عظمت علی(ع) از نگاه نويسندگان مسيحي ؛

خوشتر آن باشد که سر دلبران / گفته آید در حدیث دیگران

  • کد خبر : 201940
  • منبع : ایرنا
جبران خليل: علي همچون همه پيام‏آوران خدا در ميان مردمي كه سزاوارشان نيستند فرود آمد/ ميخائيل نعيمه: علي بزرگ‏ترين شخصيت عرب پس از پيامبر اسلام است/ فؤاد جرداق: هرگاه گرفتار مصيبتي مي‏شوم به سوي علي مي روم و شكايت‏هايم را با او نجوا مي‏كنم/ بولس سلامه: نگوييد كه فقط شيعيان هواداران علي هستند/ سعيد عقل: علي را از وقتي دوست دارم كه خود را دوست داشته‏ام/ خليل فرحات: علی بي‏آنكه حق خود را بگيرد خدا را برگزيد/ ريمون قسيس: اگر علی نبود هيچ تشنه‏اي به آب حقيقت سيراب نمي‏شد...

حق و حقيقت چنان درخشش و تابشي دارد كه حتي قرن ها بعد و فرسنگها دورتر ، چشمان منتظر آن را در مي يابند، و چنين است كه علي ـ عليه السلام ـ به عنوان يكي از بزرگ‏ترين چهره‏هاي تاريخ و تجربه حيات بشري همچنان دل‏هاي مشتاق را مي‏ربايد و جان‏هاي شيفته را ـ از هر دین و آیینی ـ مجذوب مي‏كند.

به گفته پيام آور بزرگ خدا حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ علي با حق است و حق با علي است؛ هر جا حقي باشد علي هست و هر جا علي باشد حق همان جاست؛ و این حق چنان جاذبه‏اي دارد كه اهل خود را به سوي خود مي كشد. اين است كه در قرنهاي متمادي پس از حيات و تجربه امير مؤمنان ، هر كه با دلي پاك‏خواه و جاني راست‏جو از او شنيده شيفته و فريفته او شده است تا آنجا كه گاه برخي نیز از روی جهل به كفر و غلوّ و افراط افتاده‏اند.

اما شيفتگي و ارادت انديشمندان و ادباي مسيحي عرب به امير مؤمنان چيزي است كه نمي توان به سادگي آن را ناديده گرفت. در طول قرن ها مسيحيان شرقي كه در خاستگاه اوليه اين دين همسايه و هم زيست مسلمانان بوده اند با انديشه ها و افكار و سخنان و سيره اميرمؤمنان آشنا شدند و اين ارادت را در گفتار و نوشتار خود بازتاب دادند. قطعا شنيدن اوصاف اهل‏بيت عصمت و طهارت(ع) از زبان نويسندگان مسيحي لطف ديگري دارد چرا كه رابطه امام و مأمومي كه بين ما و اهل‏بيت(ع) وجود دارد بين آنان و ائمه اطهار برقرار نيست و آنان تنها به عنوان افرادي كه اوصاف بزرگ آن بزرگان شنيده‏اند، به آنان عشق مي ورزند.

شايد در كشور ما از ميان ده‏ها نويسنده و شاعر زبردست و عاشق اهل‏بيت(ع) در لبنان كه آيين مسيحي دارند، بيشتر نام‏هایی چون «جبران خليل جبران» و «جورج جرداق» شنيده شده و از اوصاف سايرين و مطالب زيباي آنان غفلت شده است، افرادی نظیر «عبدالمسيح انطاكي» كه نزديك به شش هزار بيت در تاريخ و مدح آن امام همام سروده است.

در اين مجال به مناسبت فرارسيدن ايام شهادت امير المومنين(ع) مروري بر برخي از نمونه هاي برجسته آثار نويسندگان مسيحي در وصف مولاي متقيان (ع) خواهيم داشت.

1. جبران خليل جبران (نويسنده معروف و هنرمند نام‏آور، صاحب كتاب‏هايي چون پيامبر، عروسان دشت و سرگشته) :

«علي بن ابي‏طالب به خاطر عظمتش شهيد شد. عرب‏ها حقيقت مقام و عظمت او را درك نكردند تا آنكه همسايگان فارس آنها به فرق ميان سنگريزه و گوهر پي بردند. علی پيش از آنكه رسالت خود را به انجام رساند از دنيا رفت ، همچون همه پيام‏آوران خداوند كه در زمان و مكاني غير از زمان و مكان خود و در ميان مردمي كه سزاوارشان نيستند فرود آمدند».

