خاطراتی جالب از اهتمام رهبر انقلاب به شعر و ادب فارسی

  • کد خبر : 366276
  • منبع : khamenei.ir
به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای گفتاری از «غلامعلی حداد عادل» رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی درباره ی اهتمام حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای نسبت به زبان و ادبیات فارسی را منتشر کرده است که در ادامه از نگاه شما می‌گذرد:

در این سی و چند سالی که از انقلاب گذشته و بنده توفیق آشنایی با آیت‌الله خامنه‌ای را داشته‌ام، یکی از رشته‌های پیوند ما زبان و ادبیات فارسی بوده است. درباره‌ این وجه از شخصیت ایشان نکاتی را عرض می‌کنم:

اول اینکه احاطه ایشان بر ادب فارسی و توانایی‌های زبانی ایشان یک امر استثنایی است و نتیجه تحصیلات عادی حوزوی نیست. در زمانی که آقای خامنه‌ای جوان بودند و در حوزه علمیه فقه و اصول می‌خواندند، درس و بحثی تحت عنوان زبان فارسی یا ادبیات فارسی یا نویسندگی یا حتی شعر به‌ صورت رسمی در حوزه نبود. حوزه امروز که در آن فعالیت‌های ادبی هم جایی دارد، بسیار فرق دارد با حوزه پنجاه سال پیش.

این یک واقعیت است که روحانیون تربیت‌شدی آن حوزه از نظر توانایی‌های زبانی و ادبی، معاصرِ جامعی خود نبودند، اما آقای خامنه‌ای این ارتباط با زبان و ادبیات فارسی و عشق و علاقه و تسلط بر آن را در اثر چند عامل کسب کرده بود: اول استعداد طبیعی و ذوق فطری خود ایشان که یک موهبت خدادادی است. دوم زندگی در محیط مشهد که زادگاه و پرورشگاه زبان و ادبیات فارسی است و در آن سال‌ها قوت و قدرت ادبی خوبی داشت. شاعران درجه‌اول خراسان و ایران در آن‌جا حضور داشتند و محافل و انجمن‌های ادبی و جلسات شعرخوانی زیادی برگزار می‌شد.

آقای خامنه‌ای هم دوستان شاعر خوبی داشتند که من بعضی از آن‌ها مثل مرحوم قدسی و برخی مثل آقای قهرمان (که هم‌اکنون در قید حیات هستند) را کم و بیش می‌شناسم. آقای خامنه‌ای در این مجالس حضور پیدا می‌کردند، به اشعاری که سرایندگان درجه اول می‌خواندند، توجه می‌کردند و به بحث‌هایی که در نقد شعر می‌شد، توجه داشتند. خود ایشان هم ذوق شعری داشتند و به لحاظ شخصیت و دانش مورد احترام استادان مسن‌تر بودند. ایشان خاطرات زیادی از مجالس ادبی مشهد دارند و در تمام این سال‌ها نیز دوستی و مراودی شعری و ادبی را با عده‌ای از شاعران مشهد داشته‌اند.

ایشان معتقدند که هویت ملی ما را دو رکن مهم تشکیل می‌دهد: یکی دین اسلام و دیگری زبان فارسی و البته اسلام را در همبستگی ملی مهم‌تر می‌دانند.

آقای خامنه‌ای از مطالعه متون اصلی و اصیل نظم و نثر فارسی غافل نبوده‌اند و به برکت حافظی قوی، بسیاری از اشعار را در حفظ دارند. هنوز هم این اُنس و الفت وجود دارد. همین چند ماه پیش من یک بیت شعر عربی را که مضمونش منسوب به مجنون است، به شعر فارسی برگردانده بودم. «هَوی ناقَتی خَلفی و قدّامی الهوی و إنّی و إیّاها لَمُختلفانِ». شعری از یک شاعر عرب در بیان احوال مجنون است. مجنون سوارناقه (ماده‌شتر) بوده و رو به قبیلی لیلی می‌رفته، اما این ناقه بچه‌اش را در خانه گذاشته و دلش پیش او بوده است. تا مجنون از ناقه غافل می‌شده، این شتر برمی‌گشته به سوی بچه‌اش. می‌گوید: عشقِ ناقی من پشت سرم است و عشقِ خودم جلوی روی من. با هم هماهنگ نیستیم. مضمون عرفانی والایی است. من به ایشان گفتم که این شعر را به فارسی برگردانده‌ام، از نظر شما چطور است؟ ایشان گوش کردند و با محبت نظری دادند و فرمودند: این قصه‌اش در مثنوی هست. بعد همان‌طور که نشسته بودیم و ایشان مشغول خوردن ناهار بودند، تمام ابیات آن داستان مثنوی را برای من خواندند.

