی می کند. گرفتن افسار اسب همیشه به عهده معتمدین و متدینن و افراد موجه آبادی بوده است و حالا موسی آرزو دارد که توبه اش را با گرفتن افسار اسب شبیه ذوالجناح و نوحه سرایی تکمیل کند اما مردم آبادی به خاطر گناهکار دانستن موسی اجازه حضور در مراسم، عزاداری ذوالجناح گردانی را به او نمی‏دهند.

ابنا: از نظر شما داستان فیلم چطور بود؟

ــ این داستان یکی از تکراری ترین داستان‏های سینمای ایران است؛ داستان کسی که نزد عام و خاص آبرویی ندارد ولی به خاطر توبه خالصانه ای که کرده است نزد خدا از آبروی زیادی برخوردار میشود و در نهایت با تمام مرارتهایی که برای ادای نذرش می کشد خدا نشانه ای می فرستد که نشان دهد توبه او پذیرفته شده است. و جالب اینجاست که در اکثر این فیلمها در نهایت شخصیت اصلی می میرد و یا به کلی آن منطقه را ترک می کند و مردم تازه در می یابند که چه جفایی در حق او روا داشته اند. فیلمهایی مثل "قدمگاه"، "استشهادی برای خدا"، "وقتی همه خواب بودند" و "یک تکه نان" از این دست هستند.

ابنا: این فیلم چه جایگاهی در میان فیلم هایی مانند "استشهادی برای خدا" و "یک تکه نان" و غیره دارد؟

ــ این فیلم به نظرم یکی از بدترین نوع این گونه فیلم‏ها است. ریتم کند این گونه فیلم ها اساسا با قاب بندی های چشم گیر و تصاویر ناب و زیبا پوشانده شده است و می توان گفت که این فیلم حتی از این نوع قاب بندی هم عاجز بوده است و از نظر بصری فیلم هیچ سبک خاصی ندارد. در واقع می توان گفت که این فیلم تنها از کلیشه های موجود بهره برده است و چند وصله از این جا و آنجا فراهم آورده و یک داستان سر دستی و بی بنیاد را ارائه داده است. به طور کلی ساختاری که کمی قبل در موردش حرف زدیم به یک الگو تبدیل شده است و سازندگان حتی دست به سر و گوش آن هم نمی زنند و نهایتاً با تغییر لوکیشن از جنوب کشور به شمال کشور و یا از غرب به شرق می خواهند این تصور را ایجاد کنند که فیلم جدیدی ساخته اند.

ابنا: آیا فیلم‏هایی از این دست در ژانر دینی قرار می‏گیرند؟

ــ در اکثر این فیلم‏ها نگاهی خاص به دین وجود دارد. همه دین ها به یک مقصد رهنمود می شوند و خدای همه ادیان خدای واحدی است و تنها تعبیرها برای بیان آن متفاوت است. این مطلب معمولاً با حضور شخصیتی در شکل و شمایل یک راهب مسیحی و یا یک خانواده مسیحی در میان مسلمانان به تصویر کشیده می شود و یک روحانی که او نیز این مطلب را از نظر اسلام تایید می کند و بر خلاف عقیده عموم مردم رابطه خوبی با همسایه گان مسیحی دارد. منظور البته این نیست که چنین اتحاد و برادرای در اسلام وجود ندارد ولی آنچه در این فیلم ها بیان می شود تفاوت چشم گیری با آنچه ما از برادری و صلح می گوییم دارد. در این گونه فیلمها استعاره های دیگری هم در مورد دین به چشم می خورد. به طور مثال اغلب این فیلمها نگاهی سراسر عرفانی دارند و تفکیک بسیار بارزی بین طریقت و شریعت قائل می شوند که اساسا ریشه در تفکری با مایه های تصوف دارد. از جمله این استعاره ها شعر معروفی است که با دیدن هر کدام از این فیلمها به سرعت در ذهن مجسم می شود. همان شعر" مقصود توای کعبه و بت خانه بهانه ست".هر چه هم به تعداد فیلمهایی که در این گونه ساخته می شود افزوده می شود استفاده از این کلیشه ها سردستی تر و با بی دقتی بیشتری صورت می گیرد.

ابنا: با تمام این تفاسیر فیلم من و زیبا را چگونه ارزیابی میکنید؟

ــ از نظر من نمی توان این گونه فیلمسازان را به خاطر اینکه این مایه ها در فیلمهایشان وجود دارد ملامت کرد. چرا که از همین ناپخته‏گی ها و عدم دقت در بیان موضوعات می توان نتیجه گرفت که آنها نیز مطالعه خاصی در این زمینه ها نداشته اند و تنها از روی دست فیلمسازان قبلی چیزهایی یاد گرفته اند و به شنیده هایی بسنده کرده اند. از نظر من فیلم من و زیبا هم در این ژانر یک فیلم دست دوم و بی اهمیت است.

ابنا: در مجموع نظرتان درباره فیلم های آقای حسن پور چیست؟

ــ یکی از ویژگی فیلم‏های حسن پور استفاده این کارگردان از طبیعت بکر و زیبای شمال کشور بعنوان لوکیشن فیلمهایش است که به شکل‏گیری فضای داستان فیلم های او خیلی کمک میکند در مجموع حسن پور از جمله کارگردان‏هایی است که در حوزه فیلم‏های مذهبی و معناگرا مثل "وقتی همه خواب بودیم" کارکرده و می‏کند لذا به عقیده من باید کارگردانهایی از این دست بیش از پیش مورد حمایت و تشویق قرار گیرند.

……………….........…

پایان پیام/ 104 ـ 162

 

عناوین مرتبط :

ــ پس از سیمرغ سی ‏ام / 1. مصاحبه با «پرویز شیخ طادی» کارگردان "روزهای زندگی"

ــ پس از سیمرغ سی ‏ام / 2. چند کلمه خطاب به «رضا عطاران» کارگردان "خوابم میاد"

ــ پس از سیمرغ سی ‏ام / 3. نقد فیلم و فیلمنامه "شور شیرین"

ــ پس از سیمرغ سی ‏ام / 4. نقد فیلم سینمایی "بیداری"

ــ پس از سیمرغ سی ‏ام / 5. بررسی فیلم های "خرس"، "ضد گلوله" و "روزهای زندگی"

ــ پس از سیمرغ سی ام / 6. نقد فیلم سینمایی "من و زیبا"

ــ پس از سیمرغ سی ام / 7. در نشست نقد "شیخ طادی" چه گذشت؟

ــ پس از سیمرغ سی ام / 8. بررسی فیلم سینمایی "ملکه"


All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License