2. ميخائيل نعيمه (اديب مشهور و همكار و همراه جبران خليل جبران در آمريكا) :

«من عقيده دارم که علي بن ابي‏طالب بزرگترين شخصيت عربي پس از پيامبر اسلام است. هيچيك از شخصیت‏های عرب چون علی صفاي بصيرت و بهره از حقيقت نداشتند، و چه در ايمان و چه در ادب و چه در علم و چه در عمل همپاي او نبودند. من به ياد دارم كه هميشه جُبران از امام علي تجليل مي‏كرد و او را در مرتبه پيامبر مي‏دانست. علي از بزرگان انديشه و روح و سخن در همه زمان‏ها و مكان‏هاست».

3. فؤاد جرداق (نويسنده و اديب بزرگ و برادربزرگتر جورج جُرداق كه او را با نهج البلاغه آشنا كرد) :

«هرگاه گرفتار درد و مصيبتي مي‏شوم و روزگار به ستوهم مي آورد به سوي علي مي روم و شكوه و شكايت‏هايم را با او نجوا مي‏كنم. نداي خود را بر نشانه هاي حق بر مي‏آورم و علي نشانه برجسته حق است. اوست كه در برابر ظالم چون رعد مي‏خروشد و به مظلوم پناه مي‏دهد».'

4. جورج جُرداق (شاعر، نويسنده و صاحب كتاب مشهور امام علي، صداي عدالت انساني) :

«در ميان بزرگان تاريخ بسيار اندك هستند كساني كه چون علي در عقل تو "بذر ايمان به كرامت انسان" را بكارند و در جان تو "ريشه حق مقدس حيات" را بدوانند و با حكمت هايي چنين جانت را سرشار كنند كه: "هر كه دو روزش يكسان بود زيانكار است" و "كودكانتان را به اخلاق خود مجبور نكنيد چرا كه آنان فرزند روزگار خويشند" و ... . بسيار اندكند كساني كه همه اين حقايق را در عمل پياده كنند و برايش نظام و قانون بسازند».

5. بولس سلامه (حقوقدان، شاعر، نويسنده صاحب‏نام و صاحب ملحمة الغدير و مقتل امام حسين) :

«حق چنان در من مسيحي رعشه افكنده كه از شدت عشق او علوي به شمار مي‏آيم. اگرچه علي پيامبر نبود ، اما اخلاق نبوت داشت. اي آسمان شاهد باش و اي زمين اقرار كن كه من علي را دوست دارم. مگوييد كه تنها شيعيان هستند كه هواداران علي هستند؛ زيرا در درون هر انسان با انصافي يك روح شيعي وجود دارد».

6. سليمان كتّاني ( نويسنده دلداده اي كه 9 جلد كتاب ارزشمند در باره معصومين عليهم السلام از پيامبر اكرم و حضرت فاطمه زهرا تا امام موسي كاظم تأليف كرد، اما مرگ اجازه نداد كارش را كامل كند) :

«دوست دارم با مناجات به سوي محراب علي بن ابي‏طالب قدم بگذارم. اي سرور من ، آيا اين درست است كه به جاي گرد آمدن پيرامون تو، درباره تو به اختلاف افتادند؟ چهارده ستون از ستون‏هاي قرون با ساعت‏ها و روزها و سالهايشان آب شدند و رفتند، چنانكه سنگ نمك در موج اقيانوس ذوب مي‏شود؛ اما حرف ها و كلماتي كه از لبان مقدس تو تراويد همچنان هست و كاستي نمي‏پذيرد».

7. سعيد عقل (شاعر، اديب برجسته معاصر عرب و مشهورترين شاعر معاصر لبناني) :

«سخن گفتن از خداي سخن دشوار است. هراسناكم ! ليكن من شمشيرم كه در كارزار فرو نمي‏ماند. علي را از وقتي دوست دارم كه خود را دوست داشته‏ام. او كه با دو زبان سخن مي‏گويد ، گفتار جوشان و دلنشين و تيغ تيز و بُرنده . چگونه تيغ ابن ملجم توانست اين يار شمشير را از پاي درآورد؟ اي عشق ! گريه كن و مرا به گريه آور . مردمان را تصور مي‏كنم كه روز غدير از آسمان بانگ "بلّغ" بر ايشان فرود مي آيد و پيامبر مي‏گويد: "هركس من مولاي او هستم ، علي مولاي او خواهد بود". و پس از آنان امامت‏ها پي در پي آمده اند تا محل نزول خدا باشند و امروز در هر كوي و برزن خانه‏اي و مقامي و زيارتگاهي به نام آنان است ، كساني كه نمي‏توان نامشان را از كتاب واقع زدود . و هر كس كه ديگر اهل بيت را دوست نداشته باشد نمي تواند قدرت شمشير علي و قوّت زبان كوثرگون و با شكوهش را ناديده بگيرد، كلام و كلماتي كه چون در كتاب ها ذكر شود كتاب ها به خود مي‏لرزند».

