۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۴
از چراگاه تا خون؛ چرا طالبان نتوانسته منازعه کوچی‌ها و هزاره‌جات را حل کند؟

بررسی گزارش‌های حقوق بشری، پژوهش‌های مستقل و منابع رسانه‌ای نشان می‌دهد از زمان بازگشت طالبان به قدرت، دست‌کم ۱۴ رویداد یا مجموعه درگیری دارای تلفات میان کوچی‌ها و ساکنان مناطق عمدتاً هزاره و شیعه قابل ردیابی است؛ حوادثی که دست‌کم هفت کشته و حدود ۳۰ زخمی برجای گذاشته و هم‌زمان صدها خانواده را با منازعات زمین، تهدید به اخراج و از دست دادن منابع معیشتی روبه‌رو کرده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ با گذشت پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت، منازعه تاریخی کوچی‌ها و ساکنان مناطق مرکزی افغانستان همچنان حل‌نشده باقی مانده است. هرچند طالبان بارها از تشکیل کمیسیون‌ها، برگزاری جرگه‌ها و حل اختلافات خبر داده‌اند، گزارش‌های منتشرشده از بامیان، میدان‌وردک، غزنی، دایکندی و شماری دیگر از استان‌ها نشان می‌دهد درگیری بر سر زمین، چراگاه و ورود دام‌ها به مزارع همچنان به خشونت و تلفات منجر می‌شود.

بررسی منابع عمومی نشان می‌دهد از اوت ۲۰۲۱ تاکنون دست‌کم ۱۴ رویداد یا خوشه خشونت‌آمیز دارای تلفات در ارتباط با منازعات کوچی‌ها و ساکنان مناطق عمدتاً هزاره‌نشین قابل شناسایی است. در این حوادث دست‌کم هفت نفر کشته و حدود ۳۰ نفر زخمی شده‌اند.

این آمار، شمارش حداقلی براساس مواردی است که امکان ردیابی آن‌ها در منابع عمومی وجود دارد و به معنای آمار رسمی یا نهایی نیست. طالبان، سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری تاکنون آمار جامعی از مجموع قربانیان منازعات کوچی‌ها و هزاره‌ها پس از سال ۲۰۲۱ منتشر نکرده‌اند.

از جمله موارد ثبت‌شده می‌توان به قتل یک مرد هزاره در ناور غزنی در سال ۲۰۲۲، کشته‌شدن یک کودک هزاره در همین منطقه، قتل یک چوپان در دایمیرداد میدان‌وردک و کشته و زخمی‌شدن ساکنان میرامور دایکندی اشاره کرد.

در سال‌های بعد نیز درگیری‌ها ادامه یافت. در عید قربان سال ۲۰۲۴ سه ساکن مالستان غزنی پس از ورود دام‌ها به زمین‌های کشاورزی زخمی شدند. در پنجاب بامیان نیز چندین درگیری در مناطق گاوگردو و درازقول رخ داد که مجموعاً چندین زخمی برجای گذاشت.

در ماه مه ۲۰۲۵، درگیری‌های جداگانه میان کوچی‌ها و مردم محلی در بهسود میدان‌وردک دست‌کم هفت زخمی برجا گذاشت. در ۲۲ ژوئن همان سال، عبداللطیف، یکی از ساکنان ناور غزنی، پس از آن‌که تلاش کرد مانع ورود شمار زیادی دام به زمین‌های کشاورزی شود، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.

حدود یک ماه بعد، مجتبی نقوی در بهسود هنگام جلوگیری از ورود دام‌ها به مزرعه‌اش کشته شد. در نوامبر ۲۰۲۵ نیز نوروز، یکی از ساکنان دایمیرداد، در یک حمله مسلحانه جان باخت و برادرش به‌شدت زخمی شد.

در سال ۲۰۲۶ نیز چندین مورد خشونت گزارش شده است. در ششم ژوئن پنج نفر در منطقه زرسنگ شهرستان پنجاب بامیان زخمی شدند. ده روز بعد، در منطقه توبک همین شهرستان نیز چند کشاورز در جریان درگیری دیگری آسیب دیدند.

