به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین امین، نویسنده و پژوهشگر دینی، در نوشتاری اختصاصی برای ابنا، پدیده هوش مصنوعی را در مکتب جعفری(ع) مورد بحث و بررسی قرار داده است.
محمد حسین امین / نویسنده و پژوهشگر دینی
تصور کنید هوش مصنوعی نه در قرن بیستویکم، بلکه در روزگار امام صادق(ع) ظهور میکرد؛ ماشینی که میتوانست سخن بگوید، مسئله حل کند، اطلاعات فراوانی را در اختیار انسان بگذارد و حتی در برخی کارها از انسان سریعتر باشد. آیا امام صادق(ع) نخستین واکنشش ترس از «جدید بودن» این پدیده بود؟ یا اینکه ابتدا آن را میشناخت، دربارهاش سؤال میکرد، متخصص تربیت میکرد و سپس نسبت آن را با حقیقت، انسان و اخلاق میسنجید؟ ما نمیتوانیم سخنی درباره هوش مصنوعی به امام(ع) نسبت دهیم؛ اما میتوانیم از روش مکتب جعفری برای مواجهه با چنین پدیدهای درس بگیریم.
مسئله امروز فقط هوش مصنوعی نیست؛ ترس ما از ناشناختههاست
هوش مصنوعی وارد زندگی ما شده است؛ از مدرسه و دانشگاه گرفته تا پزشکی، رسانه، اقتصاد، برنامهنویسی . یک روز از آن برای ترجمه استفاده میکنیم و روز دیگر برای پرسیدن مسائل پیچیده، ساخت تصویر یا تحلیل یک مسئله. سرعت تغییر آنقدر زیاد است که گاهی حتی فرصت نمیکنیم بفهمیم دقیقاً با چه چیزی روبهرو هستیم.
طبیعی است که در برابر چنین پدیدهای هم سؤال داشته باشیم و هم نگرانی. آیا هوش مصنوعی شغل انسانها را میگیرد؟ آیا ممکن است حقیقت را تحریف کند؟ آیا دانشآموز را از فکر کردن بازمیدارد؟ آیا میتواند جای متخصص را بگیرد؟ و آیا اگر روزی از انسان در بسیاری از تواناییهای شناختی جلوتر رفت، باید از آن ترسید؟
اما یک اشتباه بزرگ این است که پیش از شناختن یک پدیده، درباره آن حکم صادر کنیم.
نه هر فناوری جدیدی نجاتبخش است و نه هر فناوری جدیدی تهدیدکننده. مسئله این است که آن فناوری چیست، چگونه کار میکند و چه کسی، با چه دانشی و برای چه هدفی از آن استفاده میکند.
اینجاست که بازگشت به مدرسه امام صادق(ع) معنا پیدا میکند. مکتب جعفری با پرسشهای جدید قهر نمیکرد؛ آنها را به میدان گفتوگو میآورد. مدرسه امام صادق(ع) در دورهای شکل گرفت که جریانهای فکری، فلسفی و علمی گوناگونی در جامعه اسلامی حضور داشتند و امام(ع)، به جای بستن درهای گفتوگو، شاگردانی تربیت کرد که بتوانند با این جریانها سخن بگویند و استدلال کنند.[۱]
پیش از آنکه درباره فناوری حکم کنیم، باید آن را بشناسیم
یکی از درسهایی که میتوان از روش علمی مکتب جعفری گرفت این است که ناآگاهی درباره یک پدیده، دلیل خوبی برای دشمنی با آن نیست.
امام صادق(ع) در سخنی که در الکافی نقل شده، درباره دانشطلبان میان انگیزههای مختلف تفاوت میگذارد و میفرماید:
«طَلَبَةُ الْعِلْمِ ثَلَاثَةٌ، فَاعْرِفْهُمْ بِأَعْیَانِهِمْ وَصِفَاتِهِمْ...»
