در نشست علمی طلایه داران صلح و وحدت اسلامی؛

حجت کشفی: آیت الله آصفی در راه احیای امر اهل بیت(ع) همه رنج‌ها را به جان خرید

  • کد خبر : 750617
  • منبع : اختصاصی ابنا
خلاصه

مدیر موزه آستانه مقدس حضرت معصومه(س) گفت: آیت الله آصفی در گلیم مختصر فقر و کنج ویران خواند و خواند، آموخت و آموخت، آنگاه نوشت و نوشت و نوشت، دربدری‌ها کشید، خون جگرها نوشید، از نجف اشرف جوار باب مدینه علم رسول الله آغاز کرد و اگرچه جز تلخی از ایام ندید در راه احیای امر اهل بیت(ع) همه رنج ها را به جان خرید.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ سومین نشست علمی طلایه داران صلح و وحدت اسلامی با محوریت اندیشه های آیت الله مرحوم حاج شیخ «محمدمهدی آصفی» امروز ـ سه شنبه ۳ اردیبهشت ـ در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

حجت الاسلام والمسلمین «سید جعفر حجت کشفی» مدیر موزه آستانه مقدس حضرت معصومه(س) در ابتدای سخنانش با اشاره به تواضع و بردباری آیت الله آصفی گفت: اگر در روزگار ما عناوین دکتر و آیت الله رایج شده و به هر بهانه و مصلحتی به افراد ذیصلاح و غیرذیصلاح بخشیده می شود عنوان دکتر در حق این عالم عنوانی صادق و لایق است بلکه ایشان چندین برابر این عنوان شایستگی دارد.

وی در ادامه گفت: شاید خودخواهی باشد من در کمتر مناسبتی که دعوت شدم خود را کمتر از سطح مناسبت دیدم اما در این مناسبت ذهن من درگیری حالات متناقضی است. از اولین دیدار من در تابستان سال 1346 شمسی تا آخرین دیدارم در نیمه شعبان 1392 شمسی در نجف اشرف نزدیک 50 سال می گذرد و من از همان ملاقات نخست گرفتار نظر دقیق و دانش گسترده و افق بلند فکری و صفا و پاکی آیت الله شدم و او یکی از کسانی است که در من تاثیر گذاشت. صادقانه درباره من دلسوی کرد و از او بسیار شنیدم، بسیار خواندم و بسیار آموختم.

حجت الاسلام کشفی افزود: آیت الله محمدمهدی آصفی سهم بزرگی در تکوین شخصیت دینی و فکری من داشت و در این مختصر نمی توانم تمام سرمایه ای که از او بدست آوردم که همه معنوی، اخلاقی و انسانی بود بیان کنم. براین اساس دلهره داشتم اگر توفیق حضور در این نشست علمی داشتم چه بگویم، آخرالامر آنچه را باور داشتم و بازتاب اندیشه و احساس من بود به قلم درآوردم و بسیار حک و اصلاح کردم و بی اندازه کوشیدم تا خالص و بی‌ریا و با امانت و صداقت فکر خود را بنویسم و در همه حال از خداوند منان مدد خواستم.

مدیر موزه آستانه مقدس حضرت معصومه(س) با بیان اینکه آیت الله آصفی مومن، مخلص، عالم، مجاهد، متفکر، صاحب سخن و صاحب قلم، مولف و مبلغ، مدرس و مروج دین، فقیه بود و حیات محمدی داشت و فدایی و شیعه بااخلاص مولا علی(ع) بود افزود: باید اعتراف کنم من از کارهای سیاسی او چیزی ندیدم چراکه او بسیار کتوم و رازدار بود و من از امور سیاسی بسیار وحشت داشتم و استعداد من در امور سیاست منهای صفر بود. فضای سیاسی ذهن من در تمام فصول منجمد و یخبندان بود اما آنچه نوشته ام و بناست به جای سخنرانی بخوانم این است:


بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد

بسیار سالها باید که خردی ناب‌تر از ناب، پاکیزه از شائبه اوهام و قدم صدق و نیت خالص و جد و جهلی استخوان سوز بتواند به توفیق باری عز اسمه فضای ذهن را از غبار کدورت آماج وهم و خیال مصفا دارد و در حکمت قرآنی و علوم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نیک بنگرد و نیک بیندیشد تا تکالیف عباد را به عون الله استخراج و استنباط کند. اولا خود به کار بندد و سپس مردمان را انزار دهد و از کیفر ایزدی برحذر سازد.

حقیقت حکمت همین است و جز این نیست که يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ

به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست

بنده کمتر از کمترین در مصاحبت و ارادت پنجاه ساله ای که به مرحوم آیت الله آصفی داشتم در کار او نشانه ها از صدق می‌دیدم و با همه کم دانشی می دانستم به هر کاری که همت می بندد دارای حجت شرعی است و در راه آنچه باور دارد بی‌دریغ و عاشقانه جان می فشاند.

بحری است بحر عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست
فرصت طریقه رندی که این نشان
جون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

من خود را شایسته سخن در این محفل شریف و این مناسبت نفیس نمی‌دیدم فقط اجازه می‌خواهم اظهار عجز خود را اینگونه به پیشگاه شما تقدیم کنم.