در اوت ۲۰۲۶ نیز منابع محلی در شهرستان خِدیر دایکندی از ضرب‌وشتم یک زن، یک کودک و یک مرد جوان خبر دادند؛ حادثه‌ای که بنا بر گزارش‌ها پس از تلاش خانواده برای جلوگیری از ورود دام‌ها به زمین کشاورزی آنان رخ داده بود.

با این حال، تلفات جانی تنها بخشی از این منازعه است.

صدها خانواده درگیر پرونده‌های زمین و اخراج

پس از بازگشت طالبان، مناقشه بر سر مالکیت زمین در بخش‌هایی از هزاره‌جات نیز شدت گرفته است.

دیدبان حقوق بشر در سال ۲۰۲۱ گزارش داده بود که دست‌کم دو هزار و ۸۰۰ هزاره از ۱۵ روستا در دایکندی و ارزگان در جریان پرونده‌های زمین مجبور به ترک محل زندگی خود شده‌اند. همه این موارد مستقیماً به کوچی‌ها مربوط نبود و در شماری از آن‌ها نیروهای طالبان عامل اجرای تخلیه بودند، اما بخش قابل توجهی از منازعات با ادعاهای قدیمی مالکیت و تغییر موازنه قدرت پس از سقوط جمهوری مرتبط بود.

یکی از مهم‌ترین موارد در ژوئیه ۲۰۲۵ در روستای رشک شهرستان پنجاب بامیان رخ داد. طالبان پس از صدور حکم در پرونده‌ای میان ساکنان هزاره و مدعیان کوچی، ۲۵ خانواده هزاره، شامل حدود ۲۰۰ نفر، را از روستا تخلیه کرد.

این اتفاق‌ها سبب شده است مسئله کوچی‌ها برای ساکنان مناطق مرکزی صرفاً موضوع عبور دام یا استفاده از چراگاه نباشد؛ بلکه با امنیت مالکیت، محل سکونت و آینده اقتصادی خانواده‌ها ارتباط مستقیم پیدا کند.

ریشه اختلاف به بیش از یک قرن قبل بازمی‌گردد

مناقشه کوچی‌ها و هزاره‌های مناطق مرکزی سابقه‌ای طولانی دارد و ریشه آن به تحولات سیاسی و نظام مالکیت زمین در اواخر قرن نوزدهم بازمی‌گردد.

پس از جنگ‌های عبدالرحمن خان علیه هزاره‌ها، بخشی از زمین‌ها و حقوق استفاده از چراگاه‌های هزاره‌جات در قالب فرمان‌های حکومتی در اختیار گروه‌هایی از کوچی‌ها قرار گرفت. شماری از خانواده‌های کوچی همچنان برای اثبات حق مالکیت یا چرا به اسناد و فرمان‌های تاریخی استناد می‌کنند.

در مقابل، بسیاری از هزاره‌ها معتقدند بخش قابل توجهی از این اسناد محصول دوره‌ای است که مردم مناطق مرکزی با سرکوب، کوچ اجباری و مصادره املاک روبه‌رو بودند و نمی‌توان بدون در نظر گرفتن آن پیشینه تاریخی درباره مالکیت امروز تصمیم گرفت.

دهه‌ها جنگ نیز وضعیت مالکیت را پیچیده‌تر کرده است. در بسیاری از پرونده‌ها، فرمان‌های قدیمی، قباله‌های شرعی، اسناد دولتی، اسناد عرفی و سابقه چند دهه سکونت با یکدیگر در تعارض قرار گرفته‌اند.

بررسی‌های شبکه تحلیلگران افغانستان نشان داده است که در پنجاب بامیان از ۴۴ پرونده مورد مناقشه زمین، ۱۶ پرونده در دادگاه‌های طالبان بررسی شده بود و در تمام این ۱۶ مورد، حکم به واگذاری زمین یا ملک مورد اختلاف به کوچی‌ها صادر شده بود؛ موضوعی که نگرانی‌هایی درباره بی‌طرفی روند رسیدگی در میان ساکنان محلی ایجاد کرده است.