ایشان دانش پژوهان را به سه گروه تقسیم میکند و در میان آنان از کسانی یاد میکند که دانش را برای فهمیدن و خردورزیدن میآموزند.[۲]
این نگاه برای عصر هوش مصنوعی قابل تأمل است. شاید سؤال نخست نباید این باشد که «هوش مصنوعی خوب است یا بد؟»؛ بلکه باید پرسید: چگونه کار میکند؟ چه تواناییهایی دارد؟ محدودیتهایش چیست؟ کجا خطا میکند؟ چه کسی آن را ساخته و با چه اهدافی توسعه یافته است؟
جامعهای که این پرسشها را نمیپرسد، معمولاً به یکی از دو دام میافتد: یا شیفته فناوری میشود یا از آن میترسد.
اما جامعهای که میپرسد، میآموزد و متخصص تربیت میکند، میتواند فناوری را بفهمد و مدیریت کند.
مکتب جعفری با «تخصص» مواجه میشد، نه با حدس و شایعه
یکی از ویژگیهای قابل توجه مدرسه علمی امام صادق(ع)، توجه به تواناییهای متفاوت شاگردان و استفاده از هر فرد در حوزهای بود که در آن توانمندتر بود.
در گزارشهای تاریخی و رجالی، شاگردانی مانند ابان بن تغلب و هشام بن حکم با دانش و تواناییهای برجسته خود شناخته شدهاند. نجاشی درباره ابان بن تغلب از جایگاه علمی او در حوزههایی مانند قرآن، فقه، حدیث، ادب و لغت یاد میکند و درباره هشام بن حکم نیز از وثاقت و جایگاه علمی او سخن میگوید.[۳]
در گزارشهای مربوط به مناظرات مدرسه امام صادق(ع) نیز نمونه روشنی از این تخصصگرایی دیده میشود؛ هنگامی که فردی در حوزهای خاص وارد گفتوگو میشد، امام(ع) از شاگردی که در همان حوزه توانمند بود برای پاسخگویی استفاده میکرد.[۴]
اگر امروز با فناوری پیچیدهای مانند هوش مصنوعی روبهرو هستیم، راهحل این نیست که یک عالم دینی به تنهایی درباره تمام جزئیات فنی آن نظر بدهد؛ همانطور که درست نیست یک متخصص فناوری به تنهایی درباره تمام پیامدهای اخلاقی، اجتماعی و انسانی آن تصمیم بگیرد.
هوش مصنوعی متخصص خودش را میخواهد
مهندس باید مدل و الگوریتم را بفهمد؛ فیلسوف باید درباره نسبت آن با شناخت و عقل انسان بحث کند؛ فقیه باید احکام کاربردهای مختلف آن را بررسی کند؛ جامعهشناس باید آثار اجتماعیاش را بسنجد و متخصص اخلاق باید درباره مسئولیتها و آسیبهای آن گفتوگو کند.
روح مدرسه علمی امام صادق(ع) در اینجا میتواند برای امروز الهامبخش باشد: به جای یک پاسخ شتابزده، شبکهای از دانش و تخصص بسازیم.
امام صادق(ع) از سؤال فرار نمیکرد
یکی از زیباترین بخشهای سیره علمی امام صادق(ع)، حضور پرسش و مناظره در فضای علمی ایشان است. در منابع، مناظرههای متعددی از امام(ع) و شاگردانش با پیروان مکاتب مختلف و حتی منکران خدا گزارش شده است.[۵]
پرسش میتواند آغاز فهم باشد. اگر جوانی درباره خدا، دین، علم یا انسان سؤال دارد، نخست باید اجازه داد سؤالش را کامل مطرح کند.
در برخی گزارشهای مربوط به مناظرات مدرسه امام صادق(ع)، امام به جای اینکه همه بحثها را شخصاً بر عهده بگیرد، مناظرهکنندگان را در موضوعات مختلف به شاگردانی ارجاع میداد که در آن زمینه توانمندتر بودند.[۶]
این روش برای مواجهه امروز ما با هوش مصنوعی یک پیام روشن دارد:
از پرسشهای سخت نترسیم.
اگر یک نوجوان بپرسد «آیا هوش مصنوعی میتواند جای انسان را بگیرد؟»، پاسخ دینی نباید خاموش کردن سؤال باشد. اتفاقاً باید سؤال را بازتر کرد: انسان چیست؟ عقل چیست؟ آگاهی چیست؟ مسئولیت چیست؟ علم چه تفاوتی با اطلاعات دارد؟ آیا سرعت پردازش همان فهم حقیقت است؟
گاهی یک پرسش خوب، ارزشمندتر از دهها پاسخ آماده است.
