شرکت کننده انگلیسی در پنجمین اجلاس:

زنان مسلمان باید جایگاه خود را در جامعه بیابند

  • کد خبر : 288935
  • منبع : ابنا
خلاصه

جولیا خدیجه: ما به همه می‏‌گوییم اسلام دینی است که در آن با رأفت و مهربانی با زنان برخورد می‏‌شود، اسلام دینی است که حقوق زنان را محترم می‏‌شمارد/متاسفانه امروزه خواندن قرآن فقط برای مراسمات خاصی انجام می‏‌شود و کمتر کسی به مضمون آن برای ساختن فرهنگ جامعه نگاه می‏‌کند. در حالیکه قرآن راه حل های بسیاری از این مسائل را به ما نشان داده است.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ خانم «جولیا خدیجه لافنی» اهل کشور انگلستان شرکت کننده پنجمین اجلاس مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت(ع) از کشور انگلستان معلم است و به جهت شغلی که دارد با افراد زیادی از کشورهای مختلف دنیا در تماس است بعد از اینکه بازنشسته شد برای آرامش بیشتر از فعالیت‌های اجتماعی کناره گرفت، و در حال حاضر تنها در یک برنامه علمی به نام «مدرسه خودشناسی» فعالیت می‏ کند.خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ گفت و گویی با این بانو انجام داده که پیش روی شماست:

ابنا: شما از ابتدا مسلمان بودید یا اینکه بعدا اسلام آوردید؟

- خیر من در ابتدا مسلمان نبودم، و حدود 19 سال پیش یعنی سال 1992 اسلام آوردم.

ابنا: از برنامه علمی  "مدرسه خودشناسی" صحبت کنید

- مدرسه خودشناسی برنامه‌‏ای علمی است که توسط یک روحانی ـ که اصالتا کربلایی است ـ آغاز شده و اداره می‏‌شود. هدف این برنامه کمک به مردم کشورهای غربی برای شناخت بهتر دین اسلام است، و محور اصلی آن نیز تعلیمات روانشناختی اسلام است. در واقع فعالیت‌‏هایی که در این برنامه صورت می‏‌گیرد مناسب همه افرادی است که می‏‌خواهند از شناخت خود به شناخت اسلام برسند.

ابنا: به عنوان یک زن مسلمان که در کشور انگلستان زندگی می‏‌کند نظرتان درباره نقش زنان مسلمان در جامعه انگستان چیست؟

- همانطور که اطلاع دارید مسلمانان از جوامع مختلف اسلامی در انگلستان حضور دارند، بنابراین در جواب این سوال باید بگویم که نقش زنان مسلمان بستگی زیادی به جامعه‌‏ای دارد که آن‌ها به آن تعلق دارند. اما تا آنجایی که من اطلاع دارم درحال حاضر زنان مسلمان، خصوصا زنان جوان، در کارهای خود قدرت انتخاب بیشتری دارند، چرا که برای آنها پذیرش این حرف که مردها بر زن‌‏ها سلطه کامل دارند سخت است. اندیشه قبلی که در جامعه مسلمانان انگلیس وجود داشت سلطه کامل مرد بر زن بود، که البته در این رابطه من مردها را مقصر نمی‏دانم چرا که آنها اینگونه تربیت شده بودند و این چیزی بود که ریشه در فرهنگ خانواده‌‏ها داشت، اما به هرحال همین فرهنگ غلط باعث شد بعضا خودکامگی برخی مردها به جایی برسد که جایگاه زن‌ها را تا حد برده و کنیز پایین بیاورند. از این جهت امروز نیاز است که مادران جایگاه واقعی زن و مرد را به کودکان خود آموزش دهند. و من امروزه می بینم که دختران جوان در این زمینه تفاوت‏‌های بسیاری با مادرانشان دارند؛ بسیاری از آنها بیرون از خانه مشغول کار هستند و حتی به موقعیت‏‌های بزرگی در جامعه دست یافته‏‌اند. چیزی که مادران آنها از انجام آن محروم بودند.

 البته این را هم بگویم که این مسئله مخصوص جامعه مسلمانان انگلیس نیست، بلکه وضع در برخی از کشورهای اسلامی مانند پاکستان و بنگلادش به مراتب بدتر است. به عنوان مثال آن‌ها گاهی اوقات دختران خود را وادار به ازدواج می‏‌کنند و برای این منظور آنها را فریب می‌دهند. مثلا به بهانه سفر برای تعطیلات دختر را همراه خود به مسافرت می‏‌برند، در آنجا او را در خانه ای حبس می‏‌کنند و به او می‏‌گویند شوهر تو اینجاست و فردا تو باید با او ازدواج کنی.

