یک‌شنبه
۰۰:۰۰
۸ دی ۱۳۹۲
490631
منبع: اختصاصی ابنا

نقل گزارش های ضعیف و روضه های مشکوک از دیدگاه علامه شعرانی

در نقل حدیث به معنی شرط است که حاصل مضمون حدیث محفوظ ماند و چیزی بر آن افزوده و یا کاسته نگردد؛ مثلا اگر امام بفرماید: «الان انکسر ظهری و قلت حیلتی» و کسی بگوید: «الان پشتم شکست و امیدم ناامید شد و چاره از دستم رفت» جایز نیست برای آنکه امیدم ناامید شد در عبارت امام نیست و «قلت حیلتی» یعنی چاره ام کم شد نه از دستم رفت مگر آنکه صریحا بگوید که امام قریب به این مضامین فرموده یا به عنوان زبان حال بخواند.‌

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ مرحوم «علامه ابوالحسن شعرانی(ره)» در كتاب «دمع السُّجوم» كه ترجمه و شرح كتاب «نَفَس المَهموم» «شیخ عباس قمی(ره)»  است در صفحات 431 تا 433 در مورد نقل روضه های اختلافی و نقل احادیث ضعیف در منابر بیانی دارند که در پی می‌آید:
 
ارباب تقوی و اهل ورع از ذاکرین می پرسند نقل وقایع مشکوکه مثل طفلان مسلم(ره) و عروسی حضرت قاسم(رض) و قضیه فاطمه صغری و مرغ و امثال آن در منابر چگونه است؟ در جواب گوییم: اگر ذاکر نسبت قضیه را به کتابی که از آن نقل کرده است بدهد و به مستمع چنان وانمود کند که یقیناً صحیح است ضرر ندارد و گرنه تدلیس است و تدلیس در روایت جایز نیست. و چون غالب مردم متوجه این احکام نیستند لازم است چند مساله برای توجه خواننده ذکر شود تا اگر راوی خود مجتهد نیست در امثال آنها رجوع به مجتهد اعلم کند و این هم از مسائل تقلیدی است.

اگر مستمع از ناقل حدیث بخواهد یا متوقع باشد یا در خاطرش مرکوز باشد و چنان داند که راوی واقع را نقل می کند جایز نیست نقل کردن غیر حدیث متواتر و مقرون به قرائن قطعیه، و اگر مستمع حدیث مظنون خواهد می تواند حدیث ظنی نقل کند.

در غیر این صور در نقل سیر و وقایع جایز است متابعت طریقه اهل تاریخ در اعتماد کردن بر احادیثی که ناقل آن موثق و مطلع بوده است چون این رسم از زمان ائمه تاکنون میان مورخین بوده و بر کسی انکار نکردند. اما مخالفت آن طریقه خروج از اصطلاح و تدلیس است.

نقل حدیث با سند جائز است خواه سند آن سند ضعیف باشد یا صحیح، مگر نقل کردن حدیث به سند ضعیف برای کسانی که جاهل به اسنادند و چنان وانمود کردن که این حدیث معتبر است و قابل اعتماد، تدلیس است.

نقل حدیثی که یقینا یا به ظن غالب مجعول است بدون تنبه بر آن جایز نیست و نقل حکایات مشتمل بر حکمت و مواعظ و حجت مذهبی مانند حکایات کلیله و دمه و حکایت حسینیه و بلوهر و یوذاسف و امثال آن جائز است به طوری که تدلیس نشود.

هر چند جایز است دعایی که از امام وارد نشده کسی بخواند یا بر عبارت ادعیه و زیارات ماثوره چیزی بیفزاید نه به قصد تشریع. اما برای محدّث و ناقلین حدیث جایز نیست نقل کردن و نسبت دادن به معصوم بلکه نقل آن معصیت و از گناهان کبیره است و جواز خواندن موجب جواز نقل از معصوم نیست.

بلی اگر دعا و زیارت غیر مأثور را نقل کند یا تصریح به اینکه مأثور نیست ضرر ندارد. و اگر دعایی نقل کند و هیچ تصریح نکند که از معصوم است یا از غیر معصوم مشکل است و چون غالب مردم ذهنشان به مأثور می رود موجب تدلیس است.

اضافه کردن «صل الله علیه و آله و سلم» و سلام و امثال آن در متن احادیث اگر مُوهِم آن نشود که در اصل حدیث بوده است ضرر ندارد.

واجب نیست عین الفاظ حدیث را نقل کردن، بلکه نقل به معنی هم جایز است اگر موجب تدلیس نشود؛ یعنی ناقل صریحا بگوید نقل به معنی کرده ام یا عادت بر آن جاری باشد مثل نقل احادیث در منابر به زبان غیر عربی.

فرقی بین نقل حدیث شفاهاً و یا کتباً نیست و تدلیس و تحریف در هر دو حرام است.

در نقل حدیث به معنی شرط است که حاصل مضمون حدیث محفوظ ماند و چیزی بر آن افزوده و یا کاسته نگردد؛ مثلا اگر امام بفرماید: «الان انکسر ظهری و قلت حیلتی» و کسی بگوید: «الان پشتم شکست و امیدم ناامید شد و چاره از دستم رفت» جایز نیست برای آنکه امیدم ناامید شد در عبارت امام نیست و «قلت حیلتی» یعنی چاره ام کم شد نه از دستم رفت مگر آنکه صریحا بگوید که امام قریب به این مضامین فرموده یا به عنوان زبان حال بخواند.

تغییر الفاظ حدیث به طوری که معنی محفوظ باشد و تدلیس نشود ضرر ندارد؛ مثلا ضمیر به جای ظاهر و ظاهر به جای ضمیر آوردن و مقدّر را مذکور ساختن و لفظی را به مرادف یا قریب المعنی تبدیل کردن مثل «إنکَسَرَ بِه» ،«اِنَفَصَمَ» و همچنین مختصر یا مفصل کردن، به طوری که معنی تغییر نکند جایز است. مثلا «یا ایها الذین آمنوا» را به «ای مومنین» و «یا ابناء الدنیا» را به «ای کسانی که فریب دنیا و مال دنیا را خوردید و هکذا.

تغییر لفظ حقیقی به مجازی و مجازی به حقیقی که معنی را تغییر ندهد و تدلیس نشود جایز است؛ مثلا «یداه مبسوطتان» را گویی: خداوند عالم جواد است و یا بالعکس.

 و همچنین تغییر صیغه ماضی به مضارع و بالعکس در صورتی که از زمان منسلخ باشد مثل «کان الله علیما حکیما» را گویی: «خداوند دانا و حکیم می باشد» و به لفظ جامع طوری جایز است که معنی محفوظ ماند و تدلیس نشود و به اصطلاح مطول معانی اُوَل باید محفوط ماند نه ثوانی.

و نقل است که: مردم از یکی از علمای متورع خواستند واقعه عاشورا را در منبر بیان کند فرمود: حضرت سیدالشهداء(ع) روز دهم محرم در کربلا شهید شد. و از منبر فرود آمد و نه از این جهت بود که نقل غیر آن جایز نیست بلکه چون مردم از کثرت اعتقاد به آن عالم قول او را حجت می گرفتند و توقع داشتند آنچه یقینا مطابق واقع باشد بگوید به متواتر اکتفا کرد و در جایی که مستمع چنین متوقع باشد تکلیف همین است اما همیشه مردم از همه کس این توقع ندارند.

.....................

پایان پیام/167