هر اطلاعاتی «علم» نیست
هوش مصنوعی میتواند در چند ثانیه هزاران جمله تولید کند؛ اما زیاد بودن اطلاعات، الزاماً به معنای زیاد بودن علم نیست.
ممکن است یک سامانه هوش مصنوعی پاسخی بسیار زیبا، منظم و قانعکننده تولید کند و در همان پاسخ اطلاعات نادرست هم وجود داشته باشد. خطر دقیقاً همینجاست: ظاهر علمی یک پاسخ، همیشه نشانه حقیقت آن نیست.
امام صادق(ع) در الکافی درباره کسانی که دانش میطلبند، تنها به مقدار دانستن توجه نمیکند؛ بلکه انگیزه و نتیجه دانش را نیز مهم میداند. در روایتی از ایشان، دانشطلبان به سه گروه تقسیم شدهاند و از گروهی سخن گفته میشود که علم را برای «فقه و عقل» میخواهند.[۲]
در این نگاه، علم فقط برای انباشتن و نمایش اطلاعات نیست؛ برای فهمیدن و درست عمل کردن است.
این تفاوت در عصر هوش مصنوعی حیاتی است. اینکه یک دانشآموز بتواند با هوش مصنوعی در چند دقیقه مقالهای تولید کند، لزوماً به معنای باسوادتر شدن او نیست. ممکن است محصول نهایی بهتر شده باشد، اما اگر ماشین همه فرایند اندیشیدن را به جای او انجام داده باشد، محصول قویتر شده و انسان ضعیفتر.
مکتب جعفری شاید به جای «هوش مصنوعی یا انسان» میپرسید: «هوش مصنوعی برای چه انسانی؟»
یکی از خطاهای رایج در بحث فناوری این است که انسان و ماشین را صرفاً رقیب یکدیگر تصور کنیم؛ کدامیک سریعتر است؟ کدامیک بیشتر میداند؟ کدامیک در آینده جای دیگری را میگیرد؟
اما شاید سؤال عمیقتر این باشد:
این فناوری قرار است انسان را به چه انسانی تبدیل کند؟
در اینجا سخنی بسیار دقیق از امام صادق(ع) راهگشاست:
«الْعَامِلُ عَلَی غَیْرِ بَصِیرَةٍ کَالسَّائِرِ عَلَی غَیْرِ الطَّرِیقِ، لَا یَزِیدُهُ سُرْعَةُ السَّیْرِ إِلَّا بُعْداً.»
«کسی که بدون بصیرت عمل میکند، مانند کسی است که در مسیری غیر از راه درست حرکت میکند؛ هرچه سرعت حرکتش بیشتر شود، جز دورتر شدن چیزی نصیبش نمیشود.»[۷]
این روایت درباره هوش مصنوعی نیست؛ اما معیاری عمیق برای مواجهه با فناوری به دست میدهد:
مسئله فقط قدرت و سرعت ابزار نیست؛ مسئله بصیرت انسانی است که از آن ابزار استفاده میکند.
هوش مصنوعی دقیقاً میتواند «سرعت» را چندین برابر کند؛ در چند ثانیه پاسخ ها تولید ، دادهها را تحلیل و مسائل پیچیده ای را حل کند که تهیه آنها پیشتر ساعتها یا روزها زمان میبرد.
اما سخن امام صادق(ع) سؤال بنیادیتری پیش روی ما میگذارد:
آیا انسان اصلاً در مسیر درست قرار دارد؟
اگر مقصد اشتباه باشد، سرعت بیشتر فضیلت نیست. انسانی که با فناوری قدرتمندتر، سریعتر در مسیر اشتباه حرکت میکند، به مقصد نزدیکتر نشده است؛ فقط سریعتر از آن دور شده است.