8. جورج شكّور (شاعر، استاد برجسته ادبيات و وصيّ ادبي سعيد عقل، صاحب دو كتاب ملحمة الإمام علي و ملحمة الإمام الحسين) :

«در آخرين حج پيامبر ، خلايق از هرسو گرد پيامبر را در "غدير خم" گرفتند و آنگاه جبرئيل آن پيام حساس و سرنوشت‏ساز را بدو رساند: اين وحي خداست ، آن را به مردم برسان ! پيامبر در آن روز پيامي را بر زبان جاري ساخت كه روزگاران پس از او آن را تكرار كرد : خدا مولاي من است و من مولاي شمايم و علي همچون جان من است و من در كنار حوض به او خواهم رسيد و آنجا از شما خواهم پرسيد كه آيا امر امير مرا با آيات قرآن پاس داشته ايد يا نه؟».

9. نصري سلهب (انديشمند و صاحب آثار متعدد از جمله کتب سه‏گانه‏ی في خطی المسيح، في خطی محمد و في خطی علي) :

«علي از آن انسان‏هايي است كه تقديرشان بوده بميرند تا به مرگشان ملت‏ها و امت‏هايي زنده شوند. دشمنان علي از كساني هستند كه زندگي را بر مردن ترجيح دادند و به زنده بودنشان هر عزّت و بزرگواري را به خاك سپردند. ياد او بيش از آن كه ياد قهرمان شهيدي جاودان نزد خداوند باشد، يادآور حيله‏گراني است كه با نيرنگ خويش در آتش جهنم جاودانه شدند. و هنگامي كه اين امت به ياد علي گريه مي‏كند در واقع بر خويش مي‏گريد زيرا به خاطر مي‏آورد كه از سوي فرزندان خودش تيرها بر علي و اهل‏بيتش پرتاب شده و شمشير ها برآمده و به ياد مي آورد كساني كه خود را اميران مؤمنان و جانشينان پيامبر و وارثان رسول خدا مي دانستند آن خون پاك را حلال كردند و برپير و جوان و زن و مرد اهل‏بيت نارو زدند».

10. خليل فرحات ( شاعر و نويسنده و صاحب آثار متعددي چون دراسات جديدة في الأدب و الفارس و الأبراج) :

«من محبت علي را به دل گرفتم بلكه بالاتر ، صفات نيكويش را پرستيدم ! آري؛ عطرفروش، شيشه عطر خود را مي‏پرستد. اي امير و پيشواي همگان! در سختي‏ها و ناگواري‏هايشان به تو پناه آوردند تا از ايشان حمايت كني اما وقتي پاي اداي حق به ميان آمد ناروایی كردند و آنكه وعده داده بود خلاف كرد و آنكه طمع مي ورزيد كناره گرفت ... و كساني كه در "سقيفه" گرد آمدند گمان بردند كه آن شير مرد خواهد غريد و سينه‏شان را خواهد دريد اما براي پاسداشت حق اسلام و اداي وظيفه اخلاقي‏اش از حكومت كناره گرفت و بي‏آنكه حق خود را بگيرد خدا را برگزيد و آنان بي خدا ماندند و به بدبختي افتادند».

11. ريمون قسّيس (شاعر، مترجم و استاد دانشگاه) :

«با ذوالفقارت ـ كه اگر تو نبودي او نيز نبود ـ اي قهرمان ميدان، چه رزم‏آوراني را از پاي انداختي. كجاست "فرزند عبدوُدّ" كه صداي ناله‏اش در خندق به آسمان رسيد؟ آن شمشير را جز تو چه كسي مي توانست برگيرد؟ يا علي ، اگر دستان تو نبود هيچ تشنه‏اي به آب حقيقت سيراب نمي‏شد. اين وحي الهي بود كه شمشير از نيام بركشي و باطل را از صفحه روزگار محو سازي. اي پرورده احمد! دو چيز را از هم جدا كردي : حقي آشكار براي اهل آن و باطلي واضح كه ديگر پنهان نيست».