ابنا: از گفته های شما این‌طور بر می‏‌آید که منزوی بودن زنان مسلمان در جامعه، گوشه گیری از فعالیت‏‌های اجتماعی و تحت سلطه مردان بودن، بیشترین مشکلاتی است که زنان مسلمان با آن مواجه هستند، آیا شما خودتان علیه این جریان مبارزه می‏‌کنید؟

- بله، این دقیقا چیزی است که ما علیه آن مبارزه می‏‌کنیم، بخاطر اینکه تداوم چنین فرهنگ غلطی در جامعه ما جز بدنامی مسلمانان چیزی را به دنبال نخواهد داشت. ما به همه می‏‌گوییم اسلام دینی است که در آن با رأفت و مهربانی با زنان برخورد می‏‌شود، اسلام دینی است که حقوق زنان را محترم می‏‌شمارد، اما آیا تا زمانی که این فرهنگ غلط در جامعه مسلمانان وجود دارد و نمونه‏‌های آن هم به گوش مردم می‏‌رسد، کسی این حرف‌ها را باور می‏‌کند؟ در حالیکه اساسا در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. ما وقتی به پیامبر(ص) و نحوه‏ی رفتار او با همسرانش نگاه می‏‌کنیم به خوبی این مطلب را درک می‏‌کنیم. پس لازم است برای دور کردن این فرهنگ غلط تا جایی که می‏‌توانیم مبارزه کنیم.

ابنا: با توجه به صحبت‏‌هایتان و اینکه گفتید زنان مسلمان انگلیس استقلال کمی از خود دارند، نظرتان درباره فرهنگ ازدواج در بین زنان مسلمان جامعه انگلیس چیست؟

- فرهنگی که در خصوص ازدواج بین زنان مسلمان وجود دارد و شاید مخصوص جامعه انگلیس هم نباشد، این است که ما زن‏ها فکر می‏کنم هرطور شده باید ازدواج کنیم، در حالیکه ازدواج امری الزامی نیست، بلکه از این جهت که انسانها با ازدواج احساس آرامش، شادی و سرزندگی بیشتری می‏کنند و می‏توانند نیازهای روحی و جنسی خود را با آن تعدیل کنند، این کار امری پسندیده است. به نظر من ما در همه کارها حتی ازدواج هایمان باید رسیدن به خداوند متعال را مد نظر قرار دهیم. اگر شخصی که می‏خواهیم با او ازدواج کنیم در این امر با ما هم عقیده است و او هم به دنبال رسیدن به خداوند است می‏توانیم با او ازدواج کنیم چرا که چنین زوجی در کنار هم می‏توانند آخرت خود را هم آباد کنند. اما چه لزومی دارد با کسی که در این امر با ما هم عقیده نیست ازدواج کنیم؟ خصوصا اینکه اگر انتخاب اولمان درست نباشد و به طلاق منجر شود، که دیگر تن دادن به ازدواج دوم برای ما مشکل خواهد بود. اکثر زن‏ها بعد از طلاق نسبت به ازدواج بدبین می‏شوند و همین باعث می‏شود موقعیت‏های خوبی که بعدها ممکن است پیش آید از دست برود، و آن هم فقط بخاطر اینکه در انتخاب اولمان دقت نکردیم. و البته صادقانه بگویم برای یک زن پیدا کردن شوهر خوب و برای یک مرد پیدا کردن همسری مناسب بسیار کار مشکلی است. بنابراین اگر زنان مسلمان ازدواج را یک امر حتمی و الزامی قلمداد نکنند، دیگر در انتخاب خود عجله نمی‏کنند و همین امر باعث می‏شود با بینش درستی همسر خود را انتخاب کنند.

ابنا: همانطور که می‌‏دانید همیشه به این صورت بوده که نسل‏‌های گذشته همواره نگران حفظ فرهنگ و انتقال آن به آیندگان بوده و برای این کار حتی قوانین خاصی هم وضع می‏‌کردند. با توجه به این مطلب ما چطور می‏‌توانیم اندیشه اسلام درباره زن، آزادی، ازدواج و سایر مولفه های اسلامی  را حفظ کرده و آن را جایگزین فرهنگ گذشتگان کنیم؟