پس سؤال فقط این نیست که «هوش مصنوعی چه کارهایی میتواند انجام دهد؟»؛ باید پرسید این قدرت در اختیار چه انسانی قرار گرفته است؟ انسان آگاه و بصیر و با معرفت یا شخصِ نادانِ ساده لوح با چشمانی بسته؟
برای انسانی که میخواهد حقیقت را بهتر بشناسد یا کسی که میخواهد حرفهایتر فریب بدهد؟ برای دانشآموزی که میخواهد بهتر یاد بگیرد یا کسی که میخواهد فکر کردن را کنار بگذارد؟ برای پزشکی که میخواهد بهتر به بیمار خدمت کند یا کسی که میخواهد مسئولیت تصمیم خود را به ماشین واگذار کند؟
اگر هوش مصنوعی باعث شود پزشک سریعتر بیماری را تشخیص دهد، دانشمند بهتر دادهها را تحلیل کند، دانشآموز منابع بیشتری را بشناسد و انسان فرصت بیشتری برای کارهای خلاقانه پیدا کند، ظرفیت بزرگی ایجاد شده است.
اما اگر انسان به جایی برسد که بدون ماشین نتواند مسئلهای را تحلیل کند یا هر پاسخ تولیدشده توسط هوش مصنوعی را بدون بررسی بپذیرد، فناوری آرامآرام از «ابزار فکر» به «جایگزین فکر» تبدیل شده است.
در منطق این روایت، میتوان مسئله را چنین خلاصه کرد:
فناوری سرعت میدهد؛ اما بصیرت جهت میدهد و سرعت بدون جهت، حتی میتواند خطرناکتر باشد.
انسان مأمور به شنیدن است، اما محکوم به پذیرفتن نیست
اینجا قرآن حلقه دیگری از این زنجیره را کامل میکند:
﴿فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَٰئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ﴾
«پس بندگان مرا بشارت ده؛ همان کسانی که سخنان را میشنوند و از بهترینِ آنها پیروی میکنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده و آنان خردمنداناند.»[۸]
دقت کنید قرآن نمیگوید هرچه شنیدند پذیرفتند. میگوید: «یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»؛ سخن را میشنوند و سپس بهترین آن را برمیگزینند.
یعنی میان «شنیدن» و «پذیرفتن»، مرحلهای حیاتی وجود دارد:
سنجش و انتخاب.
هوش مصنوعی میتواند حجم عظیمی از اطلاعات را در اختیار ما بگذارد؛ اما انسان همچنان باید بپرسد: آیا این درست است؟ منبعش چیست؟ با واقعیت سازگار است؟ آیا باید بر اساس آن عمل کنم؟
به زبان امروز:
از هوش مصنوعی بپرس، از آن کمک بگیر، از سرعتش استفاده کن؛ اما حق تشخیصت را به آن واگذار نکن.
ماشین میتواند اطلاعات فراهم کند؛ اما مسئولیت سنجش و تصمیم همچنان بر دوش انسان است.
انسان مؤمن نه از فناوری فرار میکند و نه در برابر آن تسلیم میشود؛ میشنود، میسنجد و انتخاب میکند.
شاید مسئله اصلی، ساختن ماشین باهوشتر نباشد؛ تربیت انسان عاقلتر باشد
اگر از مجموعه این مبانی بخواهیم یک نتیجه برای عصر هوش مصنوعی بگیریم، شاید مهمترین مسئله خودِ ماشین نباشد؛ انسانِ استفادهکننده از ماشین باشد.
بنابراین امروز بیش از آنکه فقط به نسلی نیاز داشته باشیم که بلد باشد با هوش مصنوعی کار کند، به نسلی نیاز داریم که بتواند پاسخ هوش مصنوعی را نقد کند؛ سؤال درست بپرسد؛ خطا را از حقیقت تشخیص دهد؛ مسئولیت اخلاقی تصمیم خود را بپذیرد و بداند هر چیزی که «ممکن» است، لزوماً «مطلوب» نیست.
اگر چنین انسانی تربیت شود، فناوری میتواند قدرت او را برای علم، خدمت و خلاقیت چند برابر کند. اما اگر عقل، اخلاق و مسئولیت انسانی تضعیف شود، همان فناوری میتواند خطاهای انسان را نیز چند برابر کند.
پس مسئله فقط ساختن ماشینهای باهوشتر نیست.
مسئله، تربیت انسانهایی است که در برابر ماشینهای باهوش، عقل خود را تعطیل نکنند.
راهکار امروز؛ نه شیفتگی، نه هراس
برای مواجهه دینی با هوش مصنوعی شاید سه کلمه کافی باشد:
بشناسیم، بسنجیم، مسئولانه استفاده کنیم.