بسم الله الرحمن الرحیم

بار پرودگارا برترین مدیح فاخر و بالاترین ثنای جمیل در آستان کبریای تو نارسات. آنگاه که فرشتگان به آفرینش انسان زبان اعتراض گشوند و چون پیکر او را پس از مراتب جسمانی به آفرینش دیگر آراستی به خویش آفرین گفتی. و فضل خویش را به هرکه که خواستی از ایشان کرامت داشتی فرمودی ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ.

بر این اساس روشن است که بینوا بنده ای چون من به هیچ روی نتوانم بزرگمردی به سزاواری و ارجمندی آیت الله محمدمهدی آصفی را در جام واژه‌ها و تعبیرات متداول و متعارف روزگار توصیف کنم ای کریم خطابخش با همه توانی که در زبان آوری و ترکیب الفاظ به این مسکین عطا فرموده ای خود را ناتوان دیدم و ناگزیر شدم از سخنوران مغزگفتار سخن عاریت بگیرم و اینک آنکه می خوانم از محتشم کاشانی است مقتدای سوگنامه سرایان حسینی و اکنون سیمای آیت آصفی را در منظر خود مجسم می کنم که سخن شناس بودند و سخنران.

دهنده‌ای که به گل نکهت و به گل جان داد
به هرکس آن چه سزا بود حکمتش آن داد

به عرش پایه عالی به فرش پایهٔ پست
ز روی مصلحت و رای مصلحت‌دان داد

به دهر ظل خرد آن قدر که بود ضرور
ز پرتو حرکات سپهر گردان داد

به ابر قطره چکاندن به باد قره زدن
برای نزهت دیرین سرای دوران داد

دو کشتی متساوی اساس را در بحر
یکی رساند به ساحل یکی به طوفان داد

دو سالک متشابه سلوک را در عشق
یکی ز وصل بشارت یکی ز هجران داد

هزار دایه طلب را ز حسرت افزائی
رساند بر سر گنج و به کام ثعبان داد

هزار خسته جگر را ز صبر فرمائی
گداخت جان ز غم آنگه نوید جانان داد

گدای کوچه و سلطان شهر را از عدل
عدیل وار حیات و ممات یکسان داد

درین مقاسمه‌اش نیز بود مصلحتی
که مسکنت به گدا سلطنت به سلطان داد

زبان بسته که بد حکمتی نهفته در آن
به کمترین طبقات صنوف حیوان داد

عزیز کرده زبانی که وقت قسمت فیض
دریغ داشت ز جن و ملک به انسان داد

به شکرین دهنان داد از سخن نمکی
که چاشنی به نباتات شکرستان داد

به قد سروقدان کرد جنبشی تعلیم
که خجلت قد رعنای سرو بستان داد

بر ابروان مقوس زهی ز قدرت بست
که سهم چرخ مقوس ز تیرپران داد

ز باغ حسن سیه نرگسی چو چشم انگیخت
به آن بلای سیه خنجری چو مژگان داد

به چشمهای سیه شیوه‌ای ز ناز آموخت
که هر که خواست به آن شیوه دل دهد جان داد

به ناز داد سکونی که وصف نتوان کرد
به عشوه طی لسانی که شرح نتوان داد

به هر که لایق اسباب کامرانی بود
سرور و مسند و خر گاه چتر و چوگان داد

بهر که در طلب گنج لایزالی بود
گلیم مختصر فقر و گنج ویران داد

آیت الله آصفی در گلیم مختصر فقر و کنج ویران خواند و خواند، آموخت و آموخت، آنگاه نوشت و نوشت و نوشت، دربدری‌ها کشید، خون جگرها نوشید، از نجف اشرف جوار باب مدینه علم رسول الله آغاز کرد و اگرچه جز تلخی از ایام ندید در راه احیای امر اهل بیت(ع) همه رنج ها را به جان خرید.

گر همه خلق به خصمی به در آیند و عداوت
چه تفاوت کند آن را که تو مولا و امیری

سرانجام در عرض اطلس غریب، در ولای مولایش امیرالمؤمنین علی(ع) به نیک نامی و عزت آرمید.

دل زنده هرگز نگردد هلاک
تن زنده دل گر بمیرد چه باک

شایان ذکر است؛ سومین نشست علمی طلایه داران صلح و وحدت اسلامی با محوریت اندیشه های آیت الله مرحوم حاج شیخ «محمدمهدی آصفی» به همت مجمع جهانی اهل بیت(ع)، مرکز اسناد فرهنگی آسیا پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، مؤسسه البلاغ و دانشگاه مذاهب اسلامی برگزار شد.

آیت الله محمد مهدی آصفی عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) و دبیرکل سابق این مجمع پنج شنبه چهارده خرداد ۱۳۹۴ دار فانی را وداع گفت.

.................
پایان پیام/ ۲۱۸


مطالب مرتبط

نظر خود را ارسال کنید

پست الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت خورده اند

*

نه به معامله قرن
رمضان
کنگره شعر ابوطالب
کشتار شیعیان نیجریه