ورود دام‌ها به مزارع؛ جرقه بسیاری از درگیری‌ها

با وجود پیشینه تاریخی اختلاف، عامل فوری بسیاری از درگیری‌های چند سال اخیر مسئله‌ای ساده‌تر بوده است: ورود دام‌های کوچی‌ها به زمین‌های کشاورزی.

در بسیاری از حوادث گزارش‌شده در بامیان، غزنی، میدان‌وردک و دایکندی، درگیری زمانی آغاز شده که کشاورزان تلاش کرده‌اند مانع ورود رمه‌ها به مزارع یا زمین‌هایی شوند که آن‌ها را ملک شخصی یا چراگاه متعلق به روستا می‌دانند.

در مقابل، برخی کوچی‌ها این مناطق را چراگاه‌های سنتی خود می‌دانند و می‌گویند برای استفاده از آن‌ها اسناد یا حقوق تاریخی دارند.

نبود مرزبندی دقیق زمین‌ها، فقدان یک نظام ثبت مالکیت مورد قبول همه طرف‌ها و اختلاف بر سر اعتبار اسناد تاریخی سبب شده است چنین تنش‌هایی هر سال با آغاز فصل کوچ دوباره تکرار شود.

بازگشت طالبان موازنه قدرت را تغییر داد

یکی از مهم‌ترین تغییرات پس از اوت ۲۰۲۱، تغییر موازنه قدرت میان طرفین منازعه بوده است.

پژوهش‌های مستقل نشان می‌دهد پس از بازگشت طالبان، جوامع شیعه و هزاره تا حد زیادی خلع سلاح شدند و بسیاری از ابزارهای سیاسی و امنیتی دوره جمهوری را از دست دادند.

در مقابل، شماری از کوچی‌ها توانستند دوباره به مناطقی وارد شوند که در سال‌های قبل امکان حضور در آن‌ها را نداشتند. در برخی گزارش‌ها نیز از مسلح‌بودن افراد کوچی سخن گفته شده است.

با این حال، نمی‌توان ادعا کرد همه کوچی‌ها مسلح‌اند یا تمام اختلافات به خشونت منجر شده است. همچنین پژوهش‌های مستقل نشان می‌دهد درگیری‌های بزرگ و سازمان‌یافته در برخی مناطق نسبت به دوره جمهوری کاهش یافته و طالبان در مواردی مانع گسترش جنگ‌های قومی شده‌اند.

اما منتقدان می‌گویند مشکل اصلی از بین نرفته و تنها شکل آن تغییر کرده است؛ به جای جنگ‌های بزرگ، اکنون مواردی از تیراندازی محدود، تخریب مزارع، فشار قضایی، بازداشت، اخراج از زمین و صدور احکام مالکیت محل اصلی مناقشه شده است.

چرا پرونده همچنان حل نشده است؟

طالبان در پنج سال گذشته بارها هیئت‌ها و کمیسیون‌هایی برای حل منازعات کوچی‌ها و ساکنان مناطق مرکزی تشکیل داده است.

در شماری از موارد، این هیئت‌ها توانسته‌اند درگیری فوری را متوقف کنند، دام‌ها را از مزارع خارج کنند یا میان طرفین توافق موقت ایجاد کنند.

اداره طالبان در بامیان نیز اخیراً اعلام کرده است که در پنج ماه نخست سال جاری از ۷۰ منازعه ثبت‌شده در این استان، ۶۳ مورد، از جمله برخی اختلافات کوچی‌ها و ساکنان، از طریق میانجی‌گری حل شده است.

اما هنوز مشخص نیست منظور از «حل» این پرونده‌ها چیست؛ آیا مالکیت زمین برای همیشه مشخص شده، خسارت پرداخت شده یا صرفاً برای جلوگیری از درگیری فوری میان دو طرف توافقی موقت صورت گرفته است.

