خاطرات قرآنی شیخ حسین انصاریان؛

معلم قرآن ما خیلی ژیگول بود و کراوات می‌زد اما...

  • کد خبر : 457087
  • منبع : عقیق
خلاصه

با آنکه معلم قرآن خیلی ژیگول بود و کراوات می‌زد اما با روش خیلی خوبی بچه‌ها را به قرآن علاقه‌مند می‌کرد.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:
 آن‌چه در پي مي‌آيد  که براي خوانندگان محترم مي‌آوريم:

 قصه برمی‌گردد که به ده‌ها سال پیش؛ روزگاری که 4 سال بیشتر نداشتم. من در یک خانواده کاملا قرآنی بزرگ شدم. پدر بزرگ‌ها و مادر بزرگ‌هایم بسیار به تلاوت روزانه قرآن تاکید داشتند. برای همین از همیشه صدای قرآن خواندنشان در خانه به گوش می‌رسید.حتی گاهی اوقات زار زار گریه می‌کردند که این بسیار مرا منقلب می‌کرد.از همان روزها بود که من فهمیدم قرآن چه کتاب بزرگی است.

*  *  *

روز اولی که قرار بود به مدرسه بروم، کاملا روشن در ذهنم مانده است. پدرم دستم را گرفته بود و به سوی مدرسه می‌رفتیم. در راه به من گفت،‌ پسرم می‌دانی کجا می‌رویم؟ گفتم نه. گفت می‌خواهم تو را جایی ببرم که سواد یادت دهند تا پس از مرگم بتوانی برایم قرآن بخوانی. آن روز آنقدر علاقه من به قرآن زیاد شد که تصمیم گرفتم زود طلبه شوم.

*  *  *

زمان طاغوت یک معلم قرآن فُکُلی خوب داشتیم! با آنکه خیلی ژیگول بود و کراوات می‌زد، اما با روش خیلی خوبی بچه‌ها را به قرآن علاقه‌مند می‌کرد. خودش خوب قرآن می‌خواند و به ما می‌گفت: «بچه‌ها قرآن را به عنوان قانون زندگی یاد بگیرید» این حرفش را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم.

...................

پایان پیام/ 218


All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License