امثال این‌طور اشعار و ابیات در حافظی ایشان زیاد است. ایشان تک‌بیت‌ها و غزل‌های سبک هندی فراوانی از صائب و کلیم و بیدل و طالب آملی و دیگران را حفظ هستند. اگر کسی اهل شعر باشد و با ایشان مصاحبت داشته باشد، نو‌به‌نو این‌گونه مضمون‌ها و ابیات دست اولِ برگزیده را از ایشان می‌‌شنود.

آشنایی با تاریخ تحول شعر فارسی

علاوه بر این، ایشان به کُلیّت ادبیات فارسی و تاریخ تحول شعر فارسی نیز توجه دارند. یعنی سبک‌های مختلف شعری مانند سبک خراسانی، هندی، دوری بازگشت و شعر معاصر هرکدام در ذهن ایشان جای خود را دارد. خصوصیات این‌ها را می‌شناسند و امتیاز هر کدام را نسبت به دیگری می‌دانند. می‌توانم بگویم ایشان این دوری هزار ساله از شعر رودکی را در جاده تاریخ پابه‌پای شاعران طی کرده‌اند و کمتر شاعر بزرگی است که ایشان درباره آن نظر نداشته باشد؛ چه این شاعر مولانا و سعدی و حافظ باشد و چه ملک‌الشعرای بهار و دیگران.

ایشان پس از دوری جوانی هم با شاعران و استادان معاصر ارتباط داشته و از آن‌ها استفاده می‌کرده‌اند. یکی از این شاعران مرحوم امیری فیروزکوهی بود که آقای خامنه‌ای در تهران با ایشان ارتباط داشتند. ظاهراً وقتی آقا به تهران می‌آمدند، با ایشان دیدار می‌کردند و همین رفت و آمد باعث شده بود که افراد خانوادی امیری هم با ایشان آشنایی داشته باشند. شاعران دیگری هم که به منزل آقای امیری می‌آمدند، ایشان را می‌دیدند. از آن‌جا که آقای امیری به سبک هندی علاقه و اعتقاد داشت، این نیز یک زمینی مشترک گفت‌وگوهای ادبی میان این دو می‌شد. ما علاقی متقابل بین این دو بزرگوار را بعد از انقلاب و در آن دوران محدودی که آقای امیری زنده بود، دیدیم.

خاطره دیدار رهبری با جلال همایی

خاطرم هست یک‌ بار راجع به مرحوم جلال همایی در حضور ایشان صحبت شد. ایشان فرمودند من در جوانی یکی دو بار به دیدن آقای همایی رفتم و درباری بعضی غزل‌های ایشان صحبت کردم. مرحوم همایی هم یکی دو غزل را به خط خود در دفتر من نوشته‌اند. آقای خامنه‌ای از روزگار قدیم دفتری دارند که ابیات و اشعار خوب و درجه‌اول شاعران معاصر -و شاید هم شاعران غیر معاصر- را در آن نوشته‌اند و یادداشت کرده‌اند. البته من آن دفتر را ندیده‌ام، ولی خودشان گفتند چنین دفتری هست و کسانی که آن دفتر را دیده‌اند هم برای من از آن صحبت کرده‌اند.

غرض این‌که زبان و ادبیات برای آقای خامنه‌ای قبل از انقلاب یک علاقه شخصی صِرف نبوده، بلکه آن را جدی گرفته و به اهمیت این عنصر معرفتی و فکری در انسان وقوف داشتند. یکی از عوامل سِنخیت روحی ایشان با مرحوم مطهری نیز همین بود؛ هر دو خراسانی و هر دو آگاه از ظرفیت‌ها و ارزش‌های زبانی و ادبی و علاقمند به شعر و ادب فارسی، هر دو نویسنده و خطیب توانا و خوب، اما در بین روحانیون کسانی که از نظر ادبی بتوانند با آقای خامنه‌ای دم‌خور باشند، محدود و معدود بودند.

باید این را نیز اشاره کنم که ایشان به شهادت کتاب‌ها و مقالاتشان، نویسنده و مترجم خوبی نیز هستند. ایشان کتاب‌هایی را از عربی به فارسی ترجمه کرده‌اند؛ از کسانی مانند سید قطب و شیخ راضی آل‌یاسین و ... یعنی در حوزی قلم و نویسندگی نیز انسان جویا و پویایی بوده‌اند.

دیدار اعضای فرهنگستان زبان فارسی با رهبری

حدود بیست سال پیش که فرهنگستان زبان و ادب فارسی تازه تأسیس شده بود، یک بار اعضای پیوستی فرهنگستان خدمت ایشان رسیدند. آن موقع آقای دکتر حبیبی رئیس فرهنگستان بودند و بنده هم عضو پیوسته بودم. پیرمردهایی مثل مرحوم محیط طباطبایی و آقای احمد آرام نیز جزء فرهنگستان و در جلسه حاضر بودند.