نبود انتشار عمومی احکام، اسناد و جزئیات پرونده‌ها نیز ارزیابی مستقل درباره میزان عادلانه‌بودن این روند را دشوار کرده است.

مشکل اصلی همچنان پابرجاست: چه کسی مالک زمین است، کدام اسناد تاریخی اعتبار دارد، حدود چراگاه‌ها کجاست و حق عبور دام‌ها تا چه اندازه ادامه دارد؟

تا زمانی که این پرسش‌ها در چارچوب یک نظام حقوقی شفاف و مورد اعتماد هر دو طرف پاسخ داده نشود، خطر تکرار خشونت با آغاز هر فصل کوچ وجود خواهد داشت.

چه نهادی در حکومت طالبان مسئول رسیدگی است؟

مهم‌ترین نهاد حکومتی مسئول رسیدگی به منازعات کوچی‌ها و ساکنان، وزارت امور مرزها، اقوام و قبایل طالبان به ریاست ملا نورالله نوری است.

حل منازعات قومی از طریق جرگه و شورا، رسیدگی به مسائل کوچی‌ها و هماهنگی میان جوامع محلی از مسئولیت‌های رسمی این وزارتخانه به‌شمار می‌رود.

ریاست امور کوچی‌ها و کمیسیون‌های مشترک حل منازعات کوچی‌ها و ساکنان نیز در همین ساختار فعالیت می‌کنند.

با این حال، در مواردی که درگیری به قتل، تیراندازی یا ضرب‌وشتم منجر می‌شود، وزارت کشور، پلیس طالبان و نهادهای قضایی مسئول رسیدگی جنایی هستند.

پرونده‌های مالکیت نیز ممکن است به دادگاه‌ها، وزارت دادگستری و کمیسیون جلوگیری از غصب زمین ارجاع شوند.

به این ترتیب، مسئولیت حل مسئله میان چند نهاد تقسیم شده است؛ وضعیتی که خود می‌تواند یکی از دلایل طولانی‌شدن روند رسیدگی باشد.

طالبان چه می‌گوید؟

مقام‌های طالبان معمولاً این حوادث را «منازعه میان کوچی‌ها و ده‌نشینان» یا اختلاف بر سر زمین و چراگاه توصیف کرده‌اند و از به‌کاربردن تعابیری مانند درگیری قومی یا مذهبی خودداری می‌کنند.

طالبان می‌گوید این اختلافات باید براساس شریعت، اسناد معتبر، جرگه و مذاکره حل شود.

در چند مورد نیز نیروهای این گروه افراد کوچی مظنون به قتل را بازداشت کرده‌اند. پس از قتل عبداللطیف در ناور غزنی، منابع از بازداشت سه مظنون خبر دادند و در پرونده قتل نوروز در دایمیرداد نیز چهار مرد کوچی بازداشت شدند.

بنابراین نمی‌توان گفت طالبان در تمام حوادث از اقدام علیه افراد کوچی خودداری کرده است؛ با این حال، اطلاعات عمومی اندکی درباره سرنوشت قضایی بسیاری از بازداشت‌شدگان، صدور حکم نهایی یا پرداخت خسارت به قربانیان منتشر شده است.

علمای شیعه‌ی افغانستان چه گفته‌اند؟

شورای علمای شیعه افغانستان و کمیسیون عالی شیعیان بارها مسئله کوچی‌ها را با مقام‌های طالبان مطرح کرده‌اند.

در اوت ۲۰۲۵، اعضای این شورا در دیدار با نورالحق انور، رئیس اداره امور طالبان، از آنچه «ورود مسلحانه و غیرقانونی کوچی‌ها به مناطق مرکزی، خشونت علیه ساکنان و تخریب زمین‌های کشاورزی» خواندند، شکایت کردند.

آنان از حکومت طالبان خواستند تصمیم‌های کمیسیون مرکزی کوچی و ده‌نشین اجرا شود و امنیت و حقوق ساکنان محلی مورد حمایت قرار گیرد.