- ما جواب این سوالات را با مراجعه به قرآن پیدا می‏‌کنیم اگرچه متاسفانه امروزه خواندن قرآن فقط برای مراسمات خاصی انجام می‏‌شود و کمتر کسی به مضمون آن برای ساختن فرهنگ جامعه نگاه می‏‌کند. در حالیکه قرآن راه حل های بسیاری از این مسائل را به ما نشان داده است. ما وقتی ایمان داشته باشیم که گفته‏ خدا از روی حکمت است و هر چه که به ما داده است دلیلی برای آن بوده، پس در موقعیت‏‌های مختلف زندگی متوجه او می‏‌شویم و از هر موقعیتی راهی برای رسیدن به او می یابیم. در حالیکه متاسفانه این تفکر غلط جای گرفته است، که ما در موقعیت‏‏‌های مختلف به جای مبارزه و جهاد با نفس وسیله‏‌ای برای فرار از آن پیدا می‏‌کنیم. مثلا دخترها تا موقعی که مجرد هستند به خود می‏‌گویند، اگر ازدواج کنیم همه مشکلات حل خواهد شد، و یا اگر ازدواج کرده باشند با خود می‏‌گویند، اگر مجرد بودیم این مشکلات هم نبود. در حالیکه ما در هر وضعیتی باید جهاد و تلاش خود را انجام دهیم. چرا که بنابه گفته خداوند، همه مومنان مورد آزمایش قرار می‏‌گیرند. پس هر موقعیتی که در این دنیا برای ما پیش می‏‌آید می‏‌تواند آزمایشی از طرف او باشد. وقتی ما با این دیدگاه به همه مسائل نگاه کنیم خواهید دید که چگونه تحمل دشواری ها و سختی ها برای ما آسان خواهد شد.

ابنا: اما به این واقعیت باید اذعان کرد که بسیاری از فرزندان مسلمانان و شیعیان نظام آموزشی غربی رشد می‏‌کنند که هیچ اهمیتی به مسائل اخلاقی، معنوی، جهان دیگر و خدا نمی‌‏دهد. سیستم آموزشی کشورهای غربی اهمیتی به قوانین اسلامی نمی‏‌دهد، بلکه نگاه آنها به این سمت است که کودکان باید آزادی داشته باشند و کارهای مختلف را امتحان کنند. با توجه به چنین شرایطی آیا فکر نمی‏کنید که ایجاد چنین زمینه‌‏ی فکری کار دشواری باشد؟

- به نظر من، این یک مرحله از زندگی جوانان امروز ما است و من فکر می‏کنم گاهی اوقات ما باید اجازه بدهیم فرزندان ما در جریان این مراحل قرار بگیرند تا اینکه خود به این رشد فکری برسند و بتوانند خوب و بد را انتخاب کنند. انسانها طالب آزادی هستند، و این اصلا عملی نیست که ما همواره خوب و بد را به فرزندان خود گوشزد کنیم. بنابراین به نظر من پدر و مادر تا قبل سن 18 سالگی نقش بسزایی در ساخت شخصیت فرزندان خود دارند؛ تا قبل از 18 سالگی آنها باید خوب و بد مسائل را به فرزندان خود آموزش دهند. اما بعد از این سن نصیحت پذیری فرزندان کم می‌‏شود و آنها بیشتر دوست دارند که خود خوب و بد مسائل را درک کنند. در واقع در میان مردمی که با یک فرهنگ زندگی می‏‌کنند تربیت فکری کودکان مطابق فرهنگ آن جامعه کار چندان دشواری نیست، اما در کشوری مانند انگلیس که از فرهنگ‌‏های مختلفی شکل گرفته است تربیت فرزندان بر طبق فرهنگی که شما خواستار آن هستید بسیار دشوار است.

ابنا: آخرین سوال من درباره حجاب و دیدگاه‌‏های ضد اسلامی است که در جهان نسبت به آن وجود دارد، به نظر شما راه حل این قبیل مشکلات چیست؟

- به نظر من باید مدل حجاب اسلامی در اروپا اصلاح شود ما می توانیم مدل‏های زیبایی از حجاب را به جامعه مسلمانان اروپا معرفی کنیم. مثلا پوشاندن صورت با نقاب، از مسائلی است که خود من به شخصه با آن بسیار مخالفم. پوشاندن صورت جدای از اینکه می‏تواند بخاطر مشخص نبودن صورت فرد، دستاویزی برای انجام هرگونه جرمی باشد، در کشورهایی مثل انگلیس با تنفر مردم روبه‏رو است. در بسیاری از کشورها پوشاندن صورت انجام اعمال خرابکارانه را القا می‏کند؛ از این جهت مردم با دیدن افرادی که صورت خود را پوشانده‏اند احساس راحتی نمی‏‌کنند مخصوصا اینکه حجاب زنان مسلمان همواره به رنگ سیاه است مردم در انگلیس رنگ سیاه را نشانی از شیطان می‏‌دانند.

پس ما وظیفه داریم نوع جامعه‏‌ای که در آن زندگی می‏‌کنیم را شناخته و سعی کنیم نوع پوششمان مورد تنفر دیگر فرهنگ‏‌های آن جامعه نباشد. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار می‏‌شود که ما می‏‌بینیم همین مسئله دستاویزی برای رسانه‌‏ها شده، تا از آن بر ضد مسلمانان تبلیغات کنند.

................

پایان پیام/104

 


نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

All Content by AhlulBayt (a.s.) News Agency - ABNA is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License