آقا آمدند و به آن‌ها احترام فراوانی کردند. گفتند چرا صندلی آقای محیط را این‌قدر دور گذاشته‌اید؟ بیاورید ایشان را بالا بنشانید. بعد آقای آرام را احترام کردند و گفتند: «آقای آرام! من سال‌ها پیش خدمت شما رسیده بودم، یادتان هست؟ کتابی را ترجمه می‌کردم و کلمه‌ای در آن کتاب بود که من معنی آن را در عربی معاصر آن روز نمی‌‌دانستم. آمدم تهران سراغ شما را گرفتم. پُرسان‌پُرسان جایی را در حوالی چهارراه کالج در خیابان انقلاب فعلی به من نشان دادند که مؤسسی فرانکلین بود. من از پله‌ها بالا آمدم و داخل اتاق شما شدم و درباری آن کلمه سؤال کردم. به هر حال من یک دیداری این‌طوری با شما داشتم. یادتان هست؟» آقای آرام هم در عالَم خودش خیلی خونسرد گفت: بله، چیزی یادم هست که یک‌ بار طلبه‌ای آمد پیش من. آقا خندیدند و گفتند: «آن طلبه من بودم!» این واقعه ذوق ایشان را در حوزی قلم می‌رساند.

رمان و مطالعه در نگاه آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

آیت‌الله خامنه‌ای به نثر فارسی قدیم و معاصر و داستان‌های نویسندگان ایرانی نیز علاقه دارند. به رمان‌های بزرگ نویسندگان غرب آشنا هستند و بسیاری از رمان‌های درجه‌اول غربی را از نویسندگانی مثل داستایوفسکی، تولستوی، شولوخوف، رولان، هوگو و ... خوانده‌اند. چند سال پیش من با ایشان صحبت می‌کردم که: می‌شود خاطره فلان دوره سیاسی را نوشت و اظهار علاقه می‌کردم که ای‌کاش فرصت می‌شد تا خودم آن را بنویسم. ایشان گفتند: اگر می‌خواهی بنویسی، من کتابی از ویکتور هوگو را معرفی می‌کنم تا بخوانی؛ نمونی خوبی است. بعد کتاب «تاریخ یک جنایت» را به من دادند.

ایشان هنوز هم فراوان رمان می‌خوانند و با آن اُنس دارند. بدین‌ترتیب آیت‌الله خامنه‌ای از پیش از انقلاب تا چهار پنج دهه اخیر، با تحولات معاصر شعر و نثر فارسی کاملاً همگام بوده‌اند. بسیاری از شاعران و نویسندگان معروف نوپرداز را نیز به‌خوبی می‌شناسند و شاید بعضی از آن‌ها مانند اخوان ثالث را از نزدیک هم دیده باشند. درباره هرکدام از این‌ها هم ارزیابی‌ دارند و زبان هرکدام را می‌دانند. شاعران کهن‌سرای معاصر را نیز به‌خوبی می‌شناسند. مثلاً آثار و احوال رهی معیری یا توللی یا حمیدی یا ابتهاج -که هم نوپرداز است و هم کهن‌سرا- را خوانده‌اند. خلاصه در ذهن ایشان هم ادبیات معاصر اعم از شعر و نثر کاملاً حضور دارد و هم ادبیات کهن.

ادبیات؛ جلوه بارز توانایی انسانی

این موارد، وسعت میدان آشنایی ایشان با ادبیات عرب و ادبیات فارسی قدیم و جدید و همین‌طور نمونه‌های فاخر ادبیات غربی را نشان می‌دهد که به فارسی ترجمه شده. با پیروزی انقلاب، این توجه و اهتمام به زبان و ادب فارسی در زندگی و عمل ایشان ابعاد تازه‌تری نیز پیدا کرد؛ چه در دوران ریاست‌جمهوری و چه در دوران رهبری. اما ایشان چه ظرفیت و خصوصیتی در زبان فارسی دیده‌اند که این‌همه به آن عنایت دارند؟ در حالی که می‌دانیم کمال اول ایشان، روحانی‌بودن و شأن عالِم دینی است و اگر هیچ‌کدام از این خصوصیات را هم نداشتند، فضل ایشان از نظر فقهی و اجتهادی در جای خود برجسته بود.

ادبیات برای ایشان جلوی بارزی از توانایی‌های انسانی است و قدرت زبان و بیان انسان که شاهکار خلقت و بهترین و والاترین مخلوق خدا است نیز از شگفتی‌ها و آیات الهی است. ایشان به این ظرفیت هم در در


All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License