نخست باید هوش مصنوعی را بشناسیم؛ به جای شایعه و ترس، متخصص تربیت کنیم و تواناییها و محدودیتهای این فناوری را بفهمیم.
سپس باید آن را بسنجیم؛ با عقل، اخلاق، احکام دینی و مصالح انسان. نه هر استفادهای از فناوری اخلاقی و مجاز است و نه هر فناوری جدیدی ذاتاً ضد دین.
و در نهایت باید مسئولانه از آن استفاده کنیم. هوش مصنوعی میتواند دستیار انسان باشد، اما نباید وجدان، عقل و مسئولیت انسان را تعطیل کند.
مکتب امام صادق(ع) برای ما نسخهای درباره «هوش مصنوعی» به جا نگذاشته است؛ چون چنین فناوریای در زمان ایشان وجود نداشت. اما روش آن حضرت در مواجهه با دانش، پرسش، اختلاف و جریانهای فکری تازه، برای امروز حرفهای فراوانی دارد.
شاید اگر بخواهیم تمام این روش را در چند جمله خلاصه کنیم، بتوان گفت:
از فناوری نترس؛ از نادانی درباره فناوری بترس.
از پرسش نترس؛ از پرسشنکردن بترس.
از هوش مصنوعی نترس؛ از روزی بترس که انسان، هوش خود را به ماشین واگذار کند.
پاورقیها
[۱] درباره فضای علمی عصر امام صادق(ع) و نقش ایشان در گسترش مدرسه علمی، تربیت شاگردان و مواجهه با جریانهای فکری مختلف، بنگرید: محمد واعظزاده خراسانی، «Imam Sadiq’s Contribution To The Scientific Movement In The Early Period Of Islam»، Message of Thaqalayn، ج۱۴، ش۳. همچنین شرح زندگی علمی امام و شاگردان ایشان در: A Biography of Imam Ja‘far al-Sadiq (a).
[۲] محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، کتاب فضل العلم، باب «صفة العلم وفضله وفضل العلماء»، حدیث ۵: «طَلَبَةُ الْعِلْمِ ثَلَاثَةٌ...»؛ در این روایت، امام صادق(ع) دانشطلبان را بر اساس انگیزه و شیوه طلب علم تقسیم میکند و از گروهی که علم را برای «الفقه والعقل» میخواهند یاد میکند.
[۳] احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ترجمه أبان بن تغلب، ص ۱۰ـ۱۲؛ نجاشی درباره ابان بن تغلب تصریح میکند که وی در حوزههایی چون قرآن، فقه، حدیث، ادب، لغت و نحو جایگاه علمی داشته است. درباره هشام بن حکم نیز بنگرید: همان، ص ۴۳۳، رقم ۱۱۶۴.
[۴] در گزارش مناظره معروف شامی با اصحاب امام صادق(ع)، امام(ع) افراد مختلف را برای مناظره در حوزه تخصصی خود فرا میخواند؛ از جمله حمران در کلام، ابان بن تغلب در زبان عربی و دیگر شاگردان در فقه و دیگر حوزهها. بنگرید: الکافی، ج۱، کتاب فضل العلم، باب «الاضطرار إلی الحجة»، و نیز گزارشهای مربوط به مناظرات اصحاب امام صادق(ع).
[۵] درباره مناظرات امام صادق(ع) با مخالفان فکری و جریانهای مختلف، بنگرید: The Life of Imam Ja‘far Al-Sadiq، بخش «His Reasoning and Debates».
[۶] درباره ارجاع مناظرهکنندگان به شاگردان متخصص امام صادق(ع)، از جمله هشام بن سالم، حمران بن اعین، ابان بن تغلب، زراره و مؤمن الطاق، بنگرید به گزارشهای مربوط به مناظرات مدرسه امام صادق(ع).
[۷] محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، کتاب فضل العلم، باب «من عمل بغیر علم»، حدیث ۱، ص ۴۳: «العامل علی غیر بصیرة کالسائر علی غیر الطریق لا یزیده سرعة السیر إلا بعدا».
[۸] قرآن کریم، سوره زمر، آیات ۱۷ و ۱۸: «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَٰئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ».
نظر شما