12. جوزف هاشم (وزير سابق، اقتصاددان و اديب برجسته) :

«من كه از دوران تحصيل تاكنون بيش از هزار بار قرآن را تلاوت كرده ام و از كودكي و نوجواني شيفته امام علي بوده‏ام و نهج‏البلاغه را بارها بازخوانده‏ام ، هنوز پس از سال‏ها مطالعه و جستجوي مداوم نمي‏توانم ادعا كنم كه تمام ابعاد اين شخصيت عظيم را دريافته‏ام. نهج البلاغه اقيانوسي است كه هر بار فكر مي‏كني به عمقش رسيده‏اي اما باز وقتي دوباره به سراغش مي‏روي چيزهاي تازه‏اي كشف مي‏كني. هر كس با شخصيت امام علي آشنا شود مجذوب او مي‏گردد؛ و هر كس مجذوبش شد از او متأثر مي‏شود ؛ و هر كس از او متأثر شد در پي‏اش مي‏رود ؛ و هر كس نهج البلاغه را بخواند شيفته علي مي‏شود ؛ و هر كس شيفته‏اش شد دوستش مي‏دارد ؛ و هر كس دوستش داشت به او نزديك مي‏شود ؛ و هر كس به او نزديك شد او را مي‏يابد».

13. جورج زكي الحاج (شاعر، نويسنده و استاد دانشگاه) :

«علي چون رودخانه‏اي خروشان است كه تشنگان را سيراب مي كند و همچنان در جوشش است و نهج البلاغه اش راهنماي هدايت است كه بدان جان‏ها به اوج مي‏رسند و به نام خدا پيش مي روند و ذوالفقارش شهابي است سوزنده كه چون آبشار خروشاني بر دشمن فرو مي‏ريزد. از روز صفين تا كنون كمان عدالت شكسته و حاكمان جائر دركارند و كسي با ظلم نمي‏ستيزد مگر آزادگاني چون اهل بيت پيامبر كه زندگي خود را براي ياري حق وقف كرده‏اند».'

14. ويكتور كِك (استاد دانشگاه، نويسنده و پژوهشگر) :

«هر چه روزگار مي‏گذرد و كهنه مي‏شود غبار كهنگي بر خاطرات غدير نمي‏نشيند اي امام هدايت! شمشير حق تو نقش جهالت را از ميان برداشت... جبرئيل در كنار غدير به پيامبر خدا گفت : تو فرستاده خدا هستي ، پيام خدا را ابلاغ كن ! جمعيت در آن سرزمين چنان گرد آمد كه انتهايش ديده نمي شد و پيامبر ندا داد : "من بنده خدايم و علي نيز بنده خداست، او نور هدايت و جانشين پيامبر خداست، خدايا هركه علي را دوست داشت دوست بدار و هر كه با او دشمني كرد دشمن بدان". سپس آن دو رفيق با علي دست دادند و جمعيت انبوه پياپي به تبريك علي پيش آمدند».

15. رشاد سلامه (حقوقدان و سياستمدار) :

«هيچ چيز از ارزش‏هاي انساني و اجتماعي نيست مگر آنكه مورد اهتمام فكر و انديشه امام علي و موضوع تعاليم او بوده است و بر اين اساس بر آشكار كردن ارزش حق و عدالت و آزادي و وفاداري و راستي و دانش اصرار مي ورزيده است . اينها ارزش‏هاي گرانبهايي هستند كه همچنان مورد سؤال و نياز جوامع بشري و راهنماي اصلاح‏گرانند و شايد بتوان در اين زمينه به يكي از بزرگ‏ترين مشكلات بشر كه همچنان ذهن و زبان انديشمندان را به خود مشغول داشته اشاره كرد و آن عدالت اجتماعي و توزيع درآمدها و ثروت است و برخي از ديدگاه هايي كه در اين زمينه مطرح شده باعث به وجود آمدن نظام هاي حزبي و حكومتي و جريان‏هاي اعتقادي گرديده است. امام علي در اين زمينه قاعده اي را مطرح مي كند كه اگر اجرا شود بسياري از مشكلات نيازمندان و فقرا برطرف مي شود و حقوق الهي آنان از درآمد زياده خواران بدانان مي رسد . امام علي مي گويد : خداوند روزي فقيران را در دارايي ثروتمندان قرار داده و هيچ فقيري گرسنه نمي‏ماند مگر به آن چه شخصي بي‏نياز از آن بهره‏مند شده است و خداوند روزي از آنان درباره‏اش خواهد پرسيد».

......................

پایان پیام / 101


All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License