محمد اکبری، معاون شورای علمای شیعه افغانستان، نیز در سال ۲۰۲۶ در دیدار با مقام‌های طالبان در بامیان بر ضرورت حل منازعات کوچی‌ها و ساکنان هزاره‌جات از راه گفت‌وگو، عدالت و روش‌های مسالمت‌آمیز تأکید کرد.

آیت‌الله واعظ‌زاده بهسودی نیز موضع صریح‌تری اتخاذ کرده و بارها از حکومت طالبان خواسته است مانع ورود افراد مسلح، تخریب مزارع و انتقال دام‌های متعلق به افراد فاقد حق چرا به مناطق هزاره‌نشین شود.

او همچنین از آنچه بی‌توجهی حکومت به شکایت مردم مناطق مرکزی خوانده، انتقاد کرده است.

منازعه زمین است یا مسئله قومی و مذهبی؟

بخش بزرگی از مناطقی که این حوادث در آن‌ها رخ داده، محل زندگی هزاره‌های شیعه است و به همین دلیل پیامدهای این منازعه به‌طور مستقیم جامعه شیعه افغانستان را تحت تأثیر قرار داده است.

با این حال، نمی‌توان همه این حوادث را صرفاً «حمله مذهبی» توصیف کرد.

در بسیاری از پرونده‌ها، اختلاف مستقیم بر سر زمین، چراگاه، منابع آب، مسیر عبور دام و خسارت به مزارع بوده است. کوچی‌ها نیز جامعه‌ای یکدست نیستند و برخی از آنان مدعی‌اند در دوره‌های گذشته خود با محرومیت، محدودیت در دسترسی به چراگاه و تبعیض روبه‌رو بوده‌اند.

حتی در یکی از حوادث اخیر در بغلان، یک بزرگ قومی هزاره کشته شد که از جامعه هزاره‌های سنی بود؛ نمونه‌ای که نشان می‌دهد این منازعه را نمی‌توان صرفاً به شکاف مذهبی تقلیل داد.

با این حال، پیشینه تاریخی سلب مالکیت هزاره‌ها، تمرکز حوادث در مناطق هزاره‌نشین، کاهش قدرت سیاسی و امنیتی این جامعه پس از سال ۲۰۲۱ و نگرانی درباره بی‌طرفی سازوکارهای قضایی طالبان سبب شده است این پرونده برای بسیاری از شیعیان و هزاره‌ها از یک اختلاف معمول بر سر چراگاه فراتر برود.

پنج سال کمیسیون؛ مسئله همچنان پابرجاست

طالبان از زمان بازگشت به قدرت بارها وعده داده است که اختلاف میان کوچی‌ها و ساکنان مناطق مرکزی را برای همیشه حل خواهد کرد.

اما ادامه تیراندازی‌ها، زخمی‌شدن کشاورزان، پرونده‌های اخراج و شکایت مکرر علمای شیعه نشان می‌دهد ریشه‌های منازعه همچنان پابرجاست.

پرسش اصلی اکنون این نیست که آیا طالبان می‌تواند پس از هر درگیری هیئتی برای میانجی‌گری اعزام کند؛ بلکه این است که آیا حکومت می‌تواند یک سازوکار حقوقی شفاف، بی‌طرف و قابل اعتماد ایجاد کند که مالکیت زمین، حدود چراگاه‌ها و حقوق هر دو طرف را برای همیشه مشخص کند.

تا زمانی که چنین سازوکاری شکل نگیرد، احتمال تکرار این چرخه همچنان وجود دارد: ورود دام‌ها، اعتراض کشاورزان، درگیری، اعزام هیئت طالبان، توافق موقت و بازگشت همان اختلاف در فصل بعد.

پنج سال پس از بازگشت طالبان، همین تکرار نشان می‌دهد که یکی از قدیمی‌ترین منازعات افغانستان هنوز نه پایان یافته و نه راه‌حل پایدار و مورد قبول همه طرف‌ها برای آن پیدا شده است.

......................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha